براي استقلال و غلبه بر سختيهاي پيشرو
جعفر گلابي
بعد از ۳ جنگ بزرگ طي كمتر از ۵۰ سال حالا ايرانيان بيش از هر ملت ديگري ارزش، اهميت و حساسيت استقلال را ميدانند. با نگاهي به اوضاع و حوادث چند سال گذشته ميتوان عنوان كرد كه «استقلال» گران و كمياب و پرماجراست. اروپا با آن همه سابقه و قدرت و به اصطلاح فرهنگ، در هر واقعهاي نگاهش به اشارات امريكاست، روسيه با آن همه وسعت تن به جنگ داد تا ناتو ديوار به ديوارش نباشد.
چين با آن همه قدرت يكجانبهگرايي امريكا را قانون جنگل مينامد، ولي هنوز در آرزوي بخشي از خاك خود است و هنوز تايوان را در چنگ امريكا ميبيند و كاري از دستش بر نميآيد. اگر اين واقعيات مسلم را بپذيريم بايد اذعان كنيم كه كشورهاي ديگر اغلب ظاهري از استقلال دارند چنانكه حتي نميتوانند از جنگي كه امريكا براي گل روي اسراييل راه اندخته است، دوري كنند! شرايط موجود نشان ميدهد كه هر كشوري برابر هزينهاي كه پرداخت ميكند و تاثيري كه در مناسبات جهان دارد، مستقل است و ما اكنون دقيقا تاوان عدم وابستگي خود را پرداخت ميكنيم. هزينه سنگيني كه امريكا به ايران تحميل كرده، يك اعلان رسمي به همه كشورهاست كه روزي، روزگاري خيال استقلال را در سر خود نپرورانند.
عمان تلاش كرد كه زير سايه پايمردي ايران براي سواحل خود تدبيري بكند و سودي ببرد، ولي صريحا تهديد به بمباران شد! كاملا روشن است كه موفقيت ايران در استقلال خود ديگر ملتها را به استقلالخواهي ترغيب خواهد كرد و امريكا به تعبير خودش كمكم گاوهاي شيردهاش را از دست خواهد داد. سرسختي امريكا در باز كردن جبهههاي نظامي و اقتصادي و رسانهاي عليه ايران دقيقا از همين جا ناشي ميشود و خيلي بعيد است كه منطقه را رها كند و به خودش بپردازد.
به تعبير ديگر امريكا انواع سرمايهگذاريهاي عظيمش در خاورميانه را در معرض تهديد ميبيند و از هر ابزار و وسيله و امكاني براي مقابله با اين تهديد استفاده كرده و خواهد كرد. امريكا در حال حاضر از حداقل هنجارهاي سابق خود پيروي ميكند و دخالتها و تجاوزها و تماميتخواهياش عريانتر از گذشته شده و براي رفتارهايش درگير بهانه هم نميشود.در واقع امريكا فعلا تبديل به يك پديده شده است و ميخواهد به حداكثر نقدينگي قدرت و ثروتش برسد. اما ايران هم نميتواند از زمينههاي موجوديت خود صرفنظر كند و راهي جز مقاومت ندارد.در حال حاضر مقاومت ايران در مقابل امريكا براي همه كشورها سودمند است. آنها خوب ميدانند كه اگر سد ايران شكسته شود، كاخ سفيد سراغ خيلي كشورها خواهد رفت كما اينكه چراغ چالش با گرينلند و كانادا و كوبا را از هم كنون روشن كرده است .
با اين اوصاف و در جهان ناجوانمرد، ايران نيازمند بالفعل كردن همه ظرفيتهاي علمي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي خود است و كارستان بزرگي در پيش دارد.ما بايد كاري بكنيم و قطعا به اميد حوادث نشستن خطاست .
انواع خطرها و سناريوها وجود دارد و بايد براي همه آنها برنامه داشته باشيم. مردم از همه مهمترند و توجيه و تعامل با آنها در جنگ امريكا عليه ايران سرنوشتساز و تعيينكننده است . سوالات بسياري وجود دارد كه تصميمگيران بايد به آنها پاسخ دهند؛ ما تا چه زمان بايد در جنگ باشيم؟ آيا ادامه جنگ به نفع ماست يا توقف فوري آن؟ تا چه حد ميتوان به ميانجيگران و مذاكرات اميدوار بود؟ آيا ايران نميتواند ابتكارهاي تازهاي در ميدان نبرد يا در عرصه ديپلماسي از خود بروز دهد و صحنه بازي را عوض كند؟ تابآوري اجتماعي ما چقدر است و چگونه ميتوان جلو يأسآفرينان ايستاد؟ آنها به شدت خطرناكند و همواره قلب جامعه و روح و روان مردم را هدف قرار ميدهند.كساني كه با ظاهري دلسوزانه از هيچ عمل و سخني براي تضعيف جبهه ايران يك لحظه را از دست نميدهند مايل به بروز آشوبند و مقدمهسازاني قهارند. نبايد اجازه داد كه روحيه مردم بازيچه اميال ايشان قرار بگيرد.شرايط اقتصادي و معيشتي مردم مناسب نيست ولي برخلاف غربدوستان و مخالفان و ساختارشكنان كينهتوز هرگز خدشه به تماميت ارضي را برنميتابند.البته اگر صداوسيما حرفهاي عمل ميكرد پيشبرندگان سياستهاي امريكا در ايران مجالي براي ظهور و بروز نداشتند. به هر حال در برابر مشكلات و سختيهاي پيش رو نميشود دست روي دست گذاشت.
همچنان فسادهاي اقتصادي و نجوميبگيران موجب سرخوردگي مردمند و از موشكهاي دشمن تخريب بيشتر دارند.در زمانه جنگ ظالمانه، انضباط مالي و قاطعيت و صراحت دولت به نفع مردم، خصوصا محرومان جامعه كارساز و اميدآفرين است.اگر دولت تحت تاثير فضاهاي رسانهاي از اهداف عاليه و مصالح ملي عدول كند و كوچكترين انفعالي از خود بروز دهد ممكن است خطرها از هر سو در رسند .