• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5323 -
  • 1401 پنج‌شنبه 21 مهر

جوزپ بورل، نماينده سياست خارجي اتحاديه اروپا در جمع سفراي اين اتحاديه در سراسر جهان مطرح كرد

ارتباطات، میدان جنگ ما است

ما در ارتباطات نبرد مي‌كنيم. ما با سلاح در اين ميدان نيستيم خدا را شكر، اما بايد در حوزه ارتباطات بجنگيم

ترجمه و تلخيص: شهاب شهسواري

جوزپ بورل، نماينده عالي سياست خارجي اتحاديه اروپا، سه‌شنبه شب در جمع سفراي اتحاديه اروپا در سراسر جهان، يك سخنراني مهم انجام داد. بورل در اين سخنراني خود را وزير خارجه اروپا توصيف كرد و از سفراي خود خواست كه مانند سفير يك كشور او را از اوضاع كشورهاي محل ماموريت باخبر كنند. او در اين سخنراني، جهان معاصر را جهان «چندقطبي به هم ريخته» و «جهان بحران‌ها» توصيف كرد. او گفت كه وضعيت امروز اروپا، نتيجه فرآيندي چندين‌ساله است كه بر اثر آن اروپا سرچشمه امنيت و رونق اقتصادي خود را از خود جدا كرده است و بايد تلاش كند تا هم به امنيت و هم رونق اقتصادي درون‌زا بازگردد. در ادامه اين گزارش خلاصه‌اي از اظهارات بورل در جمع سفراي اتحاديه اروپا را مطالعه مي‌كنيد.

بورل سخنراني‌اش را با معرفي مختصر خود آغاز كرد و گفت: «من نماينده عالي سياست خارجي و امنيتي اتحاديه اروپا هستم و مسوول ايجاد سياست خارجي و امنيتي مشترك و مسوول سرويس اقدام خارجي اروپايي و به‌خصوص مسوول شما كه قرار است مرا در اين امر ياري و حمايت كنيد. در اين مسير، ما قرار است با يك جبهه جديد ديپلماسي مواجه شويم كه عنوان اين نشست هم هست. جبهه جديد ديپلماسي شامل طيف گسترده‌اي از مسائل است.»
اين مقام ارشد اتحاديه اروپا ادامه داد: «ما با بزرگ‌ترين بحران انرژي از زمان شوك اول نفتي در دهه ۱۹۷۰ مواجهيم. آن زمان در موسسه نفت فرانسه دانشجو بودم، سال ۱۹۷۲ بود كه به ما مي‌گفتند تنها به اندازه ۲۰ سال نفت وجود دارد. خب الان در سال ۲۰۲۲ هستيم و هنوز مقدار بسياري نفت داريم، اما با قيمتي بسيار بالا.»
به گفته جوزپ بورل موضوع بحث اجلاس سفراي اتحاديه اروپا، گفت‌وگو در مورد احياي چندجانبه‌گرايي در دوران سياست قدرت بود. موضوع‌هايي مانند امنيت اروپا به ويژه زير سايه جنگ اوكراين و ديگر بحران‌ها از جمله بحران انرژي، اخبار جعلي، دخالت خارجي در فرآيندهاي سياسي اروپا، انقلاب ديجيتال، دروازه جهاني، جنسيت و تنوع به گفته بورل از ديگر موضوع‌هاي مورد بحث در اين اجلاس بود.
جوزپ بورل معتقد است: «جهان امروز، جهان عدم قطعيت راديكال است. سرعت و چشم‌انداز تغييرات استثنايي است. ما نبايد آن را انكار كنيم و نبايد در مقابل آن مقاومت كنيم، چرا كه تلاشي مذبوحانه است. بايد آن را بپذيريم و با آن مطابقت پيدا كنيم و به انعطاف و تاب‌آوري اولويت دهيم. عدم قطعيت قانون امروز است. رويدادهايي كه تصور مي‌شد هرگز رخ نمي‌دهند، يكي پس از ديگري اتفاق مي‌افتند. با اين سرعت به نظر مي‌رسد كه استثناها به اكثريت تبديل شوند.»
وي ادامه داد: «بگذاريد خلاصه آنچه را براي ما اتفاق مي‌افتد براي شما تشريح كنم، ممكن است اشتباه كنم، اما در مورد آن با هم بحث مي‌كنيم. به نظرم ما اروپايي‌ها، از آثار وضعيتي رنج مي‌بريم كه در طول يك فرآيند چندين ساله سرچشمه‌هاي رونق اقتصادي‌مان از سرچشمه‌هاي امنيت‌مان تفكيك شد. رونق اقتصادي ما از انرژي ارزان‌قيمتي كه از روسيه مي‌رسيد تامين مي‌شد. گاز روسيه، ارزان و گويي به صرفه، امن و باثبات بود. اما مشخص شد كه اينگونه نيست. علاوه بر اين دسترسي به بازار چين براي صادرات و واردات، براي انتقال فناوري، براي سرمايه‌گذاري و براي دسترسي به كالاهاي ارزان‌قيمت بود. من تصور مي‌كنم كه كارگران چيني با دستمزدهاي پايين‌شان بيشتر از همه بانك‌هاي مركزي با هم به كنترل تورم كمك كردند. در نتيجه رونق اقتصادي ما بر مبناي چين و روسيه و همچنين انرژي و بازار آزاد بود. واضح است كه ما امروز مجبوريم تا جايي كه مي‌توانيم، مسيرهاي تازه انرژي درون اتحاديه اروپا پيدا كنيم؛ چرا كه قرار نيست يك وابستگي را با وابستگي ديگر جايگزين كنيم. بهترين انرژي، انرژي است كه در داخل توليد شود. اين مهم نيازمند بازسازي قدرتمند اقتصاد ماست. دسترسي به چين سخت‌تر و سخت‌تر از گذشته شده است و تطبيق با اين شرايط بسيار سخت است و باعث مشكلات اقتصادي مي‌شود.»
بورل گفت: «از ديگر سو، ما امنيت‌مان را به ايالات متحده واگذار كرده ‌بوديم. هر چند همكاري ما با دولت بايدن عالي است و روابط دو سوي اقيانوس اطلس هرگز به خوبي امروز نبوده است، چه كسي مي‌داند دو سال ديگر يا همين ماه نوامبر چه اتفاقي خواهد افتاد؟ چه خواهد شد اگر به جاي جو بايدن، دونالد ترامپ يا فردي مانند او در كاخ سفيد باشد؟ [در چنين شرايطي] پاسخ ايالات متحده به جنگ اوكراين چه مي‌تواند باشد؟ پاسخ ما در شرايطي متفاوت چه خواهد بود؟ اينها چيزهايي است كه بايد از خودمان بپرسيم و جواب براي من واضح است: ما بايد خودمان مسووليت را بر عهده بگيريم. مجبوريم كه بخش بزرگ‌تري از مسووليت تامين امنيت‌مان را بر دوش بگيريم.»
بورل تاكيد كرد: «[اينكه بگوييم] امريكا! تو حواست به امنيت ما باشد؛ چين و روسيه! شما بنيادهاي رونق اقتصادي ما باشيد؛ ديگر گزينه مقابل ما نيست.»
نماينده عالي سياست خارجي اتحاديه اروپا در مورد وضعيت سياست داخلي كشورهاي اروپايي نيز تصريح كرد: «درون كشورهاي‌مان، شاهد تحول راديكال هستيم. راست افراطي به صورت دموكراتيك در دموكراسي‌هاي‌مان نقش بيشتري پيدا مي‌كند. اين انتخاب مردم است و از سوي هيچ قدرتي تحميل نشده است. اين مردم هستند كه اينجا و آنجا راي مي‌دهند. من هيچ‌كس را سرزنش نمي‌كنم، اما بايد حواس‌تان باشد كه چه مي‌گويم. راست افراطي دست بيشتري در سياست‌هاي اروپايي پيدا مي‌كند. در نتيجه ما با يك ملغمه مشكل، چه در داخل و چه در خارج، مواجهيم كه روش‌هاي قديمي ديگر در مورد آن جواب نمي‌دهند. ما با چالش‌هاي امنيتي از بيرون مواجهيم و از درون همبستگي‌مان تهديد مي‌شود.»
وي در ادامه در خصوص جنگ اوكراين گفت: «به ياد دارم كه چگونه امريكايي‌ها در بروكسل به ما مي‌گفتند آنها حمله مي‌كنند، آنها حمله مي‌كنند، اما در باور آن تعلل مي‌كرديم. به ياد مي‌آورم كه آنتوني بلينكن، وزير خارجه امريكا به من زنگ زد و گفت كه همين آخر هفته اتفاق مي‌افتد و مشخصا دو روز بعد، ساعت ۵ صبح بمباران كي‌يف آغاز شد. ما باور نمي‌كرديم كه واقعا اين واقعه در حال رخ دادن است و باور نمي‌كرديم كه اوكراين آمادگي مقاومت با اين ميزان موفقيت داشته‌باشد. قطعا اين مهم با كمك‌هاي نظامي ما محقق شد. بدون اين كمك‌ها غيرممكن بود، اما آنها هم سهم خودشان را عملي كردند.» بورل ادامه داد: «ما نه پيش‌بيني مي‌كرديم كه پوتين تا چه اندازه ظرفيت تشديد تنش با افزايش سطح بسيج عمومي دارد و نه پيش‌بيني تهديدهاي علني اتمي را مي‌كرديم. فكر كنم كه همه شما بارها و بارها تازه‌ترين سخنراني پوتين در هنگام ضميمه‌سازي [چهار استان اوكراين] را مطالعه كرديد. اين يك مطالعه الزامي است. هر شهروند اروپايي بايد آن را بخواند، به ويژه شما. بايد به دنيا بگوييد كه معناي آن چيست، اين رويكرد عليه غرب چه معني مي‌دهد و انگيزه اصلي براي اين جنگ چيست.»
مساله ديگري كه بورل به آن اشاره كرد، رقابت عميق ميان چين و ايالات متحده بود. نماينده عالي سياست خارجي اروپا تاكيد كرد: «رقابت چين و امريكا ما را غافلگير نكرد. اما افزايش تنش در تايوان غافلگيرمان كرد، اين موضوع قرار نبود در دستور كار باشد. اين قضيه با سفر فردي يك شخصيت كليد خورد كه نمي‌خواهم بگويم جنگ اما تنگه تايوان را وارد مجموعه‌اي از رزمايش‌ها كرد.» به گفته بورل، مساله ديگر، بحران جهاني غذا و انرژي بود. وي گفت: «اين موضوع قابل پيش‌بيني بود اما نه در ابعاد و جديتي كه اتفاق افتاد. نگراني من اين است كه ما تازه در ابتداي بحران قرار داريم و بحران غذا در بسياري از نقاطي كه شما ماموريت داريد وضعيت را بدتر مي‌كند. من به تازگي از سفر سومالي بازگشتم، شاخ آفريقا مثال خوبي است براي اثر تغييرات آب و هوايي و جنگ در كنار هم، بحران بشري دانته‌اي ايجاد مي‌كند كه ما اينجا در اروپا از آن بي‌خبريم. اين يك توفان مطلق است. اول قيمت‌ها افزايش پيدا مي‌كند، بعد بانك مركزي در ايالات متحده نرخ بهره را افزايش مي‌دهد، بعد بقيه كشورها در پي امريكا نرخ بهره‌ها را افزايش مي‌دهند، چرا كه نمي‌خواهند ارزش پول‌شان كم شود. اين امر باعث ركود جهاني مي‌شود.»
بورل با اشاره به بحران‌هاي متعدد مبتلابه جهان امروز گفت: «يكسال پيش همه در مورد افغانستان حرف مي‌زدند. افغانستان موضوع بزرگي بود. الان افغانستان كجاست؟ قطعا افغانستان ديگر در صدر اخبار روزنامه‌ها نيست. به نظر مي‌رسد كه افغانستان ديگر وجود ندارد. همان مشكلات وجود دارند، دقيقا همان‌ها، اما كسي در مورد آنها حرف نمي‌زنند. در نتيجه مراقب اين مساله كه يك بحران باعث مي‌شود بحران قبلي ناپديد شود، باشيد. به نظر مي‌رسد كه مساله حل شده است، اما حل نشده است، مشكل همچنان وجود دارد. بحران‌هاي زيادي در گوشه و كنار دنيا وجود دارد كه روندهايي هستند كه جهان را پيش مي‌برند.»
