• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6397 -
  • 1405 پنج‌شنبه 29 مرداد

نفت داريم، برق نداريم؛ عصر هوش مصنوعي هم رسيد

رحمت‌الله دريجاني

سال‌ها تصور مي‌كرديم مهم‌ترين دارايي انرژي ايران، چاه‌هاي نفت و ميدان‌هاي گاز است. هنوز هم هر گاه از قدرت انرژي كشور سخن گفته مي‌شود، حجم ذخاير زيرزميني، ظرفيت صادرات يا موقعيت ايران در بازار جهاني نفت و گاز در مركز بحث قرار مي‌گيرد. اما جهان بي‌سروصدا وارد دوره‌اي شده كه در آن، قدرت كشورها فقط با مقدار انرژي نهفته در زير خاك سنجيده نمي‌شود؛ معيار مهم‌تر، توان تبديل مطمئن و پيوسته آن انرژي به برق است. اين تغيير شايد در نگاه نخست فني به نظر برسد، اما پيامد آن كاملا سياسي و اقتصادي است. كارخانه، بيمارستان، شبكه حمل‌ونقل، بانك، دانشگاه، سامانه ارتباطي و حتي امنيت شهري بدون برق پايدار از كار مي‌افتد. اكنون بايد مركز داده، پردازش ابري، رباتيك و هوش مصنوعي را نيز به اين فهرست اضافه كرد. جهان به سرعت در حال ورود به «عصر برق» است؛ عصري كه در آن، برق نه يكي از نهاده‌هاي توسعه، بلكه زيرساخت مشترك تقريبا تمام اشكال قدرت خواهد بود. آژانس بين‌المللي انرژي پيش‌بيني كرده است مصرف برق مراكز داده در جهان تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۴۵ تراوات‌ساعت برسد؛ يعني بيش از دو برابر ميزان سال ۲۰۲۴. رشد مصرف برق اين مراكز نيز چند برابر سريع‌تر از رشد ساير بخش‌ها خواهد بود. بخش مهمي از اين جهش به گسترش هوش مصنوعي مربوط است؛ فناوري‌اي كه براي آموزش و اجراي مدل‌هاي بزرگ، به تراشه‌هاي پيشرفته، سامانه‌هاي خنك‌كننده و برق شبانه‌روزي نياز دارد.

مسابقه‌اي كه پيش از الگوريتم‌ها آغاز مي‌شود

بحث درباره هوش مصنوعي معمولا از دانشگاه، نيروي انساني، داده، تراشه و سرمايه‌گذاري آغاز مي‌شود. همه اين عوامل ضروري‌اند، اما پيش از آنها مساله ساده‌تري قرار دارد: آيا شبكه برق مي‌تواند بار سنگين و متمركز مراكز داده را تحمل كند؟ كشورهايي كه امروز براي جذب شركت‌هاي هوش مصنوعي رقابت مي‌كنند، فقط بسته‌هاي حمايتي يا زمين ارزان پيشنهاد نمي‌دهند. آنها نيروگاه، پست برق، خطوط انتقال، باتري‌هاي ذخيره‌ساز و حتي منابع اختصاصي انرژي براي مراكز داده طراحي مي‌كنند. در برخي مناطق پيشرفته نيز رشد سريع اين مراكز به افزايش قيمت برق و فشار بر شبكه منجر شده است. اين تجربه نشان مي‌دهد حتي اقتصادهايي كه از شبكه‌هاي نيرومند برخوردارند، نمي‌توانند زيرساخت هوش مصنوعي را بدون برنامه‌ريزي انرژي توسعه دهند. براي ايران، مساله پيچيده‌تر است. كشور هنوز در تامين پايدار برق مصرف‌كنندگان فعلي با مشكل روبه‌رو است. در تابستان، رشد مصرف خانگي و وسايل سرمايشي، صنايع را با محدوديت روبه‌رو مي‌كند؛ در زمستان، كمبود گاز بر نيروگاه‌ها فشار مي‌آورد. خاموشي ديگر يك حادثه استثنايي نيست؛ به بخشي از محاسبات روزمره خانوار، توليدكننده و صاحب كسب‌وكار تبديل شده است. در چنين شرايطي، صحبت از تبديل ‌شدن ايران به قطب هوش مصنوعي، بدون حل مساله برق، بيشتر شبيه ساختن طبقه آخر ساختماني است كه پي آن هنوز كامل نشده است. مي‌توان متخصص تربيت كرد، شركت دانش‌بنيان ساخت و درباره مدل بومي سخن گفت، اما زيرساخت محاسباتي بزرگ با برق ناپايدار سازگار نيست. مركز داده را نمي‌توان هر روز در ساعت اوج مصرف خاموش كرد و از صنعتي كه به دسترسي پيوسته وابسته است، انتظار رقابت جهاني داشت.

نفرين تازه منابع

تناقض ايران فقط كمبود برق نيست؛ كشوري با ذخاير بزرگ نفت و گاز، گرفتار كمبود انرژي قابل استفاده شده است. اين تناقض نشان مي‌دهد داشتن منبع با برخورداري از قدرت انرژي يكسان نيست. قدرت زماني شكل مي‌گيرد كه منبع خام، با كمترين اتلاف و بيشترين اطمينان به برق، سوخت، محصول صنعتي يا درآمد پايدار تبديل شود.

شبكه برق ايران همزمان با چند مشكل روبه‌رو است: نيروگاه‌هاي قديمي و كم‌بازده، سرمايه‌گذاري ناكافي، تلفات انتقال و توزيع، مصرف بالا، قيمت‌گذاري غيرواقعي، محدوديت مالي و وابستگي شديد توليد برق به گاز. داده‌هاي بانك جهاني نشان مي‌دهد تلفات انتقال و توزيع برق ايران در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۰ درصد بوده است؛ رقمي كه در مقياس شبكه ملي، معادل از دست رفتن بخش قابل ‌توجهي از توليد است. از سوي ديگر، سهم انرژي‌هاي تجديدپذير در تركيب برق ايران همچنان پايين است. در آخرين داده‌هاي قابل مقايسه بانك جهاني، انرژي‌هاي تجديدپذير تنها بخش كوچكي از برق كشور را تشكيل مي‌دادند. اين در حالي است كه جهان با شتابي كم‌سابقه ظرفيت خورشيدي خود را افزايش مي‌دهد و آژانس بين‌المللي انرژي پيش‌بيني كرده منابع تجديدپذير از سال ۲۰۲۶ به بزرگ‌ترين منبع توليد برق جهان تبديل شوند. ايران از نظر تابش خورشيد، وسعت سرزمين و تنوع اقليمي كمبود ظرفيت طبيعي ندارد. مشكل، تبديل ‌نشدن اين ظرفيت به پروژه‌هاي پايدار، قابل تامين مالي و متصل به شبكه است. آنچه كمبود داريم آفتاب نيست؛ ثبات تصميم، سرمايه، فناوري و محيطي است كه سرمايه‌گذار بتواند بازگشت سرمايه خود را پيش‌بيني كند.

خاموشي فقط خاموشي نيست

وقتي برق يك كارخانه قطع مي‌شود، زيان فقط به محصولي كه در آن ساعت توليد نشده، محدود نمي‌ماند. مواد اوليه ممكن است آسيب ببيند، دستگاه‌ها متوقف شوند، هزينه تعمير افزايش يابد، سفارش مشتري به تاخير بيفتد و اعتبار توليدكننده از بين برود. در واحدهاي كوچك‌تر، هر ساعت بدون برق مي‌تواند مستقيما به معناي يك ساعت بدون درآمد باشد. گزارش‌هاي منتشر شده از ايران نيز نشان مي‌دهد خاموشي‌ها بر كارگاه‌ها، خدمات، صنايع و زندگي روزمره فشار جدي وارد كرده‌اند. اما خسارت پنهان‌تر، از دست‌ رفتن فرصت‌هاي آينده است. سرمايه‌گذار فناوري پيش از انتخاب محل مركز داده يا كارخانه پيشرفته، درباره زمين و نيروي كار سوال نمي‌كند؛ ابتدا پايداري برق، كيفيت اينترنت و امكان اتصال به شبكه را مي‌سنجد. كشوري كه نتواند اين سه زيرساخت را تضمين كند، حتي اگر متخصص ارزان و بازار بزرگ داشته باشد، از فهرست گزينه‌ها كنار گذاشته مي‌شود. به همين دليل، ناترازي برق را نبايد فقط مشكل وزارت نيرو دانست. اين مساله به سياست صنعتي، امنيت ملي، اشتغال، مهاجرت نخبگان و جايگاه آينده ايران مربوط است. اگر كارخانه‌هاي امروز با محدوديت برق توليد كنند، صنايع فردا اصلا متولد نخواهند شد.

هوش مصنوعي در صف خاموشي

ممكن است گفته شود ايران در شرايط تحريم و محدوديت دسترسي به تراشه‌هاي پيشرفته، فعلا امكان رقابت با مراكز بزرگ هوش مصنوعي جهان را ندارد؛ بنابراين نگراني درباره برق مراكز داده زودهنگام است. اين استدلال فقط بخشي از واقعيت را مي‌بيند. هوش مصنوعي الزاما به معناي ساخت مدلي هم‌اندازه بزرگ‌ترين مدل‌هاي امريكايي يا چيني نيست. كشاورزي هوشمند، پزشكي، پيش‌بيني آب‌وهوا، مديريت ترافيك، اكتشاف معدن، بهينه‌سازي مصرف انرژي، بانكداري و خدمات عمومي همگي به زيرساخت محاسباتي نياز دارند. كشوري كه نتواند ظرفيت پردازش داخلي، امن و پايدار ايجاد كند، در آينده براي استفاده از فناوري نيز به ديگران وابسته خواهد شد.

تناقض تلخ آن است كه هوش مصنوعي مي‌تواند بخشي از بحران انرژي ايران را حل كند: پيش‌بيني مصرف، تشخيص اتلاف، مديريت بار، تعمير پيشگيرانه نيروگاه‌ها و تنظيم شبكه از كاربردهاي شناخته‌ شده آن هستند. اما براي استفاده از همين ابزار، ابتدا به برق و زيرساخت ديجيتال نياز داريم. ايران در معرض يك دور باطل قرار گرفته است: ضعف شبكه برق، توسعه فناوري را محدود مي‌كند و عقب‌ماندگي فناوري نيز اصلاح شبكه را دشوارتر مي‌سازد.

راهبرد برق، نه مجموعه‌اي از پروژه‌ها

خروج از اين وضعيت با افتتاح چند نيروگاه پراكنده يا توصيه مكرر به مردم براي كاهش مصرف ممكن نيست. ايران به يك «راهبرد ملي برق» نياز دارد كه سياست انرژي، صنعت و فناوري را در يك مسير قرار دهد.

نخست، بايد اتلاف را به عنوان يك منبع انرژي ديده‌ نشده كاهش داد. برقي كه در شبكه تلف مي‌شود، تفاوتي با برقي كه توليد نشده، ندارد. نوسازي خطوط، كنتورهاي هوشمند و مديريت دقيق بار، گاهي سريع‌تر و ارزان‌تر از ساخت نيروگاه جديد نتيجه مي‌دهد.

دوم، توسعه خورشيدي بايد از شعار و هدف‌گذاري عددي خارج شود. نيروگاه‌هاي بزرگ، توليد پراكنده روي سقف كارخانه‌ها و ساختمان‌ها، خريد تضميني قابل اعتماد و استفاده از باتري‌هاي ذخيره‌ساز بايد اجزاي يك برنامه واحد باشند. نيروگاه‌خورشيدي به ‌تنهايي تمام مشكل را حل نمي‌كند، اما مي‌تواند در ساعت‌هاي اوج تابستان، بخشي از فشار شبكه را كاهش دهد.

سوم، صنايع بزرگ و مراكز داده آينده بايد در توليد برق مورد نياز خود مشاركت كنند، نه اينكه بار تازه‌اي بر شبكه فرسوده بيفزايند. نيروگاه اختصاصي، قرارداد بلندمدت خريد برق و اتصال به منابع تجديدپذير مي‌تواند بخشي از مدل توسعه اين صنايع باشد.

چهارم، قيمت‌گذاري بايد به ‌تدريج از الگويي كه مصرف بيشتر را تشويق مي‌كند فاصله بگيرد، اما اصلاح قيمت بدون حمايت از خانوارهاي كم‌درآمد و بدون افزايش كيفيت خدمات، فقط هزينه بحران را به مردم منتقل مي‌كند. اصلاح بايد همزمان با كاهش اتلاف، افزايش شفافيت و تضمين دسترسي پايه انجام شود.

قدرت آينده از پريز برق مي‌آيد

ايران ممكن است همچنان يكي از بزرگ‌ترين دارندگان ذخاير نفت و گاز جهان باقي بماند، اما اين عنوان به‌ تنهايي جايگاهي در اقتصاد آينده تضمين نمي‌كند. جهان در حال عبور از دوره‌اي است كه قدرت انرژي با تعداد بشكه‌ها سنجيده مي‌شد. در نظم تازه، كيفيت شبكه برق، ظرفيت پردازش و توان تامين انرژي پاك و پايدار به همان اندازه اهميت خواهد داشت. رقابت هوش مصنوعي شايد روي صفحه نمايش ديده شود، اما در پشت آن نيروگاه، شبكه انتقال، سيستم خنك‌كننده و هزاران مگاوات برق قرار دارد. كشوري كه نتواند برق امروز كارخانه‌هايش را تامين كند، فردا نمي‌تواند ميزبان صنعت محاسباتي باشد كه شبانه‌روز خاموش نمي‌شود. ايران براي عقب ‌نماندن از عصر هوش مصنوعي، پيش از خريد تراشه و طراحي الگوريتم، بايد مساله‌اي قديمي‌تر را حل كند: توليد و توزيع مطمئن برق. در قرن گذشته، كشورها براي دسترسي به نفت رقابت مي‌كردند؛ در قرن جديد، بخشي از رقابت قدرت بر سر دسترسي به برق پايدار و توان محاسباتي خواهد بود.

شايد روزي ناچار شويم بپذيريم بزرگ‌ترين فرصت از دست‌ رفته ايران نه فروش‌ نرفتن يك بشكه نفت، بلكه برقي بوده است كه توليد نشد، صنعتي كه متوقف ماند و آينده‌اي كه پيش از روشن ‌شدن، در صف خاموشي قرار گرفت.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون