• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6317 -
  • 1405 شنبه 19 ارديبهشت

«اعتماد» گزارش مي‌دهد

هرمز؛ از جنگ نفتكش‌ها تا كارت برنده روي ميز

گروه گزارش

تنگه هرمز در چهار دهه گذشته يكي از مهم‌ترين مولفه‌هاي ژئوپليتيكي در سياست خارجي و امنيتي جمهوري اسلامي بوده است؛ گذرگاهي باريك اما حياتي كه بخش قابل توجهي از صادرات نفت جهان از آن عبور مي‌كند و همواره در محاسبات راهبردي تهران جايگاه ويژه‌اي داشته است.  جمهوري اسلامي از نخستين سال‌هاي پس از انقلاب، تنگه هرمز را نه فقط يك مسير دريايي، بلكه ابزار بازدارندگي، اهرم فشار سياسي و بخشي از «قدرت نامتقارن» خود تعريف كرده است. مرور مواضع مقام‌هاي جمهوري اسلامي از دهه ۱۳۶۰ تاكنون نشان مي‌دهد تهديد بستن تنگه هرمز تقريبا در تمام دوره‌هاي بحران ميان ايران و غرب تكرار شده؛ گاهي در قالب مواضع رسمي مقامات عاليرتبه و گاهي از زبان فرماندهان سپاه، رسانه‌هاي نزديك اصولگرايان.

دهه ۶۰؛ جنگ ايران و عراق  و شكل‌گيري «دكترين هرمز»

نخستين‌بار موضوع تنگه هرمز در دوران جنگ ايران و عراق به‌طور جدي وارد ادبيات امنيتي و نظامي جمهوري اسلامي شد. پس از آنكه عراق از ميانه جنگ حمله به زيرساخت‌هاي نفتي و كشتي‌هاي حامل نفت ايران را آغاز كرد، تهران نيز به تدريج سياست مقابله‌به‌مثل در خليج فارس را در پيش گرفت؛ سياستي كه بعدها به «جنگ نفتكش‌ها» مشهور شد. در آن دوره، علي‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني كه هم رييس مجلس بود و هم نقشي كليدي در فرماندهي جنگ داشت، بارها اعلام كرد اگر صادرات نفت ايران مختل شود، كشورهاي منطقه نيز نمي‌توانند در آرامش نفت صادر كنند. اين سخنان اگرچه اغلب به‌صورت غيرمستقيم بيان مي‌شد، اما معناي روشن آن تهديد امنيت خليج فارس و احتمال اختلال در تنگه هرمز در صورت ادامه تهديد ايران بود. هاشمي در يكي از مواضع مشهور خود تأكيد كرده بود: «اگر ما نتوانيم نفت صادر كنيم، ديگران هم نخواهند توانست.» اين جمله بعدها به يكي از پايه‌هاي ادبيات راهبردي جمهوري اسلامي درباره تنگه هرمز تبديل شد و در دهه‌هاي بعد بارها توسط مقام‌هاي مختلف تكرار شد. مجلس شوراي اسلامي و ديگر فرماندهان نظامي وقت نيز در مقاطع حساس جنگ، به صراحت اعلام كرده بودند كه اگر قرار باشد مانع صادرات نفت ايران شوند، ايران نيز جلوي صادرات نفت از خليج فارس را خواهد گرفت، كه اين خود، پشتوانه اصلي دكترين «نفت در برابر نفت» و اهرم فشار در تنگه هرمز بود. در سال‌هاي پاياني جنگ، ادبيات نظامي جمهوري اسلامي به سمت موضوعات جديد در تنگه هرمز رفت. از آن زمان هشدار داده شد كه ايران تمايلي به رسيدن به موضع تقابلي ندارد اما در صورت لزوم به عمليات مين‌گذاري، پاسخ به تجاوز نظامي با حمله به نفتكش‌ها و هدف قرار دادن پايگاه‌هاي نظامي امريكا در منطقه نيز دسترسي دارد. پيام اين استراتژي نيز روشن بود؛ امنيت انرژي منطقه بدون در نظر گرفتن منافع ايران ممكن نيست. مساله مين‌گذاري از همان زمان مورد توجه قرار گرفت. مين‌ريزي دريايي فقط يك تاكتيك ساده نيست، بلكه تبديل به يك ابزار استراتژيك مي‌شود. مين دريايي در تعريف نظامي يعني ايجاد يك منطقه ناامن كه دشمن نتواند با اطمينان از آن عبور كند. نكته مهم اينجاست كه هدف اصلي مين، هميشه انفجار نيست، بلكه ايجاد ترديد است. در تنگه هرمز، همين ترديد كافي است تا كشتي‌ها حركت نكنند. هيچ شركت كشتيراني حاضر نيست ريسك كند، هيچ بيمه‌گري حاضر نيست پوشش عادي ارايه دهد و همين باعث مي‌شود حتي بدون درگيري گسترده، مسير عملا  بسته شود. در وضعيت فعلي، همين اتفاق افتاده است. تنگه هرمز عملا به يك منطقه پرريسك تبديل شده و عبور كشتي‌ها به‌شدت كاهش پيدا كرده است. اين يعني بدون يك درگيري تمام‌عيار، يكي از مهم‌ترين مسير‌هاي انرژي جهان مختل شده. اينجا همان نقطه‌اي است كه جنگ مدرن خودش را نشان مي‌دهد؛ جايي كه اثرگذاري مهم‌تر از نمايش قدرت است. رفتارهاي امريكا در سال‌هاي پاياني دهه 60 و در نوع حمايت از عراق در جنگ با ايران باعث شد تهران در سال‌هاي بعد به سمت توسعه تاكتيك‌هاي نامتقارن دريايي حركت كند.

دهه ۷۰؛ تثبيت نگاه امنيتي به هرمز

پس از پايان جنگ، جمهوري اسلامي تلاش كرد توان دريايي و موشكي خود را بازسازي كند. در همين دوره، تنگه هرمز به بخشي از دكترين رسمي بازدارندگي ايران تبديل شد. از همان زمان رهبري شهيد بارها در سخنراني‌هاي متعدد بر اهميت خليج فارس و مقابله با حضور نظامي امريكا تأكيد مي‌كرد. آيت‌الله خامنه‌اي در آن زمان كمتر مستقيما از «بستن تنگه» سخن مي‌گفتند، اما همواره هشدار مي‌دادند كه حضور امريكا عامل ناامني منطقه است و جمهوري اسلامي اجازه نخواهد داد منافعش ناديده گرفته شود. در همين دهه، فرماندهان سپاه آشكارتر سخن مي‌گفتند. محسن رضايي، فرمانده وقت سپاه، بارها تأكيد كرد ايران ابزارهاي لازم براي كنترل خليج فارس را در اختيار دارد. در اواخر دهه ۷۰ نيز توسعه قايق‌هاي تندرو، مين‌هاي دريايي و موشك‌هاي ساحل به دريا آغاز شد؛ تجهيزاتي كه بعدها به ستون فقرات راهبرد ايران در هرمز تبديل شدند. در اين دوره، جمهوري اسلامي به اين جمع‌بندي رسيده بود كه در برابر برتري كلاسيك نيروي دريايي امريكا، تنها راه موثر استفاده از جنگ نامتقارن و تهديد خطوط انرژي جهاني است. پس از جنگ و در دوران رياست‌جمهوري هاشمي‌رفسنجاني سياست‌هاي داخلي و خارجي ايران به سمت سازندگي و تنش‌زدايي نسبي پيش رفت. اگرچه تهديد مستقيم بستن تنگه هرمز كمتر مطرح مي‌شد، اما اصول راهبردي حفظ توانايي اعمال فشار در اين منطقه كماكان دنبال مي‌شد. در اين دوران، نيروي دريايي سپاه پاسداران  به تقويت قابليت‌هاي خود در حوزه جنگ نامتقارن، از جمله توسعه قايق‌هاي تندرو، موشك‌هاي كروز ضد كشتي و مين‌هاي دريايي ادامه داد. هدف، ايجاد «دفاع نامتقارن» در برابر هرگونه تهديد احتمالي از سوي قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي بود.

دهه ۸۰؛ بحران هسته‌اي و تهديدهاي آشكار

با روي كار آمدن سيد محمد خاتمي و سياست «گفت‌وگوي تمدن‌ها»، رويكرد ديپلماتيك ايران نرم‌تر شد. در اين دوران، تمركز بيشتر بر ايجاد اعتماد منطقه‌اي و همكاري‌هاي امنيتي بود. اظهارات مستقيم درباره بستن تنگه هرمز در دوران خاتمي به ندرت و تنها در پاسخ به تهديدات جدي خارجي شنيده مي‌شد. با اين حال، حفظ و ارتقاي توانمندي‌هاي دفاعي در خليج فارس، به عنوان پشتوانه‌اي براي ديپلماسي، ادامه يافت. اين رويكرد نشان مي‌داد كه حتي در دوران تنش‌زدايي، اهرم فشار تنگه هرمز به عنوان يك كارت بالقوه در دست ايران باقي مي‌ماند، اما استفاده از آن منوط به شرايط بسيار خاصي بود. با آغاز بحران هسته‌اي ايران در دهه ۱۳۸۰، موضوع تنگه هرمز دوباره به صدر ادبيات سياسي جمهوري اسلامي بازگشت. هر بار كه احتمال تحريم نفتي يا حمله نظامي مطرح مي‌شد، مقام‌هاي ايراني نيز تهديد به اختلال در عبور نفت از خليج فارس مي‌كردند. يحيي رحيم‌صفوي فرمانده كل وقت سپاه در آن زمان هشدار داده بود اگر امريكا به ايران حمله كند، امنيت انتقال انرژي در خليج فارس به خطر خواهد افتاد. پس از او، محمدعلي جعفري و ديگر فرماندهان سپاه نيز بارها اعلام كردند بستن تنگه هرمز براي ايران «امكان‌پذير» است. در همين سال‌ها رزمايش‌هاي متعددي در خليج فارس برگزار شد كه هدف آنها نمايش توانايي ايران در كنترل تنگه هرمز بود. رسانه‌هاي نزديك به سپاه از موشك‌هاي ضدكشتي، مين‌ريزي دريايي و حملات قايق‌هاي تندرو به عنوان ابزارهاي اصلي «بستن هرمز» نام مي‌بردند. اين تهديدها معمولا  همزمان با افزايش فشارهاي غرب مطرح مي‌شدند. هرگاه تحريم نفتي يا بحث حمله نظامي شدت مي‌گرفت، ادبيات رسانه‌اي جمهوري اسلامي نيز به سمت برجسته كردن «اهرم هرمز» حركت مي‌كرد.

دوران احمدي‌نژاد: تشديد لفاظي‌ها و احياي تهديد بستن تنگه  با روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد و اوج‌گيري پرونده هسته‌اي ايران و اعمال تحريم‌هاي بين‌المللي گسترده، لفاظي‌ها در مورد تنگه هرمز به‌طور بي‌سابقه‌اي تشديد شد. دولت احمدي‌نژاد و فرماندهان سپاه پاسداران، بارها و به صراحت، تهديد به بستن تنگه هرمز را به عنوان پاسخي قاطع به تحريم‌هاي نفتي يا هرگونه اقدام نظامي عليه ايران مطرح كردند. محمود احمدي‌نژاد در چندين نوبت به صراحت اعلام كرد: «اگر تحريم‌ها ادامه يابد و نگذارند ما نفت خود را صادر كنيم، ما نيز اجازه نخواهيم داد كه يك قطره نفت از اين منطقه صادر شود.» اين جمله، بازتابي مستقيم از دكترين «نفت در برابر نفت» بود كه در دهه ۶۰ پايه‌ريزي شده بود. شهيد آيت‌الله خامنه‌اي نيز در اين دوره، با تأييد ضمني و گاه صريح اين موضع، قدرت نظامي ايران در خليج فارس را «قدرتي بازدارنده» توصيف كردند كه مي‌تواند در صورت لزوم، منافع حياتي كشور را حفظ كند. ايشان در يكي از سخنراني‌هاي خود فرمودند كه «اگر امريكايي‌ها يا هر كس ديگري كاري كند كه نفت ايران صادر نشود، مسلما ديگران هم نخواهند توانست نفت خود را از منطقه صادر كنند». اين جمله، مهر تأييدي بر راهبرد «مقابله به مثل» در تنگه هرمز بود. در اين دوره، رزمايش‌هاي دريايي گسترده‌اي در خليج فارس و تنگه هرمز برگزار شد كه هدف آن، نمايش توانمندي‌هاي ايران در جنگ نامتقارن، از جمله شبيه‌سازي بستن تنگه و مقابله با نيروهاي دريايي دشمن بود. اين رزمايش‌ها، پيامي روشن به غرب و كشورهاي منطقه بود كه ايران، در صورت احساس خطر جدي، از اين اهرم راهبردي خود استفاده خواهد كرد.

دهه ۹۰؛ تحريم نفتي و صريح‌ترين تهديدها

در دهه ۱۳۹۰ و همزمان با تحريم‌هاي شديد امريكا عليه صادرات نفت ايران، مواضع جمهوري اسلامي درباره تنگه هرمز آشكارتر و مستقيم‌تر شد. در سال ۱۳۹۰، معاون وقت رييس‌جمهور امريكا هشدار داد بستن تنگه هرمز «خط قرمز» واشنگتن است. در پاسخ، فرماندهان سپاه از جمله حسين سلامي اعلام كردند ايران توان بستن تنگه را دارد و اين كار برايش «ساده‌تر از نوشيدن يك ليوان آب» است. اما نقطه اوج اين ادبيات در سال ۱۳۹۷ و پس از خروج دونالد ترامپ از برجام رخ داد. حسن روحاني رييس‌جمهوري وقت در آن زمان در واكنش به سياست «صفر كردن صادرات نفت ايران» گفت: «معني ندارد نفت ايران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود.» اين جمله به سرعت در سطح بين‌المللي به عنوان تهديد مستقيم به بستن تنگه هرمز تعبير شد. چند روز بعد رهبر انقلاب نيز از مواضع روحاني حمايت و همين راهبرد را تلويحا تاييد كردند. پس از آن، فرماندهان سپاه نيز لحن تندتري اتخاذ كردند. قاسم سليماني در نامه‌اي از سخنان روحاني حمايت كرد و آن را «مايه افتخار» دانست. همزمان رسانه‌هاي اصولگرا تيتر مي‌زدند كه جمهوري اسلامي بايد از «اهرم هرمز» براي مقابله با امريكا استفاده كند.

تبيين راهبرد بستن تنگه هرمز

در ميان چهره‌هاي رسانه‌اي جمهوري اسلامي، شايد هيچ‌كس به اندازه حسين شريعتمداري بر ايده بستن تنگه هرمز تأكيد نكرده باشد. مديرمسوول روزنامه كيهان طي دو دهه گذشته بارها خواستار بستن تنگه يا محدود كردن عبور كشتي‌هاي غربي شده است. شريعتمداري معمولا استدلال مي‌كند كه غرب از وابستگي جهان به انرژي خليج فارس آسيب‌پذير است و ايران بايد از اين نقطه ضعف استفاده كند. او در يكي از سرمقاله‌هاي مشهور خود نوشت: «گشايش در اين تنگه است». منظور او اين بود كه جمهوري اسلامي مي‌تواند با فشار بر تنگه هرمز، تحريم‌هاي غرب را بي‌اثر كند.

