• 1405 جمعه 20 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6329 -
  • 1405 شنبه 2 خرداد

بوم‌گردي به مثابه گفتمان

روزبه كردوني

بوم‌گردي‌هايي كه ايران را روايت مي‌كنند
صبح در يك بوم‌گردي روستايي، پيش از آنكه مسافر از خواب برخيزد، زندگي آغاز شده است: بوي نان، صداي آب، آفتابي كه آرام روي ديوارهاي كاهگلي مي‌نشيند، حياطي كه هنوز حافظه خانه را در خود نگه داشته و اقامتگاهي كه فقط محل خواب نيست؛ جهان كوچكي از فرهنگ، زيست و روايت است. در چنين بوم‌گردي‌اي، مسافر وارد اتاق نمي‌شود؛ وارد جهاني مي‌شود كه در آن غذا، لهجه، معماري، موسيقي، لباس، قصه، تنور، كوچه و مهمان‌نوازي، هر يك بخشي از روايت ايرانند.روز ملي بوم‌گردي‌  در پايان ارديبهشت، فقط يك مناسبت صنفي براي صاحبان اقامتگاه‌ها نيست؛ فرصتي است براي بازانديشي در نسبت ما با سرزمين، روستا، فرهنگ محلي، تنوع قومي، اقتصاد جامعه ميزبان و آينده توسعه فرهنگي و اجتماعي ايران. بوم‌گردي اگر درست فهميده شود، نه صرفا يك كسب‌وكار كوچك گردشگري، بلكه گفتمان بازگشت به ايران زنده است؛ ايراني كه نه فقط در بناهاي تاريخي، بلكه در سفره‌هاي محلي، آيين‌هاي مردمي، زبان‌هاي بومي و مهمان‌نوازي تاريخي مردم اين سرزمين ادامه دارد.خطاي مهم آن است كه بوم‌گردي را فقط به اقامتگاه، تخت، اتاق، غذا، مجوز يا عكس‌هاي زيبا فروبكاهيم. كيفيت خدمات، ايمني، پاكيزگي و استاندارد مهم است، اما بوم‌گردي در معناي عميق‌تر خود، زبان گفت‌وگوست: گفت‌وگوي شهر و روستا، مركز و پيرامون، سنت و امروز، اقتصاد و فرهنگ، انسان و زمين. در جهاني كه بسياري از انسان‌ها از خاك، خانه و خاطره دور شده‌اند، بوم‌گردي دوباره نسبت انسان با سرزمين را زنده مي‌كند. از همين منظر، بوم‌گردي را مي‌توان در هفت گفتمان فشرده و به‌هم‌پيوسته فهم كرد:  گفتمان هويت محلي: هر اقامتگاه بوم‌گردي مي‌تواند صداي يك منطقه باشد؛ صداي كردستان، بلوچستان، خراسان، گيلان، لرستان، هرمزگان، كوير، كوهستان، بندر و دشت. 

گفتمان كرامت و بازگشت به روستا: بوم‌گردي روستا را از حاشيه نگاه شهري بيرون مي‌آورد و نشان مي‌دهد روستا فقط محل مهاجرت، محروميت يا خاطره گذشته نيست؛ مي‌تواند جاي زندگي، منزلت، خلاقيت، اقتصاد و آينده باشد.
گفتمان اقتصاد محلي: بوم‌گردي مي‌تواند خانواده روستايي، زنان، جوانان، توليدكنندگان محلي و صاحبان مهارت‌هاي سنتي را در مركز اقتصاد گردشگري قرار دهد.
گفتمان عدالت سرزميني: بوم‌گردي امكان مي‌دهد درآمد و فرصت از مسيرهاي محدود و شهرهاي بزرگ عبور كند و به مناطق كمتر ديده‌شده برسد.
گفتمان تاب‌آوري پساجنگ: در جامعه‌اي كه از فشار، اضطراب و فرسودگي عبور كرده، بوم‌گردي مي‌تواند فضاي آرامش، اعتماد، هم‌نشيني و بازسازي رواني باشد.
