در واکنش به ابتكار مدني مشاوران نسل Z شورای اطلاعرسانی دولت
پاسخ سازمان ملل به نامه جوانان نسل Z ایران
در نخستين روزهاي پس از حملات ايالات متحده و رژيم صهيونيستي به كشور عزيزمان در اسفند ۱۴۰۴، شوراي مشاوران نسل z شوراي اطلاعرساني دولت در جريان يك همفكري تلفني و مجازي، طرح اوليه يك كنش مدني بينالمللي را بررسي و برنامهريزي كرد. محور بحث، يافتن سازوكاري براي جلب توجه و اقدام نهادهاي بينالمللي به جنايات و پيامدهاي انساني حملات بود. نتيجه اين همفكري، انتخاب دبيركل و رييس دفتر امور جوانان سازمان ملل متحد به عنوان مخاطب يك نامه بود؛ انتخابي براي خروج از مسير ديپلماسي رسمي و ورود به ادبيات نهادي كه ماموريت اصلي آن حمايت از حقوق و آينده انسانها بهويژه جوانان است.
طرح اوليه، تهيه گزارشي مستند از خسارات و جنايتهاي غيرنظامي و ضميمه كردن آن به يك طومار امضا بود. هدف اين بود كه نامه صرفا يك بيانيه سياسي نباشد، بلكه بازتابدهنده خسارتهاي واقعي وارده و مطالبه شهروندان عادي باشد. بر همين اساس تصميم گرفته شد به جاي امضاي چند مقام سياسي يا چهره، امضاي چند ده هزار شهروند از استانهاي مختلف پاي نامه بنشيند.
پس از نهاييشدن چارچوب نامه، مرحله جمعآوري امضا آغاز شد. شوراي مشاوران نسل z، كميتههاي ۱۵گانه خود را فعال كرد. برخلاف كارزارهاي معمول امضاي اينترنتي، به دليل قطعي گسترده اينترنت و دسترسي محدود افراد از طريق پيامرسانها، روش اصلي در اين طرح، تماس تلفني مستقيم با افراد بود. روساي كميتهها به صورت شخص به شخص هدف و محتواي نامه را توضيح ميدادند و درخواست ثبت امضا ميكردند. در جريان همين تماسها، بسياري از افراد مناطق درگير، روايتهاي خود از خسارات و تلفات را نيز بازگو ميكردند كه همين گزارشها بعدا در مستندسازي محتواي نامه مورد استفاده قرار گرفت. همزمان با تماسهاي تلفني، سفرهاي استاني اعضاي شورا نيز در دستور كار قرار گرفت. نمونه شاخص اين روند، استان گلستان بود. به گفته مهدي ممشلو، مشاور استاندار گلستان، اين طرح با حضور مشاور نسل z رييس شوراي اطلاعرساني دولت در شهرستانهاي گرگان، بندرگز، كردكوي و گنبدكاووس اجرا شد. در نشستهايي با حضور ۶۰ تا ۱۰۰ نفر از جوانان و نوجوانان، ابعاد حقوقي و بينالمللي نامه تشريح و فرآيند ثبت امضا انجام شد. همزمان، يك پل ارتباطي در پيامرسان روبيكا ايجاد و پوستر اطلاعرساني نيز منتشر شد تا مشاركتكنندگان بتوانند مشخصات خود را براي ثبت امضا ارسال كنند. بر اساس آمار، تنها در چند روز نخست، چند هزار امضا در استان گلستان جمعآوري شد.
در استان مركزي نيز روند مشابهي طي شد. محمدمهدي صديق، از فعالان اين كارزار در استان مركزي، از جمعآوري شبانهروزي امضا با مشاركت دانشآموزان و دانشجويان نسل زدي استان خبر داد. به گفته او، اين فرآيند با همراهي استاندار و آموزش و پرورش انجام شد. اين فرآيند در ديگر استانها از جمله كرمانشاه، مازندران، اردبيل و... نيز انجام شد. اين نامه و طومار در زمان ارسال به ۱۰۰ هزار امضا رسيده بود و در كمتر از يك ماه بعد، به بيش از ۳۰۰هزار امضا رسيد.
اين نامه با شرح دقيق پيامدهاي انساني حملات آغاز ميشد؛ با آماري از كودكان كشته شده، دانشآموزاني كه پشت ميزهاي مدرسه جان باختند و خانوادههايي كه در يك چشمبرهمزدن همه چيز را از دست دادند. يكي از تلخترين فرازهاي نامه، اشاره به حمله به يك مدرسه دخترانه در شهري جنوبي بود؛ جايي كه به گفته نويسندگان، حمله موشكي در ميانه ساعات كلاسهاي درس رخ داد و دهها دانشآموز خردسال هرگز به خانههايشان بازنگشتند.
اما نويسندگان به همين سطح از روايت اكتفا نكردند. آنها قدم به قدم، مستندات خود را با ارجاع به مواد مشخصي از حقوق بينالملل بشردوستانه مستحكم كردند. در نامه، حمله به مناطق مسكوني، بيمارستانها، مراكز امدادي و مدارس، با استناد به كنوانسيونهاي چهارگانه ژنو و پروتكلهاي الحاقي آن، مصداق نقض تعهدات بينالمللي در تمايزگذاري ميان اهداف نظامي و غيرنظامي معرفي شده بود. همچنين با اشاره به كنوانسيون حقوق كودك، از جامعه جهاني خواسته شده بود به تعهد خود براي حفاظت از بقاي كودكان در درگيريهاي مسلحانه پايبند بماند. نامه يك بُعد ديگر هم داشت؛ دفاع از هويت فرهنگي. نويسندگان با اشاره به آسيب ديدن آثار ثبت شده در فهرست ميراث جهاني يونسكو، از جمله بناهاي تاريخي اصفهان و تهران، اين حملات را نه فقط جنايت عليه يك ملت كه تعرض به حافظه تمدني بشريت توصيف كردند و خواستار مداخله بر اساس كنوانسيون لاهه براي حمايت از اموال فرهنگي شدند. در نهايت، نامه سه خواسته مشخص را پيش روي سازمان ملل گذاشت؛ نخست، جلب توجه فوري جامعه بينالمللي به پيامدهاي انساني حملات بهويژه براي كودكان و نوجوانان؛ دوم، ترغيب به محكوميت صريح حملات و اقدام براي جلوگيري از تكرار آن و سوم، تشكيل سازوكاري مستقل براي مستندسازي خسارات و ارزيابي نقضهاي احتمالي حقوق بينالملل. نامه با پيوست طومار ۱۰۰ هزار امضايي (در گام نخست) و ۳۰۰ هزار امضايي (در گام بعد) جوانان و نوجوانان نسل زدي ايراني به نيويورك ارسال شد و يك ماه بعد، دفتر امور جوانان سازمان ملل متحد به آن پاسخ رسمي داد. در اين پاسخ كه به امضاي دكتر فيليپ پائوليه، رييس دفتر امور جوانان و معاون دبيركل در امور جوانان رسيد، ضمن ابراز اميدواري براي سلامتي جوانان ايراني، از شجاعت آنان براي تعامل با اين نهاد بينالمللي قدرداني شد. دفتر امور جوانان همچنين نگرانيهاي مطرح شده در نامه را مورد تاييد قرار داد و بر درخواست سازمان ملل براي كاهش تنشها، گفتوگو و حفاظت از غيرنظاميان، بهويژه جوانان تاكيد كرد. در فراز ديگري از اين پاسخ، با اعلام همبستگي با جوانان درگير در جنگها و منازعات در سراسر جهان، از ادامه طرح مطالبات و توسعه همكاريها با اين دفتر استقبال شد. دريافت پاسخ رسمي از مهمترين نهاد بينالمللي آن هم در ميانه يك درگيري نظامي، براي طراحان اين كارزار يك دستاورد محسوب ميشود؛ پاسخي كه نشان داد مسير ديپلماسي اجتماعي و كنشگري مدني نسل z، دستكم در كانالهاي ارتباطي سازمان ملل، مسدود نيست.
كارزار ۳۰۰ هزار نفري جوانان ايراني براي ارسال نامه به سازمان ملل، فارغ از نتيجه سياسياش، واجد يك پيام مهم بود: نسل z ايران، برخلاف تصورات كليشهاي، منفعل، ناآگاه و سرخورده نيست. اين نسل در بحرانيترين لحظات، بلد است چگونه از ابزارهاي مدني و بينالمللي استفاده كند، چگونه روايت خود را به گوش جهان برساند و چگونه از دل ويراني، پلي به سوي همبستگي جهاني بسازد. شايد تاريخ بعدها اين حركت را نه صرفا يك كارزار اعتراضي كه نقطه عطفي در بلوغ كنشگري مدني نسل جديد ايران بنامد.