استفاده نسل Z از محصولات هوش مصنوعي و تاثير آن بر پايداري زيستمحيطي: مقايسهاي ميانفرهنگي
مترجم| نيكنام فرهند
محصولات هوش مصنوعي (AI) نقشي مهم در دستيابي به پايداري زيستمحيطي (environmental sustainability) ايفا ميكنند. اين محصولات ميتوانند در مصرف منابع گوناگون (مانند انرژي و آب) صرفهجويي كنند، هزينهها را كاهش دهند و پسماندها را بهتر مديريت كنند. با اين حال، شناخت ما از عوامل تعيينكننده (determinants) استفاده از محصولات هوش مصنوعي و تاثير آنها بر پايداري زيستمحيطي نسبتا اندك است، بهويژه در كشورهاي در حال توسعه. براي پر كردن اين شكاف در ادبيات پژوهشي (literature)، اين مطالعه با ادغام دو نظريه شناختهشده - نظريه يكپارچه پذيرش و استفاده از فناوري (UTAUT) و نظريه انگيزش حفاظت (PMT) - مدلي نظري (theoretical model) طراحي ميكند تا عوامل موثر بر استفاده نسل زد (Generation Z) از محصولات هوش مصنوعي و تاثير آنها بر پايداري زيستمحيطي را تبيين كند. سپس مدل طراحيشده با رويكرد مدلسازي معادلات ساختاري با كمترين مربعات جزیي (PLS-SEM) و بر پايه دادههاي گردآوريشده از ۵۶۲ پاسخدهنده در مالزي و تركيه ارزيابي شد. در حالي كه انتظار تلاش (effort expectancy)، انتظار عملكرد (performance expectancy)، تاثير اجتماعي (social influence)، شدت ادراك شده (perceived severity)، اثربخشي پاسخ (response efficacy) و هزينههاي پاسخ (response costs) از محركهاي مهم رفتار سبز (green behavior) در ميان افراد مالزيايي هستند، در ميان افراد ترك انتظار تلاش، شرايط تسهيلگر (facilitating conditions)، شدت ادراك شده، اثربخشي پاسخ و هزينههاي پاسخ عوامل تعيينكننده اساسياند. جالب اينكه ميان اهميت ارزيابيهاي مقابلهاي (coping appraisals)- يعني خودكارآمدي (self-efficacy)، اثربخشي پاسخ و هزينههاي پاسخ- در اين دو گروه تفاوت معناداري وجود ندارد. يافتهها سهمهاي متعددي در ادبيات پژوهشي هوش مصنوعي و پايداري زيستمحيطي دارند و بينشهاي ارزشمندي براي دستاندركاران (practitioners)،سياستگذاران(policymakers) و توسعهدهندگان محصولات هوش مصنوعي ارايه ميدهند.
هوش مصنوعي و اهداف توسعه پايدار
اهداف توسعه پايدار (SDGs) چارچوبي كارآمد براي ارزيابي اثر هوش مصنوعي بر حوزههاي گوناگون و شناسايي تعاملهاي ممكن ميان آنها فراهم ميكنند. ۱۷ هدف توسعه پايدار در سه دسته تقسيم ميشوند: محيطزيست، اقتصاد و جامعه. هوش مصنوعي ميتواند بر ۷۹ درصد از اهداف توسعه پايدار اثر مثبت بگذارد و در ميان اين سه دسته، پايداري زيستمحيطي بيشترين ظرفيت را دارد، چراكه ۹۳ درصد از اهداف آن بهطور مثبت متاثر ميشوند. هيات بين دولتي تغييرات اقليمي (IPCC) تاكيد كرد كه براي حفظ سطح «اطمينان بالا» (high confidence) در مهار افزايش دما در حد ايمن، انتشارهاي جهاني بايد دستكم تا سال ۲۰۵۰ به صفر خالص (net zero) برسد. دولتها و شركتها بهتدريج براي تحقق اهداف انتشار صفر خالص به نوآوريهاي فناورانه روي ميآورند. پيشبيني ميشود فناوريهاي مبتني بر هوش مصنوعي تا سال ۲۰۳۰ به كاهش ۴ درصدي انتشارهاي جهاني كمك كنند. در چند سال اخير، دستاندركاران، دانشگاهيان و عموم مردم همگي به اين موضوع علاقهمند شدهاند كه مدلهاي كسبوكار (business models)، فرآيندهاي اجتماعي و محصولات چگونه با فناوريهاي ديجيتال دگرگون ميشوند. مهندسان نوآوريهاي بسياري مبتني بر هوش مصنوعي براي بهبود پايداري زيستمحيطي محصولات مختلف توسعه دادهاند. اين نوآوريها تواناييهاي گوناگوني را در بر ميگيرند، از جمله يادگيري مبتني بر تجربه، تصميمگيري، درك خودمختار (autonomous) محيط و همكاري بهبود يافته با انسانها و ماشينهاي ديگر. هوش مصنوعي به محصولات توانايي ميدهد كه مسائل زيستمحيطي را از راه اقدامات خودمختار مديريت كنند. براي نمونه، شركتهاي توسعه نرمافزار رباتهايي مبتني بر هوش مصنوعي ساختهاند كه شهرها، بركهها، محلهها و خانهها را بهطور خودكار از آلايندهها و زباله پاك ميكنند. همچنين انتظار ميرود هوش مصنوعي بر پيامدهاي زيستمحيطي، بهرهوري جهاني و برابري و فراگيري (inclusion) اثر بگذارد. استدلال ميشود كه سرمايهگذاري در هوش مصنوعي به پايداري توسعه در سطح جهان كمك ميكند، زيرا عاملي حياتي در بهرهوري و پيشرفت اقتصادي است. از ديدگاه سيستمهاي اطلاعاتي (IS)، هوش مصنوعي ميتواند راهكارهايي براي به حداقل رساندن اثر ابتكارهاي فناورانه فراهم كند.
شكاف پژوهشي و هدف اين مطالعه
با وجود مزاياي ياد شده، درك پيامدهاي مهم، چه مثبت و چه منفي، استفاده از فناوريهاي مبتني بر هوش مصنوعي و ارتباط آنها با پايداري زيستمحيطي ضروري است. كارشناسان بر اين باورند كه هوش مصنوعي راه را براي پرداختن به مجموعهاي از نگرانيهاي زيستمحيطي و مديريت آنها هموار خواهد كرد. با اين حال، اثرهاي اصلي تسهيلكننده (enabling) و بازدارنده (inhibiting) هوش مصنوعي بر پايداري زيستمحيطي بايد با دقت شناخته شوند، چراكه اين فناوري به سرعت در حال گسترش است و هر روز بر زندگي ميليونها نفر در سراسر جهان اثر ميگذارد. پاپاگيانيديس و ماريكيان (Papagiannidis & Marikyan, 2022) اين ادعا را تاييد كردند و اشاره داشتند كه پژوهشهاي آينده بايد بر بررسي اثر نوآوريهاي فناوري اطلاعات(IT) بر پايداري زيستمحيطي متمركز شوند. افزون بر اين، اينكه افراد پيامدهاي محصولات هوش مصنوعي- مانند رباتها، دستيارهاي صوتي (voice assistants)، سامانههاي توصيهگر (recommender systems) و خانههاي هوشمند- را چگونه درك ميكنند، كمتر پژوهش شده است.
بر اساس ادبيات بررسيشده و دانش نويسندگان، هيچ پژوهشي عوامل موثر بر استفاده از محصولات هوش مصنوعي و تاثير آنها بر پايداري زيستمحيطي را بررسي نكرده است. از اين رو، اين پژوهش ميكوشد با ادغام دو نظريه شناختهشده UTAUT و PMT اين شكاف را در ادبيات پر كند و عوامل موثر بر استفاده نسل زد از محصولات هوش مصنوعي و تاثير آن بر پايداري زيستمحيطي را تبيين كند. اين هدف با گردآوري داده از تركيه و مالزي دنبال ميشود تا روشن شود آيا تفاوتهاي ميانفرهنگي (cross-cultural) بر عوامل موثر بر استفاده از محصولات هوش مصنوعي اثر ميگذارد يا نه؟
منبع: https: //www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/