• 1404 شنبه 2 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6267 -
  • 1404 شنبه 2 اسفند

موزه پرگامون و انتقال فرهنگ يونان به روم

يوسف منصورزاده

رودخانه هراكليتوس همچنان در بستر زمان جاري است و به هر سرزميني مي‌رسد به مقتضاي شرايط جغرافيايي آن، محصولاتي را برجاي مي‌گذارد . اين محصولات كه امروزه از آن «فرهنگ» ياد مي‌شود، حافظه جمعي و خاطرات تاريخي هر سرزميني است كه در سواحل رودخانه تاريخ حضور دارند و آنان كه به اين ثمرات توجه دارند هويت فرهنگي خويش را همواره حفظ مي‌كنند و در تاريخ نقش‌آفرينند . موزه چون آيينه‌اي براي بيان گذشته و به عنوان موتور محركه تاريخ عمل مي‌كند، جامعه را هوشمند كرده و به عنوان حافظه جمعي آن را براي آينده‌اي مطلوب هدايت مي‌كند. موزه‌ها ثمره تاريخ هستند. در هر جامعه‌اي كه تاريخ‌نگاري هست و توليد دانش و هنر در آن جامعه جريان دارد، موزه نيز به عنوان نهاد فرهنگي ضرورتا براي حفاظت از آنها حضوري فعال پيدا مي‌كند. موزه‌هاي نخستين، اسكندريه و پرگامون با اين اهداف شكل گرفتند. ولي پرگامون راهي فراتر از اسكندريه پيش گرفت. وقتي در سده سوم و دوم پيش از ميلاد، دولت شهر‌هاي يوناني از هم پاشيده و جهان هلنيستي چند مركزي شده بود؛ در چنين وضعيتي چنان بحراني يونان را فراگرفته بود كه به قول ويل دورانت خدايان شهرها نيز در دفاع از آنها درمانده بودند و معابد جديد، حتي در آتن به ايسيس، سراپيس، آدونيس خدايان مصر و خدايان خارجي ديگر پيشكش مي‌شدند و در ميان يونانيان تحصيلكرده نه از آيين مذهبي اثري مانده بود و نه از ميهن‌پرستي و موازين مدني را امپراتوري‌ها بر باد داده بودند، در چنين شرايطي پرگامون به يكي از مهم‌ترين مركز فرهنگي يوناني و پايتخت فرهنگي براي هلنيسم تبديل مي‌شود. حاكمان پرگامون (آتاليدها) چون تازه تاسيس بودند و خود را وارثان يونان مي‌دانستند و از سوي ديگر در بين حكومت‌هاي ديگر يونان به دنبال برتري فرهنگي بودند، براي رقابت با اسكندريه اقدام به تاسيس موزه و كتابخانه پرگامون و اين پايتخت را به شهر موزه تبديل كردند . موزه پرگامون متفاوت از موزه اسكندريه بود. موزه اسكندريه آرشيوي از دانش آن روز براي نخبگان ايجاد كرد و به عنوان نهاد رسمي حافظه نوشتاري و انتقال تاريخ از روايت به آرشيو را به نمايش گذاشت كه با اين كار تاريخ را به حافظه انتزاعي تبديل كرد. ولي پرگامون حافظه فرهنگي يونان و آثار هنري و اساطيري كلاسيك را آگاهانه اقدام به گردآوري و بازنمايي كرد. بازنمايي محراب زئوس مهم‌ترين اثري بود كه نه يك معبد آييني صرف، بلكه به عنوان فضاي حافظه جمعي و نشانه استفاده از اسطوره يوناني براي مشروعيت‌بخشي به قدرت سياسي پرگامون بود.پرگامون براي نخستين‌بار در تاريخ با بازنمايي آثار هنري و اساطيري يونان، تاريخ‌نگاري هرودتي را از متن به فضا و هنر يوناني را از سنت به نهاد و مخاطب را از خواننده به تماشاگر تبديل كرد. اگر اسكندريه با كتاب و طومارهاي مكتوب و با پژوهش علمي حافظه ذهن يوناني بود ولي پرگامون با نمايش آثار هنري از طريق تصوير، معماري و مجسمه‌سازي و نقش برجسته‌ها، حافظه آثار ملموس و نمايش بصري يونان و موزه‌اي شد براي جهاني كه گذشته‌اش را از دست داده بود و پرگامون به عنوان نخستين موزه و شهر موزه كه با تكيه بر آثار و شاهكارهاي هنري، مدلي شد به موزه‌هاي مدرن بعدي در روم باستان و اروپاي بعد از رنسانس، با اين تفاوت كه پرگامون را صرفا بايد موزه امپراتوري هلنيستي ناميد، اما نه به معناي چند فرهنگي كامل؛ بلكه امپراتوري كه همه‌ چيز را از دريچه يوناني‌سازي نمايش مي‌دهد.در ادامه فعاليت‌هاي فرهنگي و هنري در پرگامون در سال ۱۲۳ پيش از ميلاد، مهم‌ترين اتفاق تاريخي رخ داد و جغرافياي سياسي و فرهنگي جهان را تغيير داد كه آن پيوستن پرگامون با توافق و بدون جنگ به روم بود و اين اتفاق مهم‌ترين حادثه در تاريخ غرب بود كه فصل جديدي را در تمدن غرب آغاز كرد. از آنجا كه تمدن‌ها نمي‌ميرند، بلكه پوست‌اندازي مي‌كنند و در كالبد ديگري به زندگي ادامه مي‌دهند؛  موزه پرگامون اين ماموريت ويژه را به عهده گرفت و آن كپي‌برداري از آثار فرهنگي و هنري يونان و انتقال آن به سرزمين روم بود.اين انتقال صرفا سياسي نبود، بلكه فرهنگي بود. در اين اتفاق آثار هنري، هنرمندان يونان و حتي تجربه شيوه‌هاي نمايش آثار از طريق پرگامون به روم انتقال يافت و پرگامون به دروازه ورود روم به آسيا تبديل شد. اگرچه روميان از اين اقدام احساس پيروزي مي‌كردند ولي اين فرهنگ يونان بود كه روم را تسخير كرده بود كه به قول «هوراس» شاعر قرن اول پيش از ميلاد روم، يونان مغلوب فاتح رومي را از نظر فرهنگي تسخير كرد و سيسرون فيلسوف، سياستمدار و خطيب قرن اول ميلادي روم اظهار كرد كه: «آنچه از يونان به شهر ما روان شد نه جويباري باريك، بلكه رودي پهناور از فرهنگ و دانش بود».هر چند روم از نظر نظامي پيروز شد، اما در عرصه علم، فرهنگ و هنر پيرو يونان شد.غلبه فرهنگي يونان آنچنان عميق بود كه اسطوره‌ها و خدايانش نيز با اسطوره‌ها و خدايان رومي همسان‌سازي شدند. به‌طوري كه زئوس با ژوپيتر، هرا با يونو، آتنا با منيروا و ...همسان شدند . روميان اساطير و خدايان يوناني را پذيرفتند تا آنها را به ابزار نظم، قانون و امپراتوري تبديل كنند. با انتقال قدرت از پرگامون به روم، براي انتقال فرهنگ يونان به روم، موزه پرگامون حلقه واسط ميان يونان و روم شد و حجم عظيمي از آثار هنري، كتابخانه‌ها، مجسمه‌ها و هنرمندان يوناني به روم منتقل شدند. به گفته «جروم پاليت (Jerrome Polli)»، استاد دانشگاه ييل و متخصص هنرهاي عصر كلاسيك يونان و عصر هلنيسم «روم به موزه هنرهاي يونان تبديل شد». موزه پرگامون به رومي‌ها آموخت كه چگونه بايد گذشته گردآوري شود و به صورت بصري به نمايش در‌آيد. ادامه دارد...

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
گمانه‌زنی‌ها نادرست است تحليل وضعيت ۵۰ – ۵۰ ميان مذاكره و تهديد خلاصه بحث سياست خارجي تحلیل مذاكرات ژنو نهادينه كردن تناقض و تظاهر در جامعه چرا شانس توافق بيش از شانس درگيري است؟ عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ: امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود باز كردن پنجره‌اي به سوي پرسش‌ها وقتي كه روحيه يك شهر معمار مي‌شود ويرگول پايان بازي موزه پرگامون و انتقال فرهنگ يونان به روم تبعات اجتماعي خودكشي درمان هدفمند، سرنوشت کودکان مبتلا به سرطان را تغییر می‌دهد پول فراوان در كنار توليد كم‌جان هنرمند نمي‌تواند مروج خشونت باشد فكر ايران زنان، حجاب و صداوسيماي بلاتكليف پشت صحنه قتل‌ها بلوغ در ويرانه‌ها خلاصه بحث سياست خارجي عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود
کارتون
کارتون