راهبردهاي رهبري فقيد در قبال تنگه هرمز

در تمامي اين دوران‌ها، رويكرد آيت‌الله علي خامنه‌اي، رهبر شهيد انقلاب اسلامي، در قبال تنگه هرمز، يك خط مشي ثابت را دنبال كرده است: تنگه هرمز نه براي جنگ‌افروزي، بلكه به عنوان ابزاري قدرتمند براي بازدارندگي در برابر هرگونه تجاوز نظامي يا جنگ اقتصادي عليه ايران است. بيانات ايشان مشخصا اين پيام را ابلاغ مي‌كرد كه بستن تنگه هرمز يك اقدام خودسرانه نيست، بلكه پاسخي متناسب و قاطع به شرايطي است كه منافع حياتي و حق مشروع ايران (مانند فروش نفت) به‌طور جدي تهديد شود يا مورد تجاوز قرار گيرد كما اينكه بارها بر توسعه و تقويت نيروي دريايي سپاه پاسداران با قابليت‌هاي جنگ نامتقارن (قايق‌هاي تندرو، مين‌گذاري، موشك‌هاي ساحل به دريا) براي ايجاد هزينه‌هاي غير قابل قبول براي هر متجاوزي تاكيد داشتند. بنابراين رهبر شهيد انقلاب با تاكيد بر «حفظ حق حاكميت ايران» تاكيد داشتند كه ايران حق خود را براي كنترل و نظارت بر آب‌هاي سرزميني خود و تضمين امنيت كشتيراني در چارچوب قوانين بين‌المللي، اما با اولويت‌بندي امنيت ملي خود، محفوظ مي‌داند. اين راهبرد هم در رويكردهاي رسانه‌اي و هم در اظهارات چهره‌هاي مختلف در جمهوري اسلامي ملموس و مشهود بود. اينكه محمدجواد لاريجاني در روزهاي جنگ 12 روزه در صدا و سيما جمله‌اي كليدي و پربازتاب گفت كه «اگر نتوانيم بفروشيم، كسي هم نخواهد توانست» ناشي از جوهر اصلي استراتژي ايران در قبال تنگه هرمز بود.

چرا جمهوري اسلامي تا قبل از تجاوز نظامي هرگز هرمز را نبسته بود؟

با وجود چهار دهه تهديد، جمهوري اسلامي تا پيش از تجاوز نظامي اخير عليه ايران، هرگز تنگه هرمز را به‌طور كامل مسدود نكرده است. علت اصلي آن، هزينه سنگين چنين اقدامي بود و اين ديدگاه كه بايد از اين برگ برنده در دست ايران در بازه زماني درست استفاده شود. در حالت عادي بستن كامل تنگه هرمز پيام تمایل تهران به جنگ مستقيم با امريكا و متحدانش را مي‌داد اما استفاده درست از اين كارت نشان داد كه ايران تمايلي به درگيري نظامي ندارد اما توان پاسخ كامل به اين درگيري را دارد.  افزون بر اين، اقتصاد خود ايران نيز به صادرات انرژي از همين مسير وابسته است. چين، به عنوان مهم‌ترين خريدار نفت ايران، نيز شديدا به امنيت اين مسير دريايي نياز دارد. به همين دليل بسياري از تحليلگران معتقدند جمهوري اسلامي بيشتر از «تهديد هرمز» به عنوان ابزار بازدارندگي رواني و سياسي استفاده كرد؛ ابزاري براي افزايش هزينه فشارهاي غرب و يادآوري اين نكته كه امنيت انرژي جهاني بدون در نظر گرفتن ايران ممكن نيست. ابزاري كه در دست بود اما ملاحظات اخلاقي و سياسي و حتي امنيتي ايران را به سمت اقدام پيش‌دستانه در اين باره نبرد. تنگه هرمز براي جمهوري اسلامي بيش از آنكه يك ميدان عملياتي باشد، يك كارت ژئوپليتيكي است؛ كارتي كه در هر بحران دوباره روي ميز قرار مي‌گرفت و در نهايت اين امريكا و اسراييل بودند كه باعث  اجرايي شدن اين تصميم شدند.

