سواد تحليلي
علي صابري
زندگي اجتماعي در دنياي تحول يافته امروزي، معنايي توسعه يافته پيدا كرده و انسان امروزي بايد توانايي و دانايي تعامل با آنچه زندگي كردن را شامل ميشود، داشته باشد، يعني ما نيازمند الگوي زيستن هستيم، يك نگاه كه راهنماي فكري و رفتاري ما باشد كه درست و نادرست را يادمان بدهد! نگاهي كه شناخت و تعريفي رشد يافته از آنچه هستيم و آنچه هست، از انسان و زندگي انساني به ما بدهد، نگاهي كه زندگي كردن را معنا و هدف ببخشد، انسان بودن را جايگاه و منزلت ببخشد. يعني ما براي درست زندگي كردن نه صرفا به آگاهي و دانش و اخلاق، بلكه فراتر از آن نيازمند جهانبيني تربيت شده و رشد يافته هستيم كه رسيدن به اين جهانبيني توسعه يافته از الگو و نگاه و نگرشي به نام سواد تحليلي شروع ميشود و سواد تحليلي يعني پرسشگر بودن يعني شناختي انديشيدن يعني دليلمند بپذيريم و دليلمند نپذيريم. يعني تعريفها را ياد گرفتن نه تفسيرها را تغيير دادن. يعني انعطاف فكري و رفتاري داشتن يعني دنبال دانستن و معنا و حقيقت بودن يعني چيستي و چرايي را انديشيدن يعني درست تغيير كردن، نه درستي را تغيير دادن! زندگي بر مبناي سواد تحليلي معنايي جامع و كامل دارد يعني چيستي و زيستن خود را زير سوال بردن. اينكه بدانيم كدامين بودن، معناي انسان درست و زندگي درست است. يعني سواد تحليلي، نگاهي متفكرانه و خردگرايانه است به تمام آنچه انسان و زندگي انسان را شامل ميشود. پس وقتي سواد تحليلي را يك نگاه و نگرش رشد يافته و كاربردي تعريف ميكنيم كه سبك زيستن ما بايد بر مبناي چنين نگاه و نگرشي باشد يعني سواد تحليلي، زيستن بر مبناي انديشيدن است، هنر انديشيدن است تا بتوانيم از درست انديشيدن براي درست زندگي كردن استفاده كنيم. پس بايد بپذيريم كه سواد تحليلي يك نگاه و نگرش برتر است كه انسان و زندگي انساني را متحول ميكند و ميسازد يعني هر اندازه سواد تحليلي داشته باشيم شناخت، آگاهي، اخلاق، ارتباط، درك، رفتار، انتخاب، فكر و تعامل ما توسعه مييابد و اين يعني اگر سواد تحليلي داشته باشيم، ميتوانيم درست زندگيمان را مديريت كنيم و اگر سواد تحليلي نداشته باشيم، نميتوانيم زندگيمان را درست مديريت كنيم. پس بپذيريم كه درست زندگي كردن نيازمند سواد تحليلي است، بپذيريم كه سواد تحليلي يك نياز است نه يك انتخاب.
عضو انجمن سواد رسانهاي ايران