• 1404 شنبه 2 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6267 -
  • 1404 شنبه 2 اسفند

ايران و امريكا در آستانه توافقند يا تنازع؟

تحليل وضعيت ۵۰ – ۵۰ ميان مذاكره و تهديد

ماشاالله شمس‌الواعظين: نشست عمان در مجموع مثبت بود؛ بعد از اجلاس ژنو اما لحن ايالات متحده تغيير كرد و همزمان لحن اسراييلي‌ها هم تندتر شد

مهدي بيك‌اوغلي 

در شرايطي كه همزمان نشانه‌هايي از مذاكره و آمادگي ميداني در منطقه ديده مي‌شود، پرسش اصلي اين است: آيا ايالات متحده و ايران به سمت توافق حركت مي‌كنند يا الگوي «فشار، مهلت، تهديد» بار ديگر به رويارويي نظامي ختم خواهد شد؟ ماشاالله شمس‌‌الواعظين، روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسي در گفت‌وگو با «اعتماد» با بررسي نقش امريكا، اسراييل، چين و روسيه و واكنش‌هاي احتمالي ايران و متحدانش، تصويري غبارآلود اما واقع‌بينانه از آينده پيش ‌رو ترسيم مي‌كند. شمس‌الواعظين با ترسيم برگ‌هاي امريكا از يك طرف و ظرفيت‌هاي ايران براي مقابله از سوي ديگر به اين نكته اشاره مي‌كند كه «جمهوري اسلامي با تجربه بيش از ۲۰ سال بحران و جنگ از توانمندي‌‌هاي بسياري برخوردار است كه مانع تضعيف كامل آن خواهد شد.» به اعتقاد اين تحليلگر «اين وضعيت تصميم‌گيران امريكايي را وادار مي‌كند كه در نحوه مواجهه نظامي با ايران تجديد نظر كنند» و احتمالا راهكار ديپلماسي را در مواجهه با ايران در پيش بگيرد.

 

با توجه به فضاي خاصي كه بر منطقه حاكم شده، از يك ‌سو ايران به دنبال مذاكره است و از سوي ديگر در عرصه ميداني رزمايش‌‌هايي را با مشاركت روسيه و چين در تنگه هرمز برگزار مي‌كند. همزمان پالس‌هاي مثبتي هم از مذاكرات از سوي دو طرف ارسال مي‌شود. شما اين فضا را چگونه تحليل مي‌كنيد و فكر مي‌كنيد به چه سمتي مي‌رويم؟ فارغ از اينكه توافقي صورت بگيرد يا نه، صف‌كشي نيروها چگونه است؟ به‌‌ويژه با توجه به اينكه كشورهاي منطقه‌اي هم عمدتا خواستار همراهي با مذاكره و دوري از تنازع هستند؟

ببينيد، دولت امريكا در حال دنبال كردن مدلي است كه من از آن به عنوان «مدل جنگ ۱۲ روزه» ياد مي‌كنم. يعني در ارتباط با مذاكرات، ابتدا فضا را خوش‌بينانه توصيف مي‌كند، بعد پالس‌هاي مثبت مي‌فرستد، مي‌گويد نتايج خوبي در راه است، مي‌رسيم به توافق، ايراني‌ها هم خواهان توافق هستند و از اين دست پيام‌ها. اما به‌ تدريج، خواسته‌ها و شروطش را بالا مي‌برد. بعد هم يك مهلت تعيين مي‌كند و مي‌گويد اگر ايران اين شرايط را پذيرفت كه هيچ و اگر نپذيرفت، جنگ شروع مي‌شود. اين الگو عملا تبديل شده به سبك و مدل برخورد ايالات متحده، به‌‌ويژه دولت ترامپ، با مسائل بين‌المللي و منطقه‌اي. همين مدل را مي‌خواهد در قبال كوبا هم دنبال كند، اما در ارتباط با ايران اين رويكرد به‌ مراتب آشكارتر است.

سوال اصلي اين است، آيا اين گزاره‌ها به آن معنا هستند كه ايالات متحده تجربه جنگ ۱۲ روزه را تكرار خواهد كرد؟

واقعيت اين است كه نمي‌‌دانيم. به واقع هنوز مشخص نيست در ذهن ترامپ چه مي‌گذرد؟ بخشي از اين مذاكره‌ كردن هم در اجابت درخواست كشورهاي منطقه است، كشورهايي كه به دليل حضور پايگاه‌هاي امريكا در منطقه، خودشان آسيب‌‌پذير خواهند بود. اين ابهام جدي هم وجود دارد كه آيا ايالات متحده همه اينها را بهانه كرده تا به نيابت از اسراييل، مسائلش را با ايران حل‌ و فصل كند و ايران را به‌ اصطلاح «همراه» كند يا نه؟ پاسخ اين پرسش هم هنوز نامعلوم است. اما از سوي ديگر، ايران هم دست خالي نيست. از نظر توان دفاعي، ايران چند امتياز جدي دارد كه ايالات متحده از آنها برخوردار نيست يا دست‌كم در آن زمينه‌ها محدود است. يكي اينكه ايران روي زمين خودش ايستاده، در حالي كه طرف مقابل عمدتا در درياهاست و ناوگان‌ها و شناورهايي در آب‌هاي منطقه گسيل ساخته. دوم اينكه اهدافي كه ايران مي‌تواند مورد حمله قرار بدهد، قادر است هيبت ايالات متحده امريكا را با تهديد جدي مواجه كند. حالا درباره برخي سلاح‌ها كه مي‌توانند ناوها را غرق كنند و آيت‌الله خامنه‌اي به آن اشاره كرده‌اند، من از آن بي‌خبرم. اما اگر چنين توانمندي‌هايي هم وجود داشته باشد، آنها هم در زمره اهرم‌‌هاي ايران در برابر ايالات متحده قرار مي‌گيرند.

اما حدفاصل برگزاري نشست عمان تا ژنو شاهد برخي تغييرات هستيم. نكاتي كه پس از نخستين جلسه مذاكره در عمان از جانب دو طرف مطرح شد، بسيار مثبت بودند. اين روند اما پس از اجلاس ژنو كمي تغيير كرد. در بين اين دو دور مذاكرات چه رخ داد؟

درست مي‌گویيد نكاتي كه در جلسه عمان مطرح شد، در مجموع نكات مثبتي بود. اما ناگهان بعد از اجلاس ژنو، لحن ايالات متحده تغيير كرد و همزمان لحن اسراييلي‌ها هم تندتر شد. مجموعه‌‌اي از آمادگي‌ها كه الان در منطقه مي‌بينيم، ازجمله جابه‌جايي‌ها و آماده‌باش‌هاي پدافندي، همگي علامت مي‌دهند كه اوضاع كمي مخاطره‌ آميزتر شده است.از آن طرف، ايالات متحده در حال وارد كردن هواپيماهاي اف - ۲۲ است. تنها هواپيمايي كه هيچ ‌يك از متحدان امريكا هم به آن دسترسي ندارند. ماموريت اصلي اين هواپيماها مقابله با رادارها، ايجاد پارازيت بر روي سيستم‌هاي ناوبري و سامانه‌هاي پدافندي است. اين هواپيما‌ها رادارگريزند و توان نفوذ بالايي دارند كه محرمانه است. اينها هم به ‌خودي ‌خود نشانه‌‌اي است از حساس بودن شرايط.

در اين ميان ترامپ هم يك مهلت ۱۲ تا ۱۵ روزه تعيين كرده تا توافق شكل بگيرد. اين توافق كه ترامپ از آن صحبت مي‌كند بر سر چه موضوع يا موضوعاتي است؟

فعلا موضوع فقط و فقط پرونده هسته‌‌اي است. حالا سوال اين است كه ايالات متحده چه نوع توافقي را مي‌خواهد؟ آيا همان توافقي كه در عمان يا پيش از آن شكل گرفته بود؟ يعني پذيرش درصد محدودي از غني‌سازي در داخل ايران پس از يك دوره تعليق، چه كوتاه‌مدت، چه 3 ‌ساله يا 5‌ ساله. اين چارچوب ظاهرا بين هيات‌هاي دو طرف حل شده بود و نوعي توافق اوليه بر سر اين موضوع حاصل شده بود. حالا سوال اين است كه آيا به دليل فشار اسراييل و سفر نتانياهو به واشنگتن، اين مسير تغيير كرده؟ اسراييل هم اينك آشكارا اعلام مي‌كند كه رييس‌جمهور امريكا را قانع كرده كه هيچ توافقي بدون در نظر گرفتن خواسته‌هاي اسراييل قابل قبول نيست. به يك معنا، نتانياهو در حال سوق دادن ترامپ به سمت جنگ با ايران است. اين تصويري است كه الان با آن روبه‌‌رو هستيم. در كنار اينها، يك ‌سري مسائل راهبردي و مهم هم براي ايالات متحده مطرح است. امريكا قصد دارد (يا حداقل در نيت راهبردي‌اش اين است) كه ايران را از سپر جنوبي دو ابرقدرت اتمي، يعني چين و روسيه خارج كند. از ديد واشنگتن، ايران حلقه ضعيف‌تري در زنجيره ارتباطي و اتحاد ميان ايران - روسيه از يك طرف و ايران - چين از سوي ديگر است. امريكا مي‌خواهد اين مثلث را در هم بشكند تا بتواند بر منابع انرژي مسلط شود و از اين طريق، در بلندمدت با قدرت اقتصادي فزاينده چين مقابله كند. بسياري از تحليلگران و مراكز مطالعات راهبردي معتقدند كه ايالات متحده با اين همه سرمايه‌گذاري، حتي در صورت وقوع جنگ با ايران، قصد ترك اين منطقه را ندارد. برعكس، مي‌خواهد بماند و منابع نفت و انرژي جهاني را كنترل كند تا كاري شبيه آنچه در ونزوئلا انجام داد، اين ‌بار در خاورميانه انجام بدهد. خاورميانه منطقه‌اي بي‌‌ثبات است و حضور گسترده ساز و كارهاي نظامي امريكا مي‌تواند اين بي‌ثباتي را تشديد كند و همزمان امكان تقابل با روسيه و چين را براي واشنگتن فراهم آورد.

واكنش چين و روسيه به يك چنين تهاجمي به آنچه شما سپر جنوبي شان خوانديد (يعني ايران) چه خواهد بود؟

نكته مهم ديگر (دوم) اين است كه آيا چين و روسيه حاضرند سپر جنوبي خودشان را به ‌سادگي، داوطلبانه و با سكوت يا بي‌‌تفاوتي در اختيار ايالات متحده قرار بدهند؟ بسياري از كارشناسان چين، به‌‌ويژه در مراكز مطالعاتي پكن، معتقدند پاسخ منفي است. چين اجازه نخواهد داد چنين اتفاقي بيفتد و به همين دليل، بخش قابل توجهي از سلاح‌‌ها و سامانه‌هاي پيشرفته‌اش را در اختيار ايران قرار داده يا در حال استقرار آنهاست. از جنگنده‌ها گرفته تا پدافندهاي پيشرفته و ادوات جنگ‌هاي الكترونيكي. اين روند، يعني اگر اتفاقي براي ايران بيفتد، از منظر مسكو و پكن، سپر دفاعي و راهبردي جنوبي آنها آسيب‌پذير مي‌شود. سوال اين است كه آيا در چنين شرايطي بي‌تفاوت خواهند نشست؟ برخي كارشناسان معتقدند نه؛ به‌‌ويژه در مورد چين كه ممكن است به ‌صورت خاموش و غيرعلني به كمك ايران بيايد. نكته بسيار مهم ديگر (نكته سوم) اين است كه سوال اصلي بسياري از استراتژيست‌‌هاي غربي اين است: ساعت دوم يا حتي ساعت اول جنگ با ايران چه اتفاقي مي‌افتد؟ اگر جنگي رخ بدهد، ايران چه واكنشي نشان خواهد داد؟ كارشناسان پنتاگون مي‌گويند ايالات متحده قصد دارد در همان ابتدا، به صورت گسترده، توان دفاعي ايران را در هم بشكند، از پدافندها گرفته تا موشك‌ها و پهپاد‌ها را بي‌اثر سازد و بعد راه را براي بمباران مراكز حياتي و حاكميتي باز كند.

اما سوال اينجاست اگر امريكا و اسراييل مبادرت به اين عمل ‌كنند، ايران با چه حجمي، با چه گستردگي و با چه سلاحي پاسخ خواهد داد؟ چه اهدافي كه از پيش در بانك اطلاعاتي نظامي ايران ثبت شده‌اند، هدف قرار خواهند گرفت؟ اين پاسخ چه پيامدها و تلفاتي خواهد داشت؟ چه بر سر ناوگان‌ها و شناورهاي دريايي امريكا در منطقه، از خليج‌فارس تا دهانه درياي عرب، خواهد آمد؟

اين پرسش‌ آن‌ قدر جدي و مهم است كه حتي ممكن است ايالات متحده در آخرين لحظات تصميم بگيرد به دليل ابهامات ناشي از آن جنگ را متوقف كند يا اگر جنگ را آغاز كرد، در ساعات اوليه به دنبال آتش‌‌بس باشد. مساله ديگر (چهارم) واكنش نيروهاي هم‌پيمان ايران در منطقه است. در صورت حمله نظامي به ايران، اين نيروها چه خواهند كرد؟ اين پرسش‌ها به‌ ويژه درخصوص يمن مطرح است. پاسخ‌هايي كه داده مي‌شود اين است كه امريكا و اسراييل تلاش خواهند كرد با بمباران‌هاي گسترده، اين نيروها را كه در بخش‌هاي شرقي عملياتي قرار دارند پيشاپيش بي‌‌طرف كنند، از يمن گرفته تا نيروهاي حزب‌الله لبنان و احتمالا گروه‌هايي در عراق شامل اين رويكرد خواهد بود. همه اين‌ گزاره‌ها نشان مي‌دهد كه فضا چقدر مبهم و غبارآلود است. نه فقط براي تصميم‌گيران ايراني، بلكه حتي براي تصميم‌گيران ايالات متحده اين نگراني‌ها جدي است. اين آرامش ظاهري در گفتار و ادبيات رسمي سياستمداران، بخشي از جنگ رواني امريكايي‌ها است. در درون اين آرامش، چيزي در حال جوشيدن است كه ابهام‌ها را بيشتر مي‌كند. مي‌خواهم مثال بزنم؛ اگر ايران موفق شود جنگ را طولاني كند، آن‌ وقت امريكا كه به تصميم كنگره نياز دارد چه خواهد كرد؟ فراموش نكنيد اعلام جنگ از اختيارات كنگره است. كاري كه ترامپ ادعا مي‌كند در حال انجام آن است، رفع «تهديد فوري» است. اما دموكرات‌ها در كنگره مي‌گويند اگر برنامه اتمي ايران آن گونه كه ترامپ ادعا مي‌كند، نابود شده، چرا بايد وارد يك ماجراجويي نظامي شويد و امريكا را درگير جنگي طولاني مدت كنيد كه اصلا اختيارش را نداريد.

امروز بسياري از استراتژيست‌‌ها مي‌‌پرسند آيا جمهوري اسلامي به اين راحتي تسليم مي‌شود؟

پاسخ غالب اين است كه خير. جمهوري اسلامي ايران، با تجربه بيش از ۲۰ سال بحران و جنگ، از توانمندي‌‌هاي گرانبهايي برخوردار است كه مانع سقوط يا تضعيف كامل آن خواهد شد. اين وضعيت، تصميم‌گيران امريكايي را وادار مي‌كند كه در نحوه مواجهه نظامي با ايران تجديدنظر كنند. آيا امريكا با اين همه بسيج قوا و شكل‌دهي به كارزار نظامي گسترده به يك حمله سمبليك بسنده مي‌كند و از ايران خواسته مي‌شود آن را بپذيرد و بعد تنازع تمام شود يا حمله‌‌اي بسيار گسترده در دستور كار قرار مي‌گيرد؟ اين پرسش‌ها به اين دليل مهم است كه امريكا در حال آماده‌سازي افكار عمومي خودش و جهان است تا بگويد ما مذاكره كرديم، اما ايران تسليم نشد.

نقش اسراييل در اين كارزار چه خواهد بود؟ آيا اسراييل از روز اول وارد جنگ مي‌شود يا نقش پشتيبان خواهد داشت؟ آيا ايالات متحده به اسراييل اجازه نقش‌‌آفريني گسترده مي‌دهد يا ترجيح مي‌دهد خودش مستقيما عمل كند؟

يك تئوري اين است كه ممكن است اسراييل در حاشيه و سايه جنگ حضور دارد و به جز مقابله با برخي بازوهاي منطقه‌اي ايران مثل حزب‌الله و برخي گروه‌ها در عراق نقشي نخواهد داشت. تئوري ديگر اين است كه امريكا جنگ را اساسا به نيابت از اسراييل انجام مي‌دهد. اين روند به ايران اجازه مي‌دهد كه عمليات گسترده‌‌اي عليه اسراييل انجام بدهد. چيزي شبيه آنچه در روزهاي پاياني جنگ ۱۲ روزه رخ داد و امريكا را وادار به درخواست آتش‌‌بس كرد. مجموعه اين سناريوها (كه در 5 گزاره ترسيم شد) باعث شده كه تحليلگران و استراتژيست‌ها با احتياط كامل به مساله نگاه كنند و مسائلي چون جنگ و عدم جنگ را با احتياط كامل بررسي كنند. من هم با توجه به داده‌ها، سوابق نقض عهد امريكا، عدم اعتماد ميان تهران و واشنگتن و... معتقدم در وضعيت ۵۰ – ۵۰ هستيم. شخصا اميدوارم سايه جنگ از ميهن دور شود و از طريق توافق يا ترك مخاصمه به وضعيت عادي بازگرديم.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
گمانه‌زنی‌ها نادرست است تحليل وضعيت ۵۰ – ۵۰ ميان مذاكره و تهديد خلاصه بحث سياست خارجي تحلیل مذاكرات ژنو نهادينه كردن تناقض و تظاهر در جامعه چرا شانس توافق بيش از شانس درگيري است؟ عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ: امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود باز كردن پنجره‌اي به سوي پرسش‌ها وقتي كه روحيه يك شهر معمار مي‌شود ويرگول پايان بازي موزه پرگامون و انتقال فرهنگ يونان به روم تبعات اجتماعي خودكشي درمان هدفمند، سرنوشت کودکان مبتلا به سرطان را تغییر می‌دهد پول فراوان در كنار توليد كم‌جان هنرمند نمي‌تواند مروج خشونت باشد فكر ايران زنان، حجاب و صداوسيماي بلاتكليف پشت صحنه قتل‌ها بلوغ در ويرانه‌ها خلاصه بحث سياست خارجي عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود
کارتون
کارتون