• ۱۴۰۳ چهارشنبه ۸ اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5992 -
  • ۱۴۰۳ پنج شنبه ۹ اسفند

تاريخ مردانه و نفي مفهوم «وسط‌ ‌‌‌بازي»

مهرانه بهرامي

جغرافياي فلات ايران در طول تاريخ حكومت‌هاي مختلفي به خود ديده‌ و با آمد و رفت حكومت‌ها ايده‌هاي حكمراني مختلف مردم ايران را تحت تاثير بسيار قرار داده است. ايده‌هاي متعارضي كه كمتر به گفتمان منتهي شده يا اگر اندكي همگرايي شكل گرفته، حاصل خون‌هاي بسيار و رنج‌هاي فراوان مردمان بوده است. مي‌خواهم به مفهومي اشاره كنم كه ممكن است درك بهتري از تعارضات گفتماني و آسيب‌هاي ناشي از آن ارايه دهد. تاريخ ما يك تاريخ مردانه است. تاريخي كه از انعطاف‌پذيري كم و شكنندگي زياد آسيب فراوان ديده است. احتمالا با مفهوم وسط‌باز در منازعات سياسي مواجه شده‌ايد. زنان با مفهوم وسط‌باز و مفاهيمي با اين مشابهتِ معني كه به‌طور معمول با بار منفي همراه است، همسويي بيشتري دارند. گمان مي‌كنم اين از ذهن چند بُعدي آنها برمي‌آيد. زنان مي‌توانند هم‌زمان چند كار انجام دهند و تمركزشان را روي آن چند كار تقسيم مي‌كنند ولي مردان عموما اينگونه نيستند و بر يك كار متمركزند. معتقدند اگر يك كار به بهترين نحو انجام شود بهتر از اين است كه چند كار با كيفيت متوسط انجام شود و اگر قرار است كاري با كيفيت متوسط انجام شود بهتر است اصلا انجام نشود. اگر كارهايي را كه بايد انجام شود را، چند نقطه روي يك محور افقي مختصات تصور كنيم، مردان ترجيح مي‌دهند بر يك كار روي يك نقطه متمركز باشند و عملكرد بسيار مطلوب ارايه دهند ولي در مقابل زنان ترجيح مي‌دهند چند نقطه انتخاب كنند هرچند ممكن است اين چندگانگي كيفيت عملكردشان را از نقطه مطلوب به نقطه متوسط كاهش دهد. از ارايه اين الگوي ساده هدفم اين است كه نشان دهم زنان به نسبت مردان انعطاف بيشتري در گزينش‌هاي همزمان و مختلف دارند. مي‌توانند همزمان در تكاليف مدرسه به فرزندشان كمك كنند، غذا بپزند، لباس در لباسشويي بيندازند، سريال مورد علاقه‌شان را از تلويزيون دنبال كنند و همزمان در ذهنشان براي برنامه كاري فردايشان برنامه‌ريزي كنند. ولي مردان وقتي فيلم يا فوتبال مي‌بينند تمام تمركزشان معطوف به همان مساله است. 
به همين نسبت، مردان اگر با طيفي از تفكرات مواجه شوند معمولا ترجيح مي‌دهنديك سر طيف باشند يا سوسياليست كامل باشند يا ليبرال دوآتشه. يا مذهبي صرف يا متجدد صرف، يا فلان دولت را كلا قبول دارند يا كلا قبول ندارند، يا با بهمان گرايش كاملا زاويه دارند يا كاملا همسو هستند و چندان ميانه‌اي با حد وسط ندارند. اما زنان تمايل بيشتري دارند در اواسط طيف سيال باشند، نه به اين معني كه ندانند چه مي‌خواهند يا سردرگم باشند، بلكه بدين معني كه مثلا مي‌توان همزمان هم تفكرات ليبرال داشت هم فلان انديشه سوسياليست‌ها را رد ندانست و با آن همسويي داشت، مي‌توان هم متجدد بود و هم فلان تفكرات مذهبي را همچنان قبول داشت. 
با اين مقدمه به سخن اولم بازمي‌گردم كه تاريخ ايران يك تاريخ مردانه‌ است نه تاريخي زنانه، زيرا از اينكه وسط طيف سيال باشد و بتواند به تعاملي ميان ايده‌هاي متفاوت و گاه متضاد دست يابد عاجز است. يا نتيجه‌اي نمي‌خواهد يا نتيجه حداكثري مي‌خواهد. چند نمونه از تاريخ معاصر شاهد مي‌آورم. انقلاب مشروطه اولين تقابل جدي و چالش برانگيز دو تفكر سنتي و مدرن در ايران معاصر است. دو نيروي تاثيرگذار بر اين جريان، نيروي مشروطه‌خواهِ متجدد و نيروي سنتي بودند. اگر بر اساس مدل ديالكتيك تاريخي هگل بخواهيم در اين رويداد تعريفي از تز، آنتي‌تز و سنتز بدهيم؛ سنت؛ تز، تجدد؛ آنتي‌تز و مفهومي كه به دنبال همگرايي مصالحه‌آميز ميان اين دو نيرو بود «قانون» به عنوان سنتز بود. قانون مي‌توانست مدلي از تجدد ارايه دهد كه هم سنت را كاملا ناديده نگيرد و هم به فراخور زمانه تغييراتي در راستاي مدرنيزاسيون انجام دهد.
 اما تاريخ مردانه يك سر طيف ايستاد و گفت حد وسطي وجود ندارد. يا مانند آنچه شيخ فضل‌الله نوري مي‌گفت؛ بايد همه سنت، به تمامي را حفظ كنيم و نگذاريم خدشه‌اي به آن وارد شود، يا چنان كه ميرزا فتحعلي آخوندزاده و سيد حسن تقي‌زاده مي‌گفتند؛ براي مدرن شدن بايد به تمامي غربي شد و اين ستيز به بمباران مجلس و استبداد صغير منتهي شد. در دوره پهلوي اين تقابل همچنان ادامه يافت، كنار زدن نيروهاي سنتي در دوره رضاشاه، و روند سريع مدرنيزاسيون دوره محمدرضا پهلوي باعث به وجود آمدن چالش با سنت و تجميع انرژي سركوب شده سنتي و منتج شدن به انقلاب ۵۷ شد. جمهوري اسلامي نيز با تكيه بر اسلام فقاهتي شيعي نيروهاي سنتي را در آغوش گرفت و نيروهاي متجدد را به كناري نهاد و نتوانست سنتزي براي حل اين تعارض تعريف كند. 
به مفهوم «وسط‌باز» باز‌مي‌گردم. تاريخ مردانه وسط‌‌بازي را نفي مي‌كند. در واقع وسط باز يك انگ سياسي است كه به افرادي كه سعي دارند از يكي از دو سر طيف فاصله بگيرند و ميانه بايستند چسبانده مي‌شود. در حالي كه با نگاهي به گذشته درمي‌يابيم كه ديالكتيك تاريخي از دل همين وسط‌‌بازي يا به تعبيري ديگر سيال بودن در ميانه طيف‌ درمي‌آيد. رويكرد ديالكتيكي يا گفتمان بين ايده‌ها و حل تعارضات بدون حذف يكي از طرفين، حلقه مفقوده تاريخ ماست و به گمان من تا زماني كه ذهن ايراني ميانه طيف ايستادن و سياه و سفيد نديدن را نياموزد اين مشكل بر جاي خود باقي‌ است. تا زماني كه جامعه ايران بدون فهم درست تاريخ، قاجار‌ها را لكه ننگ تاريخ ايران مي‌داند و در مورد پهلوي‌ها به دو تفكر كاملا متضادِ «دوره اوج پيشرفت و تجدد» يا «عصر وابستگي و ازخودبيگانگي و غرب‌زدگي» قائل است، نمي‌توان حتي به نزديك شدن به مفهوم ديالكتيك و حل تعارضات تاريخي و مساله‌ساز تاريخ ايران فكر كرد.
دانش‌آموخته دكتري تاريخ ايران

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون