مهدي بيك اوغلي| احتمال يك ماجراجويي تازه از سوي امريكا و اسراييل محتملتر است يا اينكه دست بالاي ديپلماسي نهايتا باعث احياي تفاهم اسلامآباد ميشود؟در حالي كه تحركات ديپلماتيك براي كاهش تنشها در منطقه ادامه دارد، ارزيابيها درباره چشمانداز مذاكره ميان ايران و امريكا همچنان با احتياط و ترديد همراه است. محمدعلي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به رفت و آمدهاي ديپلماتيك اخير در تهران، مذاكره را ضرورتي براي پايان دادن به جنگ دانسته، اما در عين حال تاكيد ميكند كه هر گفتوگويي بايد در شرايطي متوازن شكل بگيرد. او بياعتمادي به امريكا را يكي از محورهاي مشترك در مواضع مسوولان ايران خواند و با اشاره به تاثير تحولات سياسي و انتخاباتي در اسراييل و ايالات متحده، نسبت به نزديك بودن توافقي منتهي به صلح ابراز ترديد كرد. حشمتالله فلاحتپيشه، نماينده اسبق مجلس نيز در تحليل خود از مناسبات ايران و امريكا، پيامهاي اخير واشنگتن را نه ابتكاري ديپلماتيك، بلكه حامل ضربالاجل و مطالباتي سختگيرانه توصيف كرد. او معتقد است امريكا در پي محدود كردن بخش مهمي از توانمنديهاي هستهاي و نظامي ايران است و پيشنهادهايش، از نگاه تهران، بيش از آنكه زمينهساز توافق باشد، به تسليمطلبي شباهت دارد. فلاحتپيشه در عين حال با اشاره به ملاحظات انتخاباتي امريكا و تحركات نظامي ايران، بر تلاش تهران براي نشان دادن هزينهها و آسيبپذيريهاي هرگونه تقابل تاكيد كرد؛ رويكردي كه به باور او ميتواند در كنار بازدارندگي، مسير ديپلماسي را نيز باز نگه دارد.
ابطحي: شرايط ايجاب ميكند كه طرفين نيازمند بازگشت به ميز گفتوگو باشند
محمدعلي ابطحي، عضو مجمع روحانيون مبارز در گفتوگو با «اعتماد»، ضمن ارزيابي تحولات و تحركات ديپلماتيك اخير در تهران، چشمانداز مناقشات منطقهاي و فرامنطقهاي را تحليل ميكند. او با تاكيد بر اينكه هيچ جنگي بدون مسير مذاكره به پايان نميرسد، تصريح ميكند كه روزهاي پيش رو به دليل تقارن با تحولات سياسي و انتخاباتي در اسراييل و ايالات متحده، در حساسترين و پيچيدهترين مقطع ممكن قرار دارد. ابطحي يادآور ميشود: «من از اينكه تهران به چهارراه ديپلماسي تبديل شده است، خرسندم. بهطور طبيعي، هيچ جنگي بدون مذاكره به نقطه پايان نميرسد و شرايط كنوني ايجاب ميكند كه طرفين مناقشه نيازمند بازگشت به ميز گفتوگو باشند. با اين حال، مساله اصلي و حياتي اين است كه مذاكرات بايد در بستر و شرايطي كاملا متوازن شكل بگيرد تا منافع طرفين تامين شود.»
او ادامه ميدهد: «در جريان تحركات ديپلماتيك اخير و سلسله گفتوگوهاي انجامشده در تهران، يك اصل مشترك و برجسته در ميان مواضع مسوولان كشور به چشم ميخورد و آن، بياعتمادي عميق به رويكرد ايالات متحده در فرآيند مذاكرات است. اين بياعتمادي، بازتابدهنده واقعيتهاي تاريخي و عملكرد گذشته واشنگتن است و اينكه طيفهاي مختلف نخبگان و تصميمسازان كشور به اين اجماع رسيدهاند كه نميتوان به راحتي به تعهدات امريكا اعتماد كرد، نكتهاي بازدارنده، اما واقعبينانه در فضاي سياسي كشور به شمار ميرود.» ابطحي در بخش ديگري از ارزيابي خود پيرامون افق پيشروي توافقات ديپلماتيك، به نقش مولفههاي انتخاباتي اشاره كرد و گفت: «ارزيابي من اين است كه ما در حال گذراندن روزهايي بسيار حساس و سرنوشتساز هستيم. در اين ميان، دو انتخابات در ائتلاف غرب نقشآفرين است؛ انتخابات ايالات متحده و انتخابات داخلي اسراييل. به نظر ميرسد مهمترين هدف دولت بنيامين نتانياهو در اسراييل اين باشد كه با توجه به نتايج نظرسنجيهاي نامطلوب، روند برگزاري انتخابات را به تعويق بيندازد. تجربه نشان داده است كه راه انداختن و استمرار چنين روندهايي عموما در بستر تنش و بحرانهاي امنيتي امكانپذير است؛ بنابراين احتمال اينكه صهيونيستها بخواهند عمدا شرايط را به سمت بحرانهاي فرسايشي سوق دهند، بسيار بالاست.»
او ميافزايد: «با عنايت به تحولات روز گذشته در تهران و فضاي سنگين حاكم بر مناسبات، معتقدم كه ما هنوز فاصله نسبتا زيادي با يك توافق نهايي منتهي به صلح پايدار داريم. با اين وجود، اميدواري بنيادين اين است كه آنچه در عمل رخ ميدهد، در نهايت بتواند به ثبات منطقه و تامين منافع و آينده بهتري براي مردماني كه هزينه اين تنشها را متحمل شدهاند، ياري برساند.» اين چهره سياسي در ادامه در پاسخ به اين پرسش« اعتماد» كه آيا ورود بازيگران كليدي همچون چين و روسيه ميتواند تضمينكننده احياي توافقات احتمالي باشد، تصريح كرد: «در خصوص جايگاه روسيه در معادلات كنوني بايد گفت كه مسكو در موقعيت و شرايط بسيار ويژهاي قرار گرفته است. از يكسو، روسها روابط و كانالهاي ارتباطي نزديكتري با مقامات امريكايي برقرار كردهاند كه اين همگرايي در برخي سطوح ميتواند به نفع منافع كلان ما مديريت شود و از سوي ديگر، واشنگتن با رويكردهاي تحقيرآميزي كه نسبت به اوكراين و شخص رييسجمهور اين كشور اعمال ميكند، به دنبال به حاشيه راندن بحران جنگ اوكراين است تا تمام تمركز خود را معطوف به ايجاد يك اجماع جهاني عليه ايران كند. اين سياست دوگانه، سطح پيچيدگيهاي امنيتي و ديپلماتيك را براي كشور ما بهشدت افزايش ميدهد. با وجود اين تحولات، من نقشآفريني روسيه و چين را در مقطع فعلي لزوما در چارچوب يك «تضمينكننده قطعي» براي توافق ارزيابي نميكنم.» ابطحي يادآور ميشود: «روابط با اين دو قدرت بزرگ در نهايت ميتواند به نفع منافع راهبردي ايران باشد، اما در شرايط كنوني، مسكو و پكن بيش از آنكه ضامن توافق هستهاي باشند، به دنبال حلوفصل كلانمسائل بينالمللي فيمابين خود و ايالات متحده هستند و بالطبع پرونده ايران نيز يكي از محورهاي مهم مورد توجه تمامي بازيگران اين عرصه به شمار ميرود.» ابطحي در پايان خاطرنشان ميكند: «برآيند كلي تحولات نشان ميدهد كه شايد صلح در دسترس و بسيار نزديك نباشد، اما اين مسيري است كه دستگاه ديپلماسي كشور ناگزير از طي كردن آن براي مهار تنشهاست.»
فلاحت پيشه: امريكاييها موضع
سختگيرانهتري را به تهران ابلاغ ميكنند
برخلاف ابطحي كه معتقد است وزن ديپلماسي در تحركات اخير و آيند و روندها ثقيلتر است، حشمت فلاحتپيشه، نماينده اسبق مجلس از زاويهاي متفاوت به بحث ورود كرده و معتقد است كه امريكا تلاش ميكند در صورت امكان ماجراجوييهاي تازهاي در منطقه ترتيب دهد. اين عضو پيشين كميسيون امنيت ملي مجلس با تشريح پشت صحنه تحركات ديپلماتيك اخير ميان ايران و امريكا تاكيد كرد كه طرحهاي واشنگتن بيشتر بوي ماجراجوييهاي تازه و اولتيماتوم ميدهد، اما ايران نيز با رصد تحولات، آسيبپذيريهاي طرف مقابل را به رخ ميكشد تا گزينه ديپلماسي تقويت شود. فلاحتپيشه كه با «اعتماد» گفتوگو ميكرد با اشاره به فضاي حاكم بر مناسبات ايران و ايالات متحده و تحولات تنشزاي منطقهاي، ارزيابي صريحي از آخرين پيامهاي ديپلماتيك ردوبدلشده ارايه داده و تصريح ميكند كه سطح توقعات از ديپلماسي بايد متناسب با واقعيتهاي عيني ميدان تعريف شود.
او ادامه ميدهد: « من اعتقادم بر اين است كه به هر حال «عاصف منير» پيامآور آخرين خواستههاي امريكا و در واقع، ضربالاجل اين كشور به ايران بود. يعني معتقدم اين مقام در قالب يك طرح ابتكاري ديپلماتيك به ايران نيامد. به هر حال، سطح توقع از ديپلماسي هم بايد در حد واقعيتهاي موجود تعريف شود. واقعيت قضيه اين است كه آن چيزي كه در امريكا الان به تصميم رسيدهاند، به اصطلاح اين است كه حتما بايد بخش عمدهاي از قابليتهاي هستهاي و نظامي ايران را (چه در جنگ و چه با يك توافق) مهار كنند. اين سياستي است كه مشخصا امريكاييها بعد از شكست تفاهم اسبق در پيش گرفتند و لذا به همين دليل است كه حتي پاسخي كه به پيشنهادهاي ايران ميدهند، پاسخي است كه بيشتر توام با اولتيماتوم است و در هر پاسخ هم، امريكاييها موضع سختگيرانهتري را به تهران ابلاغ ميكنند. در سوي مقابل، ايران هم ابزارها و گزارههايي را در اختيار دارد كه با استفاده از آنها تلاش ميكند طرف مقابل را ناچار به توافق كند. خب، اين واقعيت تحولاتي است كه ميان دو طرف وجود دارد.» فلاحتپيشه در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه آيا امريكاييها ممكن است پيش از انتخابات دست به ماجراجويي عليه ايران بزنند، يادآور ميشود: «بهطور مشخص در حوزه زماني، امريكاييها بهشدت تلاش ميكنند كه قبل از انتخابات ۱۲ آبان وارد جنگ با ايران نشوند تا به اصطلاح، انتخابات تحتالشعاع اين جنگ قرار نگيرد و خب هرچند كه مجموع انتخابات از حالا تكليفش مشخص است و رقابت بر سر فقط هفت كرسي سنا الان وجود دارد. هرچند ۳۹ كرسي به راي گذاشته ميشود، اما در 7 كرسي است كه رقابت خيلي جدي بر سرش جريان دارد. »
او ميافزايد: « در مجلس نمايندگان هم به هر حال رقابت به گونهاي شرايط شكل گرفته كه موضوع ايران تا حد زيادي از قالب انتخاباتي امريكا درآمده است. به همين دليل، طرحهايي كه امريكا ميدهد براي توافق نكردن است؛ يعني بيشتر به دنبال يك شرايط تسليمگونه عليه ايران است و به همين دليل هم هست كه اين طرحها به نتيجه نميرسد.»
اين نماينده اسبق مجلس در ادامه با اشاره به واكنشهاي ميداني و نظامي تهران تصريح ميكند: «به هر حال، ايران هم كارتهاي برندهاي دارد و در حال انجام تحركاتي است كه اين تحركات به معناي به اصطلاح پيشبيني جنگ است. يعني دادههاي موجود نشان ميدهد كه ايران تحركات طرف مقابل را پيشبيني كرده و نوع تحركات نظامي كه ايران دارد انجام ميدهد، نشاندهنده اين است كه در داخل ايران هم به اين نتيجه رسيدهاند كه جنگ نبايد غافلگيركننده باشد؛ اين واقعيت ميداني تحولات است.»
فلاحتپيشه ميگويد: « به همين دليل، ايران تا جايي كه امكان دارد سعي ميكند آسيبپذيريهاي امريكا و متحدانش را به رخ بكشد؛ شايد با نشان دادن اين آسيبپذيريها و برجسته كردن اين آسيبها، هم بازدارندگي ايجاد كند و هم امريكا را وادار كند كه يك توافق ديپلماتيك واقعي را در دستور كار قرار دهد. اين مسير، سخت و پرپيچ و خم است، اما در حال حاضر تنها راهكار مديريت تنش در غياب كانالهاي اعتمادپذير محسوب ميشود.»