معماي ۶۵۰۰
اميرعباس ميرزاخاني
در روزهاي گذشته، اعلام يك آمار رسمي از سوي فرمانده كل انتظامي كشور بار ديگر موضوع امنيت داخلي و كارآمدي سازوكارهاي پيشگيرانه را در كانون توجه قرار داد. سردار احمدرضا رادان در گفتوگو با خبرگزاري صدا و سيما اعلام كرد كه از آغاز جنگ تحميلي سوم تاكنون، بيش از ۶۵۰۰ نفر در ارتباط با پروندههايي نظير جاسوسي، همكاري با دشمن و اقدامات ضد امنيتي بازداشت شدهاند. اين آمار، در وهله نخست، نشاندهنده تحرك و رصد فعالانه دستگاههاي مسوول در شناسايي و برخورد با تهديدهاي بالفعل است؛ موضوعي كه در شرايط پيچيده منطقهاي، اهميتي دوچندان دارد. در عين حال، طرح چنين رقمي به طور طبيعي اين پرسش تحليلي را نيز پيش ميكشد كه چگونه ميتوان از گسترش بسترهاي شكلگيري چنين شبكههايي در آينده پيشگيري كرد. در منطق امنيت پايدار، كشف و برخورد با تهديد، تنها يكي از اضلاع تامين امنيت است. ضلع مكمل آن، پيشگيري هوشمندانه و كاهش زمينههاي شكلگيري تهديد است. از اين منظر، اعلام آمار بازداشتها علاوه بر نمايش توان عملياتي، ميتواند فرصتي براي بازنگري و تقويت سازوكارهاي پيشگيرانه نيز باشد؛ بازنگرياي كه هدف آن نه نقد اشخاص، بلكه ارتقاي مستمر نظام حكمراني امنيتي است. در اين ميان، نبايد از نقش «امنيت فرهنگي» غافل شد. تجربههاي داخلي و بينالمللي نشان ميدهد كه بسياري از تهديدهاي امنيتي، صرفا از خلأهاي فني يا اطلاعاتي ناشي نميشوند، بلكه ريشههايي فرهنگي، تربيتي و اجتماعي نيز دارند. هر اندازه سطح آگاهي عمومي نسبت به مخاطرات امنيتي، سواد رسانهاي، تقويت هويت ملي و احساس تعلق اجتماعي افزايش يابد، احتمال جذب افراد در مسيرهاي مخرب كاهش پيدا ميكند. امنيت فرهنگي به معناي ايجاد سپر نرم در برابر نفوذ است؛ سپري كه از مسير آموزش، گفتوگو، تقويت سرمايه اجتماعي و كاهش فاصله نهادي شكل ميگيرد. زماني كه شهروندان خود را در فرآيند صيانت از منافع ملي سهيم بدانند، همكاري با جريانهاي معارض نه تنها پرهزينه، بلكه از نظر فرهنگي و ارزشي نيز ناموجه تلقي ميشود.
بر همين اساس، عدد ۶۵۰۰ را ميتوان از چند زاويه تحليل كرد:
نخست، نشانهاي از هوشياري و اقدام دستگاههاي مسوول در كشف تهديدهاي بالفعل؛
دوم، فرصتي براي ارزيابي مستمر كارآمدي سازوكارهاي پيشگيرانه؛
و سوم، يادآوري اهميت تقويت لايههاي فرهنگي و تربيتي امنيت ملي.
نگاه فرهنگي به امنيت، به معناي جايگزيني آن با رويكردهاي انتظامي نيست، بلكه مكمل آن است. همانگونه كه امنيت سخت با ابزارهاي عملياتي تامين ميشود، امنيت نرم نيز با سرمايه اجتماعي، اميد، اعتماد و آموزش شكل ميگيرد. اين دو، در تقابل با يكديگر نيستند، بلكه در يك منظومه واحد معنا پيدا ميكنند. درنهايت، اعلام آمار بازداشتها، اگرچه بيانگر تلاش دستگاههاي مسوول است، اما ميتواند نقطه آغاز گفتوگويي گستردهتر درباره تقويت همهجانبه امنيت باشد؛ امنيتي كه از كلاس درس، خانواده، رسانه و نهادهاي فرهنگي آغاز ميشود و در ساختارهاي رسمي تثبيت ميگردد. شايد مهمتر از خود عدد ۶۵۰۰، اين باشد كه چگونه با تقويت همزمان سازوكارهاي نظارتي، آموزشي و فرهنگي، بتوان مسير شكلگيري تهديد را از مبنا محدودتر كرد و سهم پيشگيري را در معادله امنيت ملي افزايش داد.