نگاهي نو به كلاسيكها
محمدجعفر قنواتي
موفقيت انيميشني كه بر اساس يكي از داستانهاي شاهنامه ساخته شده و خوشبختانه به شدت مورد استقبال در جهان قرار گرفته، نشان ميدهد كه قابليتهايي از جنس تصوير در بسياري از آثار كلاسيك ما وجود دارد كه بايد از اين پس با نگاهي مهربانانهتر به آنها نگاه كنيم. با كمال تاسف بايد گفت كه نگاه به شاهنامه در برخي موارد، نگاهي از زاويه نفي است. يعني اينكه ما گاهي اين اثر ماندگار ادبيات فارسي را به دليل مسائلي زودگذر مورد تاخت و تاز قرار دادهايم و به راحتي از كنار عظمتش گذشتهايم. به عنوان يك فعال درحوزه ادبيات عاميانه ايران، بايد بگويم كه شاهنامه نه تنها كتابي ارزنده براي ما ايرانيهاست بلكه هستند مردماني در اقصي نقاط جهان كه...
نگاهي نو به كلاسيكها
اثر فردوسي بزرگ را به عنوان يك كتاب باليني به رسميت ميشناسند و با آن زندگي ميكنند. به نظر من موفقيت انيميشن «آخرين داستان» كه اتفاقا نگاهي آزاد به داستان ضحاك در شاهنامه است، بيش از آنكه قابليتهاي نمايشي خود را به رخ بكشد، وجه تاويلپذيرياش را به اثبات ميرساند و شايد دليل استقبال ديگران از اين ساخته آقاي رهگذر هم به همين دليل باشد. من ضمن تبريك به گروه سازنده اين انيميشن، از مسوولان فرهنگي كشور استدعا دارم كه به داشتههايمان در امر فرهنگي توجه بيشتري نشان دهند. نكته اينجاست كه وقتي انيميشني از اين دست تا اين حد قدرتمند از آب درميآيد، دوم مساله مهم را مطرح ميكند كه اول گنجينههاي كلاسيك ماست و دوم فهم صحيح اين آثار از سوي هنرمندان درحوزههاي مختلف. يعني همان چيزهايي كه ما بايد به عنوان يك كشور متمدن به آنها بباليم و سعي در ترويجشان داشته باشيم. نگفته پيداست كه علاوه بر شاهنامه، دهها كتاب ديگر هم هستند كه آكنده از تصاوير بكر نمايشي هستند. آثاري چون «جوامع الحكايات، هفتپيكر، سليم جواهري و...» كه اگر متعلق به كشوري ديگر بودند قطعا تاكنون از كمند گمنامي بيرون آمده و جهاني شده بودند. به هر شكل اميدوارم گام موفق دستمايه قرار دادن يك داستان از شاهنامه توسط گروهي از هنرمندان و درخشش در سطح دنيا، اين حس را در مسوولان فرهنگي زنده كند كه روا نيست برخوردي ازنوع نگاههاي پيشگيرانه به هنر هنرمندان امروزمان و بزرگانمان در گذشته داشته باشيم. اين انيميشن نشان داد كه زمان جبران ناكارآمديهاي پيشين فرا رسيده است.
اسطورهشناس و فعال در ادبيات و فرهنگ عامه