يادداشتي بر كتاب «هنرمندان نوگراي مازندران»
ميراثداران هنر تبرستان
«هنرمندان نوگراي مازندران»، كتاب مصوري است كه مخاطب خود را به جهان فراخ آفريدههاي هنرمنداني ميبرد كه تحت تاثير گفتمان فرهنگي مازندران قدم به آفرينش هنري گذاشتهاند؛ در مقدمه آمده: «بيگمان نبايد پيكره انديشه تصويري اين منطقه را از ريشههاي ادبياش جدا ساخت. غناي انديشه ادبي در اينجا بستر روشنگري را رقم زد كه راهگشايي براي سمت و سو دادن به هنر تصويري شد. زبان تبري، آيينهاي ديني، مناسك مذهبي، باورهاي عاميانه، موسيقي و نغمههاي محلي...»
نگارنده اين سطور، كتاب را در كتابخانهاي در ايزدشهر يافت. از مقدمه كه بگذريم، در اين كتاب ميرسيم به صفحاتي مصور و پرشور و بسيار زيبا و تپنده مزين به گزيدهاي از آثار هنري پرشمار هنرمندان برخاسته از مازندران كه هر كدام پنجرهاي به روي هنر بومي گشودهاند؛ مولاييان در مقدمه تصريح داشته است كه در اين نقاشيها چندين گرايش را ميتوان بازجست؛ از آن جمله گرايشي متاثر از رئاليسم اروپا و روسيه كه به واقعگرايي و بازتاب طبيعت تمايل دارد و آن ديگري، گرايشي كه نگاه انسان معاصر را با دغدغههاي محلي و بعضا پستمدرنش بازمينماياند و در اين بخش از محمدزمان زماني و شاگردان مكتب او در بابل و ساري ياد ميكند كه نقاشيهايشان، متكي بر آن گرايش نخستين، اغلب يادآور سبك كمالالملك است و گرايش دوم را هم به پيروان مكتب حسن گلبابازاده و آتليهاش، آتليه آبي در بابل منتسب ميكند كه بستري بوده است براي همنشيني و برخاستن هنرمندان جوان و نوگرا از جمله احمد نصراللهي، رحيم مولاييان، بهروز اميدي، فريبرز زرشناس و ديگران.
و اما تصاوير كتاب، نقاشيها، رنگها و رويكردها؛ صفحاتي از كتاب كه مزين به نقاشيهاي نقاشان و هنرمندان نوگراي مازندران است، در واقع بخش اصلي كتاب را در برميگيرد و چنان بديع و زيبا صفحهآرايي شده است كه با خودش تامل و درنگ و جذبهاي زيباييشناسانه ميآورد؛ مكرمه قنبري زني را زير درخت اناري كشيده است در حالي كه تو گويي مناسكي نمادين در اين نقاشي بازنمايي شده است، كمي جلوتر نقاشيهاي مجيد بوستاني را ميتوان به تماشا نشست، آكرليك روي مقوا و نقوشي از پرندگان، شايد پرندگان جنگلهاي هيركاني و گيسوم... محبوبه جلاليان، اما تو گويي گلهاي طبيعت زادگاهش را در هالهاي تفكربرانگيز با مدادرنگي روي مقوا كشيده است، گلهايي زيبا، با فراوان خطوط و انحناهايي كه اثر را ميكوشد معنامند و واجد هويتي معنوي كند، رازانگيز و قصهگو.
نقاشيهاي رضا مهدينيا، اما با گاوهاي ستيزنده بر بستري سورئالگونه، فضايي ديگرگون آفريدهاند و جلوتر اشرف بهروشيان نقاشي زيبنده پرفروغ و تاباني كشيده است از اسبي اسطورهاي و نمادهايي آييني و بومي بر گرداگردش، نگارين و پرتلالو كه هر نقش آن برق و بارقه تاملي در ذهن و ضمير مخاطب مينشاند. اين شور و تامل را كمي جلوتر، در نقاشي زينب اسماعيلزاده كه تو گويي بازنماييكننده تقابل سنت و مدرنيسم است، بيشتر ميتوان بازيافت و همچنين در نقاشيهاي رازانگيز كتايون باقرزاده كه حزن و هراس و رهايي را آبستناند انگار، مشحون با المانهاي بومي، چيزهايي مثل قايق و درياي خروشان... .
و به اين ترتيب است كه حاصل همنشيني با اين كتاب دلگشا در جانپناه آن كتابخانه كوچك، اما دلباز و غني، ميشود دانشي كلي كه از سبك و معرفتشناسي نهفته در آثار نقاشان نوگراي مازندران اندوختهاي و تا وقتي كه از سفر بازگردي نيز همچنان گريبان تفكرت را رها نخواهد كرد.