ابهام در اعتبارات حوزه دانشآموزان بهزيستي
محمد علي جديدالاسلام
بخشي از افراد جامعه را توانجويان معلول تشكيل ميدهند. توانجويان معلول اغلب تحت پوشش بهزيستي قرار دارند تا با حمايتهاي دولت از حداقلها برخوردار شوند. يكي از نيازهاي اساسي توانجويان معلول كسب عمل و دانش است. بهزيستي طبق شرح وظايف ملزم است در دو بخش دانشآموزي و دانشجويي خدمات بدهد. دولت بر اساس قانون اساسي ملزم به حمايتهاي لازم از دانشآموزان و دانشجويان است تا از تحصيل علم باز نمانند. بهزيستي در بودجه سنواتي اعتباراتي جهت شهريه دانشجويي، اياب و ذهاب دانشآموزان و... دريافت ميكند. اعتبارات دريافتي بهزيستي جهت حمايت از توانجويان معلول شفاف نيست و ذينفعان نميتوانند برنامهريزي مدوني تهيه و اجرا كنند. اكثريت دانشجويان از پرداخت به موقع شهريه گلايه دارند. دانشآموزان از حق اياب و ذهاب خبر ندارند. ملزومات تحصيلي دانشآموزان اعم از كيف، قلم، دفتر و.... از واجبات است كه خانوادهاي تحت پوشش از تامين آنها به علت گراني عاجزند. بهزيستي اصل شفافسازي و پاسخگويي را كجدار و مريز طي ميكند. اخبار و دادههاي رييس بهزيستي و معاونين گنگ است مثلا؛ تامين ملزومات تحصيلي به ۲۴۲ هزار دانشآموز و ۱۹ هزار دانشجوي معلول كه ذكر خيري از اعتبارات تخصيصي و رقم كمك به ذينفعان نميشود. نكته جالبي كه اخيرا رييس بهزيستي كشور و معاون سلامت اجتماعي بهزيستي روي آن تاكيد كردهاند همانا، حمايت ۱۰۰ درصدي از دانشآموزان جا مانده از تحصيل است. چنانكه رييس سازمان بهزيستي كشور بيان كردهاند:
« عدهاي از دانشآموزان ما از تحصيل بازماندهاند كه ۲ هزار و ۸۰۸ نفر از اين دانشآموزان تحت پوشش سازمان هستند، هر كدام از آنها كه به سپهر تحصيل بازگردند، ماهانه دو ميليون تومان تشويقي به حسابشان واريز خواهيم كرد. هيچكس نبايد جا بماند و همه بايد در سپهر تعليم و تربيت قرار بگيرند.»
معاون سلامت اجتماعي سازمان بهزيستي كشور هم گفت: «بهزيستي امروز از يك سازمان صرف حمايتي عبور كرده و به متولي سلامت اجتماعي تبديل شده است و در همين راستا، امسال پوشش صددرصدي دانشآموزان جامانده از تحصيل را دنبال ميكنيم.» اكنون سوالي مطرح است، اگر بهزيستي حمايت لازمه را از دانشآموزان داشته و دارد، چرا بايد اين همه ترك تحصيل و جا مانده از سپهر تعليم و تربيت داشته باشيم. چرا مديران به ويژه رييس بهزيستي كشور شفافسازي و پاسخگويي را سر لوحه كار خود قرار نميدهند تا ضعفها و كاستيها نمايان گردد و پيدا شود. طي روزهاي اخير مواردي ديده شد كه قابل تأمل است؛پدري معلول، با ۳ فرزند كه ۲ فرزند دانشآموز دارد و با مراجعه به بهزيستي درخواست نوشتافزار كرد، ولي ترتيب اثر داده نشد. مددجويان بهزيستي در تامين اقلام ضروري زندگي، حتي آب و نان درماندهاند، چه رسد به نوشتافزار و هزينههاي ثبتنام دانشآموزي كه تمايل به تركتحصيل را افزايش ميدهد. چرا بهزيستي، قبل از واقعه چاره علاج را تدبير نميكند. آيا آمار دقيقي از دانشآموزان تحت پوشش نميتوان تهيه كرد. حتما بايد كارد به استخوان معلول و دانشآموزان برسد و ترك تحصيل كنند تا اعتبار تشويقي جهت بازگشت به مدرسه تصويب شود. آيا عواقب تركتحصيل دانشآموزي و خسارات به شخص، خانواده و جامعه بيش از تخصيص اعتبارات حمايتي نخواهد بود. اميدواريم دولت به ويژه بهزيستي، به عنوان متولي امور معلولين و خانوادها تدبير كند تا شروع سال تحصيلي،كمتر شاهد نگراني دانشآموز و خانوادها از نظر تهيه كيف، كفش، قلم و دفتر و... كودكان و نوجوانان آيندهساز كشور باشيم انشاءالله.