گفتمان ديپلماسي فرهنگي مردمي: هر گردشگر داخلي يا خارجي در يك بوم‌گردي، ايران را نه از مسير شعار، بلكه از طريق سفره، روايت، خانواده و مهمان‌نوازي تجربه مي‌كند.
گفتمان ايرانِ زيسته: بوم‌گردي نشان مي‌دهد ايران فقط در نقشه و بناهاي رسمي نيست؛ در طعم نان محلي، صداي لهجه‌ها، آيين‌هاي كوچك، خانه‌هاي روستايي، مهمان‌نوازي و خاطره‌هاي روزمره مردم ادامه دارد. در بوم‌گردي، مسافر ايران را فقط تماشا نمي‌كند؛ آن را زندگي مي‌كند. در اين نگاه، روستا ديگر مقصد فرعي سفر يا حاشيه شهر نيست. روستا مي‌تواند كانون خلاقيت، منزلت، روايت و اقتصاد باشد. جامعه ميزبان نيز فقط خدمت‌دهنده نيست؛ صاحب صدا، صاحب قصه و صاحب تصميم است. بوم‌گردي زماني اصيل است كه ميزبان، تنها نيروي كار ارزان در صنعت سفر نباشد، بلكه روايتگر، حافظ ميراث، توليدكننده معنا و شريك توسعه باشد. ايران فقط در ميدان‌هاي مشهور، كاخ‌ها، موزه‌ها و بناهاي بزرگ تاريخي خلاصه نمي‌شود. ايران در غذاهاي محلي، موسيقي‌هاي بومي، زبان‌ها و لهجه‌ها، آيين‌هاي كوچك، صنايع دستي، لباس‌ها، كشاورزي محلي، رسم‌هاي مهماني و حافظه‌هاي خانوادگي نيز جريان دارد. بوم‌گردي مي‌تواند اين ايران كمتر ديده‌شده را قابل ديدن، شنيدن و تجربه كردن كند. اينجا ميراث فقط در ويترين موزه نيست؛ در زندگي روزمره جاري است. از منظر اجتماعي، بوم‌گردي مي‌تواند الگويي از اقتصاد كرامت‌محور باشد. در اين الگو، خانواده روستايي، زنان، جوانان، توليدكنندگان محلي و صاحبان مهارت‌هاي سنتي در حاشيه نيستند؛ در مركز قرار مي‌گيرند. درآمد گردشگري، اگر درست توزيع شود، از مسيرهاي محدود و شهرهاي بزرگ بيرون مي‌آيد و به مناطق كمتر برخوردار مي‌رسد. اين يعني عدالت سرزميني، تقويت ماندگاري جمعيت در روستا و تبديل مهارت محلي به سرمايه اجتماعي و اقتصادي. در همين جاست كه اهميت نگاه توسعه‌نگر وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي به بوم‌گردي برجسته مي‌شود. يكي از وجوه مهم رويكرد دكتر صالحي‌اميري در اين حوزه، تلاش براي بيرون آوردن بوم‌گردي از حاشيه گردشگري و تبديل آن به يكي از اولويت‌هاي حكمراني فرهنگي، اجتماعي و سرزميني است. در اين نگاه، بوم‌گردي فقط يك واحد اقامتي نيست؛ حلقه اتصال گردشگري، ميراث ناملموس، صنايع دستي، اقتصاد محلي، زنان، جوانان، روستا، محيط زيست و سرمايه اجتماعي است. در دوره پساجنگ، اين معنا پررنگ‌تر مي‌شود. جامعه‌اي كه از فشار، اضطراب، ناامني رواني و فرسودگي جمعي عبور كرده، بيش از هميشه به فضاهايي نياز دارد كه آرامش، اعتماد، گفت‌وگو و اميد را دوباره تمرين كند. اقامتگاه بوم‌گردي، اگر اصيل و انساني بماند، فقط جاي خواب نيست؛ مي‌تواند پناهگاه رواني و اجتماعي باشد. در سال‌هايي كه الگوي سفر خانواده‌ها امنيت‌محورتر شده و مردم بيش از گذشته به فضاهاي آشنا، كم‌تنش و ريشه‌دار گرايش پيدا كرده‌اند، بوم‌گردي مي‌تواند بخشي از زيرساخت اجتماعي تاب‌آوري ملي باشد. اين وجه بوم‌گردي را بايد جدي گرفت. بوم‌گردي نوعي ديپلماسي فرهنگي از پايين نيز هست. هر گردشگر داخلي يا خارجي كه در يك بوم‌گردي اقامت مي‌كند، با چهره انساني ايران روبرو مي‌شود؛ با خانواده، سفره، روايت، اخلاق مهمان‌نوازي و زندگي واقعي مردم. ايران در بوم‌گردي، نه با شعار، بلكه با نان، چاي، صدا، قصه و رفتار مردم خود را معرفي مي‌كند.توجه وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي به روز ملي بوم‌گردي و همراهي دولت با اين حوزه، مي‌تواند نشانه‌اي از فهم تازه نسبت به نقش بوم‌گردي در توسعه محلي، بازسازي سرمايه اجتماعي و تقويت اقتصاد جامعه ميزبان باشد. اين توجه زماني اثرگذارتر مي‌شود كه در امتداد همان نگاه توسعه‌نگر، به حمايت نهادي، تسهيل‌گري، آموزش، اعتبار خرد، شبكه‌سازي، حفاظت از اصالت بومي و تقويت نقش جامعه محلي در اداره و روايت بوم‌گردي  پيوند بخورد.خطر اصلي، آرام و خزنده است: اينكه بوم‌گردي به نسخه‌اي روستايي از هتل‌داري شهري تبديل شود. ديوارها كاهگلي بمانند، اما رابطه‌ها سرد و تجاري شوند؛ غذا محلي باشد، اما از زيست محلي جدا شود؛ لباس و موسيقي و آيين حاضر باشند، اما فقط براي عكس و مصرف فوري. در چنين وضعي، ظاهر بومي مي‌ماند و روح بومي از ميان مي‌رود. رسالت بوم‌گردي حفظ زندگي محلي است، نه مصرف نمايشي آن. بوم‌گردي، اگر درست فهميده شود، مي‌تواند يكي از مسيرهاي بازسازي رابطه جامعه با سرزمين باشد؛ راهي براي اينكه ايرانيان دوباره ايران را نه فقط روي نقشه، بلكه در خانه‌ها، صداها، طعم‌ها، خاطره‌ها و روايت‌هاي مردمش ببينند. توسعه هميشه از پروژه‌هاي بزرگ آغاز نمي‌شود. گاهي از حفظ يك بوم‌گردي، شنيدن يك لهجه، احياي يك نان محلي، ماندن يك جوان در روستا، درآمد يافتن يك زن از مهارت خانوادگي و احترام گذاشتن يك مسافر به حرمت ميزبان آغاز مي‌شود.
بوم‌گردي، در بهترين معناي خود، دعوتي است به ديدن ايران از نزديك؛ نه ايرانِ خلاصه‌شده در تصويرهاي رسمي، بلكه ايرانِ زنده، متكثر، مهمان‌نواز و ريشه‌دار. در دوره پساجنگ، كه جامعه بيش از هر زمان به ترميم، آرامش، اميد و بازپيوند با سرزمين نياز دارد، اين بوم‌گردي‌ها مي‌توانند نقش بزرگي ايفا كنند. هر بوم‌گردي، اگر اصالت خود را پاس بدارد، چراغ كوچكي است براي روشن نگه داشتن رابطه ما با ايران؛ و آينده اين سرزمين، بيش از هميشه، به همين چراغ‌هاي كوچك اما ريشه‌دار نياز دارد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون