مُقام نداره، مسوول مُنوم!
سامان موحدي راد
رابطه ما به عنوان شهروند با مسوولان كشورمان وارد فاز جديد و تازهاي شده است. پيشترها يك حجب و حيايي ميان ما به عنوان شهروند و آنها به عنوان كارگزاران مملكت وجود داشت. اما تكراري شدن رويدادها در كنار بيعملي براي حل و فصل نهايي آنها موجب شده تا مسائل به نظر بحراني كمكم براي ما عادي جلوه كند و جالب اينكه عادي جلوه كردنش براي مسوولان هم ديگر عادي شده. تفاوت كار در اينجاست كه تا پيش از اين ما به عنوان شهروندان از مسائل ابراز نارضايتي ميكرديم و مسوولان حداقل در ظاهر تلاش براي حل مشكل داشتند. اما حالا مسوولان هم در صف مردم در حال غر زدن به وضع موجود هستند. حوالي اعتراضات سال 88 هر وقت اينترنت قطع ميشد هميشه اخباري درباره برخورد لنگر با كابل يا جويده شدن آن توسط كوسهها به گوش ميرسيد. در واقع مسوولان به دليل وجود پردههاي حجب و حيايي كه بين خودشان و مردم احساس ميكردند نميتوانستند به مردم مستقيم بگويند اينترنت را به هر دليلي قطع كرديم. حالا اما 10 سال بعد و با پشت سر گذاشتن بحرانهاي مختلف ميبينيم كه اينترنت در ماجراي اعتراضات آبان 98 قطع ميشود و به صورت رسمي هم اعلام ميشود كه اينترنتتان را قطع كرديم؛ ديگر خبري از بهانهجويي و آوردن دلايل محيرالعقول براي شهروندان نيست. چند سالي است كه آلودگي هوا مهمان شش ماه دوم سال است. ديگر براي همه طبيعي شده و هيچ كس تلاشي هرچند اندك براي حفظ ظاهر هم نميكند. تركيب شوراي شهر و شهردار از اصولگرا به اصلاحطلب تغيير ميكند و همچنان آلودگي هوا مهمان آسمان شهرهاي بزرگ و صنعتي است.
سال گذشته يك روز تهران را بوي بدي فرا گرفت. همه به تكاپو افتادند و هر روز مصاحبه و گفتوگو و كارگروه علتيابي. آخرش نه تنها منشأ بوي بد تهران مشخص نشد كه بعد از گذشت يكسال تقريبا بوي بد تهران به پديدهاي روزانه تبديل شد. وضعيت در خوزستان و كرمانشاه و آذربايجان ديگر به نحوي است كه حتي از نوشتنش هم شرم دارم. زلزلهزدههايي كه همچنان در چادر و كانكس زندگي ميكنند. مردمي كه با يك باران زندگيشان را فاضلاب بر ميدارد. ماجرا به جايي رسيده كه ديگر حتي مواردي كه به عنوان يك مثال محيرالعقول و دور از ذهن و فقط براي بزرگنمايي در وهم و خيالمان ميپرورانديم حالا تبديل به واقعيتهايي روزمره شده.
مثلا چه كسي فكرش را ميكرد روزي برسد كه در خبرها بخوانيم كه چهار بيمار به دليل قطع برق بيمارستان جان باختند؟ اين شايد در فيلمهاي علمي تخيلي منطقي به نظر ميرسيد اما در واقعيت چه؟
سالها پيش در يك سكانس به يادماندني از فيلم دوئل رزمنده تازه وارد خطاب به حاضران ميگويد: اينجا مقام مسوول كيه؟ فرمانده پاسخ ميدهد: مُقام نداره،
مسوول مُنوم!
متاسفانه اين يك مورد ديگر فقط در فيلمها اتفاق ميافتد نه واقعيت!