گام به گام تا مردمسالاري
غلامرضا ظريفيان
با وجود اينكه هنوز در مرحله اول تاييد صلاحيتها هستيم اما متاسفانه شواهد و قرائن براي حضور اصلاحطلبان در اين انتخابات چندان مثبت نيست. در شرايطي كه جامعه ما با مشكلات بسياري روبرو است و اين نگراني در ميان همه كساني كه سياستورزي ميكنند و سياستورزي را از دريچه حضور مردم تبيين ميكنند و معتقدند كه بهترين نوع حكمراني، حكمراني است كه به اتكاي مردم تاسيس و تثبيت شود و تداوم پيدا كند، طبيعتا اين نحوه برخوردها نگرانكننده خواهد بود و پرسشي كه پيش ميآيد اين است كه جامعه ما با مشكلات جدي و پيچيدهاي كه دست به گريبان است، اگر نخواهد از رهگذر مشاركت حداكثري با مشكلاتش روبرو شود، چه گزينههاي ديگري فراروي خود دارد؟ نكته دوم اينكه به هر حال مهمترين دستگاه مردمسالاري ما مجلس است و اگر در اين دستگاه نيروهاي توانمند، قوي، با تجربه، كاركشته و پاكدست حضور نداشته باشند يا موانعي جدي براي حضورشان فراهم شود، طبيعتا حاصل كار، مجلسي ناكارآمد و با نوعي كماثري خواهد بود و خود اين موضوع، آسيبي جدي به توانمندي نظام مردمسالاري وارد ميكند. اصلاحطلبان از اين جهت بهرغم همه دشواريها، رنجها و ناملايمتهايي كه بر آنها روا داشته ميشود، معتقدند كه اصلاح بنيادين، اصلاحي است كه از رهگذر صندوقهاي راي عبور كند و اگر جامعه ما از اين رهگذر هم در حضور و هم در انتخاب و هم در ايجاد حاكميتي كارآمد دچار نااميدي و سرخوردگي شود، شكستهاي سنگين تاريخي بر آن مستولي خواهد شد. تجربه تلخ مشروطه، تجربه تلخ نهضت ملي همچنان با ما است و اگر به اين تجارب دقت نكنيم، طبيعتا منتهي به تكرار اين تجارب به اشكال مختلف ميشود. بنابراين اگر اصلاحطلبان اصرار دارند كه بايد راه را باز كرد و از ظرفيتهاي موجود همه جريانهاي توانمند، چه سياسي و تخصصي استفاده كرد، به اعتبار تجربههاي تلخي است كه پشت سر دارند. در عين حال حل مشكلات عميقي كه در كشور وجود دارد، جز با مشاركت مردم، جز با اميد اجتماعي و جز با نيروهاي توانمند حاصل نميشود. با توجه به عملكرد مجالس مختلف و همچنين نياز جامعه ما به نشاط و اميد بيشتر، طبيعتا بايد اينبار نوع برخوردها متفاوتتر باشد اما متاسفانه شاهديم كه همان مسير گذشته دوباره تكرار ميشود. اصلاحطلبان بهويژه آن بخشي كه وارد گود رقابت شده و معتقدند كه راهي جز انتخابات نداريم، حتما منتظر ميمانند تا ببينند كه در انتهاي روند بررسي صلاحيتها با چه مسالهاي روبرو خواهند شد و طبيعتا متناسب با آن، فعل و انفعالات و تلاشهايي خواهند كرد و بر پايه ميزان سرمايهاي كه در نهايت برايشان باقي خواهد ماند، تصميمگيري ميكنند.
در شرايطي كه همه نگران حضور جدي مردم و مشكلات موجود هستند انتظار نميرفت كه فضاي حضور نيروهاي توانمند تنگتر شود. بنابراين اميدوارم تا زماني كه فرصت هست و امكان اصلاح وجود دارد، اين مسائل رفع شود. ما در همين حوادث آبانماه و مسائل اخير هم شاهد بوديم كه بخشي از نيروهاي توانمند جامعه، بهخصوص بخشي از نيروهاي اصلاحات، انگيزه حضور خود را از كف دادهاند كه اين خسارتي جدي است. اينكه كساني كه دلسوز جامعهاند، پاكدستاند، ايده دارند و توانمند هستند ولي به دلايل عديده از حضور در اين صحنهها استقبال نميكنند، خسارت است. به نظر من جامعه ما نبايد تناقض داشته باشد كه از يك طرف مسوولان بلندمرتبه كشور و عقلاي جامعه تاكيد كنند كه حيات كشور در گروي حضور حداكثري است ولي در هنگامه عمل و اجرا با اين تعارض و تناقض روبرو شويم. چرا كه پيامها و نشانههايي كه از رد صلاحيتها صادر شده و ميشود، با آن گزاره مهم حضور حداكثري منطبق نيست. بنابراين بايد راهحلي براي رفع تناقض انديشيد. اصلاحطلبان همچنان تلاش خواهند كرد با توجه به تجاربشان مسير جامعه را به سمت مردمسالاري واقعي ببرند و اميدواريم كه عرصه و فضا براي اين نگاه فراهم شود اما در گام اول ما معتقديم كه اين اتفاق آنطور كه بايد و شايد رخ نخواهد داد.