نگاه جامعه كارگري به حذف پيمانكاري
ناصر چمني
بحث پيمانكاري در بخشهاي دولتي و صنعتي ايران يكي از مسائل مهم و تاثيرگذار بر شرايط كار و وضعيت جامعه كارگري محسوب ميشود. اين سيستم كه در دوران دولت سازندگي و بعد از جنگ، يعني پس از زمان رياستجمهوري رفسنجاني شكل گرفت با هدف مديريت پروژههاي بزرگ و صنعتي كشور ايجاد شد. هدف اصلي از ايجاد پيمانكاري آن بود كه پروژههاي عظيمي مانند ساخت پالايشگاهها، كارخانههاي فولاد، پتروشيمي و ديگر صنايع دولتي به شكل سازمانيافته پيش رود و كارگران و منابع انساني صرفا در حوزه پروژههاي تعريف شده فعاليت كنند.
به عبارت ديگر پيمانكاران موظف بودند پروژه را به پايان برسانند و پس از بهرهبرداري، كارگران به كارفرماي اصلي بازگردند.
اما تجربه عملي نشان داد كه اين سيستم به مرور به شكل ديگري توسعه يافت و پيامدهاي نامطلوبي براي جامعه كارگري به دنبال داشت. پس از مدتي مجموعههايي كه در قالب پروژههاي دولتي ساخته شده بودند، تحت كنترل پيمانكاران مختلف درآمدند و به آنها عنوان پيمانكاران تامين نيرو داده شد.
اين گروهها عملا جايگزين كارفرماي اصلي شدند و بين كارگران و كارفرما واسطهگري كردند. نتيجه اين وضعيت، آسيبهاي جدي به ساختار جامعه كارگري بود. شرايط استخدامي كارگران تحت تاثير قرار گرفت و آنها از بسياري از حقوق اوليه خود محروم شدند. به گونهاي كه ميتوان گفت پايه بسياري از مشكلات فعلي جامعه كارگري از همين تغيير ساختاري شكل گرفته است.
در اين ميان موضوع امنيت شغلي، حقوق و مزاياي كارگران و بهرهوري صنعتي دچار اختلال شد. كارگران در پروژههاي مختلف به جاي آنكه مستقيما با كارفرماي اصلي قرارداد داشته باشند و از مزاياي قانوني بهرهمند شوند، تحت نظارت پيمانكاراني قرار گرفتند كه عمدتا نقش واسطه داشتند و هدف اصلي آنها صرفا دريافت صورتوضعيت و پرداخت بيمه بود. در نتيجه بسياري از كارگران در شرايطي قرار گرفتند كه نه تنها امنيت شغلي نداشتند، بلكه از توانمنديها و مهارتهاي خود نيز به درستي استفاده نميشد.
يكي از نمونههاي بارز اين وضعيت، تجربه كار بنده در پتروشيمي تبريز بود. در اين صنعت، پيمانكاران واسطه تمام امور ورود و خروج، مرخصي و نظارت كارگران را كنترل ميكردند، در حالي كه تمامي كارها و تصميمات فني و عملياتي به عهده نفرات اصلي پتروشيمي بود. پيمانكار عملا هيچ نقش موثري در پيشبرد اهداف صنعتي نداشت و تنها پول دريافت ميكرد. اين تجربه نشان ميدهد كه حضور پيمانكاران غيرضروري علاوه بر ايجاد مشكلات براي كارگران، بهرهوري صنعتي را نيز كاهش ميدهد.
خوشبختانه چند سال پيش مديريت جديدي در پتروشيمي تبريز روي كار آمد و تصميم گرفت همه پيمانكاران واسطه را كنار بگذارد. از آن زمان قرارداد مستقيم با كارگران منعقد شد و تمامي امور اجرايي و نظارتي به عهده خود كارگران و مديريت مستقيم كارخانه قرار گرفت. نتيجه اين تغيير رفع مشكلات كارگري، افزايش بهرهوري و كاهش اعتراضات و نارضايتيها بود. اين نمونه عملي نشان ميدهد كه حذف پيمانكاران غيرضروري و برقراري رابطه مستقيم بين كارگر و كارفرما ميتواند آثار مثبت قابل توجهي در حوزه كار و توليد داشته باشد.
با توجه به مشكلات گسترده جامعه كارگري، اقدام اخير رييسجمهور براي كاهش يا حذف پيمانكاران در بخش دولتي گامي مثبت و ضروري است. دولت ميتواند بدون نياز به مصوبه مجلس، حضور پيمانكاران در پروژههاي دولتي را محدود كند و زمينه ارتباط مستقيم بين كارگران و كارفرمايان اصلي را فراهم سازد. اين اقدام ميتواند حداقل بخشي از دغدغههاي جامعه كارگري را كاهش دهد و حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از نگرانيهاي معيشتي و امنيت شغلي آنها را بهبود بخشد.
با اين حال، صرف اعلام دستور و مصوبه كافي نيست و مهمترين نكته، اجراي عملياتي و نظارت مستمر بر روند حذف پيمانكاران است. تجربههاي گذشته نشان داده كه حتي در دولتهاي قبلي و مصوبات مجلس، تغييرات تنها در حد حرف باقي مانده و به مرحله اجرا نرسيده است. بنابراين براي دستيابي به نتايج مثبت واقعي دولت بايد اين دستور را به شكل اجرايي و پايدار پياده و از ايجاد واسطههاي جديد جلوگيري كند.
نتايج منفي حضور پيمانكاران واسطه تنها به كاهش بهرهوري و ايجاد نارضايتي كارگري محدود نميشود، بلكه مشكلات اقتصادي و اجتماعي گستردهتري را نيز ايجاد كرده است. كارگران در چنين شرايطي هم از حقوق قانوني خود محروم ميشوند، هم امنيت شغلي ندارند و هم انگيزه لازم براي بهبود عملكرد و بهرهوري صنعتي را از دست ميدهند. در نتيجه اصلاح ساختار پيمانكاري و حذف واسطههاي غيرضروري ميتواند هم به نفع كارگران و هم به نفع توليد و اقتصاد ملي باشد.
تجربه نشان ميدهد ايجاد ارتباط مستقيم بين كارگر و كارفرما و كاهش نقش پيمانكاران واسطه، نه تنها به بهبود وضعيت معيشتي و شغلي كارگران كمك ميكند، بلكه بهرهوري صنعتي و رضايت كاركنان را نيز افزايش ميدهد. اين اقدام ميتواند پايهگذار اصلاحات ساختاري مهم در حوزه كارگري باشد و مشكلاتي كه سالها جامعه كارگري را درگير كرده بود، كاهش دهد.
بنابراين حذف پيمانكاران غيرضروري و ايجاد رابطه مستقيم بين كارگران و كارفرمايان، اقدامي لازم و فوري است كه ميتواند نور اميد و آرامش نسبي به جامعه كارگري ايران ببخشد. اين تغييرات نه تنها به نفع كارگران است، بلكه بهرهوري صنعتي، امنيت شغلي و توسعه اقتصادي كشور را نيز تقويت ميكند. تجربه پتروشيمي تبريز نمونهاي روشن از تاثير مثبت اين اصلاحات است و ميتواند الگويي براي صنايع و پروژههاي ديگر در سراسر كشور باشد.
فعال حوزه كارگري