• 1405 شنبه 9 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6453 -
  • 1405 شنبه 9 آبان

انتخابات اسراييل و ضرورت شناخت جامعه‌شناختي

علي ميرزامحمدي

بن‌بست‌هاي فرسايشي پارلمان اسراييل، ائتلاف‌هاي متزلزل با مرز شكننده ۶۱ كرسي و كشمكش‌هاي حاد ميان اردوگاه نتانياهو و اپوزيسيون، همواره در فضاي رسانه‌اي و تصميم‌سازي كشور ما با نوعي محافظه‌كاري و تاخير تحليلي بازتاب مي‌يابد.  در اين مواجهه، اغلب تمركز بر ابعاد نامشروع و ماهيت اشغالگرانه اين ساختار معطوف بوده؛ امري كه  يك موضع‌گيري اصولي و هنجاري است : «كيفيت و عمق شناخت ما از درون جامعه‌اي كه آن را خصم تعريف كرده‌ايم.» تحولات سال‌هاي اخير پيامي شفاف دارد: اسراييل موجوديتي منسجم، پولادين و تك‌صدا نيست، بلكه بستر گسل‌هاي اجتماعي، تبارهاي متضاد و تعارضات هويتي عميقي است كه ناديده گرفتن آنها، سياستگذاري منطقه‌اي ما را در دام «تقليل‌گرايي نظامي» گرفتار كرده است.

پارادوكس معرفتي: خلط ميان «نفي مشروعيت» و «امتناع از شناخت»- نخستين مانع در مواجهه خردمندانه با اسراييل، گرفتار ماندن در يك مغالطه روش‌شناختي است؛ اينكه عدم شناسايي مشروعيت سياسي و تاريخي اسراييل، به نفي ضرورت شناخت علمي و پرهيز از رصد موشكافانه ميداني تعميم يافته است. اين رويكرد، پژوهش‌هاي ميداني و عبري‌پژوهي را دهه‌ها به حوزه‌اي امنيتي‌زده، پرهراس و برچسب‌پذير بدل كرد؛ پديده‌اي كه پژوهشگراني چون حمزه صفوي نيز به آن اشاره داشته‌اند. پيامد چنين انحصاري، نزول سطح سواد عمومي و حتي كارشناسي نسبت به الفباي پديدارشناسي اين جغرافيا بوده است. در اين بستر، در غياب يك كرسي دانشگاهي مستقل و انديشكده‌هاي فرابخشي، چگونه مي‌توان آرايش پيچيده احزاب ارتدوكس (حريدي)، شكاف تباري اشكنازي - سفاردي (ميزراهي) منازعات سكولار - صهيونيسم مذهبي و پيچيدگي‌هاي جامعه شهروندان فلسطيني 1948 را تحليل و براي آن تدبير کرد؟ طرف مقابل با ده‌ها مركز ايران‌پژوهي، تسلط بر گويش‌ها و رصد مداوم خرد‌ه‌فرهنگ‌هاي جامعه ايران، جنگ شناختي را پيش مي‌برد؛ در حالي كه در داخل، رصد اسراييل سال‌ها در دايره تنگ تك‌بعدي محصور مانده است.

اعراب 1948؛ پتانسيل اثرگذار در معادلات اجتماعي- فلسطيني‌هاي ساكن اراضي ۱۹۴۸ (نزديك به ۲۰ درصد جمعيت) نمونه بارزي از لايه‌هاي غفلت‌شده‌اند. اگرچه تصويب «قانون دولت - ملت يهود» در سال ۲۰۱۸ سقف شيشه‌اي محكمي عليه برابري شهروندي اين اقليت كشيد، اما در رياضيات ائتلاف‌سازي پارلماني، نرخ مشاركت يا تحريم انتخابات توسط آنان نقشي تعيين‌كننده در موازنه‌سازي ميان اردوگاه‌هاي سياسي دارد. كسب كرسي‌هاي چشمگير توسط احزاب عربي اثبات كرد كه احزاب صهيونيستي در بن‌بست‌هاي سياسي ناچارند با نمايندگان اين اقليت گفت‌وگو كنند. آگاهي اين شهروندان از خطرات راست‌هاي افراطي (امثال بن‌گوير) بستر مناسبي براي مانورهاي مدني پديد آورده است؛ ظرفيتي كه بدون شناخت علمي لايه‌هاي درون آن، بهره‌برداري از آن ناممكن خواهد بود.

واقع‌گرايي در تمايز جامعه و ساختار؛ شكستن انگاره «دشمن يكپارچه»- در بازنمايي‌هاي رسانه‌اي ما، ميان «حاكميت سياسي» و «لايه‌هاي متكثر جامعه ساكن سرزمين‌هاي اشغالي» تفكيكي ديده نمي‌شود. اين تصويرسازي يكدست، به سود استراتژي بقاي تل‌آويو عمل مي‌كند. جوامعي با ماهيت «پادگاني و نظامي ‌شده» براي سرپوش گذاشتن بر گسل‌هاي داخلي خود، نيازمند تزريق مداوم «ترس وجودي» هستند. وقتي تريبون‌هاي رسمي ما، كل ساكنان را توده‌اي يكنواخت تصوير مي‌كنند...        

 

حاكمان اسراييل از آن براي تحكيم انسجام هويتي شهروندان‌شان بهره‌برداري مي‌كنند. اين نگاه تقليل‌گرايانه، كارآمدي ابتكارهاي حقوقي كشور را نيز تضعيف مي‌كند. طرح همه‌پرسي دموكراتيك كشور ما براي تعيين سرنوشت ساكنان تاريخي فلسطين كه در سازمان ملل به ثبت رسيده، مي‌توانست يك ابتكار پيشرو باشد؛ اما ناتواني در تفكيك ميان ساختار آپارتايد و توده‌هاي جمعيتي، موجب شده ماشين تبليغاتي حريف هرگونه نقد بنيادين را به عنوان «يهودستيزي» جلوه بدهد و اين فرصت ديپلماتيك را كم‌اثر سازد.
ضرورت نبرد روايي و شناخت ساختار - نگاه جامعه‌شناختي به ما مي‌آموزد كه خشونت جاري در اين جغرافيا، فراتر از يك اتفاق مقطعي، محصول پروژه‌اي است كه از دهه‌ها پيش شكل گرفته و با ديوان‌سالاري و تكنولوژي، سركوب را به رويه‌اي سيستماتيك تبديل كرده است. با اين حال، تغيير اين موازنه با خوش‌بيني به بيدارگري خودبه‌خودي جامعه نظامي ‌شده رخ نمي‌دهد؛ بلكه نيازمند شناخت دقيق گسل‌هاي داخلي، بحران‌هاي حقوقي و چابكي در نبرد رسانه‌اي است. وقتي ابزار رسانه‌اي ما در اين حوزه به برنامه‌هايي محدود و كم‌اثر (نظير پخش نيم ساعته راديو عبري در صدا و سيما) خلاصه مي‌شود، گواهي است بر فقدان يك نقشه راه رسانه‌اي كارآمد كه بايد در آن تجديدنظر اساسي صورت بگيرد.
فرجام سخن- انتخابات‌ فرسايشي اسراييل و شكنندگي ساختاري احزاب آن، هشداري روشن براي پايان بخشيدن به تحليل‌هاي سطحي است. پيكار هوشمندانه با يك ساختار آپارتايد، پيش از هر چيز مستلزم پيروزي بر «فقر و هراس معرفتي» درون نهادهاي سياستگذار خود ماست. تا زماني كه ساختارهاي دانشگاهي كشور، جسارت تاسيس رشته‌هاي عبري‌پژوهي، مطالعات عميق جامعه‌شناسي اسراييل و فعال‌سازي ديپلماسي بين‌المللي را پيدا نكنند، مواجهه ما محدود به واكنش‌هاي انفعالي باقي خواهد ماند. شكستن تابوي اسراييل‌پژوهي، نه مشروعيت‌بخشي به خصم، بلكه لازمه اجتناب‌ناپذير دفاع از منافع ملي و كنشگري خردمندانه در منطقه است.جامعه‌شناس
پي‌نوشت: يادداشت‌هاي زير در اين باب پيش از اين به قلم نويسنده منتشر شده است: 
۱. «تكثير ظلم؛ استحاله مظلوم به ظالم» (روزنامه آرمان امروز، ۶ آبان ۱۴۰۲)؛  
۲. «ابعاد مغفول در سياست‌گذاري ما درباره اسراييل» (سرمقاله روزنامه آرمان امروز، ۱۵ مهر ۱۴۰۳)؛ 
۳. «سياست رسانه‌اي برون‌مرزي در جنگ با اسراييل» (روزنامه اعتماد، ۱ تير ۱۴۰۴). 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون