چرا باران در عظيميه كرج منجر به سيلاب شد؟
مهدي زارع
در ابتداي سال آبي ۱۴۰6-۱۴۰5 سيلاب مخرب در منطقه عظيميه كرج با ميزان بارش ثبت شده حدود ۱۲.۲ ميليمتر در ۱۱ مهر ۱۴۰۵، بار ديگر پديده كلاسيك و خطرناك سيلابهاي شهري ناشي از بارشهاي همرفتي و كوتاهمدت را برجسته كرد. مشخص شد كه حتي بارش ۱۲ ميليمتر هم ميتواند به دليل نقش مهم در هيدرولوژي شهري و مهندسي رودخانه، به سيلاب بينجامد. شدت بارش در برابر حجم كل -در مورد عظيميه ۱۲ ميليمتر- در يك بازه بسيار كوتاه ۱۵ تا ۳۰ دقيقه، به صورت يك رگبار شديد Cloudburst مهم بوده است به نحوي كه سيستم طبيعي و مصنوعي زمين، توان جذب يا هدايت آن را نداشته است. توپوگرافي و موقعيت كوهپايهاي عظيميه در دامنه كوه با شيب تند باعث شد كه زمان تمركز جريان به شدت كاهش يابد. آب حاصل از بارش در كوتاهترين زمان ممكن از بالادست به سمت خيابانها و معابر پاييندست سرازير شده و با سرعت بالا متمركز شده است. افزايش ضريب نفوذناپذيري سطحي در محيطهاي شهري مانند عظيميه، با توسعه شهرسازي به معناي جايگزيني خاك، پوشش گياهي طبيعي با آسفالت، بتن و پشت بامهاست. ضريب نفوذناپذيري در اين مناطق نزديك به صددرصد است. عملا هيچگونه نفوذي صورت نميگيرد و تقريبا تمام حجم آب باران بلافاصله به رواناب سطحي تبديل ميشود. گرفتگي سيستم زهكشي شهري و معابر شهري در مناطق شيبدار، كانالهاي طبيعي انتقال سيلاب را مسدود ميكنند. اگر دهانه پلها به دليل رسوبات يا زباله مسدود شده باشند، آب به سرعت از مسير خود سرريز كرده و سطح خيابانها را فرا ميگيرد. خيابانهاي با شيب تند در مناطق كوهپايهاي به كانالهاي روباز سرعت بالا تبديل ميشوند. آب با سرعت زياد انرژي جنبشي بالايي پيدا ميكند، به طوري كه حتي لايهاي نازك از جريان آب با سرعت بالا ميتواند به راحتي خودروها را جابهجا كند، آسفالت را بكند و به ابنيه خسارت وارد كند. تحولات كالبدي، محيطزيستي و جمعيتي كلانشهر كرج و منطقه عظيميه نيز در سه دهه از اواخر دهه ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ نمونهاي كلاسيك از توسعه شهري شتابزده و ناپايدار است كه آسيبپذيري در برابر مخاطرات طبيعي ازجمله سيلابهاي ناگهاني را به شدت افزايش داده است. در كرج و عظيميه طي ۳۰ سال اخير بررسيهاي پايش پوشش زمين و آمارهاي محيطزيستي نشان ميدهد كه كرج چهرهاي به شدت دگرگون شده به خود ديده است: نيمي از فضاي سبز و باغها، اراضي كشاورزي و پوششهاي گياهي طبيعي كرج و حومه آن طي ۳۰سال گذشته با تغيير كاربري، به بافت مسكوني و تجاري تبديل شدهاند. در منطقه عظيميه و دامنههاي شمالي و غربي آن، پوشش گياهي نيمهخشك طبيعي و باغات حاشيهاي به سرعت جاي خود را به ساختمانهاي مسكوني، خيابانكشيها و ديوارهاي حائل دادهاند. اين پوشش گياهي نقش كليدي در كاهش سرعت قطرات باران و جلوگيري از فرسايش اوليه خاك داشت. دگرگوني مورفولوژي زمين در اين محدوده صورت گرفته به نحوي كه شيبهاي تند طبيعي دامنههاي البرز براي ساختوساز، تراسبندي و دستكاري شدهاند كه اين امر تعادل ژئومورفولوژيك دامنه را برهم زده است. بسياري از آبراههها و درههاي كوچك فصلي و مسيلهايي كه آب باران ارتفاعات را هدايت ميكردند بر اثر توسعه شهري كور شده، بستر آنها تنگتر شده يا به شبكه فاضلاب و معابر شهري ختم شدهاند. جايگزيني خاك طبيعي با آسفالت، بتن و پشتبامها، پتانسيل نفوذ آب به اعماق زمين را تقريبا به صفر رسانده و مورفولوژي سطح را به يك «سازه روانابساز بزرگ» تبديل كرده است.كرج به دليل مهاجرپذيري بيسابقه و نقشپذيري به عنوان سكونتگاه پيرامونِي رشد كلانشهر تهران، با چالشهاي ساختاري متعدد روبهرو بوده است. هجوم مداوم جمعيت و مهاجران به استان البرز، شهرداريها و نهادهاي متولي را تحت فشار شديد براي تامين زمين و مسكن قرار داده است. اين فشار به ساختوسازهاي شتابزده بدون رعايت طرحهاي آمايش سرزمين و حريم مخاطرات انجاميده است. شهرسازي بدون پيوست محيطزيستي (Environmental Impact Assessment) به خيابانكشيها و شهركسازيها فاقد مطالعات جامع هيدرولوژي و زهكشي انجاميده است. اولويت دادن به درآمدهاي حاصل از تراكمفروشي و تغيير كاربري، سلامت اكولوژيك شهر را به حاشيه رانده است. ظرفيت تاسيسات زيربنايي، شبكههاي جمعآوري آبهاي سطحي و كانالهاي تخليه سيلاب كرج دهههاست كه با حجم و سرعت گسترش بافت شهري و پويايي جمعيت تناسبي ندارد و با كوچكترين بارش رگباري ناكارآمدي خود را نشان ميدهد، بنابراين شهر كرج و عظيميه و شهركهاي پيرامون كرج در استان البرز به دليل نفوذناپذيري زمين به شدت در برابر سيلاب، به ويژه در رخدادهاي بر اثر تغيير اقليم بسيار آسيبپذير است. لازم است تا به طور خاص در سال آبي ۱۴۰6-۱۴۰5 به دليل سوپر ال نينوي ۲۰۲7-۲۰۲6 و تبعات آن در ايران اصلاحات در شهرهايي مانند كرج براي افزايش تابآوري در برابر رخدادهاي اقليمي انجام شود.