• ۱۴۰۳ چهارشنبه ۸ اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5992 -
  • ۱۴۰۳ پنج شنبه ۹ اسفند

ارزيابي درباره قيمت بليت 100 هزار توماني سينما و نسبت آن با اوضاع فيلم‌ها

سينما يا كنسرت؟

مخاطبان امروز سينما همان تماشاگران كنسرت ريوندي و ماهي‌صفت هستند كه قيمت بليت كنسرت 800 هزار تومانی را مي‌پردازند

محمدرضا  لطفي

قيمت بليت سينماها در سال ۱۴۰۴ ‌به رقم‌ صد هزار تومان رسيده است و اين افزايش قيمت بازتاب‌هاي مختلف و گسترده‌اي داشته، بعضي مخالف افزايش قيمت بودند  و  بعضي‌ها  موافق.
اما قبل از اينكه بخواهيم ارزيابي درباره افزايش قيمت بليت سينما داشته باشيم و درباره اينكه چقدر افزايش قيمت منطقي است و آيا اصلا بايد بليت سينما گران‌تر مي‌شده، صحبت كنيم، بد نيست به خود سينما بپردازيم و به حال و روز آن در اين روزها اشاره‌اي داشته باشيم. آن چيزي كه اين روزها تقريبا صداي اهالي سينما و مخاطبان جدي آن را بلند كرده كه ناشي از تداوم سياست‌هاي دولت قبل است اين است كه گونه‌هاي مختلف سينما در حال نابودي هستند و آن چيزي كه ما روي پرده مي‌بينيم نه سينما كه لودگي آن هم نه در فيلم كمدي كه در فيلم‌هاي شبه كمدي شاهدش هستيم و تمام سينما به تسخير اين فيلم‌هاي شبه‌كمدي در آمده و فيلم‌هاي هنري، اجتماعي، اكسپريمنتال، فرهنگي به انزوا رفته‌اند و تقريبا توليدي  در اين زمينه  نداريم.
اما علت اين موضوع چيست؟ به زعم من اين موضوع دو دليل عمده دارد:
۱- تهيه‌كنندگان كارنابلد، بي‌سواد و بي‌نام و نشانِ بدون تجربه در سينما كه ورودشان به اين مقوله به واسطه ارتباط با ارگان‌ها بوده و توانستند كارت تهيه‌كنندگي بگيرند و فيلم توليد كنند.همين نكته باعث شده توازن توليد به هم بريزد و هيچ منطقي در زمينه توليد فيلم وجود نداشته باشد.
2- من دليل به به انزوا رفتن سينماي اجتماعي را سينماداران مي‌دانم، با اينكه معتقدم ما تعدادي سينمادار باسواد و آگاه به مسائل سينما داريم اما اين افراد به تعداد انگشتان دو دست نمي‌رسند و در برهه فعلي سرنوشت فيلم را سينماداران مشخص مي‌كنند اينكه سانس خوب به فيلم بدهند يا سانس بد يا اينكه فيلمي را اكران كنند يا نكنند. 
واقعيت اين است سرنوشت، موفقيت يا شكست فيلم‌ها  اين روزها دست  سالن‌دار و سينمادار  است.
يك نمونه اگر بخواهم مثال بزنم از فيلم پيرپسر بگويم كه خبر آمده يكي از ارگان‌هاي سينمايي كه تعداد زيادي سالن سينما در سطح كشور دارد اعلام كرده به دليل طولاني بودن تايم فيلم، سينماداران اين فيلم را  اكران  نمي‌كنند.
فيلمي كه درخشان است و همه نقدها درباره‌اش مثبت بوده، همه فيلم را تحسين كردند، ولي سينمادار به خاطر تايم بالا مي‌گويد  من  اين  فيلم را  اكران نمي‌كنم.
من فكر مي‌كنم اين يك تلنگر است كه نشان مي‌دهد سالن‌دار صلاحيت بخش فرهنگي فيلم را ندارد، سالن‌دار مي‌تواند بيزينس‌من خوبي باشد ولي يادمان باشد سينما در عين اينكه صنعت است ولي در وهله اول كالاي فرهنگي محسوب مي‌شود و بايد وجه فرهنگي آن حفظ شود كه اگر حفظ نشود همين اتفاقي مي‌افتد كه امروز شاهدش هستيم، يعني به انزوا رفتن سينماي متفكر هنري، اجتماعي.  سينماي اجتماعي يا فرهنگي و هنري همواره سينماي پيشرو است اگر در اين زمينه‌ها فيلم توليد مي‌شود سازندگان سعي مي‌كنند چند گام از جامعه جلوتر باشند و موضوعات مهم را در فيلم‌هايشان مطرح كنند، ولي آنچه اهميت دارد گلوگاه سخت دريافت پروانه ساخت و پروانه نمايش در كنار فيلم‌هاي ارگاني باعث شده فيلم‌هايي كه در اين زمينه توليد شده چند قدم از جامعه عقب‌تر باشد و طبيعي است كه مخاطب تمايلي نداشته باشد چيزي را بر پرده سينما ببينيد كه از دانش  و دانسته خودش عقب‌تر است.

با تمام اين صحبت‌ها، آیا بليت ۱۰۰هزار توماني مناسب و منطقي هست يا خير؟

به نظر من بليت۱۰۰هزار توماني در مقابل محصولات فرهنگي اعم از تئاتر يا كنسرت‌هاي موسيقي يا قيمت‌هاي گالري نقاشي و...   مبلغ  پاييني  محسوب  مي‌شود.
يعني ۱۰۰هزار تومان به نسبت قيمت ديگر محصولات فرهنگي قيمت پاييني است و بايد گفت سينما و تماشاي فيلم همچنان تفريح ارزاني براي مخاطب است. امروز 100 هزار تومان در ميان اقلام‌فرهنگي و چه غيرفرهنگي رقم قابل توجهي نيست. قيمت بليت سينما به اندازه يك بستني چوبي هم‌نيست، پس به نظر من افزايش قيمت بليت سينما كاملا طبيعي است  اما موضوعي كه مخالفان افزايش قيمت بليت سينما به آن اشاره دارند اين است كه با رشد قيمت بليت سينما، قشر متوسط و خانواده‌ها كمتر به سينماها مي‌آيند و فيلم مي‌بينند.  در پاسخ به اين مخالفان و در كمال تاسف بايد گفت به لطف مديران سينما در دولت قبل، شخم جدي در ميان مخاطبان «سينما رو» زده شد، طوري‌كه مخاطبان جدي را از سالن‌هاي سينما دور كرد. 
به نظر من، ما نبايد نگران خانواده‌ها و كساني كه سينما برايشان جدي است مثل دانشجوها باشيم، به اين دليل كه متاسفانه (كلمه متاسفانه را به كار مي‌برم چون بايد حقيقت را اذعان داشت) خانواده‌ها ديگر مخاطب سينما نيستند، امروز خانواده‌ها نيازهاي تصويري خودشان را از ماهواره‌ها تامين مي‌كنند يا اگر كمي به لحاظ انديشه جلوتر باشند در پلتفرم‌ها  دنبال آنچه  مي‌خواهند،  هستند. 
متاسفانه امروز افرادي كه سينما و هنر برايشان مهم است به سينما نمي‌روند، چرا؟ چون آن چيزي كه به اسم سينما روي پرده مي‌رود از خود جامعه عقب‌تر است و باز هم مي‌گويم به دليل سختگيري شوراي پروانه ساخت و پروانه نمايش، اين بخش از مخاطبان نيازهايشان را در كافه‌ها يا سالن‌هاي تئاتر تامين مي‌كنند یا  در انتها سراغ پلتفرم  مي‌روند. 

حالا سوال اينجاست  پس مخاطبان امروز سينما چه كساني هستند؟ 

به ضرس قاطع مي‌گويم؛ مخاطبان امروز سينما همان مخاطبان كنسرت ريوندي و ماهي صفت هستند كه قيمت بليت كنسرت 800 هزار تومانی را براي كنسرت مي‌پردازند، پس در سينما هم بليت 100 هزار تومانی برايشان چيزي نيست .
پس اين نوع مخاطب چه در كنسرت ريوندي چه فيلم‌هايي كه در سالن‌هاي سينما مي‌بينند فقط خواست‌شان لودگي است، اين نوع مخاطب نه فيلم برايشان مهم است نه سينما و نه فيلمنامه و نه كارگردان و نه هيچ چيز ديگر . اينها به سينما مي‌روند تا لودگي ببينند، براي همين است كه شبه‌كمدي‌هاي اين روزهاي سينما فروش مي‌كند و براي اين نوع مخاطب بليت صد هزار تومانی در مقايسه با بليت هشتصد  هزار توماني كنسرت  رقم ناچيزي  است.
و نكته آخر اگر سازمان سينمايي عزم و تصميم جدي براي پويايي سينماي متفكر و فرهنگي، هنري دارد بايد كاري كند آن دسته از مخاطبان كه با سينما قهر كردند را به سالن‌ها بازگرداند.، مخاطباني كه متمايل به سينماي واقعي هستند و باعث زنده نگاه داشتن سينماي اجتماعي مي‌شوند و باعث مي‌شوند سينما تعريف فرهنگي به خودش بگيرد را با سينماها آشتي دهند و آنها را به سالن برگرداند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون