« اعتماد» در گفتوگو با نادر انتصار بررسي میکند
ايران و معماي تهاجميتر شدن ترامپ
حديث روشني
نتيجه انتخابات مياندورهاي كنگره، موقعيت دونالد ترامپ را در نيمه دوم دوره رياستجمهورياش با چالش جدي روبهرو كرده است. شكست جمهوريخواهان و احتمال دراختيار گرفتن كنگره ازسوي دموكراتها، فضاي سياسي واشنگتن را تغيير داده و ميتواند مسير پيشبرد برنامههاي داخلي و خارجي دولت را دشوارتر كند. افزايش هزينههاي زندگي، تعرفههاي تجاري، نارضايتي از عملكرد دولت و جنگ ايران ازجمله موضوعاتي بودهاند كه در ارزيابيهاي انتخاباتي به عنوان عوامل موثر بر شكست جمهوريخواهان مطرح شدهاند. جنگي كه ترامپ وعده داده بود امريكا را وارد آن نكند، در كنار افزايش قيمت انرژي و فشارهاي اقتصادي، به يكي از محورهاي نارضايتي رايدهندگان تبديل شده است. خود ترامپ نيز پذيرفته كه جنگ در شكست حزبش نقش داشته است. با اين حال برخي تحليلگران بر اين باورند با دراختيار گرفتن كنگره ازسوي دموكراتها، امكان پيشبرد طرحهاي داخلي دولت محدودتر ميشود و حتي بودجه سياستهاي خارجي و جنگ ايران نيز ميتواند به محل مناقشه تبديل شود. ازسوي ديگر، اختلافات درون دولت و كنگره درباره راهبرد جنگ، فشارها بر پيت هگست، وزير دفاع و تلاش براي استيضاح او، نشانههايي از پيچيدهتر شدن فضاي سياسي واشنگتن است. در اين ميان، ترامپ با دولتي روبهرو است كه براي ادامه سياستهايش بايد بيش از گذشته هزينه چانهزني با كنگره را بپردازد.
سايه تحولات ميداني بر مسير ديپلماسي
محدود شدن موقعيت داخلي ترامپ، پرسشهايي را درباره مسير آينده سياست خارجي امريكا ايجاد كرده است. در چنين وضعيتي، پرونده ايران همچنان يكي از مهمترين موضوعاتي است كه ميتواند بر روابط واشنگتن با بازيگران منطقهاي اثر بگذارد. همزمان، تحركات ديپلماتيك ايران و رايزنيهاي كشورهاي منطقه نشان ميدهد كه باوجود تداوم تنشها، كانالهاي گفتوگو همچنان فعالاند. كاظم جلالي، سفير كشورمان در مسكو از ديدار سه ساعته محسن رضايي، دبير شوراي عالي امنيت ملي، با ولاديمير پوتين رييسجمهور روسيه خبر داد. جلالي همچنين از تشريح مواضع ايران درباره بدعهدي امريكا و نبود امكان مذاكره مستقيم بدون دريافت تضمينهاي لازم گفت. در اين ديدار، موضوع تنگه هرمز و آنچه ايران نقض توافق عبور و مرور با عمان ميداند نيز مطرح شده است. در هر حال اين رايزنيها در شرايطي انجام شد كه تهران بر ضرورت دريافت تضمين پيش از هرگونه مذاكره تاكيد دارد و تجربه دورهاي پيشين گفتوگو، از مسير عمان تا ژنو و اسلامآباد را با بدعهدي و حملات همزمان طرف مقابل پيوند ميزند. در سطح منطقهاي نيز مواضع متفاوتي درباره چگونگي مواجهه با ايران مطرح است. عبدالخالق عبدالله، مشاور پيشين اماراتي، پنج مسير را براي تعامل كشورهاي خليجفارس با تهران برشمرده است؛گفتوگو با ميانجيگري قطر، برقراري ارتباط مستقيم ميان پايتختهاي عربي و تهران، اعمال فشار اقتصادي و تحريم، كنار گذاشتن گزينه جنگ و حفظ بازدارندگي و دريافت تضمين درباره احترام ايران به حاكميت كشورهاي عربي. به باور برخي ناظران اين پيشنهادها نشان ميدهد كه در ميان كشورهاي منطقه، در كنار نگرانيهاي امنيتي، تمايل به يافتن راههايي براي مديريت تنش نيز وجود دارد.
معناي آرايش نظامي امريكا
با اين حال، تحولات ميداني همچنان بر فضاي ديپلماسي سايه انداخته است. فرماندهي مركزي امريكا مدعي شده يك كشتي باري با پرچم سنتكيتس را كه قصد عبور از محاصره دريايي ايران در درياي عمان داشته، در هفتم نوامبر از كار انداخته است. ازسوي ديگر، گزارشهايي درباره حمله انصارالله به اهدافي در عربستانسعودي، ازجمله منطقه مالي ملك عبدالله در رياض و يك ساختمان ادراي متعلق به آرامكو، منتشر شده است. مجموع اين تحولات نشان ميدهد كه تغييرات سياسي در اسراييل و امريكا، در كنار تحركات ديپلماتيك و تنشهاي ميداني، ميتواند بر معادلات آينده منطقه اثر بگذارد. با اين همه پرسش اصلي اين است كه آيا محدوديتهاي سياسي ترامپ بعد از شكست حزب متبوعش در انتخابات مياندورهاي كنگره و زمان دشواريهاي ائتلافسازي در اسراييل و پايان نخستوزيري نتانياهو، زمينه را براي بازنگري در رويكردهاي منطقهاي فراهم ميكند يا آنكه فشارهاي نظامي و امنيتي همچنان بر مسير ديپلماسي در پرونده ايران غلبه خواهد داشت؛ پرسشي كه روزنامه اعتماد براي بررسي آن با نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلاباماي جنوبي گفتوگو كرده است. نادر انتصادر، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلاباماي جنوبي در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» پيرامون متغيرهاي اثرگذار بر نتايج انتخابات مياندورهاي كنگره و چرايي شكست تاريخي جمهوريخواهان گفت: مهمترين عواملي كه باعث شكست سخت حزب جمهوريخواه شد، مسائل و موضوعات داخلي امريكا بود نه عوامل خارجي. اگرچه درباره ايران نيز صحبتهاي زيادي مطرح شده، اما تاثير جنگ ايران بر انتخابات، نه از جنبه اتفاقاتي بود كه در خارج از امريكا رخ داد و نه به دليل تحولات كشورهاي حوزه خليجفارس، بلكه تاثيرات اين جنگ بر اقتصاد داخلي امريكا نقش نسبتا مهمي در نتايج انتخابات داشت و زندگي روزمره مردم امريكا را تحتتاثير قرار داد. براي مثال، قيمت كالاهاي اساسي، مواد غذايي، مسكن، برق، آب و بنزين به طور مرتب افزايش پيدا كرد و همچنان نيز در حال افزايش است. از اين نظر، جنگ ايران تاثيرگذار بوده است. اين تحليلگر مسائل خاورميانه در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين حال، برخي تصور ميكنند كه ايران با اين جنگ توانست حزب حاكم ترامپ را مجبور به شكست كند؛ درحالي كه اين برداشت درستي نيست. درست است كه حدود ۷۵درصد مردم امريكا با اين جنگ مخالف بودند اما اين مخالفت به معناي آن نيست كه ۷۵درصد مردم امريكا طرفدار ايران هستند، بلكه اين اكثريت به دنبال رفاه خود هستند. انتصار در ادامه گفتوگوي خود با «اعتماد» خاطرنشان كرد: البته مسائل سياسي ديگري نيز در اين شكست نقش داشتند. رويكردي نيمه فاشيستي كه دولت ترامپ در پيش گرفته بود، براي بسياري از امريكاييها قابل قبول نبود. نهادهاي سياسي امريكا طي ۲۵۰ سال شكل گرفته و براي ايجاد و تثبيت آنها سرمايهگذاري شده، اما ترامپ با اين رويكرد كه گويي اين نهادها اموال شخصي او هستند، ميخواست آنها را به شكلي اداره كند كه در خدمت خودش و خانوادهاش باشند. اين مساله به طور كلي براي بسياري از امريكاييها قابل قبول نبود، بنابراين جامعه مدني امريكا نيز تاثير بسيار زيادي بر نتايج كنگره انتخابات داشت.
تشديد رقابت براي آينده جمهوريخواهان
انتصار در ادامه و در رابطه با گمانهزنيها پيرامون تشديد شكافها در ميان افراد كابينه ترامپ و احتمال فروپاشي آن به «اعتماد» گفت: توجه داشته باشيد كه اين شكافها پيش از اين نيز وجود داشتند، اما نتايج انتخابات باعث شد عميقتر شوند. براي مثال، هم «ماركو روبيو» و هم «جيدي ونس» ازجمله چهرههايي هستند كه قطعا براي انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۸ برنامه دارند و نميخواهند در موقعيتي قرار بگيرند كه شانس پيروزيشان در آن انتخابات كاهش پيدا كند. البته تا انتخابات رياستجمهوري بيش از دو سال باقي مانده و ممكن است در اين فاصله، افراد ديگري نيز مطرح شوند، اما به هر حال، در درون ساختار قدرت و كابينه ترامپ شكافهايي وجود داشته كه اكنون عميقتر شدهاند. به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل، چنانكه در مساله بركناري «سوزي وايلز» رييس دفتر كاخ سفيد، توسط ترامپ شاهد بوديم. «سوزي وايلز» يكي از مهمترين چهرههاي نزديك به ترامپ و از افراد بانفوذ در اين مجموعه بود كه به دليل صراحتش با ترامپ بسيار چالش داشت.
ترامپ غيرقابل پيشبينيتر شده است
انتصار در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره رويكرد احتمالي واشنگتن درقبال ايران در فاصله زماني پايان انتخابات و تشكيل كنگره جديد گفت: پس از انتخابات، با فردي مواجه هستيم كه از نظر سياسي آسيب ديده و از لحاظ فكري نيز شخصيتي غيرمتعارف دارد. اين آسيبديدگي، چه از نظر روحي و چه از نظر سياسي، ميتواند بر عملكرد آينده او تاثير بگذارد، به همين دليل، به واقع نميتوان رفتار آينده او را پيشبيني كرد. به باور انتصار با اين همه دو احتمال وجود دارد؛ هم ممكن است احتمال وقوع جنگ كاهش پيدا كند و هم ممكن است شرايط به سمت تشديد درگيري پيش برود. بنابراين، بايد منتظر هر دو سناريوي احتمالي بود. در هر حال نكته مهمتري كه وجود دارد اين است كه ايران نميتواند سياست خود را براساس پيشبيني واكنش ترامپ تنظيم كند، چراكه هيچگاه نبايد تعيين سياستهاي كشور را به پيشبيني واكنش ترامپ گره زد. ايران بايد سياست مستقل خود را با درنظر گرفتن هر دو احتمال تدوين كند؛ يعني همواره اين آمادگي را داشته باشد كه امريكا ممكن است در هر لحظه سطح جنگ را افزايش دهد يا اينكه چنين اقدامي نكند. هر دو احتمال وجود دارد. مهم است كه تهران دچار يك اشتباه استراتژيك نشود و در دام شخصيت غيرقابل پيشبيني ترامپ نيفتد.
از بيثباتي ائتلاف تا تداوم جنگ
اين استاد دانشگاه آلاباماي جنوبي در ادامه و در رابطه با ارزيابياش از نتايج انتخابات پارلماني اسراييل و دستور تشكيل كابينه توسط رقيب نتانياهو به «اعتماد» گفت: اگرچه بلوك نتانياهو نتوانست اكثريت مطلق كرسيهاي پارلمان اسراييل را به دست آورد، اما در مجموع آراي بيشتري نسبت به رقيب خود كسب كرد. در مقابل، رقيب او «آيزنكوت» نيز ميتواند در صورتي كه موفق شود حمايت تعداد كافي از مخالفان را جلب كند و كابينه تشكيل دهد. به گفته انتصار با اين حال در اسراييل كابينههايي كه از انسجام كافي برخوردار نيستند و براي تشكيل و حفظ خود به حمايت مخالفان وابستهاند، معمولا از پايداري چنداني برخوردار نيستند، بنابراين حتي اگر فرض كنيم رقيب نتانياهو بتواند حمايت لازم را جلب كند، اكثريت موردنياز را به دست آورد و كابينه خود را تشكيل دهد، باز هم نميتوان روي دوام و پايداري آن حساب كرد، چراكه پايداري كابينهها در بسياري از كشورها و به ويژه در اسراييل، مسالهاي است كه نبايد از آن غافل شد. ممكن است اين جريان بتواند كابينه را تشكيل دهد، اما چهبسا يك ماه بعد همان كابينه را از دست بدهد و دچار فروپاشي شود، لذا اسراييل نيز مانند امريكا وارد دورهاي شده كه پيشبيني تحولات سياسي آن دشوار است. هنوز مشخص نيست كابينه جديد چه مدت دوام خواهد آورد و چه رويكردي درپيش خواهد گرفت. اين تحليلگر مسائل منطقه در ادامه با اشاره به استراتژي احتمالي اسراييل درقبال ايران در فضاي پساانتخابات يادآور شد: استراتژي اسراييل نيز درقبال ايران مشخص نيست. زمان لازم است تا كابينه جديد روي كار بيايد و قدرت را از كابينه فعلي تحويل بگيرد. حتي اگر نتانياهو نيز در قدرت نباشد، نميتوان پيشبيني كرد كه اسراييل چه رويكردي درقبال ايران اتخاذ خواهد كرد؛ آيا سياستهاي نتانياهو را ادامه ميدهد يا در اين سياستها تا حدودي وقفه و تغيير ايجاد ميكند؟ ممكن است جنگ ميان تهران و تلآويو ادامه پيدا كند، هر چند لزوما شدت آن افزايش نيابد. در هر حال سناريوهاي مختلفي درباره رويكرد احتمالي اسراييل درقبال ايران وجود دارد. به گفته اين استاد دانشگاه نكته مهم اين است كه نفوذ و تفكر نتانياهو صرفا به شخص او محدود نميشود. او در سالهاي اخير نفوذ بسيار گستردهاي در ميان اقشار مختلف جامعه اسراييل ايجاد كرده است. بنابراين، جنگ عليه ايران موضوعي نيست كه در ميان مردم اسراييل مخالفان زيادي داشته باشد. برخلاف امريكا كه حدود ۷۵درصد مردم با جنگ مخالف هستند، در اسراييل اكثريت مردم از جنگ عليه ايران حمايت ميكنند. در چنين شرايطي، نخستوزيري كه روي كار ميآيد، نميتواند برخلاف ديدگاه و نگرش بخش عمدهاي از جامعه اسراييل حركت كند و ناگهان چرخشي ۱۸۰ درجهاي در سياستهاي خود ايجاد كند. اينها سناريوهاي مختلفي هستند كه بايد هر يك را بهصورت جداگانه بررسي و تحليل كرد، اما اينكه با قطعيت بگوييم كداميك از اين سناريوها محقق خواهد شد، به باور من امكانپذير نيست. واقعيت اين است كه چنين پيشبينيهايي نه تنها دشوار، بلكه براي سياستگذاري ايران نيز چندان مفيد نيستند.
دو ماه سرنوشتساز در روابط تهران و واشنگتن
انتصار در ادامه و در رابطه با آينده تنشها ميان تهران و واشنگتن در مقطع كنوني به «اعتماد» گفت: در رابطه با رويكرد احتمالي امريكا در پرونده ايران سناريوهاي مختلفي وجود دارد؛ از ادامه فشارهاي اقتصادي و تشديد آن گرفته تا تهاجم نظامي گستردهتر و حتي حمله هستهاي. البته منظور حمله هستهاي تمامعيار، مانند حملات هيروشيما و ناكازاكي نيست، بلكه استفاده از تسليحات هستهاي تاكتيكي است. اين موضوع نهتنها مدتها در برنامهريزيهاي امريكا مطرح بوده، بلكه اكنون به صورت علني نيز درباره آن صحبت ميشود و ديگر مسالهاي نيست كه در سكوت و پشت پرده باقي مانده باشد. به گفته اين استاد دانشگاه يكي از خطرناكترين جنبههاي شرايط كنوني اين است كه اكنون با يك رييسجمهور شكستخورده و آسيبديده از نظر سياسي مواجه هستيم كه از لحاظ رفتاري نيز شخصيتي تا حدي غيرقابل پيشبيني دارد. اين پرسش مطرح است كه آيا كنگره ميتواند جلوي او را بگيرد؟ من تصور نميكنم. كنگره اگر بخواهد جلوي ادامه جنگ را بگيرد، راهكار نسبتا سادهاي دراختيار دارد و آن، قطع بودجه جنگ است. با اين حال، تاكنون هيچ نشانهاي وجود نداشته كه كنگره، حتي كنگرهاي با اكثريت دموكرات، قصد داشته باشد بودجه نظامي امريكا را در ارتباط با جنگ عليه ايران كاهش دهد، بنابراين تا زماني كه چنين نشانهاي وجود ندارد، نبايد روي اينكه كنگره چه اقدامي خواهد كرد يا اينكه مانع تصميمات ترامپ خواهد شد، حساب كنيم. به گفته اين تحليلگر مسائل بينالملل در حال حاضر، قدرت در امريكا تا حد زيادي شخصي شده و نهادها نيز تضعيف شدهاند. با فردي مواجه هستيم كه تاحدودي به يك حاكم نيمهديكتاتور تبديل شده، از نظر سياسي آسيب ديده و در شرايطي قرار دارد كه هر روز ممكن است تصميم متفاوتي بگيرد. ممكن است دست به خطرناكترين اقدامات بزند يا اينكه درگير وضعيت و آسيبهاي سياسي خود باقي بماند و عملا اقدام خاصي انجام ندهد. هر دو احتمال وجود دارد. انتصار در بخش پاياني اين گفتوگو تاكيد كرد: نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه پس از اين انتخابات و در فاصله دو تا سه ماه آينده، وارد يكي از خطرناكترين دورههاي روابط ايران و امريكا خواهيم شد. در اين دوره نميتوان هيچگونه اظهارنظر علمي و قطعي درباره تحولات آينده داشت.
در واقع، دو ماه تا دو ماه و نيم آينده يكي از خطرناكترين مقاطع در روابط ايران و امريكا خواهد بود.