بازخواني يك بيانيه
ميرآرمان عدناني
عهد ايران از نوسازي گفتمان اصلاحات تا گشايش در ساختار سياستورزي
در روزهاي اخير، فضاي سياسي ايران شاهد يك رويداد تشكيلاتي جديد بود. «حزب عهد ايران» با انتشار بيانيهاي تفصيلي در تاريخ ۸ شهريور ۱۴۰۵، آغاز به كار رسمي خود را اعلام كرد. اين تشكل جديد كه توسط جمعي از كنشگران باتجربه و اصلاحطلب دهههاي اخير پايهگذاري شده است، تلاش دارد در شرايط دشوار كنوني، طرحي نو براي سياستورزي در كشور دراندازد. از همين رو، قصد دارم در اين يادداشت به بررسي مانيفست اعلامي اين حزب و ويژگيهاي آن بپردازم.
۱. بازخواني سه ضلع يك پيمان: عدالت، همبستگي و دموكراسي- نام اين حزب خود گوياي دكترين فكري آن است؛ «عهد» سرواژهاي از سه مفهوم بنيادين «عدالت»، «همبستگي» و «دموكراسي» است. اين حزب، با فرارفتن از تعاريف صرفا جغرافيايي از «ايران»..
آن را به عنوان يك «دولت-ملت معاصر، تمدني ريشهدار و جامعهاي زنده» صورتبندي ميكند كه رشد آن در گرو تحقق يك قرارداد اجتماعي همهجانبه ميان شهروندان با يكديگر و ميان ملت و حاكميت است. بنيانگذاران اين جريان، با معرفي خود به عنوان اصلاحگراني كه بر دوش نسلهاي گذشته، از مشروطه تا امروز ايستادهاند، شعار محوري خود را «آرمانگرايي واقعنگرانه» قرار دادهاند. آنها معتقدند بقا و توسعه كشور مستلزم توازن پايدار ميان سه همبسته حياتي است: «عدالت و آزادي»، «امنيت و توسعه» و «حكومت و جامعه».
۲. عبور از شعار به سمت «سياست مسالهمحور»- يكي از نقاط تمايز بيانيه عهد ايران، نگاه كاربردي و غيرايدئولوژيك به عرصه سياست است. در ديدگاه اين حزب، سياست نه ميدان ستيز هويتي براي حذف رقيب، بلكه «هنر حل مساله» است. حزب عهد ايران مرزهاي سنتي ائتلافهاي سياسي را جابهجا كرده و خود را مايل به ائتلافهاي مسالهمحور با تمام نيروهايي ميداند كه آماده همافزايي براي حل مشكلات ملي و محلي هستند. علاوه بر اين، آنها با معرفي عدالتي چندبعدي -از عدالت اقتصادي و قضايي گرفته تا عدالت جنسيتي، ديجيتال و زيستمحيطي- تلاش ميكنند نقش «مدعيالعموم فقرا و بيپناهان» را ايفا كنند و در عين حال، به دنبال توانمندسازي و رشد طبقه متوسط جامعه باشند.
۳. متدولوژي تغيير: قانونگرايي انتقادي و نفي شوكدرماني- حزب عهد ايران مسير پيشروي خود را كاملا درونساختاري، خشونتپرهيز، تدريجي و در چارچوب قانون اساسي تعريف ميكند. با اين حال، آنها بر مفهوم خلاقانه «قانونگرايي انتقادي» پاي ميفشارند؛ رويكردي كه ضمن التزام به قانون، حق نقد قوانين ناعادلانه، اعتراض مسالمتآميز و تلاش براي اصلاح قوانين عادي و اساسي از مجاري قانوني را به رسميت ميشناسد. اين جريان، با مرزبندي آشكار با سياستهاي دفعي و شوكآور سياسي و اقتصادي، جايگاه ويژهاي براي صندوق راي قائل است و انتخابات عادلانه را نه يك «پيششرط» براي اصلاحات، بلكه «هدف و نتيجه« ممارستهاي مستمر انتخاباتي و رايهاي روزنهگشا ميداند. همچنين تاكيد صريح بر ضديت با استعمار دانش سياسي در جنوب جهاني و تلاش براي ارايه مدل توسعهاي متناسب با ميراث تاريخي ايران، نشان از بوميسازي گفتمان توسعه در اين جريان دارد.
۴. پاشنه آشيل احزاب سنتي و پاسخهاي تشكيلاتي «عهد ايران»- بسياري از احزاب در ايران، به دليل ساختار متمركز، پيرسالاري و ابهام مالي، پس از مدتي دچار بيتحركي ميشوند. بيانيه آغاز به كار عهد ايران نشان ميدهد كه طراحان آن تلاش كردهاند اين موانع را از طريق سازوكارهاي اساسنامهاي برطرف كنند.
برخي از مهمترين نوآوريهاي تشكيلاتي ارايه شده شامل موارد زير است:
٭ حق راي مستقيم تمام اعضا براي انتخاب دبيركل و اعمال محدوديت دوره تصدي او.
٭ تشكيل كميتههاي خودپالايي مالي براي پايش سلامت اقتصادي اعضا و مسوولان حزب.
٭ تخصيص سهميه جنسيتي مثبت در شوراي مركزي و درنظر گرفتن سهميه يكچهارمي براي جوانان زير ۴۰ سال.
٭ تمركززدايي با امكان تشكيل كانونهاي حزبي در سطح محلات شهري و روستاها.
٭ راهاندازي بازوهاي نهادي مانند «مدرسه» و «انديشكده» حزب، در كنار يك ستاد انتخاباتي دايمي براي پايش پساانتخاباتي عملكرد نمايندگان حزب در نهادهاي عمومي.
حزب عهد ايران مانيفست خود را با تعهد به ساختن «دولت دادگر و ملت توانگر» پايان ميدهد. در روزگاري كه فضاي سياسي كشور با چالشهاي ساختاري و كاهش سرمايه اجتماعي مواجه است، ظهور جرياني كه ميخواهد عقلانيت توسعهگرا، صيانت از محيطزيست، عدالت اجتماعي و دموكراسي درونحزبي را بهطور همزمان پيش ببرد، گامي اميدواركننده است. موفقيت نهايي اين جريان در گرو آن است كه آيا اين ايدههاي نوآورانه، در برخورد با واقعيتهاي سخت عرصه عملي كشور، ميتوانند به دستاوردهاي ملموس براي زندگي روزمره شهروندان تبديل شوند يا خير.