• 1404 شنبه 2 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6267 -
  • 1404 شنبه 2 اسفند

گفت‌وگو با مهدي كوهيان، فعال حقوق صنفي هنرمندان

هنرمند نمي‌تواند مروج خشونت باشد

تينا جلالي 

بعد از حوادث و اعتراضات تلخ دي ماه، نزديك به 30 نفر از اهالي سينما بازداشت و تعدادي از چهره‌هاي سرشناس احضار شدند، قوه قضاييه هم خبر از تشكيل پرونده براي برخی اعضاي خانه سينما داده بود. ضمن اينكه بحث مصادره اموال برخی هنرمندان هم دراين ميان مطرح بود.

اينكه چه سينماگراني در واقعه دي 1404 بازداشت و احضار شدند و مصادره اموال هنرمندان چقدر صورت درستي دارد؟ موضوع بحث ما با مهدي كوهيان فعال، حقوق صنفي هنرمندان است كه او درباره ابعاد اين ماجرا براي روزنامه «اعتماد» توضيحات مبسوطي ارائه داد.

 

‌اواخر دي بود كه مركز رسانه قوه قضاييه خبري مبني بر تشكيل پرونده قضايي براي اعضاي خانه سينما و بازداشت تعدادي از اهالي اين خانه منتشر كرد. درباره كم و كيف اين خبر براي‌مان توضيح مي‌فرماييد؟

وقتي خبر توسط مركز رسانه قوه قضاييه منتشر شد، ما خبر را در خبرگزاري‌ها ديديم، دو نفر از مديران خانه سينما قبل انتشار خبر احضار شده بودند و با آنها گفت‌وگوهايي شده بود كه اين گفت‌وگوها، سخت و به هر حال كمي نسبت به دفعات قبل جدي‌تري بود ولي به هر حال بعد از اين خبر، ما برداشت‌مان اين بود كه وقتي گفتند ۱۰ نفر از اعضاي خانه سينما ممكن است اعضاي هيات رييسه باشند وكساني كه در تدوين آن بيانيه نقش داشتند، خبررساني به گونه‌اي بود كه ما باز نمي‌فهميديم امضا‌كنندگان چه كساني هستند؟ چون بيانيه خانه سينما كه امضا‌كننده نداشت؛ صادر‌كننده داشت، همزمان بيانيه ديگري هم توسط اهالي سينما منتشر شده بود كه آن بيانيه ۱۸۰ امضا داشت، تعدادي از اين افراد احضار شدند، به هر حال گفت‌وگوهايي كه با مقام‌هاي مسوول صورت گرفت به نظرم در مورد خانه سينما و نقش خانه سينما و آن بيانيه يك سوءتفاهم بزرگي به وجود آورده بود كه من احتمال مي‌دهم آن سوءتفاهم تابه الان مرتفع شده باشد. براي اينكه ما چيزي مبني بر اينكه پرونده‌اي تشكيل شده باشد و بايد رسيدگي قضايي صورت بگيرد دريافت نكرديم، يعني نامه‌اي به خانه سينما براي تشكيل پرونده ابلاغ نشده. در اين مدت هنرمندان واكنش‌هايي نسبت به اين موضوع و ديگر مشكلات جامعه داشتند، همچنان هم در صفحات خودشا‌ن نگراني‌هايشان را ابراز مي‌كنند، به نظرم براي اينكه در تاريخ ثبت شود بايد درباره اين موضوعات صحبت كرد.

به هر حال هنرمندان يك گروه مرجع هستند، نمي‌توانند بدون واكنش باشند. حتما واكنش‌هايي دارند. به هر حال تعدادي هستند كه احضار شدند، بازداشت شدند و پرونده‌هايشان در جريان است و تعدادي هم آزاد شدند و به نظر من در آينده آزاد مي‌شوند، چند نفر ديگري هم كه هنوز در بازداشت هستند. ولي آن چيزي كه مهم است نقش اجتماعي هنرمندان به عنوان يك قشر فرهيخته و يك قشر نخبه جامعه است، مخصوصا وقتي كه احزاب سياسي هم كارايي ندارند، هنرمند و قشر فرهيخته به گونه‌اي واسطه بين قدرت و مردم قرار مي‌گيرد و به جلو هل داده مي‌شود. يعني حلقه ارتباط يا سخنگو كه از هر دو طرف ماجرا، مثل كيسه بوكس براي خالي شدن خشم، به آنها فشار وارد مي‌شود. آنها از هر دو طرف در اين ايام مورد هجمه قرار مي‌گيرند اما آن چيزي كه من فكر مي‌كنم بايد در موردش حرف بزنيم فاصله گرفتن از خشم انقلابي است. خشم انقلابي كه در دو سوي اين منازعه مي‌بينيم، به نظرم قشر فرهيخته ما نبايد به سمت خشم انقلابي برود.

خشمي كه بعد از اعمالش معلوم نيست برگشتي وجود داشته باشد، چيزي كه ما الان متاسفانه در ادبيات عده‌اي مي‌بينيم از دو سوي ماجراست. دولت اسامي از دست رفتگان را منتشر كرده. من ديدم پايگاه خبري رجا مطلبي عليه دولت منتشر كرده كه شما چرا همه اين جان‌باختگان را در يك ليست منتشر كرديد؟ ارزش اين از دست رفتگان با هم فرق دارد. وقتي در مورد خشم انقلابي صحبت مي‌كنيم اين مي‌شود كه يك جايي به خودش اين اجازه را مي‌دهد كه در خصوص جان مردم ارزش‌گذاري كند.

‌ولي پايگاه خبري رياست‌جمهوري گفت همه فرزندان ايران هستند.

دقيقا، واقعا جاي تاسف است، اين طرف ماجرا هم همين‌طور. يعني شما در دو سوي ماجرا خشم انقلابي مي‌بينيد يعني اين طرف ماجرا هم ادبياتش به گونه‌اي است كه انگار آن عزيزي كه مامور حفظ امنيت است، يا فلان استانداري يا كارمند مركز صدا و سيما كه جانش از دست رفته انگار آنها هم جان‌شان بي‌ارزش و اهميت بوده است . واقعا جاي تاسف دارد كه ما از دو سوي اين محور خشونت طلب، حرف‌هايي مي‌شنويم كه به جز نفرت به جز كينه چيز ديگري براي جامعه ما در پي نخواهد داشت. من فكر مي‌كنم آن چيزي كه ما بايد حواس‌مان باشد اين است كه درگير هيجانات نشويم، در دو سوي ماجرا اين خشم و نفرت بايد كنترل شود، البته كه من فكر مي‌كنم قدرت عامل ايجاد اين خشم است، يعني آن كساني كه بايد با حكمراني صحيح از اين فضا و اين دوقطبي جلوگيري مي‌كردند، نكردند، آنها مسوول هستند ولي الان در اين منازعه ما بايد به فكر اين باشيم كه يك آرامش حكمفرما شود و جامعه از راه‌هاي مسالمت‌آميز از خطوط قرمز عبور كند، ولي من بگويم هنرمند درگير راه غير مسالمت‌آميز نمي‌شود.

هنرمند نمي‌تواند مروج خشونت باشد، آن چيزي كه به خانه سينما اتهام زدند و گفتند بيانيه خانه سينما باعث بروز خشونت در جامعه شده درست نيست .

‌ مشخصا از بعضي بازيگران نام هم بردند مثل آقاي كيانيان، آقاي پرستويي يا علي دايي.

ببينيد اولا كه صداي مردم بودن و اعتراضات مردم را بيان كردن اين با تشويق به خشونت فرسنگ‌ها فاصله دارد؛ بيان اعتراض از طريق يك تريبوني مثل اينستاگرام كه با سختي زياد باز مي‌شود چطور مي‌تواند مروج خشونت باشد، چنين اعتراضي به مسالمت‌آميزترين شكل ممكن صورت گرفته است.

‌شنيده شده كه تعداد بازداشتي‌هاي اهالي سينما ۳۰ نفر بوده و بعضي چهره‌هاي سرشناس احضار شدند، استوري بازيگرها را رصد مي‌كردم مي‌ديدم از آقاي روزبه سجادي حسيني نام برده شد كه بازداشت شده يا شنيده‌ها حاكي از اين بود كه آقاي حامد بهداد احضار شده، آقاي عسگرپور و همچنين آقاي اسعديان مورد بازجويي قرار گرفتند. اين موارد اطلاعاتي بود كه به دست ما رسيد، شما به عنوان فعال صنفي درباره اين صحبت‌ها كه مطرح مي‌شود چه نظري داريد؟

ببينيد، از سال ۱۴۰۱ تا الان اين احضارها و اين بازداشت‌ها بوده، در مواردي هم پرونده‌سازي بوده اما شاهدم كه بسياري از افرادي كه احضار شدند و بازداشت شدند، بعد در نهايت تبرئه شدند نه اينكه با عفو، منظورم آن عفو سال ۱۴۰۱ نيست، در همين سيستم قضايي كشور محاكمه شدند و تبرئه شدند ولي آنقدر سر و صدا قبلش انجام شد كه مثلا فلاني بازداشت شد فلاني احضار شد كه انگار براي فلاني چه اتفاقي افتاده. متاسفانه در بسياري از اين موارد وقتي پرونده طرف را مي‌بينيم يا موضوع را بررسي مي‌كنيم مي‌بينيم اصلا هيچي نيست؛ يعني هيچ مدركي و هيچ دليلي وجود ندارد كه يك اتهامي به كسي نسبت داده شود.

‌ شما در جريان پرونده روزبه سجادي حسيني هستيد؟

خير، ولي حرف من به صورت كلي است؛ مگر اصلا آقاي روزبه سجادي حسيني چكار كرده به جز اينكه چهار تا استوري گذاشته باشد؟

حتي به تندترين شكل ممكن يا ديگر هنرمندان ما، اگر آنها به غير از اينكه اعتراض‌شا‌ن را از طريق يك رسانه‌ مطرح مي‌كنند چه كاري مي‌كنند؟ يا با كدام قدرت خارجي در ارتباطند؟ اصلا كدام يك از اين حرف‌هايي كه در سال ۱۴۰۱ زده شد اثبات شد ؟ خود الهه و نيلوفر كه اگر يادتان باشد چه مستندهايي تلويزيون از آنها پخش كرد و چه حرف‌هايي درباره آنها زدند؟ در نهايت اتهام ارتباط با دول متخاصم كه در دادگاه تجديد‌نظر منتفي شد و بعد هم آن اتهامات‌شان مشمول عفو قرار گرفت. يعني هيچ ‌وقت هيچ كدام از اين اتهامات اثبات نشد .

شما يادتان مي‌آيد سال ۹1 -۹0 بود فكر مي‌كنم تعدادي از مستندسازان را گرفتند و گفتند آنها جاسوس انگليس هستند يا با بي‌بي‌سي در ارتباط هستند، اگر خاطرتان باشد همه اين افراد تبرئه شدند، اين همه سر و صدا و خبرگزاري فارس و تلويزيون گفتند كه ما يك تيم گرفتيم ببينيد و... اما همه تبرئه شدند .

من از خانم بني اعتماد اين جمله را عاريه مي‌گيرم كه ايشا‌ن در جلسه‌اي سر همين ماجرا به مسوولي گفت شما يك كارگردان، يك فيلمنامه‌نويس، يك فرهيخته اسراييلي براي من پيدا كن كه طرفدار اسراييل باشد، طرفدار اشغالگري باشد، تمام هنرمندان اسراييلي و حتي يهودي كشورهاي مختلف ضد اشغالگري اسراييل فعاليت كردند و شما يك امكان بسيار بزرگ را از هنرمندان ما سلب مي‌كنيد كه با آنها ارتباط نداشته باشند. اينكه مي‌گويم ما درگير اتفاقات دو سو نشويم و دوقطبي نشويم، آن نفرتي است كه الان در رسانه‌هاي آن‌وري مي‌بينيم و درباره شركت‌كنندگان در جشنواره فجر اتفاق مي‌افتد و آنها را تقسيم كردند با واژه هنرورز. من شنيدم عنواني درباره آنها استفاده مي‌كنند با نام هنرورز حكومتي . اين همان حرف مراوده غيراتفاقي با جشنواره فجر است. مي‌خواهم ببينيد ما درگير يك سري افكاري هستيم كه در دو سوي ماجرا روزهاي سختي را براي ما طراحي كردند.

‌ آقاي كوهيان به حضور در جشنواره فجر اشاره كرديد، در شرايطي كه در جامعه روزهاي ناآرام را سپري مي‌كند و با ناراحتي‌ها و دلخوري‌ها اين توقع به وجود آمده بود كه جشنواره فيلم فجر در شرايط بهتري برگزار شود، يك مقداري وقفه به وجود بيايد يا حداقل با تعويق برگزار شود. به عنوان يك فعال صنفي نظر شما درباره اين موضوع چيست؟

من با هرگونه تحريم رويدادهاي فرهنگي هنري در هر جاي دنيا تاكيد مي‌كنم هر جاي دنيا مخالفم، يعني رويداد فرهنگي هنري قابل تحريم نيست. كسي كه تحريم مي‌كند فكر و انديشه خودش را تحريم مي‌كند، از نظر من فرق نمي‌كند، جشنواره فجر باشد يا جشنواره كن باشد يا برلين باشد، يا اسكار باشد. هر جاي ديگري كه هر كسي با هر توجيهي جشنواره‌اي را تحريم مي‌كند انگار فكر و انديشه خودش را تحريم مي‌كند، چون تبادلات فرهنگي و هنري يكي از حقوق نسل‌هاي نوين حقوق بشر هست. وقتي جشنواره را تعطيل يا تحريم مي‌كنيد يكي از حقوق بشر را از او سلب كرديد.

ضمن اينكه جشنواره فجر با پول چه كساني برگزار مي‌شود؟ با پول بيت‌المال، پول من و شما و ملت. چرا شما به گونه‌اي صحبت مي‌كنيد كه انگار اين پول، پول حاكميت است؟ حاكميت از كجا اين پول را آورده‌؟ اين هزينه‌ها دقيقا براي ملت است. پس به نظر من كساني كه جشنواره‌هاي خارجي را هم تحريم مي‌كنند آنها هم فكر و انديشه خودشان را تحريم مي‌كنند. اما نكته‌اي كه وجود دارد من جايي هم گفتم كه جشنواره فجر از رژه نيروهاي مسلح كه مهم‌تر نيست كه رژه نيروهاي مسلح امسال در هفته دفاع مقدس برگزار نشد .

عقلاي نيروهاي مسلح با همفكري به اين نتيجه رسيدند كه بعد از جنگ ۱۲‌روزه و در شرايط سياسي اجتماعي نبايد اين برنامه برگزار شود، خب مراسمي بزرگ‌تر از رژه نيروهاي مسلح براي ابراز قدرت كه در كشور نداريم كه آيا جشنواره فجر از رژه نيروهاي مسلح مهم‌تر بود‌؟ از ناراحتي و خشم مردم، كمي فروكش مي‌كرد كمي شرايط عادي مي‌شد و از مردم، از شركت‌كنندگان و از مشاركت‌كنندگان دلجويي مي‌شد و بعد جشنواره برگزار مي‌شد.

‌ در خبر مركز قوه قضاييه كه منتشر شده بود نكته‌اي بود مبني بر مصادره اموال هنرمندان كه اموال هنرمندان و آنهايي كه برايشان پرونده تشكيل شده يا احضار شدند، به عنوان يه تحليلگر حقوقي چقدر اين موضوع محلي از اعراب دارد؟

در مورد اين ادعايي كه مطرح مي‌شود يا تهديدي كه صورت گرفته، ببخشيد ولي اين تهديد را كمي مضحك مي‌دانم چرا كه بنيان‌هاي حقوقي و فقهي‌اش بسيار بسيار متزلزل است.

‌گويا وزارت ارشاد در مسائل اخير و براي اينكه پرونده‌هاي هنرمندا ن - چه بازيگران ،چه موسيقي ، چه تئاتر و چه هنرهاي تجسمي حل شود - همكاري‌هاي خوبي داشته؛ البته وزير هم صحبت‌هاي كرده بود. درباره اين موضوع چه نظري داريد؟

حتما اين همكاري وجود دارد يعني ما بلافاصله اولين جايي كه زورمان بهش مي‌رسد وزارت ارشاد است ولي در دوره آقاي اسماعيلي قدرت آقاي اسماعيلي بيشتر بود، ممكن است نگاه من از نظر سياسي با آقاي اسماعيلي فاصله داشته باشد اما بيشتر از دولت فعلي همكاري داشتند.

‌ پرونده‌ها آن زمان خيلي بيشتر بود.

بله بيشتر بود و اتفاقا در مورد بعضي از دوستان خيلي هم تند‌تر بود. ولي واقعا زورشان براي حل كردن مشكلات بيشتر بود؛ خارج از انصاف حرف نمي‌زنم، در آن دوره واقعا ارتباط نزديك‌تري هم وجود داشت، ما در روز ممكن بود چندين بار با هم صحبت كنيم، يا حتي كارگروهي كه بعدا من ازش استعفا دادم آن كارگروه افرادي داشت كه به عنوان مثال آن شبي كه زندان اوين آتش گرفته بود و خانواده‌هاي كساني كه بازداشت شده بودند مدام به من زنگ مي‌زدند و من مي‌توانستم با يك كسي در قوه قضاييه ارتباط داشته باشم، خبر بگيرم و به خانواده‌ها منتقل بكنم. اين ارتباط ارگانيك خيلي نزديك‌تر بود در آن دوره، البته الان هم با مديران خانه سينما و وزارت ارشاد ارتباط وجود دارد، حتما هست. من نمي‌گويم ارتباط وجود ندارد ولي من شخصا ديگر آن ارتباطي كه واقعا زمان آقاي اسماعيلي بود و ايشان به اصطلاح يك كارگروهي تشكيل داده بود و ما همان‌جا بوديم، الان نيست.

‌شنيده شده كه شوراي عالي امنيت ملي دستور داده از كنار پرونده‌هاي هنرمندان سهل‌تر عبور كنند .

بله، شنيديم و جزو شنيده‌هاست. البته همان طور كه عرض كردم كه بعد از آن خبر قوه قضاييه، آن چيزي كه من در فضاي عمومي مي‌بينم احتمالا اين چيزي كه شما داريد مي‌گویيد، اگر صحت داشته باشد كمي حمله‌ها فروكش پيدا كرده. فروكش يعني به اين معنا كه ديگر ما احضار جديدي نديديم، يا اگر ديديم رفتارها خيلي رفتارهاي محترمانه‌تر و منطقي‌تري بوده. شايد اين حرف درست باشد. اميدوارم واقعا چنين مصوبه داشته باشد.

‌خودتان با هنرمندان در ارتباط هستيد به لحاظ روحي توصيه‌هايي به آنها داشتيد؟

ببينيد حال همه بد است، حال هنرمندها از همه بدتر. يعني شرايط اضطراري، الان شرايط فعلي جامعه به گونه‌اي است كه كارخانه‌ها باز هستند، كارگرها دوباره برمي‌گردن سر كار خودشان، بر فرض مثال اگر دو روز تعطيل بودند ، الان مي‌روند سركارشان. ولي به بازيگر يا نويسنده يا نقاش يا موزيسين نمي‌تونيم بگوييم آقا فردا صبح پاشو بيا دوباره سر كارت.

يك بازيگر، يك نويسنده، يك كارگردان بايد حالش خوب باشد تا بتواند كار كند، هنرمندان حال‌شان خوب نيست. سينماگران حال‌شان خوب نيست. قشر فرهيخته حال‌شان خوب نيست، يك مقداري بايد تحمل ما بالا برود براي بيان احساساتي كه احيانا دارند يا خواهند داشت، من توصيه‌ام اين است آنجايي كه تصميم مي‌گيرند آنهايي كه تصميم مي‌گيرند واقعا توجه داشته باشند الان يك فاجعه بزرگ در كشور اتفاق افتاده، يك عزاي ملي بوده. در اين كشور خود دولت سه روز عزاي عمومي اعلام كرده؛ بنابراين تا بخواهيم به شرايط عادي برگرديم كمي طول مي‌كشد. تحمل كنيد، بروز احساسات را تحمل كنيد، اين ابراز خشم را حتي اگر تندترين بيان‌ها درش به كار گرفته شود تحمل كنيد.

‌ جناب كوهيان استوري يكي از بازيگرهاي شناخته شده را مي‌ديديم كه نوشته بود به ما توصيه شده كه در اين شرايط حرفي نزنيم، و در حال حاضر هم وقتي فضاي مجازي را مي‌بينم بعضي از هنرمندها هيچ حرفي نمي‌زنند ولي خب مشخص است كه ناراحت و شوكه هستند، ممكن است شما در جريان اين موضوع باشيد كه به آنها توصيه شده باشد كه چيزي نگويند و بعضي از آنها سكوت اختيار كرده باشند؟

اي كاش كه اگر هم كسي مي‌خواست توصيه بكند توصيه مي‌كرد كه« من احساسات تو را مي‌فهمم، من خشم تو را مي‌فهمم، من مي‌فهمم در دلت چه خبراست. هرچي هم خواستي بگو ولي حواست باشه اگر كه چيزي گفتي برا خودت مشكلي ايجاد نكني »

« بنشين و بفرما و بتمرگ » در ادبيات ما يك معني مي‌دهد اينكه كدامش را استفاده كنيم مهم است. اينكه بگوييم «استوري كه تو مي‌گذاري بعدها برايت باعث ايجاد مسووليت مي‌شود» خب آن كسي كه الان نمي‌تواند خشمش را كنترل كند، كمي حواسش باشد در استفاده كلمات خودش دوباره مروج خشونت نشود.

كمي تأمل كند، ولي اين به معناي اين نيست كه هيچ چيزي نگويد، اتفاقا الان زمان آن است كه هنرمند بايد حرف بزند. اتفاقا الان زمان آن است كه صحبت‌هاي هنرمند مي‌تواند آرامش‌بخش باشد. من هميشه اين را عرض مي‌كنم گروه اجتماعي اگر حرف خودش را از زبان يك مرجع بشنود، ديگر براي بيان مطالباتش به اشكال مختلف كه معلوم نيست به چه نحوي بيان مي‌شود حرفي نزند. فرض كنيد كه يك‌صد نفر آدم مي‌خواهند در مورد يك موضوع حرف بزنند ممكن است با ادبيات مختلفي حرف بزنند ولي اگر يك نفر نماينده داشته باشند يا يه نفر حرف آنها را با يك ادبيات صحيح بگويد، آن ۱۰۰ نفر بگويند خب اينكه حرف ما را گفت ديگر ما چيزي نمي‌گوييم.

بنابراين اتفاقا هنرمند بايد الان حرف بزند و اتفاقا بايد حرف جامعه‌ خود را بگويد. اما دقت كند كه خودش به چرخه خشونت تبديل نشود، و اين به نظر من بسيار مهم است.

‌ گويا همايون اسعديان و عسگرپور كه جزو رئوس خانه سينما هستند، شنيده شده كه بازجويي‌ شده‌اند. به هر حال بايد در تاريخ ثبت شود.

من اينجا از اين سوال شما استفاده كنم و اين توضيح را بدهم كه چرا ما بعضي وقتا واقعا درباره بسياري از موضوعات حرف نمي‌زنيم و اطلاع‌رساني نمي‌كنيم؟ بعضي وقت‌ها خود آن شخص نمي‌خواهد، بعضي وقت‌ها هم اصلا صحبت كردن به ضرر پرونده آن شخص است. بعضي وقت‌ها هم هست كه اصلا هنوز چيزي ثابت نشده و حرفي زده مي‌شود و بعد جمع كردنش در افكار عمومي كار سختي است.

اما به نظرم در چند روز آينده اتفاقات خوبي براي آزاد شدن دوستاني كه در بند هستند مي‌افتد. قول و قرار‌هايي گذاشته شده، اينكه واقعا عملي شود يا نشود را نمي‌دانم ولي به هر حال در گفت‌وگوها و در مذاكرات اتفاقات خوبي افتاده است.

من فكر مي‌كنم كه ما هرچه كمتر خودمان ايجاد‌كننده فضاي خشونت باشيم بهتر است.چه بسا از آن كساني كه هدف‌شان اين بوده كه خشونت ايجاد كنند در ايجاد رعب و وحشت و نگراني جلو بزنيم. توصيه‌ام به شما و اصحاب رسانه است؛ چه بسا واقعا وقت‌هايي اصلا يه خبري بيرون مياد براي اينكه در جمعي ايجاد وحشت كند.

‌ در مورد دو سينماگري كه جان‌شان را از دست دادند هم صحبت كنيد .مي ديدم كه بخشي از حال و هواي اين روزهاي سينماگران به دليل آقاي جواد گنجي خوب نيست. آيا تعداد بيشتري بودند؟

ما راستي‌آزمايي كرديم به هر حال ما اگه بخواهيم اسم كسي را بگوييم يا مثلا در موردش صحبت بكنيم بايد بررسي‌هايي كرده باشيم، اين دو نفر آقاي جواد گنجي و صبا رشتيان، كساني بودند كه در راستي‌آزمايي كه انجام شده خب خبر درست بوده. خبر ممكن است كساني ديگر هم باشند اما ما به دليل قطع ارتباطات به دليل نداشتن اطلاعات كافي شايد نتوانستيم هنوز شناسايي يا راستي آزمايي كنيم. صبا رشتيان از اصفهان بود، من با مادرشا‌ن صحبت كردم. واقعا ناراحت‌كننده است. ايشان انيماتور بود، نقاش بود، ورزشكار‌بود و متاسفانه ايشان از كساني هست كه در خانواده سينما از بين رفته است.

در خانواده موسيقي هم هستند كه اسامي آنها ليست 10 يا 11 نفره منتشر شده، به هر حال جامعه هنري هم كنار بقيه آحاد ملت بوده و اين اتفاقات براش افتاده، ما هم مثل بقيه واقعا عزاداريم و اميدوارم واقعا خون اين افراد تبديل بشود به يك قدرتي، تبديل به يک انرژي بشود كه حال همه بهتر شود. اميدوارم درس گرفته شود از اين اتفاقات. خيلي‌خيلي ناراحت‌كننده است. نمي‌دانم چه بگويم.

‌و سوال آخر درباره پرونده پژمان جمشيدي است. چند روز پيش خبري منتشر شد مبني بر اينكه دادگاه اين بازيگر به زودي برگزار مي‌شود. خانه سينما درباره اين مساله هم ورود داشت ؟

آخرين اطلاعاتي كه من دارم ايشان عضو انجمن بازيگران نيستند. حتي اگر بودند هم مسائل شخصي سينماگران ارتباط با خانه سينما ندارد، اما به عنوان معاون حقوقي خانه سينما مي‌توانم بگويم كه تا به امروز بنا بر اين بوده كه مسائل شخصي افراد ارتباطي با خانه سينما ندارد .

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها
گمانه‌زنی‌ها نادرست است تحليل وضعيت ۵۰ – ۵۰ ميان مذاكره و تهديد خلاصه بحث سياست خارجي تحلیل مذاكرات ژنو نهادينه كردن تناقض و تظاهر در جامعه چرا شانس توافق بيش از شانس درگيري است؟ عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ: امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود باز كردن پنجره‌اي به سوي پرسش‌ها وقتي كه روحيه يك شهر معمار مي‌شود ويرگول پايان بازي موزه پرگامون و انتقال فرهنگ يونان به روم تبعات اجتماعي خودكشي درمان هدفمند، سرنوشت کودکان مبتلا به سرطان را تغییر می‌دهد پول فراوان در كنار توليد كم‌جان هنرمند نمي‌تواند مروج خشونت باشد فكر ايران زنان، حجاب و صداوسيماي بلاتكليف پشت صحنه قتل‌ها بلوغ در ويرانه‌ها خلاصه بحث سياست خارجي عدالت آموزشي كليد ساخت آينده‌اي برابر و آگاه زور، قدرت و دروغ امريكا ناجي نيست پيش‌بيني‌پذيري حلقه مفقوده امنيت اقتصادي اقتصاد خانوار در سايه تورم و ركود
کارتون
کارتون