• 1405 جمعه 15 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6425 -
  • 1405 چهارشنبه 1 مهر

آيت‌الله شبيري و آخرين سنگرهاي فقاهت سنتي

مهدي ترابي كجيدي

در روزگاري كه همه ‌چيز با شتاب اندازه‌گيري مي‌شود، عالماني هستند كه علم را نه با سرعت كه با عمق مي‌سنجند. آيت‌الله سيدموسي شبيري زنجاني از همين تبار بود؛ تبار عالماني كه براي رسيدن به يك نتيجه فقهي، از مسير طولاني متن، روايت، سند، رجال، اصول و اقوال فقها عبور مي‌كنند. آيت‌الله شبيري زنجاني را اگر فقط با عنوان «مرجع تقليد» بشناسيم، شايد مهم‌ترين وجه شخصيت علمي او را نديده باشيم. او نماينده يك فرهنگ علمي است؛ فرهنگي كه در آن فقاهت، پيش از آنكه توليد پاسخ باشد، هنر فهميدن، سنجيدن و به آزمون گذاشتن يك مدعاست. 
فقاهت سنتي، برخلاف تصويري كه گاه در زبان امروز از آن ساخته مي‌شود، الزاما به معناي دلبستگي به گذشته و بي‌اعتنايي به مسائل جديد نيست. سنت در مدرسه فقه، بيش از هر چيز حافظه يك دانش است. فقيه بايد بداند شيخ طوسي چه گفته، محقق حلي چگونه استدلال كرده، علامه حلي در كجا ترديد داشته و فقهاي متأخر چگونه بر آن ميراث افزوده يا از آن فاصله گرفته‌اند. بايد روايت را بشناسد، راوي را بشناسد، دلالت الفاظ را بررسي كند، تعارض‌ها را ببيند و بداند هر فتوا بر چه مجموعه‌اي از مقدمات استوار شده است. اينجا «دانستن» كافي نيست، «ورزيدگي» لازم است. يكي از تفاوت‌هاي مهم فقاهت با بسياري از شيوه‌هاي رايج توليد دانش در زمانه ما همين است. فقه سنتي صرفا انباشتن اطلاعات نيست. فقيه بايد بتواند ميان يك روايت معتبر و يك نقل مشهور، ميان يك احتمال و يك دليل و ميان يك برداشت شخصي و يك نتيجه قابل دفاع فقهي تفاوت بگذارد، به همين دليل، مطالعه آثار پيشينيان در اين سنت، يك كار صرفا تاريخي نيست. گذشته در فقه، بخشي از خودِ فرآيند استنباط است. گاهي يك عبارت كوتاه از فقيهي متقدم، يك اختلاف نسخه، يا روايتي كه در بابي ديگر آمده، مي‌تواند مسير يك استدلال را تغيير دهد و اين همان‌جايي است كه شخصيت علمي آيت‌الله شبيري زنجاني اهميت پيدا مي‌كند. او به نسلي از فقهاي حوزه تعلق داشت كه در آن تتبع، جزيي از اجتهاد بود؛ نه مرحله‌اي فرعي و تشريفاتي. در چنين روشي، فقيه نمي‌تواند تنها با چند منبع مشهور كار خود را تمام‌ شده تلقي كند. بايد بگردد، مقايسه كند، احتمال‌هاي مختلف را بسنجد و تا حد امكان به سرچشمه بحث بازگردد. 

اين روش البته كندتر است، اما كندي آن الزاما ضعف نيست. گاهي يك دانش دقيق، براي رسيدن به نتيجه درست، به زمان نياز دارد.

امروز ما به پاسخ‌هاي فوري عادت كرده‌ايم. يك پرسش مطرح مي‌شود و انتظار داريم چند ثانيه بعد پاسخ آن را بدانيم. اما فقه سنتي يادآور مي‌شود كه بعضي پرسش‌ها را نمي‌توان با سرعت پاسخ داد؛ زيرا پشت يك حكم شرعي ممكن است قرن‌ها بحث علمي، اختلاف روايت، تحليل اصولي و تجربه فقهي قرار داشته باشد و درست از همين‌جا مفهوم احتياط و تقواي علمي اهميت پيدا مي‌كند.

احتياط در اينجا به معناي ترس از تصميم‌گيري نيست؛ به معناي آگاهي از مسووليت سخن گفتن است. فقيه مي‌داند ميان يك احتمال علمي و يك فتوا فاصله وجود دارد و هر ادعايي براي عبور از اين فاصله، نيازمند دليل است. اين ويژگي، در روزگار ما ارزش بيشتري پيدا مي‌كند؛ روزگاري كه مرز ميان تخصص و اظهارنظر عمومي روزبه‌روز كم‌رنگ‌تر شده است. در فضاي رسانه‌اي، گاهي يك جمله كوتاه مي‌تواند جاي يك بحث پيچيده را بگيرد. اما فقه، اگر بخواهد همچنان فقه باقي بماند، نمي‌تواند همه پيچيدگي‌هاي خود را به چند جمله ساده فرو بكاهد. در اين معنا، آيت‌الله شبيري زنجاني يادآور نوعي اخلاق علمي نيز بود، اينكه فقيه نسبت به حدود دانسته‌هاي خود حساس باشد، در برابر متن متواضع بماند و از تبديل احتمال به يقين پرهيز كند. اما «فقاهت سنتي» زماني ارزش خود را نشان مي‌دهد كه بتواند با جهان متغير نيز مواجه شود. سنت اگر تنها تكرار پاسخ‌هاي گذشته باشد، ديگر اجتهاد نيست. اجتهاد زماني معنا پيدا مي‌كند كه فقيه با ابزارهاي به‌جا مانده از سنت، به پرسش‌هايي پاسخ دهد كه شايد صورت امروزي آنها در متون گذشته وجود نداشته است. بنابراين، دفاع از فقاهت سنتي نبايد به معناي دفاع از يك مجموعه پاسخ ثابت تلقي شود. موضوع اصلي، حفظ روش اجتهاد است: دقت در متن، شناخت منابع، فهم مباني، توجه به اختلاف اقوال، ارزيابي ادله و درنهايت رسيدن به حكمي كه بتوان از آن دفاع علمي كرد.

از اين منظر، مرحوم آيت‌الله شبيري زنجاني يكي از چهره‌هاي برجسته استمرار همين فرهنگ بود؛ فرهنگي كه سرمايه اصلي‌اش نه در هياهو و نه در توليد سريع پاسخ، بلكه در سال‌ها ممارست علمي شكل گرفته بود.

شايد تعبير «آخرين سنگرهاي فقاهت سنتي» از اين جهت قابل تأمل باشد؛ نه به اين معنا كه سنت الزاما در آستانه پايان است، بلكه از آن رو كه فرهنگ علمي مبتني بر تتبع طولاني، مطالعه عميق و احتياط در اظهارنظر در جهان شتاب‌زده امروز با پرسش‌هاي تازه‌اي روبه‌رو است.

مرحوم آيت‌الله شبيري زنجاني، در چنين تصويري، تنها يك فقيه نبود؛ بخشي از يك حافظه زنده علمي بود، حافظه‌اي كه به ما يادآوري مي‌كرد اجتهاد، مسابقه توليد پاسخ نيست. اجتهاد، هنر تشخيص است؛ تشخيص اينكه كجا روايت سخن مي‌گويد و كجا برداشت ما؛

كجا دليل داريم و كجا فقط احتمال؛

كجا مي‌توان فتوا داد و كجا هنوز بايد بيشتر جست‌وجو كرد.

و شايد مهم‌ترين درس فقاهت سنتي همين باشد:

پيش از آنكه براي جهان پاسخ داشته باشيم، بايد آن‌قدر دقيق بخوانيم كه پرسش را درست فهميده باشيم.

روح فقيه دانشمند، اخلاق‌مدار و متواضع، مرحوم آيت‌الله شبيري زنجاني، قرين رحمت الهي و ان‌شاءالله مهمان سفره با كرامت حضرت زهرا(س) باشند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها