روزبهدلاور
سرمربي تيم ملي اميد چه كسي ميشود؟ تكليف آمادهسازي اميدها چه ميشود؟ حالا كه همه شانسهاي قبلي را از دست دادهايم ميتوانيم به المپيك صعود كنيم؟ سوالاتي از اين قبيل كه بيش از ۵۰ سال است پيرامون تيم ملي اميد در جرايد و جامعه فوتبال تكرار ميشود در نهايت با آه و افسوس و حسرت و البته اميد به دوره بعدي همراه شده و سر فوتبالدوستان گرم ميشود. سرنوشت اميدهاي فوتبال در ايران بيشباهت به طفل سرراهي نيست! طفلي كه همه براي آن نقش مهربانتر از دايه را بازي ميكنند و در واقعيت، سرنوشت آن هم براي هيچ مسوولي اهميت ندارد. برويم سر اصل مطلب، دوره جديدي از يك تيم اميد ديگر در نااميدي مطلق اين روزهاي فوتبال در حال شكلگيري است. آن هم در حالي كه پيش از اين كميته ملي المپيك تمام اختيارات را به فدراسيون فوتبال واگذار كرد اما فدراسيون بعد از ناكامي تكراري در رقابتهاي قهرماني آسيا تيم را فراموش كرد. حالا در آستانه بازيهاي آسيايي و در حالي كه قرار است تيم مردان راهي مسابقات شود و تيم زنان نه(!) اين تيم بدون سرمربي مانده به نحوي كه روز گذشته وزارت ورزش هم خواستار تعيين تكليف اين تيم شد. به همين بهانه گفتوگويي با يكي از پيشكسوتان فعال در حوزه فوتبال ردههاي سني داشتيم. حسن خانمحمدي در گفتوگو با «اعتماد» شرايط فعلي فوتبال اميدها را بررسي كرد كه در ادامه ميخوانيد.
از نظر شما و در حد يك جمله، اصليترين ناكامي اميدها در راه صعود به المپيك در ادوار مختلف چيست؟
زمان را از دست ميدهند.
زمان براي چي؟ براي تشكيل تيم يا اردوي مناسب يا انتخاب سرمربي؟
ما در تمام ردههايمان مخصوصا اميدها دير شروع ميكنيم. مثلا رفتيم همان مسابقات قهرماني آسيا و حذف شديم بايد از همان فردا تمريناتمان را شروع ميكرديم.
شما سالها در رده پايه به عنوان مربي پايه فعاليت ميكنيد، به چه علت پايهها جدي گرفته نميشوند يا در اولويت قرار نميگيرند؟
اينها را بايد از فدراسيون بپرسيد! نميدانم آقاي تاج چه محدوديت و مسووليتي دارد، ما كه آنجا نيستيم اما آنچه كه ما ميبينيم پيشنهاد ميدهيم يا انتقاد ميكنيم تا تيم ملي ما پيشرفت كند، نه كه كسي را خداي ناكرده زير سوال ببريم. ما نه با آقاي تاج و نه هيچ كسي ديگر هيچ مسالهای نداريم. الان شرايط جنگي است اما سالهاي قبل هم همينطور بوده. مثل نوجوانان ما در تورنمتي اوت ميشوند، خب دوباره شروع كنيد و استارت كار را بزنيد. لذا از افرادي كه بازيكنان پايه را ميشناسند و شناخت كافي از كار در ردههاي پايه دارند بايد بيشتر استفاده شود. ما در لحظات آخر ميرويم يك مربي را ميآوريم كه اصلا در پايه نبوده و شناختي ندارد خب چطور ميخواهد كار كند؟ ما كه اين همه تيم اميد را به مربياني سپرديم كه در پايهها نبودند حالا يكبار هم از مربياني كه در پايهها بودند استفاده كنيم!
شرايط مربيگري در رده پايه با بزرگسال متفاوت است؟
بله، خيلي فرق ميكند. در پايهها بحث روانشناسي است و بچهها در سنين جواني هستند و مسائل زيادي دارد. مثلا مربي اسپانيا كه چند سال اين تيم را قهرمان كرد چند سال در پايهها بود. اينجا اعتقادي به فوتبال پايه ندارند و فكر ميكنند ضعيف هستند اما به نظرم بهترين مربيان بايد به فوتبال پايه بيايند.
قبول داريد يك وقتهايی انتخاب سرمربي در تيم اميد براي ايجاد اشتغال مربيان اسم و رسمدار و بيكار بوده؟
خب نبايد اينطور باشد و به همين نقد است. بايد براي تيم اميد شرايط خاص بچينيم. به غير از انتخاب اصولي مربي نياز است كه امكانات هم داشته باشيم. زمين و نرمافزار و سختافزار را بايد تعريف كرد متاسفانه تعريف شده نيست. به جز نقد به فدراسيون كه بخشي از آن وارد است يك بخشي هم ارگان بالاتر مثل مجلس بايد بيايند و كمك كنند. بايد جايگاهي براي فوتبال پايهها درست كنند. در فوتبال ملي بزرگسالان همه ميآيند كمك ميكنند اما در پايهها چنين چيزي نيست. موضوعيت اميدها را بايد به مجلس ببرند تا رسيدگي زيادي به آن شود و امكانات زيادي در اختيار اميدها بگذارند. مثلث انتخاب به موقع سرمربي خوب، امكانات خوب و آموزش پايهها نياز به يك مديريت قوي دارد كه بايد انجام شود تا يك تيم خوب داشته باشيم از كودكان تا اميدها. بچههاي ۱۲ تا ۱۴ سال بايد كم كم آبديده شوند تا برسند به سطوح بالاتر.
فدراسيون فوتبال چطور ميتواند باشگاهها را ملزم به همكاري با كادر فني اميدها كند؟
به نظر من اين كاري كه ژاپن انجام ميدهد را بايد ما هم انجام دهيم. اميدهاي ژاپن از زير ۲۰ سال و ۱۸ سال هستند، ما چنين استعدادهايي را داريم پس چرا بايد در زير ۲۳ سالههاي ليگ دنبال بازيكن بگرديم؟ بيايند يك نسل عقبتر. ما كه داريم اوت ميشويم چرا با ۱۸ ساله و ۲۰ سالهها اوت نشويم! يك رده جلوتر را بازي دهيم مثل ژاپن، چرا بايد از باشگاهها بازيكن بخواهيم وقتي اين همه بازيكن در كشور داريم. تيم مليهاي مختلف؛ ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ سال داشته باشيم چه ايرادي دارد؟ بازيكن داريم و فاصلهاي هم با بازيكنان بزرگتر ندارند. اگر آموزش و ساختارمان را درست كنيم همه اينها درست ميشود. هر بار مربيان ميآيند و ميگويند اين بازيكن را به ما ندادند و آن بازيكن را به ما ندادند! مگر فقط همين بازيكنان هستند؟ مثلا اميرحسين محمودي در كدام رده ملي بازي كرده كه الان در بزرگسالان است؟ استعداد داريم و من در سراسر ايران گشتم و بازيكنان زيادي ديدم. چطور ميگويند بازيكن نداريم؟ ما واقعا در بخش استعداديابي خيلي ضعيف عمل ميكنيم. همه اينها را سر فدراسيون خراب نميكنيم! اگر استعدادهاي ناشناخته را جمع كنيم يك تيم ملي داريم. اما الان زمان را داريم از دست ميدهيم و انتقاد هم به فدراسيون دارم.
چهار ماه تا شروع بازيهاي آسيايي مانده اما هنوز تكليف كادر فني مشخص نشده!
نقد من هم همين است، اصلا در ژاپن حذف شويم اشكالي ندارد!
در ادوار قبلي معمولا سر انتخاب كادر فني بين كميته ملي المپيك و فدراسيون جدل بود حالا كه فدراسيون همه كاره است بهتر نيست زودتر كار را شروع كنند؟
بله. اتفاق خوبي افتاده و ديگر آن چالش نيست.
با همين وضعيت چشمانداز شما براي المپيك بعدي چيست؟
گفتم كه ما نيازمند آموزش و امكانات و... هستيم.
در اين مدت و تا شروع المپيك ميشود اين كارها را انجام داد؟
به نظر شما ميشود؟ يك برنامه بلندمدت ميخواهد. بايد مثل ژاپن از يك جايي استارت زد. يك برنامهريزي تا آماده شود و به نتيجه برسد زمان ميخواهد. البته در فوتبال هم چيزي قابل پيشبيني نيست.