• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6435 -
  • 1405 دوشنبه 13 مهر

صنعاي پاييز ۲۰۲۶

عبدالناصر سعيد

تثبيت راهبردي در ساحل غربي و بازتعريف موازنه درياي سرخ

تحولات شتابان هفته‌هاي گذشته در غرب و جنوب يمن، معادله بحران ده‌ساله اين كشور را وارد مرحله‌اي نوين كرده است؛ مرحله‌اي كه در آن صنعا از موضع «دفاع واكنشي و مديريت بحران بقا» به مرحله «تثبيت حاكميت سرزميني و اعمال نفوذ ژئوپليتيك» گذر كرده است. آنچه نيروهاي دولت مستقر در صنعا (انصارالله) در روزهاي اخير رقم زدند، يك مانور مقطعي نيست، بلكه بازطراحي عيني موازنه قدرت بر مبناي سه دستاورد همزمان است:

 ۱. تثبيت مادي بر گلوگاه باب‌المندب- مهم‌ترين نقطه عطف ميداني، تسلط نيروهاي صنعا بر شهر و بندر استراتژيك «المخا» و به دنبال آن جزيره حياتي «ميون» (پريم) در ميانه تنگه باب‌المندب بود. ارزش اين دستاورد در آن است كه نفوذ صنعا بر اين آبراه بين‌المللي را از «بازدارندگي پرتابه‌اي و موشكي از راه دور» به «اشراف توپوگرافيك و سرزميني مستقيم» ارتقا داد. همان‌گونه كه موسسات مطالعاتي بين‌المللي نظير «چتم‌هاوس» نيز اذعان كرده‌اند، اين پيشروي مهم‌ترين دگرگوني در نقشه ژئوپليتيك يمن طي سال‌هاي اخير به شمار مي‌رود. صنعا نشان داد كه امنيت و پايداري دريانوردي در درياي سرخ ديگر بدون در نظر گرفتن موقعيت زميني و حقوق حاكميتي آن قابل تضمين نخواهد بود. با اين حال، اين اشراف سرزميني به معناي كنترل مطلق بر كشتيراني بين‌المللي نيست؛ امنيت باب‌المندب محصول مجموعه‌اي از عوامل است، از جمله حضور قدرت‌هاي دريايي خارجي، واكنش كشورهاي ساحلي، توان نظامي عربستان و متحدانش و مهم‌تر از همه، تصميم بازيگران يمني درباره مرز ميان فشار نظامي و حفظ جريان تجارت بين‌المللي. اهميت دستاورد صنعا در اين است كه حذف آن از ترتيبات آينده امنيت درياي سرخ را دشوارتر كرده است، نه اينكه به ‌تنهايي اختيار كامل اين آبراه را در دست گرفته باشد.

۲. فشار بر خطوط مواصلاتي جنوب و چندپارگي اردوگاه رقيب- امتداد اين عمليات به ارتفاعات مشرف بر حومه جنوبي و غربي استان تعز (محورهاي بني‌عمر، الحجريه و اخلال در شريان لجستيكي تعز- عدن) ... 

دستاوردهاي ساحلي را به يك عمق دفاعي متصل ساخت.  اين پيشروي البته محصول دو عامل همراستا بود: آمادگي رزمي نيروهاي صنعا از يك‌سو و تعميق بحران بي‌اعتمادي و چندپارگي در اردوگاه ائتلاف رقيب-به‌ويژه ميان رياض و حزب «الاصلاح»-از‌سوي ديگر. با اين همه، نبردهاي شديد پيرامون مركز شهر تعز و تداوم تبادل آتش و بمباران‌هاي متقابل هوايي نشان مي‌دهد كه طرف‌هاي مقابل نيز حاضر به پذيرش آسان اين واقعيت جديد نيستند و موازنه همچنان در بستري از «بازدارندگي پرهزينه و متقابل» جريان دارد. حملات هوايي گسترده به مناطق تحت كنترل صنعا و گزارش برخورد پرتابه‌اي با يك مدرسه در نجران، صرف‌نظر از اختلاف درباره منشا آن، نشان مي‌دهد كه هيچ‌ يك از دو‌طرف هنوز قادر به حذف ديگري نيست. برتري هوايي و مالي عربستان در مقابل قدرت جغرافيايي، موشكي و پهپادي صنعا، معادله‌اي نامتقارن، اما متقابل پديد آورده كه جايگزيني براي سازوكار سياسي ندارد.
۳. پيوند دستاورد نظامي با «كارآمدي خدماتي و اقتصادي»
وجه تمايز صنعا در اين دوره، تلاش هدفمند براي تثبيت مشروعيت داخلي بود؛ اقدامي كه صداي آن كمتر در محافل تبليغاتي شنيده مي‌شود:  حكمراني زير فشار: اعلام و افتتاح بيش از ۱۲۰۰ پروژه خدماتي و زيربنايي در پايتخت (به ارزشي فراتر از ۵۶ ميليارد ريال يمن) در كنار ۱۱۸ طرح توسعه‌اي در مناطقي چون الضالع، به‌ويژه اتكا به شبكه‌هاي انرژي خورشيدي براي نجات زيرساخت‌هاي درماني و آب شرب، نشان داد كه اين ساختار در پي اثبات توان مديريت مدني است. در كشوري كه زيرساخت‌هاي آن طي سال‌ها جنگ آسيب ديده، تامين آب، برق، راه و خدمات درماني تنها يك امر فني نيست، بلكه بخشي از رقابت بر سر مشروعيت سياسي محسوب مي‌شود. ديپلماسي بندري و جذب تجارت: اقدام فوري صنعا در اعلام تخفيف‌هاي ۵۰درصدي بر عوارض گمركي و خدمات بندري در بنادر تحت كنترل خود ازجمله المخا، رقابت را از سنگرهاي خاكي به شريان‌هاي مالي كشاند؛ ابتكاري كه هدف آن سوق دادن مسير تجاري بخش خصوصي به مناطقي است كه بخش عمده جمعيت يمن در آن ساكنند. با اين حال، آثار واقعي اين سياست را نه در متن اعلاميه‌ها، بلكه بايد در حجم ورود كشتي‌ها، قيمت كالاهاي اساسي و هزينه نهايي مصرف‌كننده سنجيد.
كانون تصميم‌گيري در خود يمن است- در تحليل اين رويدادها، تكرار كليشه‌هاي رايج كه هر تحول ميداني را به رقابت‌هاي منطقه‌اي يا دستور مستقيم تهران تقليل مي‌دهند، مانع از درك ديناميك‌هاي واقعي يمن مي‌شود. مركز اراده، ارزيابي منافع ملي و صدور فرمان در صنعاست.
انصارالله يك بازيگر اصيل، مستقل و ريشه‌دار يمني است كه برمبناي درك خود از امنيت سرزميني، مطالبات جامعه و حقوق حاكميتي يمن عمل مي‌كند. همگرايي‌هاي منطقه‌اي يا حمايت‌هاي سياسي، جايگزين اراده ملي يك جنبش مستقل نيست. نگاه واقع‌بينانه ايجاب مي‌كند نيروهاي خارجي بپذيرند كه با يك دولت مستقر و داراي پايگاه عميق اجتماعي روبه‌رو هستند نه يك ابزار نيابتي.
نتيجه- تحولات پاييز ۲۰۲۶ نشان داد كه بازگشت به وضعيت پيشين و كنار گذاشتن صنعا از معادله يمن با ابزارهاي صرفا نظامي يا مالي دشوار شده است. قدرت جديدي كه كنترل المخا، اشراف بر باب‌المندب و مديريت خدمات ميليون‌ها شهروند را توامان در دست دارد، نقشه بازي را تغيير داده است. اما اين قدرت فزاينده، مسووليت صنعا را نيز درقبال جان غيرنظاميان، آزادي تجارت، اداره شفاف منابع و فراهم كردن زمينه گفت‌وگوي ملي سنگين‌تر مي‌كند. قدرتي كه خواهان به ‌رسميت‌ شناخته ‌شدن است، بايد نشان دهد كه مي‌تواند ميان بازدارندگي و خويشتنداري، ميان اقتدار و پاسخگويي و ميان پيروزي نظامي و صلح پايدار تمايز قائل شود. هرگونه راه‌حل پايدار براي آينده يمن و ترتيبات امنيتي آبراه‌هاي بين‌المللي، ناگزير بايد از مسير گفت‌وگوي يمني-يمني، احترام به استقلال تصميم‌گيري صنعا و پذيرش واقعيت‌هاي تثبيت شده بر زمين بگذرد. باب‌المندب مي‌تواند اهرم يك منازعه بي‌پايان باقي بماند يا به نقطه آغاز ترتيباتي تازه براي امنيت جمعي تبديل شود. انتخاب ميان اين دو مسير، پيش و بيش از هر پايتخت ديگري، در خود يمن صورت خواهد گرفت.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون