روزبه دلاور
اظهارات اخير سعيد الهويي، مربي تيم ملي درباره ليست جديد تيم ملي و تصميمات غيرفني كادرفني در خط زدن نام برخي ستارهها و رويكرد كادر فني تيم ملي فوتبال، موجي از واكنشها و بحثهاي كارشناسي را در فضاي رسانهاي به راه انداخته است. منتقدان معتقدند شفافيت خواهي كادر فني با معيارهاي فني مورد استفاده در انتخاب ليست نهايي در تضاد است و پرسشهاي مهمي را درباره آينده تيم ملي پيش از تورنمنتهاي پيش رو ايجاد ميكند. براي واكاوي اين حواشي و بررسي استراتژي كادر فني در مديريت رختكن و گزينش بازيكنان با رسول كربكندي، پيشكسوت و كارشناس فوتبال ايران به گفتوگو نشستيم تا ابعاد فني و مديريتي اين جنجالها را تحليل كنيم. در ادامه ماحصل اين گپ و گفت اختصاصي را ميخوانيد.
با ديدن اسامي جديد دعوت شده به تيم ملي اولين نكتهاي كه به ذهن شما آمد چه بود؟
به نظرم ميرسد كه هيچوقت جوانگرايي را انجام نميدهند چون اعتقادي به آن ندارند. بلافاصله بعد از جام جهاني تمام كشورهاي جهان ميآيند جوانگرايي براي ۴ سال بعد انجام ميدهند اما ما هميشه دنبال نتيجه هستيم و پس از جام جهاني هم ميگوييم جام ملتها را در پيشداريم پس وقتش نيست و دوباره يك سال را از دست ميدهيم! بعد از جام ملتها هم آمادهسازي براي جامي ديگر و باز هم ميگوييم نميشود يعني هميشه جمله الان وقتش نيست را ميشنويم. به جز دو، سه بازيكن كه براي هركدام دلايلي ميآورند يك چند تا بازيكني را از جام جهاني نياوردند اما آن جوانگرايي كه مدنظر شما و ما هست ديده نميشود. اينكه چهار تا جوان را بياوريم اما بازيشان ندهيم كه معني جوانگرايي نميدهد. اصلا فكر كنم صحبت درباره تيم ملي لوث شده و آنهايي كه مسووليت دارند هركاري دلشان بخواهد انجام ميدهند و با اين حرفها ما ضد وطن و ضدفوتبال ميشويم چون آنكه بايد تصميم بگيرد من و شما نيستيم و كسي هم خيلي به اين مسائل توجه ندارد!
درباره دعوت مجدد حاج صفي هم حرف و حديث مثل تلاش كادرفني براي بالا بردن تعداد بازيهاي ملي او مطرح است. به نظرتان معيار كادرفني براي دعوت از يك سري بازيكنان كه هميشه دعوت ميشوند، چيست؟
حاج صفي بازيكن بزرگ و خيلي خوبي بوده و هنوز هم خوب است اما وقتي چهار دوره جام جهاني، حاج صفي را داري يعني توليد خوبي نداري. يعني هنوز جايگزيني براي اين بازيكن پيدا نكرديم و وقتي به جوانها فرصت نميدهيم در جام جهاني بعدي هم باز ميگوييم حاجصفي! اين حرفهايم را به مفهوم اينكه حاج صفي بازيكن خوبي نيست، نگذاريد. بحثم اين است وقتي حاج صفي چهار دوره جام جهاني بوده و هنوز هم دعوت ميشود نشان ميدهد كه توليد خوبي نداشتيم. البته آن بحثي كه مطرح كرديد براي ركورد زدن او است، من هم اين را خيلي ميشنوم اما اينكه نيت همين هست يا نيست واقعا من نميتوانم قضاوت كنم.
يك سري بازيكنان در اين سالها پاي ثابت دعوت به تيم ملي هستند.كار كردن با اين بازيكنان به لحاظ انگيزشي براي كادرفني ممكن است چالش ايجاد كند؟
از آنجايي كه فقط دنبال كسب نتيجه هستند و معتبر كردن رزومه خودشان خيلي به اين چيزها اهميت نميدهند. فقط ميخواهند فوري به يك نتيجه برسند اما چون بذر خوبي نپاشيدند متاسفانه آن هم محقق نميشود. يعني جام جهاني ميرويم آن نتايج را ميگيريم بعد ميآييم آب و تابي به آن هم ميدهند كه نباختن ما ميشود يك دستاورد بزرگ. جام جهاني ويترين بزرگ فوتبال دنياست و وقتي هردوره در آن شركت ميكنيد براي نشاندادن پيشرفت تيمتان است. اين پيشرفت را نه ما ديديم نه دنيا ديد اما اينكه با اتوبوس پارك كردن گل نخوريم و نبازيم و در ۴۸ تيم هم صعود كنيم نشان ميدهد فوتبال ما يك مسير بدي را ميرود.
ليگ ما اين فصل به لحاظ استفاده تيمها از بازيكنان جوان شرايط بهتري دارد به نظر شما اين بازيكنان ميتوانند در تيم ملي هم بازي كنند؟
امسال با توجه به اينكه بازيكنان خارجي يك مقدار كمتر شدهاند فضا براي جوانان خيلي باز شده و خوشبختانه در اين جام هم ميبينيم كه جوانهاي خوبي به فوتبال ما ميآيند. شما اگر يك شاخه گل را هم به موقع نچيني پژمرده ميشود. يكي كه تفكر و برنامهاش و دلسوزياش استفاده از جوانان در آينده باشد را نداريم. همه دنبال اين هستيم كه امروزخودمان يك بهرهاي را ببريم و اين فوتبالمان را نابود ميكند البته ناگفته نماند كه ما در پست دفاع وسط خيلي توليد خوبي نداشتيم و جايگزين خيلي خوب براي جانشيني اين نسل نداريم اما تا بهجوانها ميدان ندهيم و چند سال به اينها شلاق نزنيم بازهم بايد با همينها در بازيها شركت كنيم.
گفته شده كه جهانبخش و قدوس هم احتمالا در اردوهاي بعدي هستند كه ميتواند به مفهوم خط خوردن نام دوجوان ديگر باشد!
من فكر ميكنم دعوت از جوانها يك مقدار سركاري است! ما جواني را بازي بدهيم ميشود جوانگرايي؛ اين كه در روزهاي آخر اردو نامشان را خط بزنيم كه نشد جوانگرايي. فكر كنم بين اين بازيكنان فعلي كه در جامهاي جهاني و جامهاي ملتها بودند و هستند يك پيوند خيلي قوي بين كادرفني و اين بازيكنانوجود دارد و اين است كه از همديگر دل نميكنند. تلاششان اين است كه يا اينها را شكوفا كنند يا با اينها نتايجي بگيرند كه حاصل عدم پيشرفت فوتبال ما شده است.
مربي تيم ملي در رسانه ملي از رفتار غيرحرفهاي بعضي بازيكنان مثل صيادمنش انتقاد كرده بهتر نيست طرح اين مسائل در رسانهها عنوان نشود؟ باعث تنش يا دودستگي نميشود؟
اگر بگوييم به دليل مسائل فني آن بازيكن را دعوت نكرديم شايد جامعه بهتر بپذيرد. اميدوارم اين درست نباشد كه بازيكن به دليل مسائل رفتاري دعوت نميشود تا آن بازيكن بگويد كه سرمربي اصلا پست من را نميداند كجاست! اما هيچ كي به اين مسائل نميتواند ورود كند و برخوردي كند كه چرا حسن هست يا حسين نيست! اين جسارت را در فدراسيون هم نميبينم كه يك كميته فني بگذارند و اينها جوابگو باشند.
و عدم دعوت از مهدي قايدي هم جاي سوال است؟
به نظرم در حق قايدي دارد جفا ميشود. او حتي در جام جهاني وقتي حريف ما 10نفره بود ميتوانست به ما كمك كند حالا يا مصاحبههايش يا دليل ديگري دارد . وقتي او در ليگ ديگري در حال بازي است عدم آمادگي او خيلي قابل قبول نيست.