بورل ادامه داد: «رقابت ميان چين و ايالات متحده امريكا به نيروي ساختاربخش جهان تبديل شده است. خوش‌مان بيايد يا نه، جهان حول اين محور در حال شكل‌گيري است. اين دو قدرت بزرگ، بزرگ بزرگ، خيلي بزرگ، رقابت مي‌كنند تا ساختار جهان را تغيير دهند. اين رقابت در كنار مفهوم دموكراسي عليه خودكامگي يك شكاف بزرگ ايجاد كرده است. من زياد روي اين مفهوم تاكيد نمي‌كنم، چرا كه در سمت ما هم رژيم‌هاي خودكامه زيادي هستند. ما نمي‌توانيم بگوييم كه همه ما دموكراسي هستيم و كساني كه از ما پيروي مي‌كنند دموكراسي هستند، اين درست نيست. درست است كه ميان نظام‌هاي دموكراتيك و نظام‌هاي خودكامه نبرد وجود دارد، اما شوربختانه خودكامگي در حال رشد و توسعه است، نه فقط چين، نه فقط روسيه. يك روند خودكامگي وجود دارد. گاهي لباس دموكراسي مي‌پوشند، اما در‌واقع ديگر دموكراسي نيستند. برخي اساسا دموكراسي نيستند و حتي حاضر نيستند كه شبيه دموكراسي به نظر برسند.»
بورل تاكيد كرد: «جهان ما صرفا دو قطبي نيست. ما بازيگران و قطب‌هاي چندگانه داريم كه هر يك دنبال منافع و ارزش‌هاي‌شان هستند. به تركيه، هندوستان، برزيل، آفريقاي جنوبي، مكزيك و اندونزي نگاه كنيد. آنها قدرت‌هاي متوسط هستند. راي اين دولت‌ها پاندولي است، بر اساس منافع‌شان و نه بر اساس ارزش‌هاي تئوريك، گاهي به يك سو راي مي‌دهند و گاهي به سوي ديگر. اما اين كشورها، بازيگر و قطب هستند. اين باعث ايجاد يك چندقطبي به هم ريخته مي‌شود. اين ملت‌ها كه جمعيت‌شان هم زياد است، حضور دارند و هميشه هم ما را دنبال نمي‌كنند.» نماينده عالي سياست خارجي و امنيتي اروپا گفت: «ويژگي ديگر جهان رقابتي اين است كه هر چيزي به سلاح تبديل مي‌شود. همه‌چيز سلاح است: انرژي، سرمايه‌گذاري، اطلاعات، جريان مهاجرت ها، داده‌ها و .... يك نبرد جهاني براي دسترسي به حوزه‌هاي استراتژيك مانند فضاي مجازي، كشتيراني و فضا وجود دارد.» وي ادامه داد: «سومين ويژگي دنياي ما رشد ملي‌گرايي، تجديدنظرطلبي و سياست‌هاي هويت‌محور است. پوتين نمي‌خواهد كمونيسم را احيا كند. او مي‌داند كه هيچ‌كس ديگر كمونيسم را نمي‌خواهد. پوتين از منبعي استفاده مي‌كند، منبعي كه روزمره وجود دارد و خيلي قدرتمند است و هرگز محو نمي‌شود، اين منبع ملي‌گرايي افراطي و امپرياليسم است.» وي ادامه داد: «در اين ميان، جهان جنوب را داريم. اين مردم نمي‌خواهند كه در رقابت‌هاي ژئوپوليتيك جبهه بگيرند. مهم‌تر اينكه احساس مي‌كنند نظام جهاني عملكرد مناسبي ندارد و آنها به سهم‌شان نرسيده‌اند. آنها به اندازه كافي اعتبار نگرفته‌اند. آنها به نسبت جمعيت و وزن اقتصادي‌شان نقش نگرفته‌اند. و وقتي با اين بحران‌هاي چندگانه و بحران چندقطبي، بحران اقتصادي، غذا و انرژي مواجهيم، روشن است كه آنها نمي‌خواهند از ما پيروي كنند، چرا كه به حق يا به ناحق ما را سرزنش مي‌كنند.»
بورل در خصوص راهكار مواجهه با اين بحران‌ها گفت: «ما زياد بين خودمان فكر مي‌كنيم و بعد تلاش مي‌كنيم تا الگوي خودمان را صادر كنيم، اما به اندازه كافي فكر نمي‌كنيم كه ديگران چگونه ممكن است تصوري نسبت‌به مدل صادرشده ما داشته ‌باشند. من موافقم كه ما استانداردهايي را تعيين مي‌كنيم، اما معتقدم كه روز به روز بقيه جهان كمتر مي‌توانند مدل‌هاي صادرشده ما را دنبال كنند. ما مي‌گوييم اين يك مدل است، بهترين است و بايد آن را دنبال كنيد. اما به دلايل فرهنگي، تاريخي و اقتصادي، ديگر پذيرفته نيست.» نماينده سياست خارجي اتحاديه اروپا مي‌گويد: «بايد بيشتر گوش بدهيم. بايد در وضعيت گوش دادن به طرف مقابل قرار بگيريم، طرف مقابل بقيه جهان است. بايد همدلي بيشتري نشان دهيم. ما تمايل داريم كه زياده از حد براي استدلال منطقي ارزش قائل شويم. مي‌گوييم كه ما سرزمين منطق هستيم. فكر مي‌كنيم كه بهتر منافع مردمان ديگر را مي‌شناسيم. ما نقش احساسات و جذابيت ماندگار سياست‌هاي هويت‌محور را دست‌كم مي‌گيريم.»
بورل مي‌گويد: «فكر مي‌كنم كه بايد سريع‌تر باشيم و خطرپذيرتر. من مي‌خواهم كه گزارش‌هاي‌تان را سريع‌تر ارسال كنيد، درست همزمان با اتفاقاتي كه در كشورها رخ مي‌دهد. مي‌خواهم اطلاعات را از شما دريافت كنم، نه از رسانه‌ها. گاهي من بيشتر از آنكه از گزارش‌هاي شما دريابم كه جايي در دنيا چه مي‌گذرد، از روزنامه‌ها اطلاعات دريافت مي‌كنم. … ما بايد بيشتر در وضعيت بحراني باشيم. لازمه اين وضعيت اين است كه بيشتر به اين بينديشيم كه چگونه فناوري جهان را شكل مي‌دهد و پيوند ميان انرژي، تغييرات آب‌وهوايي و مواد خام را درك كنيم.»
بورل در ادمه گفت: «آخرين صحبتم در خصوص ارتباطات است. ارتباطات، ميدان جنگ ماست. ما در ارتباطات نبرد مي‌كنيم. ما با سلاح در اين ميدان نيستيم، خدا را شكر، اما بايد در حوزه ارتباطات بجنگيم. من بخش عمده‌اي از وقتم را در ارتباط با ديگران مي‌گذرانم؛ گفت‌وگوهاي دم در، بعد از ديدارهاي رسمي، در وبلاگم. … هنوز برايم عجيب است كه به نظر مي‌رسد برخي از سفرا به ارتباطات اهميت نمي‌دهند، توييت نمي‌كنند، پيام‌هايي را كه از مركز ارسال مي‌كنيم، ريتوييت نمي‌كنند. شما بايد شبكه‌اي باشيد كه تكرار مي‌كنيد، منتقل مي‌كنيد و اصرار مي‌كنيد.» بورل ادامه داد: «اين نبردي نيست كه  ماچون به اندازه كافي نمي‌جنگيم ، برنده نمي شويم.  ما نمي‌فهميم كه اين يك نبرد است. جدا از تصرف فضا، شما بايد اذهان را هم متصرف شويد. روس‌ها و چيني‌ها بسيار در اين كار خبره هستند. آنها اين كار را صنعتي كرده‌اند، مزارع ربات‌هاي آنلاين دارند كه به صورت نظام‌مند تكرار مي‌كنند و به همه در سراسر جهان مي‌رسانند. ما راشا تودي، اسپوتنيك يا حتي راديو آزادي را نداريم. اما فكر مي‌كنم كه همه شما بايد بيشتر براي ارتباطات وقت بگذاريد، ما مواد خام را به شما مي‌دهيم و اين حس را دارم كه شما پيام را با قوت كافي انتقال نمي‌دهيد.» بورل ادامه داد: «من مي‌خواهم كه سفرايم در شبكه‌هاي اجتماعي، تلويزيون و مناظره‌ها با قوت بيشتر ظاهر شوند.… من مي‌خواهم كه شما بيشتر در جنگ روايت‌ها وارد شويد. اين يك وظيفه ثانويه نيست. بردن جنگ فقط با اعزام تانك‌ها و موشك‌ها و افراد نيست. يك نبرد بزرگ است: چه كسي روح و ذهن مردم را برنده مي‌شود؟»


  ما با بزرگ‌ترين بحران انرژي از زمان شوك اول نفتي در دهه ۱۹۷۰ مواجهيم. آن زمان در موسسه نفت فرانسه دانشجو بودم، سال ۱۹۷۲ بود كه به ما مي‌گفتند تنها به اندازه ۲۰ سال نفت وجود دارد. خب الان در سال ۲۰۲۲ هستيم و هنوز مقدار بسياري نفت داريم، اما با قيمتي بسيار بالا.
  ما اروپايي‌ها، از آثار وضعيتي رنج مي‌بريم كه در طول يك فرآيند چندين‌ساله سرچشمه‌هاي رونق اقتصادي‌مان از سرچشمه‌هاي امنيت‌مان تفكيك شد.
  چه كسي مي‌داند دو سال ديگر يا همين ماه نوامبر چه اتفاقي خواهد افتاد؟ چه خواهد شد اگر به جاي جو بايدن، دونالد ترامپ يا فردي مانند او در كاخ سفيد باشد؟ [در چنين شرايطي] پاسخ ايالات متحده به جنگ اوكراين چه مي‌تواند باشد؟ پاسخ ما در شرايطي متفاوت چه خواهد بود؟ 
  راست‌افراطي به صورت دموكراتيك در دموكراسي‌هاي‌مان نقش بيشتري پيدا مي‌كند. اين انتخاب مردم است و از سوي هيچ قدرتي تحميل نشده است. اين مردم هستند كه اينجا و آنجا راي مي‌دهند.
  امريكايي‌ها در بروكسل به ما مي‌گفتند آنها حمله مي‌كنند، آنها حمله مي‌كنند، اما در باور آن تعلل مي‌كرديم. به ياد مي‌آورم كه آنتوني بلينكن، وزير خارجه امريكا به من زنگ زد و گفت كه همين آخر هفته اتفاق مي‌افتد و مشخصا دو روز بعد، ساعت ۵ صبح بمباران كي‌يف آغاز شد. 
  يكسال پيش همه در مورد افغانستان حرف مي‌زدند. افغانستان موضوع بزرگي بود. الان افغانستان كجاست؟ قطعا افغانستان ديگر در صدر اخبار روزنامه‌ها نيست. به نظر مي‌رسد كه افغانستان ديگر وجود ندارد. همان مشكلات وجود دارند، دقيقا همان‌ها، اما كسي در مورد آنها حرف نمي‌زند.
  من موافقم كه ما استانداردهايي را تعيين مي‌كنيم، اما معتقدم كه روز به روز بقيه جهان كمتر مي‌توانند مدل‌هاي صادرشده ما را دنبال كنند. ما مي‌گويم اين يك مدل است، بهترين است و بايد آن را دنبال كنيد. اما به دلايل فرهنگي، تاريخي و اقتصادي، ديگر پذيرفته نيست.
  ارتباطات، ميدان جنگ مااست. ما در ارتباطات نبرد مي‌كنيم. ما با سلاح در اين ميدان نيستيم، خدا را شكر، اما بايد در حوزه ارتباطات بجنگيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون