يادداشتي بر «پيش از فردا» نمايشگاه نقاشيهاي مرجان طومار
ناكجاآباد، حافظه ويران و خاطره مخدوش
هومن هنرمند
«پيش از فردا» دربردارنده فيگورها و مناظري خيالي است برآمده از گذشته هنرمند. مناظر گاه انتزاعي و فاقد وجهي عيني ميشوند و فيگورها عمدتا از شكل متعارف يك فيگور فاصله دارند. بعضا به حيوانات شبيهاند يا اعضاي بدن آنها زير خطوط اكسپرسيو هنرمند گم شده. آنچه در آثار پيشين و مجموعه اخير مشترك است مكاني ناكجاآبادي است كه انگار با تكرار رنگها و اشكال مشابه حفظ ميشود. اين مكانهاي مفروض و خيالي بر هرچه كمرنگتر شدن قدرت حافظه دلالت دارند. گويي هنرمند در درستي و يادآوري صحيح خاطرات ترديد دارد. از نظر زيگموند فرويد خوابها تداعيگر بخشهاي سانسورشده روان انسان هستند. مضمون اكثر روياها از نظر فرويد ماهيتي جنسي دارد و با اشكال نماديني در خواب خود را نشان ميدهند. در كارهاي مرجان طومار شاهد نوعي ابهامِ در بازنمايي هستيم كه از به تصوير درآوردن كامل يك خاطره دور ميشود. در بسياري از كارها ميشود اشكال و رنگ و خطوط را نمادهايي فاليك دانست. كيفيت روياگونه آثار نشانگر فاصلهگيري عامدانه هنرمند از به تصوير كشيدن دقيق محتواي حافظه است. همچنين ميشود بسياري از فيگورها و تصاوير غير واضح موجود در كارها را در قالب مفاهيم جابهجايي و تراكم نظريه روياي فرويد خواند. شايد فيگورهاي حيواني جايگزيني نمادين از فيگورهاي انساني باشند يا شمايل نيمهكاره انساني تداعيگر يك شخص يا حتي خاطرهاي كامل باشند. آنچه مشخص است ناتواني در اتكا به حافظه يا يادآوري نيمهكاره يك خاطره يا حتي ساختگي بودن آن خاطره است. از ديدگاه فرويد اين وجهي از كاركرد روان انسان است كه بخشي از يك خاطره را حفظ ميكند و بخشي ديگر را فراموش ميكند. در كارهاي مرجان طومار كاركرد حافظه در تداعي خاطرات به قالب فرم درميآيد. فرمي كه خطوط اكسپرسيو و تركيببنديهاي آن شباهت به تداعي آزاد در نظريه فرويد مييابند. در اين ميان تنها بخشي از محتواي حافظه قابليت به تصوير درآمدن دارد. مابقي يا حذف شده يا خاطرهاي ساختگي هستند.
از منظري ديگر نام نمايشگاه (پيش از فردا) و بخشي از بيانيه هنرمند («پيش از فردا» براي من لحظه ايستادن در فاصلهاي ديگر است؛ جايي ميان گذشته و چيزي كه هنوز نيامده است.)، نمايانگر نيمنگاهِ هنرمند به آينده است. در واقع بخشي از اِلمانها و عناصر تصويري در كارها نه وابسته به گذشته، بلكه در جهت به تصوير كشيدن آينده ترسيم شدند. اين نگاه يادآور تصويري از مكانِ بهنمايش درآمده در كارهاست كه شبيه به يك ناكجاآباد است. ناكجاآبادي كه ساخته دنياي ذهني و شخصي هنرمند است و محتوايي انضمامي در جهان حقيقي ندارد.
كارهاي مرجان طومار عناصري متنوع و گوناگون دارند كه طبق نوشته او در بيانيه برگرفته از خاطراتي واقعي هستند. همچنين در نحوه كشيدن خطوط و رنگگذاريها كيفيتي اكسپرسيو دارند. اما در نهايت در نظر من تركيببنديها در فضايي سورئاليستي به تصوير در ميآيند. همچنين به آينده وابستهاند و تصويري از جهاني خيالي پديد ميآورند كه شبيه به ناكجاآباد است. تمامي اينها در كنار هم نمايشگر تصويري از يك جهانِ شخصي ساخته شده توسط هنرمند است كه چون رويايي شخصي عمل ميكند. او هنرمندي است كه در كارهايش ميشود نوعي ناتواني در اتكا به حافظه را ديد. همچنين آثار او نمايشگر ذهني هستند كه ممكن است خاطره را مخدوش به ياد آورد يا حتي به خاطرهاي ساختگي شكل دهد. اينها همه نشانگر قابليتِ زياد كارهاي مرجان طومار در تفسير هستند، آنچه او عامدانه در كارهايش با تخطي از به تصوير درآوردن عيني خاطره و شكل ندادن به فضايي عيني و ملموس به وجود آورده. قاعدتا تفسير من از اين آثار نيز يك تحليل ممكن از ميان تفسيرهاي گوناگونِ ممكن است.