• 1405 دوشنبه 6 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6429 -
  • 1405 دوشنبه 6 مهر

مذاكره براي چيست؟

حميد روشنايي

اين روزها هيات ايراني به نيويورك رفته تا علاوه بر سخنراني، مذاكرات غيرمستقيمي هم با طرف امريكايي داشته باشد. سوال اساسي اينجاست كه باوجود شكست‌هاي متعدد در مذاكرات و تحميل دو جنگ حين گفت‌وگو، براي چه دوباره مذاكره مي‌كنيم؟! مخالفان مذاكره اعتقاد دارند كه رييس‌جمهور امريكا ترامپ، تعهدي براي پذيرفتن نتيجه مذاكرت ندارد. همان‌گونه كه پس از امضاي تفاهمنامه اسلام‌آباد و هنگامي كه فهميد محتواي آن به نفع او نيست و موجب سرزنش ازسوي مخالفان و طرفدارانش گرديد، آن را زير پا گذاشت و اكنون به صراحت مي‌گويد كه آن اوراق ديگر اعتباري ندارند!  مخالفان همچنين معتقدند كه مذاكره، مانع از رسيدن به دستاوردها و پيروزي مي‌شود و طرف امريكايي براي كاهش قيمت نفت از اين حربه استفاده مي‌كند تا خود را از شرايط وخيم جنگ نجات دهد. براي پاسخ به اين سوال، از دو روش استفاده مي‌كنيم؛ اول روش سلبي و دوم روش ايجابي. در روش سلبي مي‌توان استدلال كرد كه اگر مذاكره نكنيم، چه كنيم؟! حتي اگر به پيروزي‌هايي نيز دست يابيم، چگونه مي‌توانيم دستاوردهاي آن را به طرف مقابل تحميل كنيم؟ هر چند اين فرض كه ما بتوانيم دولت امريكا را به مرز شكست كامل برسانيم، دور از واقعيت به نظر مي‌رسد اما به فرض آنكه امريكا را در نقطه ضعف قرار داده‌ايم، حال به غير از مذاكره، چگونه مي‌خواهيم اين شرايط را به او تفهيم كنيم و امتياز بگيريم؟! در روش ايجابي بايد به اصل مذاكره پرداخت. مذاكره (Negotiation) فرآيندي است كه در آن دو يا چند طرف كه داراي منافع، نيازها يا اهداف مشترك يا متفاوتي هستند، با هم تعامل مي‌كنند تا بر سر يك مساله، اختلاف يا قرارداد به توافق برسند. مذاكره لزوما با هدف رسيدن به يك تفاهم صورت نمي‌گيرد بلكه گاهي در اوج اختلاف براي فهميدن نظر و درك طرف مقابل از موضوع انجام مي‌گردد. مذاكره زماني شكل مي‌گيرد كه: 
1- شرايط متعادل. بدين مفهوم كه اگر يكي از مذاكره‌كنندگان در موضع پيروز باشد ديگر نيازي به مذاكره ندارد و دستورات خود را به طرف مقابل تحميل مي‌كند. مثلا در جهان كنوني، وقتي ترامپ توانست رييس‌جمهور ونزوئلا را دستگير و به امريكا ببرد، ديگر جايي براي مذاكره با دولت كاراكاس نمي‌بيند و فقط اوامرش را براي آنها ارسال مي‌كند.درخصوص ايران، امريكا تا يك هفته خود را پيروز جنگ تصور مي‌كرد و به دنبال براندازي نظام جمهوري اسلامي بود. براي همين دليلي براي مذاكره نمي‌يافت اما زماني كه احساس ناتواني نمود، به دنبال يافتن راهي براي گفت‌وگو برآمد، البته از موضع قدرت، وليكن جمهوري اسلامي نيز تا زماني كه شرايط باثباتي نيافته بود و خود را در جايگاهي براي مذاكره نمي‌يافت، دليلي براي پاسخ نداشت.

2- موضوعي براي مذاكره: اگر موضوع مشترك يا متضادي وجود نداشته باشد و احساس نشود كه مي‌توان با گفت‌وگو مساله را حل و فصل نمود، مذاكره بي‌مفهوم است. صرفا رفتن پشت يك ميز به معناي مذاكره نيست بلكه بايد دستور كاري وجود داشته باشد كه طرفين را مجاب به گفت‌وگو نمايد.
3- اراده‌اي براي مذاكره: سياست اگرچه يك بازي پيچيده است اما در پشت همه اين بازي‌ها، اراده‌ها هستند كه به مسائل شكل مي‌دهند. اگر يك طرف نخواهد كه به حل مشكل برسد، قطعا مذاكرات به نتيجه نخواهد رسيد.
4- فضاي تفاهم: اگر يك طرف با كلام يا عمل، جو مذاكرات را برهم بزند، قطعا دستيابي به راه‌حل يا ممكن نمي‌شود يا به سختي حاصل مي‌گردد. فضاي حاكم بر مذاكرات ممكن است دوستانه نباشد اما نبايستي به نحوي باشد كه احساس پيشبرد و نتيجه‌گيري در آن نباشد. مذاكره به معناي داشتن اعتماد به طرف مقابل نيست اما بايستي به مرور فضاي اعتمادسازي شكل بگيرد.
5- نتيجه برد-برد: اگر هر كدام از طرفين فكر كنند كه مي‌بايست برنده صرف باشند و طرف مقابل، بازنده گردد، اين مذاكره شكل نمي‌گيرد، زيرا مذاكره يعني دوطرف احساس كنند كه برنده مي‌شوند و برايشان اين مذاكرات، دستاورد دارد. حركت‌هايي كه نشان از پيروزي يك‌طرفه بدهد، مذاكرات را غالبا با بن‌بست مواجه مي‌كند.
در هر صورت مذاكره براي حل مساله است چه در ميانه جنگ و چه در زمان صلح. فلسفه مذاكره آن است كه گره‌اي را كه مي‌توان با دست باز كرد نبايد با دندان سخت‌ترش كرد. مشكلات مذاكره‌كننده كمتر از مبارزه در ميدان نيست، براي همين بايد صبور بود تا دشمن را براي پذيرش آن قانع نمود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون