سرنوشت جنگ ايران و امريكا
حميد روشنايي
در دوران جمهوري اسلامي چند نفر بودهاند كه فكر ميكردند جنگ با ايران 3 روزه تمام خواهد شد: صدام، رجوي و ترامپ. اما هر 3 نفر آنها با شكست مواجه شدند. امروز پس از گذشت بيش از 9 ماه از حمله ايالات متحده و رژيم صهيونيستي به ايران، نه اينكه جنگ پايان نيافته، بلكه پيچيدهتر هم شده است. رييسجمهور امريكا كه در آخرين انتخابات مياندورهاي كنگره با شكستي سنگين مواجه شد، اعتراف كرده كه يكي از دلايل ناكامي حزبش، جنگ با ايران بوده است. ترامپ اكنون براي پايان اين بحران، در يك 3 راهي مرگ قرار دارد: حمله آخرالزماني، ادامه محاصره اقتصادي (به بدترين شكل ممكن) يا بازگشت به ميز مذاكره (و قبول تعهدات قبلي) ... .
1- حمله آخرالزماني: بسياري از تحليلگران معتقدند شرايط سخت ترامپ بعد از انتخابات كنگره كه در آن وي متهم است فريب نخست وزير رژيم اسراييل را خورده، راهي جز به راه انداختن جنگي بزرگ ندارد تا به وسيله آن اولا، افكار عمومي را از نتايج انتخابات منحرف كند. ثانيا، شايد بتواند با شكست ايران، به دستاوردي دست يابد كه روساي جمهور سابق امريكا نتوانستند به آن برسند. ثالثا، به مخالفانش كه معتقدند عظمت امريكا و قدرت نظامي آن را به بازي گرفته، بگويد كه او ميتواند اين مساله را حل و از يك ننگ در كارنامه خودش فرار كند.
2- تشديد محاصره اقتصادي: اصطلاح دروازههاي آهنين كه پس از تكميل محاصره درياي آزاد ايران مطرح شده، به نوعي بستن راههاي مرز خشكي و درياي خزر است كه بر اساس آن هرگونه تجارت كشورمان با دنياي خارج مسدود ميشود. در اين روش، كاخ سفيد قصد دارد با شرايط نه جنگ و نه صلح و به صورت فرسايشي، توان مقاومت ايران را نابود كند.
3- بازگشت به ميز مذاكره: در اين روش نيز كه ظاهرا تحت مديريت جيدي ونس، معاون رييسجمهور انجام ميشود، ايران و امريكا همزمان (يا با يك فاصله كوتاه) به تعهدات خود براي باز كردن تنگه هرمز و برداشته شدن تحريمها اقدام خواهند كرد و سپس در خصوص مسائل مهم ديگر مانند هستهاي به مذاكره ميپردازند.
اما انجام هر كدام از اين 3 عامل، آسان و ممكن نيست و كاخ سفيد نميتواند به راحتي آن را به اجرا گذارد، زيرا اولا، ادامه جنگ و حمله شديد به ايران با عكسالعمل و حمله كشورمان به مراكز نظامي و اقتصادي امريكا و كشورهاي همپيمان با آن مواجه خواهد شد و علاوه بر آنكه جغرافياي جنگ گسترش مييابد، امكان ورود ديگر كشورها و جنگ جهاني سوم نيز دور از انتظار نخواهد بود. با توجه به افزايش قيمت نفت و كالا و مخالفت مردم امريكا با جنگ (كه در انتخابات به نمايش گذاشتند)، هرگونه ادامه آن، (اگر به پيروزي سريع منجر نشود) ميتواند به محاكمه و استيضاح ترامپ توسط دموكراتها بينجامد يا به اتفاقاتي مانند آنچه اكنون در كشورهاي اروپايي در جريان است مانند حمله به مغازهها و مراكز اقتصادي و تجاري منجر شود.
ثانيا، تشديد محاصره اقتصادي ايران با توجه به راههاي مختلف دور زدن تحريمها (نه به صورت كامل بلكه محدود) ممكن است با چالش روبهرو شود، به خصوص اينكه برخي كشورها از جمله چين و روسيه از جنگ ايران و امريكا منتفع ميشوند و همين به آنها انگيزه ميدهد كه بهتر است تهران در برابر واشنگتن شكست نخورد و به طريقي از آن حمايت كنند.
ثالثا، مذاكره با ايران آسان نيست، زيرا مقامات جمهوري اسلامي با فشارهاي داخلي مواجه بوده و حاضر به عقبنشيني يا دادن امتياز به ترامپ نيستند. همين موضوع موجب شده كه مذاكره كردن با ايران را سخت كند. از سوي ديگر به دليل اقدامات گذشته امريكا در برهم زدن ميز مذاكره، اعتمادي نيز بين دو كشور وجود نداشته و هر توافقي احتمال شكسته شدن دارد. حتي در صورت توافق كامل با توجه به شرايط درخواستي ايران، ترامپ با هجمهاي از طعنه و نيشهاي مخالفانش مواجه خواهد شد، زيرا وي قبلا دادن امتياز از سوي اوباما را به تمسخر گرفته و اكنون نوبت خود او است كه مورد تمسخر قرار گيرد. در هر صورت آنچه سرنوشت جنگ را تعيين ميكند، مقاومت مردم ايران است. آنچه در ميدان جنگ (چه نظامي و چه اقتصادي) يا در پشت ميز مذاكره، به رزمندگان ما دلگرمي ميدهد و ميتواند از حق مردم دفاع كند، تابآوري ملت ايران است كه براي مقابله با دشمنانش سر خم نميكند.