• 1405 پنج‌شنبه 16 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6438 -
  • 1405 پنج‌شنبه 16 مهر

سياست همسايگي ايران در جغرافياي پرتنش

علي ميرزامحمدي

تحولات ماه‌هاي اخير در كشورهاي همسايه ايران، تصويري روشن از يك پارادوكس ژئوپليتيك ارايه مي‌دهد. تهران تلاش مي‌كند همسايگي را به سپر امنيتي و اقتصادي تبديل كند، اما كشورهاي پيراموني از «استراتژي موازنه‌سازي چندوجهي و پرهيز از هزينه‌دهي» بهره مي‌گيرند. اذعان رييس‌جمهور به اينكه «كشورهاي همسايه محاسبات خاص خود را دارند» دقيق‌ترين توصيف از واقعيت حاكم بر نظم منطقه‌اي است. همسايگان ايران براساس منطق «مديريت ريسك» و «بيشينه‌سازي سود» رفتار مي‌كنند. در ادامه، اين الگوها در هفت محور اصلي واكاوي مي‌شود: 
۱. قفقاز جنوبي؛ موازنه ديپلماتيك- قفقاز كانون تماس ژئوپليتيك با دو رويكرد متفاوت است: 
جمهوري آذربايجان: باكو در پي مديريت سطح تنش با تهران است تا از اصطكاك مستقيم بپرهيزد؛ حفظ كانال‌هاي هوايي گواهي بر اين تداوم است. با اين حال، كنايه‌هاي سياسي باكو به تركيه و نزديكي عميق امنيتي به تل‌آويو، متغيرهايي هستند كه تهران را به سوي مانور ديپلماتيك براي بهره‌برداري از شكاف‌هاي باكو و آنكارا سوق مي‌دهد.
ارمنستان: سفر ديپلماتيك آرارات ميرزويان به تهران، ايروان را در جايگاه يك همسايه غيرتهديدآميز تثبيت كرد. اين تعامل مانع انسداد كريدور شمال-جنوب شده و فضايي براي اعلام مواضع تهران در برابر غرب گشوده است.
۲. پاكستان؛ رويكرد چندبرداري- رفتار اسلام‌آباد بر پايه چندوجهي‌ بودن استوار است. از يك‌سو با اتكا به كانال‌هاي ارتباطي با تهران و واشنگتن نقش تعديل‌كننده بحران را ايفا مي‌كند و ازسوي ديگر با پيوستن به «پيمان دفاعي مكه» در كنار عربستان و تركيه، در پي مهار اقدامات انصارالله است. از جنبه اقتصادي نيز ناهماهنگي‌هاي مرزي و توقف طولاني‌مدت كانتينرها ثابت مي‌كند توافق‌هاي سياسي، لزوما به پيوستگي زيرساختي و تجاري منجر نشده‌اند.
۳. عراق؛ شريك تنفسي و رقيب اقتصادي-  عراق حياتي‌ترين شريك پيراموني ايران است، اما جايگاه تهران در آنجا آسيب‌پذير است. 

حفظ فعاليت گذرگاه‌هاي مرزي و پروازها، ستون فقرات ارتباطات دو كشور را فعال نگه داشته، اما افزايش چشمگير خريد نفت عراق توسط پالايشگاه‌هاي چيني هشداري جدي است؛ در بازار انرژي، منافع اقتصادي بر همگرايي‌هاي سياسي غلبه دارد. همزمان، دولت بغداد ميان فشارهاي هوايي واشنگتن و مطالبات نيروهاي مقاومت، در توازني شكننده به‌سر مي‌برد.
۴. تركيه؛ موازنه فرصت‌طلبانه ميان آنكارا، رياض و بغداد-  آنكارا با ورود به فاز عملياتي «پيمان مكه»، اعزام تجهيزات و تعيين دبيركل، رسما چتر نظامي و پدافندي خود را به سود عربستان در درياي سرخ گشوده است. همزمان، اردوغان با حمايت از تسلط دولت مركزي بغداد، در پي تحديد نفوذ گروه‌هاي همسو با ايران و پيشبرد كريدور «مسير توسعه» است. اين رفتار نشان مي‌دهد تركيه باوجود مناسبات ديپلماتيك رسمي با تهران، در خليج‌فارس و بين‌النهرين سدسازي نظامي و ترانزيتي را دنبال مي‌كند.
۵. خليج‌فارس؛ تقابل هاب‌هاي انرژي و شكنندگي مجاري- عربستان: رياض همچنان تهران را كانون تهديد انصارالله مي‌داند و با انتقال نفت از خط لوله «شرق-غرب» تلاش مي‌كند وابستگي خود به تنگه هرمز را به حداقل رسانده و اهرم ژئوپليتيك ايران را خنثي كند.
امارات: مناسبات ابوظبي تلفيقي از همكاري‌هاي كنسولي و پيوندهاي امنيتي با تل‌آويو است كه آن را به كانوني براي رصد تحركات منطقه‌اي ايران بدل ساخته است.
قطر: دوحه همچنان كانال امن ميانجيگري سياسي و انتقال پيام با غرب است، اما در تصاحب سهم بازار نفت ايران در چين درنگ نكرده و نشان داده مرز سياست با منافع انرژي كاملا تفكيك‌ شده است.
عمان: مسقط مطمئن‌ترين كانال تنفسي تهران است؛ با اين حال، تعليق مقطعي پروازها، توسعه هاب نفتي «الدقم» با هدف دور زدن تنگه هرمز و حوادث دريايي در مسندم، خطوط سنتي اين رابطه را با آزمون‌هاي جدي مواجه كرده است.
۶. افغانستان؛ جبهه شرقي و فرسايش اهرم‌ها- موج مهاجرت و ابهام در كارايي سازوكارهاي منطقه‌اي، مرزهاي شرقي را ناپايدار كرده است. تسامح دستگاه ديپلماسي با هيات حاكمه طالبان در مواجهه با فرسايش تاريخي نفوذ فرهنگي ايران بدون اخذ مابه‌ازاي امنيتي شفاف، يكي از پرچالش‌ترين ابعاد سياست همسايگي را رقم زده است.
۷. تركمنستان و آسياي مركزي؛ بي‌طرفي محافظه‌كارانه و نفوذ تسليحاتي جديد- عشق‌آباد الگوي بي‌طرفي سنتي خود را حفظ كرده است؛ ميزباني نشست سران در كنار اعلام موضع پيرامون حمله اوكراين به كشتي ايراني نشان از رويكرد مسالمت‌آميز دارد، اما ممانعت ناگهاني از عبور پروازهاي ايراني، شكنندگي كريدورهاي هوايي را آشكار ساخت. ازسوي ديگر، ورود تسليحات پدافندي هندي به تركمنستان، زنگ خطر تنوع‌بخشي امنيتي و حضور رقباي نوظهور در مرزهاي شمالي را به صدا درآورده است.مجموع اين رويدادها، ضرورت يك بازآرايي واقع‌گرايانه در سياست همسايگي ايران را يادآور مي‌شود: 
گذار به عمل‌گرايي: پيوندهاي سنتي و عقيدتي جايگزين منافع راهبردي كشورها نمي‌شوند؛ «محاسبات خاص هر همسايه» بايد مبناي محاسبات سياست خارجي قرار گيرد.
جلوگيري از حذف اقتصادي از منطقه: تهديد اصلي، جايگزيني تدريجي نفت ايران (توسط عراق و قطر) و شكل‌گيري مسيرهاي ترانزيتي جايگزين براي دور زدن تنگه هرمز است.
تكليف مديريت بحران: بايد ميان شركاي ايجابي (نظير ارمنستان)، ميانجي‌هاي منعطف (قطر و عمان) و بازيگران نيازمند مديريت اصطكاك (آذربايجان و امارات) تفكيك قائل شد تا منابع ديپلماتيك اتلاف نشود.
بهره‌برداري از شكاف‌ها: جبهه همسايگان متكثر است؛ تهران از رهگذر ديپلماسي فعال دوجانبه بايد مانع از همپوشاني اين راهبردها در قالب يك حلقه مهار يكپارچه شود.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون