• 1405 چهارشنبه 1 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6425 -
  • 1405 چهارشنبه 1 مهر

روز بعد جنگ

مرتضي مكي

جنگ هنوز تمام نشده است، اما نبرد بر سر «روز بعد از جنگ» آغاز شده است.
مسعود پزشكيان درحالي براي سومين‌بار راهي نيويورك مي‌شود كه مجمع عمومي سازمان ملل امسال به يكي از مهم‌ترين ميدان‌هاي ديپلماتيك بحران ايران و امريكا تبديل شده است. هفت ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن ديگر فقط درباره ادامه عمليات نظامي سخن نمي‌گويد؛ همزمان در حال رايزني با كشورهاي عربي خليج‌فارس درباره مرحله بعدي بحران و شكل نظم منطقه‌اي پس از جنگ است.
همزمان چين با صراحت بيشتري از بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلام‌آباد، بازگشايي تنگه هرمز و اصلاح ساختار امنيتي خاورميانه سخن مي‌گويد. روسيه و چين نيز در شوراي امنيت در برابر تلاش امريكا براي تمديد سازوكار نظارت بر تحريم‌هاي ايران ايستاده‌اند، بنابراين پزشكيان وارد نيويوركي مي‌شود كه مساله اصلي آن فقط جنگ نيست، مساله اصلي اين است كه چه كسي و با چه قواعدي قرار است نظم پس از جنگ را تعريف كند.
اهميت اين سفر دقيقا از همين‌جا آغاز مي‌شود. امريكا صدور رواديد براي پزشكيان و عباس عراقچي را تاييد كرده است، اما همزمان محدوديت‌هاي شديدي براي رفت‌وآمد هيات ايراني در نيويورك اعمال مي‌كند.
از منظر حقوق كشور ميزبان، واشنگتن نمي‌تواند به آساني حضور هيات رسمي ايران در مقر سازمان ملل را منتفي كند. با اين حال، مساله اصلي سفر پزشكيان سخنراني در مجمع عمومي نيست. مساله، تبديل دستاوردهاي ميدان جنگ به ظرفيت ديپلماتيك است.
ايران در هفت ماه گذشته با يك جنگ چندلايه مواجه بوده است. جنگ فقط به حملات مستقيم نظامي محدود نمانده؛ تحريم، فشار اقتصادي، جنگ انرژي، محدوديت كشتيراني و تلاش براي منزوي كردن تهران نيز بخشي از اين منظومه بوده است.
پاسخ ايران نيز فقط نظامي نبوده است. تهران همزمان تلاش كرده مناسبات خود با چين، روسيه، كشورهاي عضو بريكس و سازمان همكاري شانگهاي را فعال‌تر كند و نشان دهد بحران ايران صرفا يك مناقشه دوجانبه ميان تهران و واشنگتن نيست.
سفر عراقچي به پكن در اين چارچوب اهميت ويژه دارد. وانگ‌يي در ديدار با وزير خارجه ايران در 25 شهريور اعلام كرد كه چين خواهان بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهم اسلام‌آباد و بازسازي سازوكار گفت‌وگو است و بر بازگشايي هرچه سريع‌تر تنگه هرمز تاكيد كرد. پكن همچنين درباره سرريز بحران به يمن و درياي سرخ هشدار داد.
اين تغيير لحن را نبايد صرفا به معناي قرار گرفتن چين در كنار ايران تفسير كرد. چين منافع مستقيمي در پايان بحران دارد. تنگه هرمز و باب‌المندب دو گلوگاه دريايي مهم در اقتصاد جهاني هستند و اختلال همزمان در اين دو مسير، هزينه تجارت، انرژي و بيمه كشتيراني را افزايش مي‌دهد.
بنابراين سياست چين را مي‌توان در نقطه تلاقي دو هدف فهم كرد: جلوگيري از تغيير نامطلوب موازنه ژئوپليتيك منطقه به سود امريكا و جلوگيري از طولاني شدن بحراني كه هزينه‌هاي مستقيم اقتصادي براي چين ايجاد مي‌كند.
در اينجا يك تحول مهم ديگر رخ داده است. در 26 شهريور، روسيه و چين قطعنامه امريكا براي تمديد ماموريت هيات كارشناسان ناظر بر تحريم‌هاي ايران را وتو كردند. قطعنامه ۱۱ راي موافق داشت، دو كشور راي منفي دادند و دو كشور نيز ممتنع بودند. اختلاف اصلي به وضعيت حقوقي تحريم‌هاي سازمان ملل عليه ايران و اعتبار سازوكار «اسنپ‌بك» بازمي‌گردد؛ غرب احياي تحريم‌ها را معتبر مي‌داند، درحالي‌كه روسيه و چين درباره مبناي حقوقي آن اختلاف دارند.
