بمب زمان و تابآوري در جنگ
حميد روشنايي
روزي كه ترامپ و رژيم صهيونيستي به ايران حمله كردند، تصورشان آن بود كه ظرف چند روز جمهوري اسلامي سقوط خواهد كرد و ايران تسليم ميشود. اكنون چند ماه است كه از آن تاريخ ميگذرد و جنگ همچنان ادامه دارد. در حال حاضر موضوعات و دلايل ادامه جنگ تغيير كرده و مسائل جديدي براي دوطرف ايران و امريكا به وجود آمده است. يكي از مهمترين آنها، زمان است. براي امريكا گذشت زمان به معناي نزديك شدن به انتخابات مياندورهاي كنگره و سنا (كه با نارضايتي مردم اين كشور از ترامپ ميتواند به شكست جمهوريخواهان منجر شود) پايان ذخاير نفتي اين كشور، افزايش انفجاري قيمت بنزين و گازوييل (كه هماكنون نيز نسبت به شروع جنگ 2 دلار براي هر گالن افزايش يافته) تورم جهاني و به خصوص براي امريكا، نگراني كشورهاي دوست واشنگتن از شرايط اقتصادي جهان به دليل جنگ، نارضايتي كشورهاي عرب حاشيه خليجفارس از ادامه يافتن آن و... بوده و وضعيت سختي را براي رييسجمهور امريكا ايجاد كرده است. اما براي ايران نيز گذشت زمان به معناي حل نشدن مشكلات اقتصادي، افزايش تحريمهاي امريكا، فشار واشنگتن به ساير كشورها براي مشاركت در تحريم عليه ايران، تورم بيشتر، كاهش ارزش پول كشور، نارضايتي عمومي از فشارهاي اقتصادي، احتمال ورود ساير كشورها به جنگ با ايران به دليل بحران اقتصادي جهاني و بسته بودن تنگه هرمز، بازگشت رژيم صهيونيستي به جنگ و بمباران ايران، ادامه حمله به مراكز صنعتي، نظامي و مسكوني و كشته شدن تعداد بيشتري از مردم بيگناه توسط امريكا و... است و اين مساله دولت و مسوولان را در وضعيتي ناگوار قرار ميدهد. اكنون هر دو طرف در حال شرطبندي روي تابآوري مردم خود در اين برهه از زمان هستند، زيرا در اين هماورد، آن كس كه كوتاه بيايد، موقعيت خود در منطقه خليجفارس و جهان را باخته است. فراموش نكنيم ترامپ، جنگ را به منظور تغيير رويه حاكمان جمهوري اسلامي، حل مساله هستهاي ايران، كوتاه كردن دست ايران از نيروهاي نيابتياش در منطقه، از بين بردن توان موشكي ايران و... آغاز كرد اما اكنون موضوع باز نگه داشتن تنگه هرمز و عدم حمله ايران به پايگاههاي نظامي امريكا در منطقه است.
عقبنشيني واشنگتن از كمترين خواستههايش، به معناي شكست كامل در جنگ و هژموني امريكا در منطقه غرب آسيا ميباشد؛ موضوعي كه براي ترامپ يك كابوس است و قطعا موجب تحقير وي ازسوي رقباي دموكرات (و حتي دوستان جمهوريخواهش) خواهد شد و اهداف بعدي وي در مقابلهجويي با چين، به دست آوردن گرينلند، تحتتاثير قرار دادن دوستان اروپايي و غيراروپايي خود و... را با مشكل مواجه ميكند. اما در اين ميان، توافقنامه اسلامآباد بين ايران و امريكا وجود دارد كه عليرغم همه انتقادها ازسوي تندروهاي داخل ايران مبني بر اشتباه دولت پزشكيان در پذيرش آن، براي ترامپ و دولت او خوشايند نيست و به نوعي يك موفقيت براي تهران است. ايران تاكيد دارد كه كاخ سفيد بايستي به اين توافق بازگردد و مفاد آن كه مسائل مهمي همچون آينده حضور اسراييل در جنوب لبنان، مديريت تنگه هرمز، ادامه مذاكرات و... را در بر ميگيرد، به اجرا گذاشته شود. آنچه كه ظاهرا ترامپ خواهان آن نيست.
جنگ ايران و امريكا هماكنون در شرايط هماوردي و زورآزمايي بهسر ميبرد. آنچه دولت ترامپ در اين مدت مورد آزمايش گذاشته است مانند به شهادت رساندن رهبر و مقامات جمهوري اسلامي، كشتن كودكان، زنان و مردان بيگناه در مدارس، ورزشگاهها و حتي در مراسم عروسي، زدن زيرساختها، مقرهاي نظامي و انتظامي و... نتوانسته نتيجه مطلوب را به همراه داشته باشد. افزايش تحريمهاي اقتصادي و محاصره بنادر و مسير صادرات نفت نيز اگرچه موجب چالشهايي در شرايط اقتصادي ايران گذاشته است، با اين وجود هنوز به حدي نرسيده كه موفقيتي براي امريكا محسوب گردد. براي همين دو طرف به زمان چشم دوختهاند تا شايد شرايط آينده، بتواند گرهگشاي جنگ كنوني باشد.