كيمياي سعادت
محسن آزموده
در شرايط سخت و تلخي به سر ميبريم. اوضاع و احوال اقتصادي كه تكليفش روشن است، جز معدودي كه هميشه هستند و اتفاقا در وضعيتهاي بحراني، اوضاعشان بهتر و بهتر ميشود، اكثريت هشتشان گروي نهشان است و مدام در حال دوندگي براي كسب روزي. به اينها اضافه كنيد اختلافها و نزاعهاي سياسي را. از اواخر پارسال، در جامعه ما اختلافنظرها و ديدگاههاي سياسي به ويژه بالا گرفت و به دليل روي دادن اتفاقاتي ناگوار، آدمها چند دسته شدند و جبههبنديهاي مختلف سياسي و عقيدتي شكل گرفت. اختلافنظر البته هميشه بد نيست و اتفاقا در اكثر موارد تضارب و تكثر آرا منجر به درگرفتن گفتوگوهاي ثمربخش و مفيد و زايش انديشهها و افكار نو ميشود.
در شرايط عسرت ما اما، به ويژه وقتي آستانه تحمل آدمها به علت انباشت تجربههاي دردناك پايين آمده، اين تفاوت ديدگاهها منجر به تقابل و تنازع و گاه متاسفانه دشمني و نقار ميشود. اين بد است. اينكه دوستيها و رفاقتها به خاطر اختلافنظرهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي يا به علت تفاوت باورها و عقايد به كينه و نفرت بدل شود. متاسفانه در ماههاي اخير اين اتفاق در جامعه ما بسيار رخ داده. بسياري دوستيهاي قديمي و رفاقتهاي ساليان كه به علت رخدادهاي اخير و به دليل گرايشهاي متفاوت سياسي و عقيدتي و فرهنگي به دشمني بدل شدهاند.
حافظ گفته: «دريغ و درد كه تا اين زمان ندانستم/ كه كيمياي سعادت رفيق بود، رفيق...» معلوم نيست اين زماني كه حافظ گفته، دقيقا كي بوده، در ميانسالي او بوده يا در سالهاي پيري. اين هم دقيقا مشخص نيست كه منظور او از اصطلاح «كيمياي سعادت» چيست؟ آيا اين در آن دوره و زمانه اصطلاح رايجي بوده يا به كتاب مشهور «كيمياي سعادت» اشاره دارد؟ حافظ در يك غزل ديگر هم اين اصطلاح را به كار ميبرد، آنجا كه ميگويد: «بياموزمت كيمياي سعادت/ ز همصحبت بد، جدايي جدايي...» با توجه به شهرت غزالي و مضمون كتاب او هيچ بعيد نيست كه حافظ در هر دو مورد رندي به خرج داده و به غزالي طعنه زده است. اما چرا؟
معمولا گفته ميشود ابوحامد محمد بن غزالي شافعي مشهور به حجتالاسلام زينالدين الطوسي بزرگترين عالم علوم اسلامي در تاريخ تمدن و فرهنگ اسلامي است، چهرهاي بسيار تاثيرگذار كه مهمترين كتابش، احياي علوم دين (به زبان عربي) دايرهالمعارف مباحث اسلامي تلقي ميشود. غزالي خودش به اهميت اين كتابش آگاه بوده و ترجمهاي خواندني و درخشان از آن به فارسي ارايه كرده كه همان كتاب «كيمياي سعادت» است.
اما كيمياي سعادت غزالي درباره چيست؟ اين كتاب چنانكه اشاره شد، خلاصهاي از احياء العلوم است و در آن مجموعهاي از باورها و آداب و مناسك اسلامي مثل طهارت و نماز و زكات و روزه و حج و... ارائه شده است. از همين جا ظرافت و هوشمندي و در يك كلام رندي سخن حافظ آشكار ميشود. او كيمياي سعادت را نه عقايد و باورهايي خاص كه رفاقت و همصحبتي ميداند و تاكيد ميكند كه دوستي ارزشي به مراتب بالاتر از همه اينها دارد. به عبارت روشنتر حافظ با انتخاب رندانه غزالي و كتاب مشهورش، به ما نشان ميدهد كه هيچ باور و عقيدهاي، حتي آن چيزهايي كه حجتالاسلام به عنوان علوم دين گفته، ارزش و اهميت دوستي و رفاقت را ندارد.
اين روزها كه اكثريت جامعه به علل مذكور در اضطرار و سختي به سر ميبريم، حيف است كه دوستيهايمان را خراب كنيم، آن هم به اين خاطر كه به جناحها يا جبهههاي سياسي و عقيدتي مختلف تعلق داريم. حافظ كه معتقد بود آسايش گيتي نه فقط به مروت با دوستان كه به مدارا با دشمنان هم ربط دارد. ممكن است بگوييد دشمنان را ديگر بيخيال. قبول. فرض ميكنيم شرايط امروز از روزگار حافظ كه عصر تركتازي مغولان و هرج و مرج و آمد و شد سامانهاي سياسي ناپايدار بوده، بدتر است. دشمني و كينهورزي با دوستان، اما كار اشتباهي است. دوستي معناي زندگي است و با از دست رفتن آن، خود زندگي محو و نيست ميشود. بيخود نيست كه شاعر ميگويد هوا را از من بگير، خندهات را نه. دوستي كيمياي سعادت است.