اين راي‌گيري را نبايد از بحران بزرگ‌تر نظم بين‌المللي جدا كرد. ايران اكنون در مركز يك مناقشه حقوقي و ژئوپليتيك قرار گرفته كه در آن امريكا و متحدان اروپايي‌اش يك قرائت از تعهدات هسته‌اي و تحريم‌ها دارند و روسيه و چين قرائتي متفاوت. به همين دليل، مجمع عمومي امسال فقط محل طرح مساله جنگ نيست؛ صحنه‌اي براي رقابت دو نگاه درباره آينده سازوكارهاي امنيتي و حقوقي بين‌المللي نيز هست. در طرف مقابل، واشنگتن در حال ساختن روايت خود از «روز بعد» است.
براساس گزارش اكسيوس، دونالد ترامپ قرار است در حاشيه مجمع عمومي با رهبران يا مقام‌هاي ارشد عربستان‌سعودي، امارات، قطر، بحرين، كويت و عمان درباره مراحل بعدي جنگ و راهبرد امريكا براي دوره پس از جنگ گفت‌وگو كند. اين گزارش‌ها نشان مي‌دهد واشنگتن همزمان با ادامه فشار بر ايران، در حال رايزني براي شكل دادن به ترتيبات منطقه‌اي آينده است.
بنابراين يك تقابل مهم شكل گرفته است: امريكا مي‌خواهد درباره «روز بعد» با شركاي منطقه‌اي خود گفت‌وگو كند؛ ايران بايد درباره همان «روز بعد» مستقيما با جامعه بين‌المللي سخن بگويد. اين نقطه، مهم‌ترين ماموريت ديپلماتيك پزشكيان در نيويورك است.
ايران نمي‌تواند اجازه دهد آينده خليج‌فارس در اتاقي ميان واشنگتن و شش پايتخت عربي تعريف شود. امنيت منطقه بدون ايران قابل طراحي نيست، جغرافيا، جمعيت، ظرفيت نظامي، موقعيت انرژي و جايگاه ايران در دو سوي مهم‌ترين گلوگاه‌هاي دريايي منطقه. هر طرحي درباره تنگه هرمز، امنيت انرژي و ترتيبات منطقه‌اي ناگزير بايد ايران را در خود جاي دهد. 
حتي موضع اخير چين نيز عملا همين واقعيت را نشان مي‌دهد: پكن از يك طرف خواهان بازگشايي تنگه هرمز است و از طرف ديگر تاكيد مي‌كند ساختار امنيتي خاورميانه نيازمند اصلاح است. در اين ميان، باب‌المندب يك متغير تازه به معادله اضافه كرده است.
تحولات يمن در هفته‌هاي اخير نشان داده است كه بحران ديگر محدود به تنگه هرمز نيست. نيروهاي انصارالله دامنه عمليات خود را عليه اهدافي در عربستان افزايش داده‌اند و پيشروي آنها در امتداد ساحل درياي سرخ، موقعيت باب‌المندب را نيز حساس‌تر كرده است. عربستان در روزهاي اخير با موج تازه‌اي از حملات موشكي و پهپادي مواجه شده و حملات به زيرساخت‌هاي انرژي نيز نگراني‌ها درباره مسيرهاي صادرات نفت را افزايش داده است.
اين تحول از نظر ژئوپليتيك بسيار مهم است. تنگه هرمز و باب‌المندب دو نقطه جدا از يكديگر نيستند؛ آنها دو گلوگاه متصل به يك شبكه واحد انرژي و تجارت جهاني‌ هستند. اختلال همزمان در اين دو مسير مي‌تواند اثرات زنجيره‌اي بر قيمت نفت، هزينه حمل‌ونقل، بيمه دريايي، تورم و امنيت انرژي اروپا و آسيا ايجاد كند. تحليل‌هاي اخير درباره تحولات يمن نيز هشدار داده‌اند كه تشديد درگيري پيرامون باب‌المندب مي‌تواند فشار بيشتري بر بازار جهاني نفت وارد كند. اينجا يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي جنگ كنوني با دوره‌هاي قبلي فشار عليه ايران آشكار مي‌شود.
در تحريم‌هاي گذشته، واشنگتن تلاش مي‌كرد هزينه فشار را عمدتا بر اقتصاد ايران تحميل كند و اثرات آن را از اقتصاد امريكا و متحدانش جدا نگه دارد. امروز چنين جداسازي‌اي دشوارتر شده است. هر چه بحران تنگه هرمز و باب‌المندب طولاني‌تر شود، هزينه آن به بازار جهاني انرژي منتقل مي‌شود و از طريق قيمت نفت، حمل ‌و نقل و تورم به مصرف‌كنندگان و اقتصادهاي مختلف بازمي‌گردد. گزارش‌هاي بازار در روزهاي اخير نيز جهش قيمت نفت به بالاي ۱۰۰دلار در پي افزايش نگراني درباره امنيت مسيرهاي انرژي را نشان مي‌دهد. همزمان حملات به زيرساخت‌هاي انرژي عربستان و تشديد ناامني باب‌المندب، ريسك عرضه جهاني را افزايش داده است.
بنابراين تهران در نيويورك يك فرصت مهم براي تغيير چارچوب بحث دارد. بحث نبايد فقط اين باشد كه «ايران چگونه بايد فشار امريكا را تحمل كند؟» پرسش دقيق‌تر اين است كه «چرا معماري امنيتي موجود نتوانسته امنيت انرژي و كشتيراني را تضمين كند و چه ترتيباتي مي‌تواند جايگزين آن شود؟»
اين تغيير چارچوب اهميت اساسي دارد. ايران بايد ميان «جنگ» و «صلح» يك پل ديپلماتيك ايجاد كند. قدرت نظامي، هر اندازه تعيين‌كننده باشد، به خودي خود نظم سياسي پايدار ايجاد نمي‌كند. تجربه روابط ايران و غرب نيز نشان داده است كه حتي توافق‌هاي مهم، بدون تضمين‌هاي اجرايي و سازوكارهاي پايدار، مي‌توانند در برابر تغيير دولت‌ها و محاسبات قدرت‌هاي بزرگ آسيب‌پذير شوند.
از اين رو سفر پزشكيان بايد حامل يك پيشنهاد سياسي روشن براي «روز بعد» باشد: امنيت منطقه‌اي به جاي امنيت وابسته؛ گفت‌وگوي منطقه‌اي به جاي ائتلاف‌هاي نظامي فرامنطقه‌اي؛ تعهد در برابر تعهد به جاي امتيازدهي يك‌طرفه و سازوكاري براي امنيت انرژي و آزادي كشتيراني كه همه كشورهاي منطقه در طراحي و اجراي آن نقش داشته باشند.
اين رويكرد با تحولات ديپلماتيك اخير نيز قابل پيوند است. چين از بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد و بازسازي مذاكرات سخن مي‌گويد. روسيه و چين در شوراي امنيت در برابر قطعنامه امريكا ايستاده‌اند. كشورهاي عربي نيز همزمان با تشديد هزينه‌هاي جنگ، با مساله دشوار امنيت زيرساخت‌هاي انرژي خود مواجه هستند. در چنين شرايطي، مساله ديگر فقط «آيا جنگ ادامه پيدا مي‌كند؟» نيست، مساله اين است كه پس از پايان جنگ چه ترتيباتي جايگزين وضعيت موجود خواهد شد. پزشكيان بايد همين پرسش را به مركز ديپلماسي ايران در نيويورك تبديل كند.
واشنگتن در حال مذاكره درباره روز بعد است. پكن درباره نظم امنيتي جديد سخن مي‌گويد. مسكو در شوراي امنيت در برابر سازوكارهاي تحريمي امريكا ايستاده است.خليج‌فارس و باب‌المندب نيز نشان داده‌اند كه امنيت منطقه ديگر با حضور نيروهاي خارجي قابل تضمين نيست. در چنين شرايطي، سفر پزشكيان نه فقط فرصت دفاع از عملكرد ايران در جنگ، بلكه فرصت تعريف آينده است.
ايران در ميدان جنگ معادلات قدرت را تغيير داده است، اكنون بايد در ميدان ديپلماسي اين تغيير را به يك چارچوب سياسي تبديل كند. نيويورك دقيقا همان‌جايي است كه اين گذار بايد آغاز شود. جنگ، موازنه را تغيير مي‌دهد؛ ديپلماسي تعيين مي‌كند اين تغيير چگونه به نظم پس از جنگ تبديل شود.
كارشناس ارشد روابط بين‌الملل

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها