اراده توكيو؛ آمادگي تهران
عبدالرحيم گواهي
مشتركات تاريخي ژاپن با ايران كم نيست؛ ايران و ژاپن دو تمدن بزرگ آسيايي هستند. منهاي اينكه ايران و ژاپن 90 سال است با يكديگر روابط ديپلماتيك متعارف دارند، اما روابط دو كشور به قرنها قبل از آن بر ميگردد. به هر تقدير اين دو تمدن، قرنها در دو سوي جاده ابريشم قرار داشتند. همين امروز اگر كسي به موزههاي سلطنتي ژاپن برود كلي آثار ايراني وجود دارد كه قدمت آنها به سدههاي گذشته بازميگردد. در زمان مرحوم مصدق و دوران تحريمهاي ظالمانه امپراتوري بريتانيا عليه ايران، كمپاني ايدهميتسوي ژاپن در اقدامي خطشكنانه با اعزام يك نفتكش به ايران، تحريمهاي زورگويانه و استكباري بريتانيا را شكست. ژاپن بهرغم پستي و بلنديهاي تاريخ خودش، بارها در مقابل سياستهاي استعمارگري قدرتهاي بزرگ از جمله بريتانيا و امريكا ايستادگي كرده است. اما امروز ژاپن بخشي از بلوك كشورهاي صنعتي غربي محسوب ميشود. آنچه در گذشته رخ داده است، هر چند بخشي از رويكرد مستقل ژاپن را نشان ميدهد، اما مربوط به تاريخ است. امروز ژاپن يكي از بزرگترين اقتصادهاي جهان است كه روزگاري اقتصاد دوم جهان و اكنون بعد از چين و امريكا، اقتصاد سوم جهان است، همين را اگر بر مبناي سرانه درآمد ملي حساب كنيم، ژاپن با حدود يك سوم جمعيت امريكا و يك دهم جمعيت چين، توليد سرانه بسيار بيشتري از اين دو كشور دارد. ژاپن امروز، كشور بزرگ، موفق و خودساختهاي است كه از دوران امپراتوري ميجي به اين سو، به يكي از موفقترين اقتصادهاي جهان بدل شده است. جايگاه ژاپن به عنوان يكي از كشورهاي صنعتي غربي، باعث ميشود كه منافع مشترك اين كشور با متحدان امريكا بسيار نزديك باشد. شايد مناسبات اقتصادي يك سال ايران با ژاپن در بهترين حالت به اندازه يك روز مناسبات تجاري اين كشور با امريكا هم نباشد. اگر سياست ما بخواهد تقابل يا تكروي باشد، قطعا نتيجهاي از گفتوگو با ژاپنيها هم به دست نخواهد آمد. البته من شخصا به نتايج سفر پيش روي حسن روحاني، رييسجمهوري اسلامي ايران به ژاپن خوشبين هستم. ژاپنيها علاقهمند هستند كه نقشي در حل و فصل مسائل ايران بازي كنند، اما شرط ايفاي اين نقش اين است كه جمهوري اسلامي ايران هم علاقهمند به ايفاي نقش خود به عنوان يك بازيگر حاضر به تعامل در عرصه بينالمللي باشد. در اين مسير دستگاه اجرايي و سياست خارجي ما بايد زبان تعامل و ديپلماسي را بياموزد. ديپلماسي بده بستان در سطح جهاني است. هيچ كشوري نميتواند سياست خارجي خود را سياه و سفيد ببيند و بگويد كه منافع كشورهاي ديگر صد در صد با منافع خودش در تضاد قرار دارد. اگر ما هم بخواهيم در عرصه بينالمللي نقش بازي كنيم، بايد منافع ديگران را هم در كنار منافع خودمان در نظر بگيريم و به دنبال يك بازي سياسي برد - برد باشيم، اگر قرار باشد رويكرد سياست خارجي برد - باخت باشد يعني منفعت خودمان را در شكست يك طرف ديگر در نظر بگيريم، چيزي جز جنگ از آن بيرون نميآيد. اگر جمهوري اسلامي ايران در چارچوب ابتكار طرح و بسته پيشنهادي بتواند چارچوبي را ايجاد كند كه هم منافع ايران تامين شود، هم منافع كشورهاي منطقه و هم منافع كشورهايي كه خود را جهان آزاد معرفي ميكنند امكان پيروزي انشاءالله تعالي وجود دارد.
توكيو علاقهمند است در چارچوب نظامهاي بينالمللي موجود، در قاب اتحاد خودش با كشورهاي غربي و در مضمون تعامل بينالمللي نقش بازي كند و باعث گشايشي ميان ايران و امريكا شود. اگر كسي از ژاپن بخواهد كه يا طرف ما را بگيرد يا طرف مقابل را و جهان را به سياه و سفيد تقسيم كند، ژاپنيها قطعا رانده ميشوند و مشخص است كه هرگز همه تخممرغهاي خود را در سبد ما نميگذارند. من شخصا در دوراني كه به عنوان سفير جمهوري اسلامي ايران بين سالهاي 1361 تا 1366 مشغول كار بودم، با پدر نخستوزير كنوني ژاپن، مستقيما كار كردهام. آبه شيناترو، در آن دوران وزير امور خارجه ژاپن بود كه سياستمداري موفق و سرشناس در اين كشور محسوب ميشد. ايشان به خوبي سخن ايران را درك ميكرد و آمادگي داشت در چارچوب شناخته شده سياست خارجي ژاپن و در قاب هنجارهاي نظام متحدان غربياش، تلاش ميكرد به ايران كمك كند، حتي در آن دوران، در ميانه جنگ تحميلي عراق عليه ايران، ژاپن نهتنها در 5 سال دوران سفارت من، نهتنها شخص او به تهران آمد و علياكبر ولايتي، وزير خارجه وقت ايران هم چند سفر به توكيو داشت، بلكه ژاپن بهرغم فشارهاي متحدان غربياش مناسبات تجاري خود را با ايران 3 برابر كرد. بايد توجه داشت كه سفر پيشين آبه شينزو، نخستوزير ژاپن به تهران، به دليل كارشكني طرف امريكايي موفق نشد. مقام معظم رهبري هم در گفتوگوي خود با نخستوزير ژاپن به صورت تلويحي تاكيد كردند كه امريكاييها مشخصا هر بار گامي از سوي ايران برداشته شده است با اقدام منفي و خصمآميز واشنگتن مواجه شده است. فراموش نكنيم كه ايران كمكهاي بزرگي به مبارزه با تروريسم در منطقه كرده است. در مبارزه با القاعده، حاكميت طالبان بر افغانستان، داعش، جبههالنصره و گروههاي تروريستي كه منطقه را با خطر مواجه كرده بودند، اگر نقش سازنده ايران نبود، امكان مبارزه با آنها نبود. اما امريكاييها به قول معروف هر موقع كه خرشان از پل گذشت، از خدمات ايران استفاده كردهاند و به تهران پشت كردهاند. پيشبيني ميشود كه در مذاكرات فرداي رييسجمهور اسلامي ايران با نخستوزير ژاپن هم ترتيبات و توافقاتي از پيش ميان توكيو و واشنگتن تعيين شده باشد. اما اينكه چقدر شخص دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا حاضر باشد به اين ترتيبات پايبند بماند، سوالي است كه بايد منتظر ماند و نتيجه آن را ديد. تا جايي كه من اطلاع دارم در سفر خرداد ماه آبه شينزو به تهران، اين شخص دونالد ترامپ بود كه بدعهدي در ترتيبات از پيش تعيين شده ميان توكيو و واشنگتن، ماهيت سفر او را تغيير داد. به هر تقدير آبه شينزو با دستور كاري به تهران آمده بود كه تا جايي كه من شنيدهام پيش از پياده شدنش از هواپيما در تماس تلفني تند و گستاخانهاي از سوي دونالد ترامپ به هم خورد. شوربختانه، اگر قرار باشد توافقي راهگشا در مورد مسائل چندجانبه ايران با طرف ژاپني انجام شود، ماندگاري اين توافق بر مبناي اراده فردي متولنالمزاج و فاقد دانش ديپلماسي در كاخ سفيد است. دستاوردي كه ميانجيگري ژاپن ميتواند بر جاي بگذارد، هم به نفع ايران است، هم به نفع منطقه خاورميانه و هم به منفعت صلح جهاني، اما وابسته به اراده دولت امريكا به عهدسپاري و اجراي تعهداتش خواهد بود. اگر اينبار دونالد ترامپ، قواعد بازي را به هم نزند، هم تهران و هم توكيو آمادگي براي پيشرفت در مذاكرات دارند. در روزگاري كه بسياري از دوستان قديمي ما، در هند، ژاپن و كره جنوبي به دليل تحريمهاي امريكا مجبور شدهاند خريد نفت از ايران را قطع كند، ايران به يك راهكار چندجانبه نياز دارد. بيترديد هر كسي ميداند كه مشكل خريداري نفت ژاپن يا هندوستان از ايران، ارتباطي با روابط دوجانبه ندارد، بلكه مشكل در جاي ديگري است كه بايد برطرف شود. اميدوارم كه سفر حسن روحاني به ژاپن موثر باشد. آبه شينزو، حسننيت خود را نشان داده است و تا جايي كه من اطلاع دارم، ايران هم آمادگي تعامل دارد. به اعتقاد من اكنون شرايط مساعدتري نسبت به خردادماه وجود دارد و اگر بار ديگر با كارشكني از سوي طرفهاي سوم مواجه نشويم، اين اميد وجود دارد كه مذاكرات توكيو، ثمره خوبي براي ايران داشته باشد.