• 1405 چهارشنبه 1 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6425 -
  • 1405 چهارشنبه 1 مهر

« اعتماد» در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي می کند

«ديپلماسي معاملاتي» ترامپ

​حديث روشني

همزمان با حضور مسعود پزشكيان، رييسجمهور كشورمان در نيويورك به منظور شركت در نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل، رايزنيها درباره آينده روابط تهران و واشنگتن و چشمانداز كاهش تنشها بار ديگر مورد توجه قرار گرفته؛ با اين همه اين سفر در شرايطي انجام شده كه تحولات منطقهاي و نقش امريكا، چين، ماجراجوييهاي مخرب اسراييل و همچنين تحركات كشورهاي عربي ميتواند بر مسير اين معادلات اثرگذار باشد. حال نيز گروهي از ناظران معتقدند حضور ايران در نيويورك ميتواند فرصتي باشد براي دادن شانس دوباره به ديپلماسي و باز كردن مسيرهاي تازه براي گفتوگو و توافق.

ترامپ به دنبال معامله است

رحمن قهرمانپور، كارشناس ارشد روابط بينالملل در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» در ارتباط با اظهارات متناقض رييسجمهور امريكا درخصوص آينده تنش ميان تهران و واشنگتن و همزمان تاكيد بر تمايل ديدارش با همتاي ايراني خود گفت: واقعيت اين است كه رفتار ترامپ در چارچوب آن چيزي قابل فهم است كه اصطلاحا به آن «ديپلماسي معاملاتي» ميگويند. به عبارتي ترامپ به ديپلماسي به مثابه يك ابزار معاملاتي نگاه ميكند و سعي دارد از هر ابزاري كه زودتر او را به هدف ميرساند، استفاده كند. قهرمانپور در ادامه خاطرنشان كرد: براي مثال، زماني كه دونالد ترامپ با كيم جونگ اون، رهبر كرهشمالي، ديدار كرد، براي بسياري اين موضوع تعجبآور بود كه چرا رييسجمهور امريكا با شخصي ديدار ميكند كه كشورش در واقع روابط رسمي با آن ندارد. اما هدف ترامپ اين است كه ديپلماسي مدنظر خودش را پيش ببرد؛ بنابراين، جاي تعجب ندارد كه پيشنهاد ميكند با رييسجمهور ايران ديدار كند و همزمان نيز با كشورهاي عربي عضو شوراي همكاري خليجفارس نشست مشتركي برگزار كندبه گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي بنابراين، اين نوع رفتار ترامپ در چارچوب ديپلماسي معاملاتي قابل فهم است. او سعي ميكند زودتر به خواسته خود دست يابد، با هزينه كمتر اين كار را انجام دهد و بيشتر نگاه كوتاهمدت به تحولات دارد.

راهحل مقابله با پروژه امنيتيسازي

اين كارشناس ارشد مسائل بينالملل در ادامه و در رابطه با اهداف پروژه امنيتيسازي ايران توسط ايالاتمتحده در شرايط فعلي به «اعتماد» گفت: بايد توجه كنيم كه پروژه امنيتيسازي ايران يا ايجاد يك تصوير امنيتي از كشورمان، پروژه جديدي نيست و امريكا همواره تلاش كرده اين پروژه را پيش ببرد. اما نكته مهم اين است كه گاهي كشورهايي مانند كشورهاي اروپايي يا كشورهاي منطقه با اين پروژه همكاري كردهاند و در نتيجه، امريكا به برخي از اهداف خود دست يافته است. در مقابل، هر زمان كه متحدان امريكا يا كشورهاي منطقه با اين نوع پروژهسازي مخالفت كردهاند، امريكا در واقع به خواستههاي خود دست نيافته استبه باور قهرمانپور نكته بعدي اين است كه تلاشهاي ايران به هر حال قابلتوجه است، اما موفقيت اين تلاشها منوط به الزامات و پيشنيازهايي در سطح داخلي و خارجي نيز هست. بدان معنا كه اين تلاشهاي ديپلماتيك بايد با رايزنيهاي مستمر و فشرده و همچنين همكاري و نهادينهكردن روابط با كشورهاي همسايه از يكسو و ساير قدرتهاي بزرگ ازسوي ديگر همراه باشد. به عبارت ديگر، هر چه شبكه روابط خارجي يك كشور گستردهتر، متنوعتر و محكمتر باشد، به همان ميزان آسيبپذيري آن بازيگر در برابر فشارهاي خارجي كمتر خواهد بود. بنابراين، موفقيت اين پروژه مستلزم آن است كه ايران نيز در داخل، شرايط همبستگي را تقويت كند و هم در خارج بتواند همكاريهاي نهادينهشدهاي را با كشورهاي منطقه و ساير قدرتها ايجاد كند.

فرصت توافق در سايه انتخابات

قهرمانپور در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با نگاه واشنگتن به تفاهم اسلامآباد و همزمان پررنگتر شدن متغير تشديد تنشها گفت: ميتوان گفت كه فعلا ترامپ، در آستانه انتخابات مياندورهاي، بيش از جنگ به توافق نيازمند است و اين توافق ميتواند تا حدي موقعيت جمهوريخواهان را در انتخابات رياستجمهوري تقويت كند. اما از سوي ديگر، نبايد تصور كنيم كه اگر درگيري رخ دهد، بدان معناست كه حتما حزب جمهوريخواه يا ترامپ شكست ميخورند. هر يك از اين موارد تابع مجموعهاي از معادلاتي است كه در چارچوب آن شرايط عمل ميكنندبه گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي بنابراين، ترامپ تلاش ميكند با پيشنهاد مذاكره و همچنين پيشنهاد ديدار با مقامات ايراني از جمله آقاي پزشكيان، در آستانه انتخابات مياندورهاي، امتيازي به دست آورد. اما در مقابل، بايد توجه كنيم كه ندادن اين امتياز به ترامپ بدان معنا نيست كه، براي مثال، حزب جمهوريخواه بهطور كامل شكست ميخورد يا پس از انتخابات، ترامپ استيضاح يا بركنار ميشود. در واقع، اين يك فرصت براي ايران است كه ميتواند از آن براي رسيدن به يك توافق استفاده كند؛ اما اگر اين فرصت از دست برود، ممكن است شرايط تا حدي از كنترل خارج شود يا به سمت تشديد تنش پيش برود.

فرصت ديپلماسي در نيويورك

قهرمانپور در ادامه و با اشاره به حضور رييسجمهور كشورمان در نشست مجمع عمومي به عنوان فرصتي مهم براي تقويت ديپلماسي به «اعتماد» گفت: بايد توجه كنيم كه به هر حال فرصتهاي متعددي براي توافق وجود دارد و نشست مجمع عمومي هم يكي از اين فرصتهاست كه البته ويژگيهاي خاص خودش را دارد، چراكه به دليل آنكه اكثر رهبران كشورها در آنجا حضور دارند، امكان انجام ديدارهاي متعدد در مدت زمان كوتاهتر فراهم است. اما لازمه استفاده از اين فرصت، همانطور كه پيشتر تاكيد شد آن است كه در داخل كشورمان درباره نحوه حل مساله، يك اجماع نسبتا قابل قبول شكل بگيرد و ديپلماتها و افرادي كه قرار است مذاكره كنند، مطمئن باشند كه در صورت مذاكره، دستاوردهاي آنها زير سوال نخواهد رفت و اين توافق منجر به تهديد جايگاه آنها در سياست داخلي نخواهد شد.

بازي دشوار پكن در ميان تهران و واشنگتن

اين پژوهشگر ارشد روابط بينالملل در ادامه و در رابطه با نقش چين در مديريت تنش ميان ايران و امريكا به «اعتماد» گفت: بايد توجه داشت كه ميانجيگري چين در موضوع جنگ و بحران ميان ايران و امريكا، تابع مجموعهاي از شرايط است؛ ازجمله اينكه هم ايران آمادگي پذيرش اين ميانجيگري را داشته باشد و هم امريكا پيامدهاي آن را بپذيرد. به نظر ميرسد كه هم ايران و هم امريكا درخصوص پذيرش ميانجيگري چين ملاحظات جدي دارند. نگراني ايران اين است كه اگر چين در جريان ميانجيگري، براي مثال، درخواستي درباره توقف غنيسازي مطرح كند و ايران با آن موافقت نكند، روابط تهران و پكن دچار خدشه شود؛ به اين معنا كه اين روابط آسيب جدي ببيند و حتي ممكن است ديگر به شرايط سابق بازنگردد. به گفته قهرمانپور ازسوي ديگر، ملاحظه امريكا اين است كه اگر چين بتواند پايان صلحآميز اين بحران و جنگ را به نام خود ثبت كند، عملا به معناي آن خواهد بود كه جايگاه چين به عنوان يك قدرت بزرگ جهاني ازسوي امريكا به رسميت شناخته شده و اين مساله با اصل رقابت ميان دو بازيگر در تعارض قرار دارد. به عبارت سادهتر، ترامپ نميتواند با دست خود امتياز بزرگي به رقيب خود بدهد و زمينه را براي حضور جديتر چين در خاورميانه در آينده فراهم كند. اما در مورد خود چين نيز ميتوان گفت كه پكن نگران است اگر اين ميانجيگري موفق و مثبت نباشد و به نتيجه مشخصي منجر نشود، اعتبار اين كشور در سطح بينالمللي آسيب ببيند. در واقع، نخستين گام، يا دستكم يكي از نخستين گامهاي مهم چين براي ايفاي نقش به عنوان يك قدرت بزرگ جهاني، در اين صورت با شكست مواجه خواهد شد. بنابراين، پكن نيز تا زماني كه اطمينان پيدا نكند اين ميانجيگري ميتواند موفق باشد و به تقويت جايگاه چين در عرصه جهاني منجر شود، به احتمال زياد وارد چنين فرآيندي نخواهد شد.

ايران در مختصات رقابتهاي پكن و واشنگتن

اين كارشناس مسائل بينالملل در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» در رابطه با نقش پكن در تغيير احتمالي معادلات خاورميانه در مقطع كنوني خاطرنشان كرد: واقعيت اين است كه تحولات خاورميانه، هر چند براي تهران اهميت زيادي دارد، اما در قياس با رقابت ميان امريكا و چين، در زمره اولويتهاي اول، دوم و حتي سوم قرار نميگيرد. اولويت نخست امريكا و چين، نحوه تنظيم رقابت ميان دو كشور است؛ بهگونهاي كه به بازارها و ساير بازيگران اطمينان داده شود اين رقابت به وضعيتي شبيه جنگ سرد منجر نخواهد شد. به باور قهرمانپور موضوع دوم، بحث تعرفهها و تجارت آزاد است. امريكاييها معتقدند چينيها از قوانين تجارت آزاد به نفع خود سوءاستفاده ميكنند. مساله سوم نيز انتقال فناوريهاي حساس، رقابت در حوزه هوش مصنوعي و همچنين رقابت بر سر مواد معدني كمياب است. مساله بعدي نيز موضوع جنگ تايوان است. اين پژوهشگر مسائل بينالملل در ادامه تاكيد كرد: بنابراين، موضوع خاورميانه باوجود اهميت آن، به نظر نميرسد در زمره اولويتهاي اصلي ديدار شي جينپينگ و ترامپ قرار داشته باشد. البته اين به آن معنا نيست كه موضوع خاورميانه يا ايران در دستور كار قرار نخواهد گرفت، بلكه منظور اين است كه دوطرف ابتدا تلاش خواهند كرد اولويتهاي نخست تا چهارم يا پنجم خود را به سرانجام برسانند و پس از آن ممكن است درباره موضوع ايران نيز مذاكراتي صورت گيرد. ازسوي ديگر، ميدانيم كه اختلاف ميان چين و امريكا درباره موضوع ايران جدي است و شكاف قابلتوجهي ميان دوطرف وجود دارد. بنابراين، انتظار نميرود كه اين اختلافات و شكافها در جريان اين سفر از ميان برود.

آرايش تازه اعراب منطقه براي مقابله با ايران

قهرمانپور همچنين با اشاره به نشست سران عرب با فرمانده سنتكام و پيامدهاي احتمالياش متذكر شد اين ديدارها اتفاق تازهاي نيست و پيش از اين نيز بارها تكرار شدهاند. هدف اصلي از برگزاري اين نشستها، ايجاد آمادگي و هماهنگي مشترك ميان امريكا، اسراييل و كشورهاي عربي براي مقابله با حملات احتمالي و رهگيري موشكهاي ايران است. به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي ازسوي ديگر، بايد توجه داشت كه از سال ۲۰۲۱، اين ديدارها بخشي از تعاملات نظامي مستمر ميان اين كشورها و بازيگران بوده و اهداف متعددي را دنبال كردهاند؛ ازجمله ايجاد يك سپر دفاع موشكي يكپارچه و همگرا و در كنار آن، مقابله با تهديد ايران. البته ميدانيم كه ميان اهداف و رويكردهاي اين كشورها در مواردي تعارضهايي نيز وجود دارد. حتي در داخل شوراي همكاري خليجفارس نيز درباره نحوه مواجهه با ايران، ميان رويكرد مماشات گونه عربستان و رويكرد تند امارات، تفاوتهاي جدي وجود دارد. به باور قهرمانپور با اين حال، به نظر ميرسد كه در شرايط كنوني، هدف اصلي اين ديدارها ايجاد هماهنگي و آمادگي مشترك در صورت بروز يك درگيري گسترده ديگر با ايران است.

لابي تلآويو براي ازسرگيري رويارويي

قهرمانپور در ادامه و با اشاره به سفر نخستوزير اسراييل به واشنگتن به «اعتماد» گفت: به نظر ميرسد پس از انتقادهايي كه در امريكا نسبت به عملكرد بنيامين نتانياهو و موساد مطرح شد و اين ادعا شكل گرفت كه آنها به نوعي حقيقت را به ترامپ منتقل نكردهاند و حتي به تعبير برخي منتقدان ترامپ، نتانياهو و موساد او را فريب دادهاند، نتانياهو تلاش دارد رويكرد جديدي را در پيش گرفته و به نوعي امريكا را با خود همراه كند. در اين رويكرد جديد، نتانياهو تلاش ميكند به نيازهاي روانشناختي ترامپ توجه داشته باشد. به همين دليل، بهطور مداوم تاكيد ميكند كه تصميمگيرنده اصلي ترامپ است و هر آنچه ترامپ بگويد، اسراييل ميپذيرد و آماده همكاري است. به باور اين كارشناس مسائل سياست خارجي بنابراين، ديدار و ملاقات نتانياهو با افراد تندروي كابينه ترامپ نيز ميتواند در همين چارچوب قابل تحليل باشد. به اين معنا كه نتانياهو تلاش خواهد كرد از طريق لايه دوم و افراد نزديك به ترامپ، خواستههاي خود را در كاخ سفيد پيش برده و مقامهاي امريكايي را براي آغاز يك جنگ ديگر با ايران متقاعد كند. دليل اين رويكرد نيز آن است كه تلآويو معتقد است امريكا در دو نبرد قبلي، جنگ را زودتر از زمان موردنظر به پايان رساند و اگر فشارها ادامه پيدا ميكرد، امكان دستيابي به پيروزي در برابر ايران وجود داشت.

بابالمندب؛ تلهاي براي واشنگتن؟

اين كارشناس ارشد روابط بينالملل در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با تحولات اخير در تنگه بابالمندب و تحركات انصارالله در مقابله با عربستان نيز خاطرنشان كرد: موضوع يمن و حوثيها از چند منظر قابل توجه است. نخست اينكه احتمالا امريكا بر اين باور است كه اگر همزمان با تنگه هرمز، در بابالمندب نيز درگير شود، با چالشهاي بيشتري مواجه خواهد شد. شايد كاخ سفيد اينگونه ارزيابي ميكند كه بابالمندب ميتواند تلهاي ازسوي ايران براي كشاندن امريكا به اين منطقه باشد؛ به اين معنا كه نيروهاي امريكايي را از خليجفارس خارج و آنها را به درياي سرخ بكشاند. چنين وضعيتي ميتواند فرصت تنفسي بزرگي براي ايران فراهم كند. شايد براساس همين استدلال است كه ترامپ تاكنون تمايلي براي ورود به جنگ با حوثيها نشان نداده استقهرمانپور در ادامه تشريح كرد: مساله ديگري كه ميتواند حائزاهميت باشد، نقش عربستان و نياز اين كشور به محافظت از خود در برابر حوثيهاست. امريكا نيز از اين نياز عربستان حداكثر استفاده را ميكند و تلاش دارد ضمن فروش تسليحات به رياض، امتيازهاي لازم را نيز از اين كشور بگيرد. يكي از مهمترين اين امتيازها، موضوع عاديسازي روابط عربستان با اسراييل است.

حوثيها؛ اهرم فشار واشنگتن بر رياض

قهرمانپور در ادامه با اشاره به انفعال واشنگتن درقبال حملات به مواضع عربستان به «اعتماد» گفت: يكي از اهداف امريكا از انفعال در موضوع حوثيها، احتمالا امتيازگيري از اين كشور است، چراكه عربستان اعلام كرده بود تا زماني كه دولت فلسطيني به رسميت شناخته نشود، به توافق ابراهيم نخواهد پيوست. ازسوي ديگر، ميدانيم كه در موضوع همكاريهاي هستهاي و همچنين ايجاد يك توافق جامع امنيتي ميان دو كشور نيز اختلافهايي ميان رياض و واشنگتن وجود دارد. به گفته اين پژوهشگر مسائل بينالملل در اين چارچوب، اگر بخواهيم موضوع را بررسي كنيم، امريكا تلاش ميكند از مساله حوثيها به عنوان ابزاري براي اعمال فشار بر عربستان استفاده كند، اما در عين حال نبايد فراموش كنيم كه امريكاييها ميدانند درگير شدن با حوثيها به مثابه ايجاد يك جبهه نبرد بزرگتر با ايران است و در اين صورت، گسترش جغرافيايي جبهه جنگ ميتواند آسيبپذيري امريكا در برابر ايران را افزايش دهد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها