• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6316 -
  • 1405 پنج‌شنبه 17 ارديبهشت

پرسش‌هايي درباره بدن و هويت

فريال آذري

نمايشنامه «آليس در بستر» (Alice in Bed) اثر سوزان سونتاگ، متني پيچيده و چندلايه است كه در مرز ميان تئاتر فلسفي، روايت تاريخي و درام روان‌شناختي حركت مي‌كند. اين اثر با تمركز بر شخصيت آليس جيمز، خواهر هنري جيمز و ويليام جيمز، وضعيت بدن بيمار، حافظه و تجربه زنانه را به صحنه مي‌آورد. مقاله حاضر با رويكردي ميان‌رشته‌اي، اين نمايشنامه را از سه منظر فلسفي، فمينيستي و نظريه رخداد آلن بديو تحليل مي‌كند. استدلال اصلي اين است كه سونتاگ با تبديل «بستر بيماري» به صحنه‌اي براي ظهور حقيقت، نه‌تنها مساله بدن و رنج را بازتعريف مي‌كند، بلكه امكان شكل‌گيري سوژه‌اي مقاوم را نيز به نمايش مي‌گذارد؛ سوژه‌اي كه از دل سكوت تاريخي زنان سر برمي‌آورد. سوزان سونتاگ در آثار نظري خود بارها به مساله بازنمايي رنج، بيماري و زبان پرداخته است. در «بيماري به مثابه استعاره»، او از خطرات تبديل بيماري به استعاره‌هاي فرهنگي سخن مي‌گويد. با اين حال، در نمايشنامه «آليس در بستر» نوعي پارادوكس خلاقانه شكل مي‌گيرد: بيماري همزمان يك وضعيت جسماني و بستري براي تفكر فلسفي درباره هويت، قدرت و جنسيت مي‌شود. اين نمايشنامه زندگي آليس جيمز را در سال‌هاي پاياني عمرش تصوير مي‌كند؛ زني كه به دليل بيماري مزمن بخش عمده‌اي از زندگي خود را در بستر گذرانده است، اما اين بستر در درام سونتاگ تنها محل انفعال نيست، بلكه به فضايي براي مواجهه با تاريخ، حافظه و امكان‌هاي سركوب ‌شده زنان تبديل مي‌شود.
بدن بيمار و بحران هويت: خوانش فلسفي
در سطح فلسفي، «آليس در بستر» پرسشي بنيادين درباره رابطه بدن و هويت مطرح مي‌كند. بدن آليس در نمايشنامه نه صرفا يك بدن بيمار، بلكه صحنه‌اي براي ظهور تنش ميان ذهن، حافظه و تاريخ است. سونتاگ با استفاده از ساختاري اپيزوديك و گاه روياگونه، نشان مي‌دهد كه هويت فردي امري ثابت و يكپارچه نيست، بلكه شبكه‌اي از روايت‌هاي متكثر است. ظهور شخصيت‌هاي مختلف در ذهن آليس و گفت‌وگوهاي ميان او و زنان ديگر، نوعي فروپاشي مرز ميان واقعيت و خيال را ايجاد مي‌كند. اين ساختار دراماتيك، پرسش فلسفي مهمي را پيش مي‌كشد: آيا هويت چيزي جز مجموعه‌اي از روايت‌هايي است كه فرد درباره خود و جهان مي‌سازد؟ در اين چارچوب، بدن بيمار تبديل به نقطه‌اي مي‌شود كه در آن زبان با محدوديت‌هاي خود مواجه مي‌شود. رنج تجربه‌اي است كه به‌سختي قابل بيان است، اما همين ناتواني زبان، امكان نوعي آگاهي عميق‌تر را فراهم مي‌كند.
بدن زنانه و تاريخ سكوت: خوانش فمينيستي
از منظر فمينيستي، «آليس در بستر» بازنمايي قدرتمندي از تجربه زناني است كه در تاريخ رسمي فرهنگ غرب به حاشيه رانده شده‌اند. آليس جيمز در سايه دو برادر مشهور خود زندگي كرده و صدايش كمتر شنيده شده است. سونتاگ با انتخاب او به عنوان شخصيت مركزي، نوعي بازنويسي تاريخ مردمحور انجام مي‌دهد. بيماري آليس در اين خوانش صرفا يك وضعيت پزشكي نيست، بلكه مي‌تواند به عنوان استعاره‌اي از محدوديت‌هاي اجتماعي زنان فهميده شود. جامعه قرن نوزدهم زنان را به حوزه خصوصي خانه محدود مي‌كرد و بسياري از آنان به ‌نوعي «زندگي در بستر» محكوم بودند؛ زندگي‌اي كه در آن امكان كنش اجتماعي و فكري به ‌شدت محدود بود. سونتاگ با قرار دادن آليس در مركز شبكه‌اي از زنان تاريخي و خيالي، نشان مي‌دهد كه تجربه زنانه همواره جمعي و تاريخي است. زنان نمايشنامه نه تنها شخصيت‌هايي مستقل، بلكه حاملان حافظه‌اي مشترك‌اند؛ حافظه‌اي از سكوت، حذف و مقاومت.
رخداد و سوژه در خوانش بديويي
براي فهم عميق‌تر تحول شخصيت آليس، مي‌توان از مفاهيم آلن بديو، به ‌ويژه «رخداد» و «وفاداري به حقيقت» استفاده كرد. در فلسفه بديو، رخداد لحظه‌اي است كه نظم تثبيت ‌شده جهان را مي‌شكند و امكان حقيقتي تازه را پديد مي‌آورد. در «آليس در بستر»، رخداد نه خود بيماري، بلكه آگاهي آليس از موقعيت تاريخي و وجودي خويش است. او در جريان مواجهه با گذشته، با زنان ديگر و با محدوديت‌هاي بدن خود، به نوعي بيداري دست مي‌يابد. اين بيداري لحظه‌اي است كه نظم مسلط 
-نظم پزشكي، خانوادگي و اجتماعي- را به چالش مي‌كشد.از اين منظر، آليس به سوژه‌اي بديويي تبديل مي‌شود؛ سوژه‌اي كه از طريق وفاداري به تجربه خود، حقيقتي تازه توليد مي‌كند. اين حقيقت نه در قالب يك نظريه انتزاعي، بلكه در قالب مقاومت در برابر نقش‌هاي تحميل ‌شده شكل مي‌گيرد. «آليس در بستر» را مي‌توان يكي از مهم‌ترين تجربه‌هاي تئاتر فلسفي معاصر دانست كه در آن بدن، حافظه و تاريخ درهم تنيده مي‌شوند. سوزان سونتاگ با استفاده از ساختاري چندلايه، بستر بيماري را به صحنه‌اي براي بازانديشي در باب هويت، جنسيت و قدرت تبديل مي‌كند. تحليل فلسفي نشان مي‌دهد كه نمايشنامه بحران هويت و محدوديت‌هاي زبان در بيان رنج را به تصوير مي‌كشد. خوانش فمينيستي بر بازنويسي تاريخ زنان و نقد ساختارهاي مردسالارانه تاكيد دارد. درنهايت، رويكرد بديويي نشان مي‌دهد كه چگونه آليس از دل تجربه رنج به سوژه‌اي حقيقت‌ساز بدل مي‌شود. به اين ترتيب، اثر سونتاگ نه صرفا روايتي از بيماري يك زن، بلكه تأملي عميق درباره امكان مقاومت و آفرينش معنا در شرايط محدوديت است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون