• 1405 سه‌شنبه 17 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6412 -
  • 1405 سه‌شنبه 17 شهريور

رخت بر بستنِ آقاي ذوزنقه از اين تيمارخانه

جواد طوسي

يكي ديگر از آن خوبانِ قديمي هم رفت؛ نسلي كه با خودش فرهنگ و اخلاق و «آدم بودن» را ترويج داد. جواد مجابي يكي از الگوهاي نازنينِ اين نسل در حوزه روشنفكري بي‌ادا و اصول بود. مردي كه با همه خصايص والايش و نگاه چند وجهي‌اش در عرصه فرهنگ و هنر، هيچ نشاني از تفرعن و منم منم الكي نداشت؛ در خلوت خود با پشتكاري مثال زدني تجربه‌هاي پژوهشي و خلاقانه‌اش را مي‌كرد و اهل غر زدن و نِك و ناله نبود.
پدرم روزنامه‌خوان حرفه‌اي بود و روزنامه اطلاعات را به كيهان ترجيح مي‌داد و مشتري همه روزه اين جريده بود. آشنايي دورا دورم با جواد مجابي از مجله فردوسي و صفحه  «هنر و ادبيات» روزنامه اطلاعات در فاصله سال‌هاي ۵۰ تا ۵۷ شكل گرفت و ادامه يافت. تا آنجا كه به ياد دارم، او دبير و تصميم‌گيرنده محتواي اين صفحه بود كه بعدها عباس پهلوان، هادي خرسندي، عليرضا نوري‌زاده، محمد ابراهيميان، فريدون جيراني و بيژن امكانيان با او در اين صفحه همكاري داشتند و هويتي متفاوت به اين صفحات روزنامه مي‌دادند. به ويژه اين ضميمه ادبي و هنري در شب‌هاي جمعه پروپيمان‌تر بود و گفت‌وگوها و نقدهاي سينمايي را هم شامل مي‌شد. از اين جهت، جدا از علايق و دغدغه‌هاي مجابي در زمينه شعر، داستان‌نويسي، پژوهش و نقد هنري و ادبي و نقاشي، او يك روزنامه‌نگار و مطبوعاتي صاحب عقيده نيز بود. شايد از اين جنبه بتوان جواد مجابي را با احمد شاملو، رضا براهني و غلامحسين ساعدي مقايسه كرد. 
ممكن است برخي همكاران و هم‌نسلان او بر اين عقيده باشند كه اين پركاري و روحيه تنوع‌طلب مجابي و از اين شاخه به آن شاخه پريدنش باعث شده كه نتواند در عمر ۸۶ ساله‌اش، ذهني متمركز داشته باشد و به تشخصي والا در يكي از اين حوزه‌ها برسد. اما در پاسخ بايد گفت كه مجابي به‌رغم روحيه چند ساحتي‌اش و اصرار به درجا نزدن در يك رشته و مدار فرهنگي و هنري، متقابلا نگاهي دم‌دستي و سطحي نداشت. در واقع، او براي مقوله «فرهنگ» تعريفي مختص به خود و در عين حال متكثر داشت و تلاش مداومش اين بود كه از اين شاخه‌هاي مختلف هنري به شناخت هر چه عميق‌تر انسان برسد. مثلا يكي از مشخصه‌هاي اصلي او در آثار پژوهشي و فعاليت‌هاي نقادانه‌اش و همچنين داستان‌هاي كوتاه و بلندي كه نوشته، حس طنز‌پردازانه‌اش است كه به تبع شرايط فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه ملتهب ما در دوره‌هاي مختلف، عمدتا به تلخي مي‌زند و بعضا حالتي هجوگونه پيدا مي‌كند. 
جواد مجابي به احمد شاملو تعلق خاطر زيادي داشت و او را الگو و نمونه‌اي شاخص از روشنفكر فرهنگي و اجتماعي مي‌دانست. از اين منظر، مجابي معتقد بود كه فعاليت و وجه مشخصه شاملو محدود به شعر و شاعري نيست، بلكه او هم همواره نسبت به فرهنگ و جامعه احساس مسووليت داشته و در بزنگاه‌هاي حساس تاريخي، در امتداد دغدغه‌هاي شاعرانه‌اش، موضع راديكال و كنشگر و معترضانه داشته است. 
از زاويه ديگر، جواد مجابي نيز همچون غلامحسين ساعدي در مواجهه با تناقضات آشكار جامعه معاصر ايران در مقاطع مختلف اجتماعي و سياسي، به طنزي سياه و بعضا هجوآميز مي‌رسيد. در قبال نگاه روانكاوانه ساعدي كه تركيبي از تلخ‌انديشي، ترس و اضطراب و طنزي سياه بود، مجابي بيشتر در آثارش به موقعيتي طنزآميز و پارادوكسيكال مي‌رسد كه به مثابه نوعي نقد اجتماعي است و نمونه‌هايش را در «آقاي ذوزنقه»، «يادداشت‌هاي آدم پرمدعا»، «شب نگاره‌ها»، «جونم واست بگه» و رمان «شب ملخ» مي‌بينيم. 
به اين وجوه تشابه و تعلقات دروني و هنري اضافه كنيم، علاقه وافر مجابي را به اردشير محصص. در شرايطي كه محصص با خط و تصوير كار يك طنزنويس خوش‌ذوق و نوپرداز را انجام مي‌داد و از اين طريق با جابه‌جايي واقعيت مي‌خواست حقيقت را آشكارتر كند، مجابي نيز با گرايش هرازگاهش به نقاشي، در اين تلاش بود كه ادبيات و تصوير به هم برسند. يكي از آثار پژوهشي او در زمينه هنرهاي تجسمي كتاب «نود سال نوآوري در هنر تجسمي ايران» است كه به هنرمندان صاحب سبكي چون اردشير و بهمن محصص و پرويز تناولي و... پرداخته است و خودش اين كتاب را «روايتي شخصي از تاريخ هنر» مي‌دانست. 
با اين نشانه‌ها و ابعاد شخصيتي متكثر جواد مجابي، شايد بهتر باشد آن عزيز تازه از دست رفته را نويسنده و شاهد يك دوره فرهنگي بدانيم كه فقدانش در اين آشفته بازار و فضاي خنثي و سترون و تنبل و به انفعال كشيده شده فرهنگي بيش از پيش احساس مي‌شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون