پيشبيني ترسناك «اعتماد» در حال تبديل شدن به واقعيت است
برنامه نجات براي فوتبال و ليگ برتر
9 ارديبهشت به عنوان يك پيشبيني كه برگرفته از ديتاهاي به دست آمده از مديران ليگ برتر، مديران بنگاهها و برآوردهاي مالي منتشر شد نوشتيم «شايد فصل آينده ليگ نداشته باشيم.» اين گزارش واكنشهاي متفاوتي به دنبال داشت و طبق معمول عدهاي ما را به سياهنمايي متهم كردند. چند روز پيش كه خبرگزاري مهر از نامه تعدادي از باشگاهها به مديران فدراسيون و سازمان ليگ مبني بر «عدم توانايي ادامه ليگ» خبر داد، مشخص شد كه آن گزارش برگرفته از واقعيت بوده است.
ليگ برتر ايران از تاريخ 9 اسفند سال گذشته و پس از تجاوز نظامي امريكا و اسراييل به خاك كشورمان تعطيل شد. ابتدا قرار بود ليگ بلافاصله پس از آرام شدن فضا قبل از جام جهاني ادامه پيدا كند. در همان مقطع طي گزارشهاي متعدد نوشتيم چنين چيزي امكانپذير نيست چرا كه در درجه نخست باشگاهها كه اكثرا حاميان مالي خصولتي دارند از توان مالي براي ادامه ليگ برخوردار نيستند. سپس خبر رسيد مسابقات به بعد از جام جهاني موكول شده است. دوباره همان زمان اطلاع داديم كه چنين چيزي امكانپذير نيست، هم به واسطه مشكلات مالي و هم به خاطر مساله زمان و تقويم فوتبال و مشكل قرارداد بازيكنان. نوشتيم فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ متاسفانه با اهمالكاري و عدم توانايي اخذ تصميم مناسب در حال بازي با افكار عمومي و آينده فوتبال ايران هستند. حال كه مشخص شده باشگاهها رسما به فدراسيون ابلاغ كردهاند كه توانايي ادامه ليگ را ندارند اخبار به سمت تاييد پيشبينيهاي صورت گرفته در مورد ناممكن بودن ادامه ليگ رفته است. ورزش سه آخر هفته گذشته مدعي شد مسابقات بعد از جام جهاني برگزار نميشود و ليگ امسال بدون معرفي قهرمان ناتمام ميماند.
امروز در نطقهاي قرار داريم كه فوتبال ايران درگير نابسامانترين وضعيت ممكن شده است. از يك طرف با مشكلات اقتصادي ناشي از آسيب ديدن بنگاههاي اقتصادي مواجه هستيم و از طرف ديگر نهادهاي متولي فوتبال كه سالها عوض برنامهريزي براي درآمدسازي پايدار براي فوتبال، روزمرّگي كردند حالا كاسه چه كنم چه كنم دستشان گرفته و نه تنها نميتوانند گرهي از فوتبال باز كنند كه با ناتواني در اخذ تصميمات درست و به موقع مشكلات را چند برابر كردهاند.
در گزارش قبلي اشاره كرديم كه تنها راه نجات ليگ فوتبال در شرايط فعلي سه ضلع دارد. يكي تصميم باشگاهها براي تعديل هزينهها و استفاده از بازيكنان جوان و اميد. در اين شرايط ديگر نبايد از رقابت باشگاهها سر هزينههاي سرسامآور براي جذب بازيكنان متوسط خبري باشد. ديگر نبايد شاهد پرداختيهاي دو ميليون دلاري براي اخذ رضايتنامه يك بازيكن متوسط از فلان ليگ درجه چند اروپايي باشيم. بازيكني كه حتي به تيم ملي هم دعوت نشد. ضلع دوم - همانطور كه پيش از اين اشاره شد - پيگيري مساله حق پخش است. صداوسيما پس از سالها درآمدزايي يك طرفه از فوتبال در فصل جاري بايد بخشي از هزينههاي فوتبال را متقبل شود. اما ضلع سوم -به عنوان مهمترين ركن- مديراني هستند كه بتوانند در شرايط سخت كار را پيش ببرند. بدون شك اگر دو مورد قبلي هم فراهم شود بدون مديراني كه حتي توان تصميمگيري در مورد اعلام سهمیههاي آسيايي فصل آينده را ندارند كار جلو نخواهد رفت.
طبق اخبار رسيده به خبرنگار روزنامه اعتماد متاسفانه در دو ماه گذشته فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ بيشتر از اينكه خودشان دست به كار شوند منتظر امدادهاي غيبي و حمايت دولتي بودهاند. در هفته گذشته خبر رسيد دولت 400 ميليارد تومان به فدراسيون فوتبال در مسير آمادهسازي تيم ملي كمك كرده است. اما در حالي كه مديران دولتي و وزارتي از «كمك مالي» گفتند فدراسيون مدعي شد اين بودجه فدراسيون بوده كه دولت پرداخت كرده است! آن هم در حالي كه وقتي بحث نظارت دولتي بر فدراسيون مطرح ميشود مديران فدراسيون مدعي ميشوند ما نهادي مستقل و غيردولتي هستيم! فدراسيوني كه عوض درآمدزايي با وجود اين همه فرصت مالي اگر از دولت بودجه دريافت نكند حتي توان اعزام تيم به اردوي تركيه را ندارد.
يك منبع آگاه در اين زمينه به خبرنگار روزنامه اعتماد اطلاع داد طي دو هفته گذشته مديران فدراسيون براي دريافت «پول جهت برگزاري بازي دوستانه» چندين جلسه با برخي هلدينگها و بنگاههاي اقتصادي برگزار كرده بودند اما در نهايت با پاسخ منفي مواجه شدند. به همين دليل در نهايت دوباره دست به دامان دولت شدند تا پول بگيرند.
اين ذهنيت به مديران باشگاهها هم سرايت كرده است. مديران ضعيف كه سالها به دريافت بودجه و خرج كردن آن عادت كردهاند -به شكلي كه در رسانهها به اين افراد لقب «مديران هزينه» داده شد- امروز رسما فلج شده و در حال نامهنگاري با نهادهاي مختلف براي جذب بودجههاي دولتي هستند. طبق گزارشهاي منتشر شده برخي مديران باشگاهها در مكاتبات خود تصريح كردهاند كه «دولت بايد به فوتبال كمك كند.» انتظاري عجيب در شرايطي كه كشور عميقا با مشكلات اقتصادي روبروست و دولت بايد در وهله اول بتواند كالاهاي اساسي مردم را تامين كند و حقوق كارمندانش را بپردازد.
امروز همان طور كه شنيدهايد برخي باشگاهها در حال واگذاري هستند. همچنين برخي بنگاههاي اقتصادي كه تيمداري ميكردند نيز واگذار ميشوند ازجمله ذوبآهن كه در حال واگذاري به بانك رفاه است. همچنين اخباري از واگذاري باشگاه آلومينيوم اراك به گوش رسيده است. گرچه روز گذشته برخي مقامات اين مساله را تكذيب كردند اما همچنان احتمالاتي قوي در اين زمينه وجود دارد. اين دو مورد به تنهايي ممكن است آينه تمامنماي آينده فوتبال ايران باشد. البته اگر تصميم درستي اتخاذ نشود. اگر تغييراتي در سطح مديريتي و ذهنيت افراد به وجود نيايد. اگر مديران ارشد فوتبال و باشگاهها همچنان بخواهند با همان دست فرمان سابق جلو بروند. در اين صورت همانطور كه پيشبيني قبلي ما در مورد عدم امكان برگزاري ليگ بعد از جام جهاني به سمت واقعيت رفت، برگزار نشدن ليگ در فصل آينده نيز رنگ واقعيت خواهد گرفت.