ترامپ و ميز بازي شركا
جواد هاشمي
تخريب گسترده، نابودي زيرساختها، از دست رفتن نيروي انساني و متخصص، كسري بودجه و فشارهاي اقتصادي و بسياري از مشكلات اجتماعي و اقتصادي، تنها بخشي از ميراثي بود كه جنگ جهاني دوم براي كشورهاي اروپايي بر جاي گذاشت. در مقابل اما ايالاتمتحده امريكا، وقتي به فاصله چند ماه مانده تا تسليم نهايي متحدين، وارد جنگ شد، با كمترين خسارت و هزينه نظامي و اقتصادي توانست به عنوان پيروز قطعي نام خود را ثبت و در دنياي پس از هيتلر و همزمان با چالشهاي داخلي حكومت ماركسيستي استالين، نام خود را در حوزههاي مختلف به عنوان ابرقدرت جديد نظام جهاني مطرح كند. هر چند در كنفرانس مشهور تهران، روزولت و استالين به عنوان رهبران پيروز جنگ جهاني دوم در كنار يكديگر نشستند تا تكليف نازيها را مشخص كنند اما از همان ابتدا نيز مشخص بود كه نبرد جديد كه بعدها به دوران طولاني جنگ سرد مشهور شد، ميان شوروي و ايالاتمتحده شكل خواهد گرفت و كشورهاي باقيمانده بيرون از بازي بزرگان، بايد اردوگاه خود را مشخص كنند. در اين شرايط بود كه اروپا نيز به دو منطقه شرقي و غربي تقسيم شد و براي چند دهه، بخش شرقي زير چتر شوروي باقي ماند و بخش غربي با حمايت امريكا، در مسير ليبراليسم قدم برداشت. اين همراهي و اتحاد استراتژيك ميان اروپا و امريكا در حوزههاي مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي و امنيتي حتي پس از فروپاشي شوروي نيز ادامه پيدا كرد و پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) كه از نيمه دوم قرن بيستم و با هدف مقابله با تهديدهاي شوروي و اقمارش تاسيس شد تا امروز نيز به حيات خود ادامه داده است تا جنگ با هر يك از اعضاي آن، به يك دفاع جمعي منجر شود.
هر چند در تمام اين سالها، تجربيات مختلفي از تضاد منافع يا اختلافنظر در استراتژي و تاكتيك، ميان اروپا و امريكا به ثبت رسيده اما موضوعي كه در آن كمتر ترديدي وجود داشت، اتحاد اين كشورها بر سر مسائل كلان و حياتي بود، موضوعي كه به نظر ميرسد در دوره دوم رياستجمهوري دونالد ترامپ با اما و اگرهاي جدي و تاريخي مواجه شده است. رييسجمهور ايالاتمتحده كه دوره دوم حضور خود در كاخ سفيد را تجربه ميكند، پس از آنكه حساب خود را با همسايه شمالياش -كانادا - روشن كرد، درباره اروپا نيز دو كارت جديد را به بازي راه داد. نخست امكان وضع تعرفه روي كالاهاي اروپايي و سپس بحث تعيين تكليف ناتو يا مشخص شدن پاسخ اين سوال كه در اتحاد نظامي ميان دو طرف، سهم امريكا و اروپا چقدر بوده است؟ ترامپ در اين سالها بارها اعلام كرده كه در مقابل تهديدها، تمام اعضاي ناتو انتظار حمايت همهجانبه دارند اما در تامين هزينهها و بودجه جاري، امريكا سهم بسيار بيشتري از ساير كشورها پرداخت كرده و بايد اين روال جايي متوقف شود. مهمترين و بهروزترين مثال براي اين رويكرد ازسوي ترامپ، جنگ روسيه و اوكراين بوده است. جايي كه ترامپ ميگويد اروپا مبلغ محدودي را در قالب وام به كييف واگذار كرده اما دولت امريكا در دوران تصدي جو بايدن، ميلياردها دلار كمك بلاعوض به اوكراين داشته و اين از نظر او غيرقابل قبول است. البته اختلافات ميان دو طرف به اين موضوع محدود نماند و پس از آنكه دولت جديد امريكا از لزوم رسيدن به آتشبس فوري در جبهه شرق اروپا صحبت كرد و حتي گزينههايي چون دريافت حقوق معدني اوكراين در ازاي تداوم كمكهاي نظامي را روي ميز گذاشت، بازي در مدت كوتاهي، چرخشي بزرگ را پشت سر گذاشت و ترامپ با ديكتاتور و غيرقابل اعتماد خواندن زلنسكي، رييسجمهور اوكراين، اعلام كرد كه صلح با روسيه رخ خواهد داد و اين تصميم نيازي به دريافت تاييديه از سوي اروپاييها ندارد. اين مساله به واكنش جدي دولتهاي اروپايي انجاميد و تعدادي از رهبران اروپايي براي نشان دادن همراهيشان با اوكراين به اين كشور سفر كرده و حتي كمكهاي جديد مالي را نيز به تصويب رساندند. اين گام اعتراضي اما با ضرب شست محكمتر ترامپ پاسخ داده شد و در جريان تصويب قطعنامه محكوميت حمله روسيه به اوكراين و درحالي كه تمام كشورهاي اروپايي يكصدا آن را تاييد كرده بودند، ايالاتمتحده امريكا و اسراييل در اقدامي غيرقابل باور، به اين قطعنامه راي منفي دادند. نگاهي به تصوير رويدادهاي پرشمار اخير نشان ميدهد كه ترامپ تصميم گرفته در ميان تمام كشورهاي قاره اروپا، نزديكي خود با روسيه را تعميق كند، حتي اگر به اين ماجرا به قيمت دلخوري يا ازدست رفتن اتحاد با برخي كشورهاي اروپايي باشد. البته نميتوان در اين ترديدي كرد كه ترامپ با رويكرد تجارتمحور -ارزان بخر و گران بفروش- سراغ پوتين نيز خواهد رفت و در واقع سوال بزرگ اين است كه در برابر عقبنشيني و حتي حمايت علني از روسيه در جنگ با اوكراين، چه امتياز يا تغييري از مسكو خواسته خواهد شد. اما در عين حال آنچه اين روزها را عجيب ميكند، دور شدن ايالاتمتحده از شركاي تاريخي خود و نزديكي به دشمن كلاسيك است. ماجرايي كه جهان بينالملل را در سال 2025، سالي خاص خواهد كرد.