چشم اگر با دوست داري گوش با دشمن مكن
نيوشا طبيبي
اين روزها بيش از هر زمان ديگري صداي زوزه گرگهاي مهاجم به وطن از سرزمينهاي دور و نزديك به گوش ميرسد. لحظاتي را ميگذرانيم كه دولتهاي همسايه ديوار به ديوار كه سالها از گذشت و مهرباني و گشادهدستي و مهماننوازي ما برخوردار بودند، هر آينه گوش به فرمان رژيم تروريستي امريكا و اسراييل، زحمت و مضيقه جديدي را بر ما تحميل ميكنند. دو جنگ اخير نشان داد كه ايران با در اختيار داشتن نيروهاي مسلحي بسيار قدرتمند و با تجربه، هرگز درصدد پاسخگويي سنگين و سخت به ادعاها و آزارهاي كشوركهاي ناتوان اطراف خود نبوده و همواره حرمت همكيشي و همسايگي را بجا آورده است. واقعيت اين است كه ما با همسايگاني مواجهيم كه گوش به فرمان غربيها آمادهاند تا برادران مسلمان و همسايه هزاران ساله خود را قرباني كنند تا لبخند رضايت را بر لبان ارباب ببينند. حتي مدعيان دوستي با ايران، چندان شخصيت و اراده ندارند كه بتوانند اندك استقلالي در تصميمگيريها از خود نشان بدهند. همسايگان غربي و شرقي و جنوبي و شمالي ايران، تا آنجا كه بتوانند در تهاجم به ايران مشاركت ميكنند و فقط بنا بر مصلحت يا دستور است كه قدمي رو به جلو ميگذارند و واسطه صلح ميشوند. روشن است كه هربار واسطههاي منطقهاي پادرمياني كردهاند به تمامي در راستاي اهداف و منافع دشمنان ايران بوده و بس.
اينها را كه عرض كردم، همه ما كم و بيش ميدانيم. ميدانيم كه قدرت دفاعي نيروهاي مسلح فداكار ما و صد البته اتحاد ملي برآمده از تدابير رهبري شهيد براي چنين روزهايي، مانع دشمنان ايران در نيل به مقصود شوم خود بوده است. اما توصيه صد باره مقام معظم رهبري در ترك اختلافات زودگذر و آسيبزا و گذشت از جزييات امور و دامن نزدن به التهابات، كماكان از سوي جناحها و جريانهاي سياسي نشنيده گرفته ميشود. عملكرد بعضی از دستگاهها در شرايط خاص كشور كه نياز به آرامش و تسكين مردم و تحبيب قلوب بهشدت احساس ميشود تعجب برانگيز است. شكايتهاي پيدرپي ساترا از فيلمسازان و پلتفرمهاي فيلم و سريال، در اين شرايط عجيب و غير قابل درك است. بسياري هنوز به اين درك نرسيدهاند كه بدنه جامعه ايران، اعتقادات اسلامي و ملي خود را فرو نميگذارد، اگر برخي حركات اغراقآميز شكل ميگيرد، عمدتا سهوي و غالبا مقطعي است. اعلام جرم عليه برگزاركنندگان مراسمهاي مختلف، همانند سالهاي قبل ره به جايي نخواهد برد و چيزي را عوض نخواهد كرد. اين واكنشها ناشي از اين اعتقاد است كه مردم ما، رشيد و بالغ و عاقل نيستند و خوب و بد را تشخيص نميدهند و به اشارهاي و به نمايشي، راه را گم ميكنند. تاريخ چند برخورد اخير نشان داد كه چگونه ملت مبعوث شده، دركي تمام و كمال از موقعيت و وظيفه تاريخي خود دارند و در لحظه موعود فارغ از هر نوع سليقه و سبك زندگياي براي حفاظت از كشور، آيين و حاكميت ملي به ميدان ميآيند.
آنها كه به اين گسلها دامن ميزنند - از هر دو سو - خود را عاقلتر و رشيدتر از تمامي مردم ايران ميدانند و فراتر از تدبير و مديريت مقام رهبري براي خود رسالتي قائل هستند. محدوديتهاي اعمال شده در فضاي مجازي فقط و فقط تصديق ادعاهاي دشمنان است. دشمنان ايران و به اصطلاح دياسپوراي ضد ميهن و كارگزار صهيونيستها، منتظر نشستهاند تا گسلهاي درون جامعه سرباز كند و آنها با دامن زدن به اختلافات، اتحاد ملي را هدف قرار داده و بلوا و خونريزي به راه اندازند. مشكلات در سطح برگزاري مراسم و محتواهاي مجازي از هر سنخ را ميتوان با آرامش و تذكر و مماشات رفع كرد و موجبات سوءاستفاده رسانههاي دشمن موجوديت ايران و ايراني را فراهم نكرد. چند پلان و چند سكانس كه مميز و بازرس و ناظر آنها را به سليقه خود تعبير ميكنند، آنقدر تاثيري ندارد و كسي به آن توجه نميكند كه پس از بلوا به راه انداختن و شكايت كردن و راندن كارگردان و تهيهكننده و بازيگر از كشور، نظرها جلب ميشود. اين دعواها خوراك بسيار مناسبي براي تبليغات دشمنان قسم خورده ايران است كه خود را خيرخواه ملت جا بزنند و بگويند ما براي نجات مردم ايران بر سرشان بمب ميريزيم.
امروز و در اين شرايط بايد براي هر كلمهاي كه مينويسيم و ميگوييم و هر كنش و واكنشي كه بروز ميدهيم، دليلي ميهندوستانه و ايرانمدارانه و در راستاي منافع مردم و كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران باشد.