• 1405 چهارشنبه 1 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6425 -
  • 1405 چهارشنبه 1 مهر

مساله‌سازي و مساله‌پروري ناقض استحكام داخلي

جعفر گلابي

اگرچه تكرار هر نكته و موضوعي اغلب ملال‌آور است ولي انسان موجودي به‌شدت فراموشكار است براي همين همه ما در زندگي روزمره انواع توصيه‌ها را به يكديگر تكرار مي‌كنيم و در بعدي كلان‌تر رييس‌جمهور بارها مجبور مي‌شود يادآوري كند كه شرايط كشور شرايط جنگي است. بي‌ترديد يكي از دلايل استمرار وضعيت جنگي ازسوي دشمنان، اميد و تلاش آنان براي وقوع اتفاقي در كشور و ايجاد مناقشه و تبديل آن به تنش‌هاي داخلي است. معناي مقابل اين نكته بديهي اين است كه اگر از داخل ايران پيام‌هاي اجماع و انسجام و اتحاد بر سر دفاع از ميهن به جهان مخابره شود قطعا در پايان جنگ تاثير تعيين‌كننده خواهد داشت. با اين حال ظاهرا اين معناي روشن، همگاني نشده و برخي اعتنايي به آن ندارند. سربسته بايد گفت كه اين افراد يا دچار جهل مفرط هستند يا از ادامه وضع موجود احساس خطر نمي‌كنند! بر همين اساس يادآوري ضرورت‌هاي دفاع از كشور ضروري است. اگر سايه شوم جنگ و محاصره و تحريم‌هاي اقتصادي بر سر ايران عزيز نبود، مي‌شد در مناقشه‌هاي موجود ورود و براي جامعه روشنگري كرد و آنان را به قضاوت دعوت نمود. ولي حتي اگر كسي احساس ظلم و جفا مي‌كند و نسبت به برخي از روش‌ها و تصميم‌ها انتقاد دارد با درنظر گرفتن شرايط موجود و براي ايران گذشت و فداكاري را اقدامي در جهت ميهن‌دوستي قرار مي‌دهد. اگر گذشت و فداكاري و دقت و شناخت و آگاهي و دلسوزي نياز مبرم ايران در همين روزها نباشد پس كي زمان ملاحظه و خويشتنداري است؟ مگر مي‌توان ادعاي ميهن‌دوستي داشت و با فراغ بال مساله‌سازي و مساله‌پروري كرد؟  اين مهم ابتدا بايد ازسوي همه تصميم‌گيران  در سطوح مختلف كاملا رعايت شود و پيوست همه سياست‌ها و مديريت‌ها و برنامه‌ها باشد. هر موضوعي كه در دفاع از كشور خلل ايجاد كند قابل طرح و اجرا نيست و دستگاه‌هاي نظارتي بايد در اين خصوص با حساسيت فوق‌العاده به وظايف خود عمل كنند و جلوي قطبي‌سازي روي هر موضوعي را در نطفه بگيرند. مسوولي كه با ديگر همكاران و بالادستي‌هاي خود هماهنگ نيست و براي دولت مشكل‌آفريني مي‌كند ادامه مسووليتش خطرساز است.  ريخت و پاش منابع محدود دولتي در شرايط حاد كنوني ديگر يك‌ عمل غيراخلاقي صرف نيست و مخل انضباط مالي در شرايط جنگي است. برنامه‌هاي حساسيت‌برانگيز با احتياط و رعايت همه جوانب امر قابل اجرا است ولي هنوز معلوم نشده كه برگزاري دوي ماراتن درست در روز رزمايش جان‌فدايان ايران با كدام صلاحديد صورت گرفته است و آيا تعقيب قضايي برگزاركنندگان خود چالشي بر چالش‌هاي ديگر اضافه نمي‌كند؟ باوجود مسووليت اصلي مديران و دست‌اندركاران حكومتي و دولتي در رعايت شرايط جنگي ديگران هم از قاعده بديهي رعايت وضعيت كشور مبرا و رها نيستند و هر كس به ميزان نفوذ خود در جامعه 
نه تنها مسووليت دارد بلكه وظايف ميهني‌اش اقتضا مي‌كند كه در حمايت از نيروهاي مسلح و نمايندگان ديپلماتيك و همه مدافعان وطن در عرصه‌هاي مختلف كم‌كاري نكند. حمله‌هاي تند و تهديدآسا به دولت و شخص رييس‌جمهور قطعا موافق انسجام ملي نيست. محوريت دادن به موضوع پوشش بانوان آن‌هم با تندترين ادبيات خطر چالش‌آفريني را به همراه دارد و بر دفاع از كشور حاشيه مخرب ايجاد مي‌كند. اگر فردي متوجه سوءاستفاده و خطا و خلاف بزرگي شد آيا بهتر نيست ابتدا آن را با مسوولان مربوطه در ميان بگذارد و در صورتي به رسانه‌اي كردن موضوع بپردازد كه مسوولان گوش شنوايي نداشته باشند؟ فردي در ونيز در يك كميته فرعي جايزه مي‌برد و بحق در فضاي مجازي مورد سوال قرار مي‌گيرد كه چرا يادي از ميهن مظلوم و شهدايش نكرده است؟  

رييس يك جبهه سياسي صراحتا به دفاع از او برمي‌خيزد و انتقادها را ديگر‌سازي خطرناك مي‌نامد! وي فراموش مي‌كند خطر آنجاست كه از فعل و بيان كسي اين معنا مخابره شود كه در ايران بخشي از جامعه اعتنايي به خطرات موجوديتي وجود ندارد. فردي خود با اغيار همراه شده و واهمه‌اي از ديگر بودن نشان نمي‌دهد ولي اينجا نماينده ۲۷ حزب و سازمان سياسي از انتقاد به او برمي‌آشوبد و حتي اعلام نمي‌كند كه اين موضع شخصي وي است! گويي نمي‌داند كه غرب از اين ابزارها بسيار در چنته دارد و همواره از آنها استفاده سياسي مي‌كند. آري ما خطر موحشي كه پيرامون ايران عزيز وجود دارد را جدي نگرفته‌ايم ولي بر سر بسياري از موضوعات كوچك خطرتراشي مي‌كنيم‌! عقيده شخصي بنده اين است كه جنگ تحميلي اول به دليل عدم تمركز كافي و اولويت‌بخشي تام و تمام تا ۸ سال ادامه يافت. اكنون هم اين خطر وجود دارد كه همه فكرها و انديشه‌ها و انرژي‌ها و اراده‌ها و منابع و بيان‌ها روي دفع خطر از كشور متمركز نشود و دشمنان اگر راهي براي خسارت‌هاي بزرگ نيافتند فرسايش تحميلي و بلندمدت ايجاد كنند.
اگر كلي‌گويي خنثي و بي‌اثر نبود صاحب اين سطور از اشاره به مصاديق بالا هم صرف‌نظر مي‌كرد تا احتمال نشستن گردي بر وفاق و همدلي و استحكام داخلي هم به وجود نيايد، همه ما در معرض يك قضاوت تاريخي بزرگ قرار داريم‌.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها