جنگ گازي امريكا و روسيه
سعيد عابدپور
هنري كيسينجر در دهه 1970 گفت: «هر كسي نفت را كنترل كند، كشورها يا ملتها را كنترل ميكند.» امروزه در يك دنياي بسيار پيشرفته، ديجيتالي، صنعتي و جهاني شده، امكان مكانيابي و بهرهبرداري از مواد اوليه استراتژيك رو به رشد است. به همراه تقاضا براي مواد اوليه استراتژيك مورد نياز كشورها و اقتصادهاي مدرن، مصرف در حال افزايش است به همين دليل، مساله تامين انرژي و امنيت مدتها از يك بستر اقتصادي كاملا اقتصادي بيرون آمده و در سياست و روابط بينالملل نقش فزايندهاي ايفا ميكند. امروز، اتحاديه اروپا، چين، ژاپن ، كره جنوبي و اقتصادهايي با نرخ رشد بالا نياز بيشتري به واردات نفت و گاز دارند تا سي يا چهل سال قبل. از اينرو بزرگترين چالش كنوني اتحاديه اروپا چيزي جز پيشبرد خط لوله گازي روسي معروف به نورد استريم 2 نيست. خط لوله Nord Stream 2 پس از اينكه 1885 كيلومتر آن لولهگذاري شد، وارد مرحله نهايي ساخت يك چهارم باقيمانده شد. اين پروژه توسط برخي كشورهاي اتحاديه اروپا مانند لهستان، كشورهاي بالتيك و اوكراين و امريكا مورد حمله قرار گرفته است. اين كشورها ادعا ميكنند هدف انتقال گاز روسي، پيوند اتحاديه اروپا با روسيه است. روسيه از طريق تامين انرژي براي به دست آوردن نفوذ بيشتر در اتحاديه اروپا است. جغرافيا و منابع انرژي حرف اول را ميزنند. امريكا هر كاري با متحدان خود مانند لهستان، اوكراين و كشورهاي بالتيك بكند، نميتواند اتحاديه اروپا را به سمت خريد بيشتر گاز گرانقيمت امريكايي سوق دهد. روسيه در همسايگي اتحاديه اروپا و تنها جايگزين مناسب ايران و تا حدي قطر است. طرح انتقال گاز روسيه به اروپا از زمان ويلي برانت صدراعظم آلمان در دهه 70 ميلادي آغاز شد. اين طرح متضمن انتقال گاز شوروي به كشورهاي اروپاي شرقي و غربي بود. اين طرح بهرغم مخالفتهاي روساي جمهور امريكا هيچگاه متوقف نشد. در سال1994 طرح جديد انتقال گاز موسوم به يامال از سيبري آغاز و كشورهاي روسيه سفيد، لهستان و آلمان را به هم متصل كرد. بعد از آن در دوره اول رياستجمهوري پوتين، طرح جريان شمالي توسط شركت گازپروم و شركت فنلاندي فورتوم آغاز شد و در سال 2012 به پايان رسيد. اين طرح از ويبروگاي روسيه آغاز شد و با گذر از كشورهاي بالتيك به گريفث والد در آلمان رسيد.
از طريق اين خط لوله بالغ بر 55 ميليارد مترمكعب در سال
گاز روسي به آلمان منتقل ميشود و با اضافه كردن 12 خط لوله گاز پروم، روسيه ساليانه مجموعا 201 ميليارد متر مكعب گاز به اتحاديه اروپا ميرساند. از اينرو روسيه و اتحاديه اروپا همكاران استراتژيك بدون رقيب هستند. با اتمام خط لوله استريم نورد 2، آلمان قدرت رشد و توسعه اقتصادي خود را به مراتب افزايش داده و اين كشور را به قدرت بي بديلي در اتحاديه اروپا تبديل ميكند. روسيه آرام و تدريجي به آغوش خانه اروپايي بازميگردد و امريكا تنها ميتواند با تحريمها به خصوص در عرصه فناوري بالاي مورد نيار صنعت گاز روسيه پيشرفت اين طرح را تا حدي بكاهد.
امريكا دو دليل ژئوپوليتيك براي مخالفت با نفوذ روسيه و تامين انرژي اتحاديه اروپا دارد. برژينسكي، مشاور سابق امنيت ملي اروپا را متحد طبيعي امريكا و «پل اصلي دموكراتيك» ناميد. اروپا به عنوان پلي براي امريكا عمل ميكند تا به تدريج نفوذ خود را بيشتر به سمت اوراسيا، روسيه و شمال آفريقا و خاورميانه گسترش دهد. بدون مناطق حاشيه غربي اوراسيا، امريكا نفوذ خود را در خاورميانه از دست ميدهد. از اينرو بزرگترين تهديد براي امريكا، امكان همكاري و مشاركت استراتژيك بين اتحاديه اروپا، روسيه، چين و قدرتهاي منطقهاي مانند ايران است. دليل دوم محاسبه اقتصادي خالص است. از سال 2012، امريكا شروع به استخراج بنزين شل، سه برابر كردن توليد داخلي خود و به دنبال بازارهاي صادراتي جديد در سراسر جهان است. امريكا مشترياني مانند چين دارد، اين كشور بزرگترين وارد كننده LNG امريكا است. مساله تهيه LNG به اروپا بازاري بسيار سودآور با پتانسيل فشار به روسيه به عنوان رقيب در صنعت گاز باز خواهد كرد. به دليل قيمت سي درصد بالاتر گاز امريكا نسبت به گاز روسيه، اين كشور سود زيادي از تحريم روسيه و فروش LNG به اتحاديه اروپا دارد. سياست كنوني امريكا فشار بر لهستان، كشورهاي بالتيك و حتي اوكراين است تا الانجي امريكا را بخرند. امريكا اسم گاز صادراتي خود به اروپا به قيمت سي درصد بالاتر را گاز آزادي نام نهاده است. هدف فدراسيون روسيه در اين واقعيت نهفته است كه اين كشور شريك تجاري ديرينه با اتحاديه اروپا است. روسيه خود را به عنوان يك شريك استراتژيك و تجاري قابل اعتماد و با ارايه گاز ارزانقيمت، تحريمها را ميشكند. استراتژي پوتين در جريان صادرات گاز ايجاد يك نظم چند قطبي است و اين بدون نقش صادرات گاز روسيه به اتحاديه اروپا امكان ندارد. براساس آخرين آمار، روسيه بيش از 200 هزار ميليارد متر مكعب گاز به اتحاديه اروپا صادر ميكند كه طي سالهاي متمادي بهطور مرتب در حال افزايش است. روسيه ميتواند از گاز به عنوان ابزاري براي فشار و نفوذ ژئوپليتيكي بر كشورهاي اتحاديه اروپا و كشورهاي ديگر استفاده كند. اروپا در هر شكلي اقدام به واردات گاز و تكميل خط دوم گازي روسيه خواهد كرد. جنگ بر گاز و بازيهاي ژئوپوليتيكي ماهيت جريان قدرت امروز در صحنه روابط بينالملل است. با كنترل انرژي ميتوان كشورها و ملتها را كنترل كرد.