رهبري جديد و تنگه هرمز

آيت‌الله سيد مجتبي خامنه‌اي رهبر جديد جمهوري اسلامي نيز  طي روزهاي جنگ و آتش‌بس درباره تنگه هرمز رويكرد و راهبرد جمهوري اسلامي را تبيین كردند. ايشان  به مناسبت روز ملي خليج فارس كه در آن با تاكيد بر اينكه ايران منطقه خليج فارس را ايمن خواهد كرد و بساط سوءاستفاده دشمن از اين آبراه را برخواهد چيد، تصريح كردند که «فصل نوين خليج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است». طبق بيانات مقام معظم رهبري، نقطه عطف بيشترين جانفشاني‌ها در راه استقلال خليج فارس و مقابله با بيگانگان و متجاوزان «در كوتاه كردن دست مستكبران از منطقه خليج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگ‌ترين لشكركشي و تجاوز زورگويان دنيا در منطقه و شكست مفتضحانه امريكا در نقشه خود، فصل نوين خليج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.»

دوران بازدارندگي فعال

از دهه ۶۰ تا امروز، تنگه هرمز براي جمهوري اسلامي ايران، فراتر از يك آبراه جغرافيايي، به عنوان يك نماد قدرت، اهرم فشار و ابزار بازدارندگي در صحنه بين‌المللي عمل كرده است. در حالي كه روساي جمهور وقت، بسته به رويكردهاي سياسي و شرايط موجود، لحن و شدت تهديدات را تغيير داده‌اند، اما راهبرد اصلي حفظ توانايي تأثيرگذاري بر تنگه و استفاده از آن به عنوان «آخرين كارت» در برابر تهديدات حياتي، همواره ثابت باقي ماند. توانمندي‌هاي نامتقارن نيروي دريايي سپاه پاسداران، همراه با هشدارهاي قاطع رهبر معظم انقلاب و مقامات ارشد، تنگه هرمز را به خط قرمزي براي غرب تبديل كرده است. اين راهبرد، به ايران اين امكان را داده است كه در مقابل تحريم‌هاي اقتصادي و تهديدات نظامي، كارت قدرتمندي براي چانه‌زني داشته باشد و پيامي روشن به جهانيان بفرستد: هرگونه اقدام براي به زانو درآوردن ايران، با هزينه گزافي در اين آبراه حياتي همراه خواهد بود. اين رويكرد حالا به عنوان عنصري كليدي در «بازدارندگي فعال» ايران در منطقه شناخته مي‌شود.


نخستين‌بار موضوع تنگه هرمز در دوران جنگ ايران و عراق به‌طور جدي وارد ادبيات امنيتي و نظامي جمهوري اسلامي شد. پس از آنكه عراق از ميانه جنگ حمله به زيرساخت‌هاي نفتي و كشتي‌هاي حامل نفت ايران را آغاز كرد، تهران نيز به تدريج سياست مقابله‌به‌مثل در خليج‌فارس را در پيش گرفت؛ سياستي كه بعدها به «جنگ نفتكش‌ها» مشهور شد.در آن دوره، علي‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني كه هم رييس مجلس بود و هم نقشي كليدي در فرماندهي جنگ داشت، بارها اعلام كرد اگر صادرات نفت ايران مختل شود، كشورهاي منطقه نيز نمي‌توانند در آرامش نفت صادر كنند. اين سخنان اگرچه اغلب به‌ صورت غيرمستقيم بيان مي‌شد، اما معناي روشن آن تهديد امنيت خليج‌فارس و احتمال اختلال در تنگه هرمز در صورت ادامه تهديد ايران بود.هاشمي در يكي از مواضع مشهور خود تاكيد كرده بود: «اگر ما نتوانيم نفت صادر كنيم، ديگران هم نخواهند توانست.» اين جمله بعدها به يكي از پايه‌هاي ادبيات راهبردي جمهوري اسلامي درباره تنگه هرمز تبديل و در دهه‌هاي بعد بارها توسط مقام‌هاي مختلف تكرار شد.مجلس شوراي اسلامي و ديگر فرماندهان نظامي وقت نيز در مقاطع حساس جنگ به صراحت اعلام كرده بودند كه اگر قرار باشد مانع صادرات نفت ايران شوند، ايران نيز جلوي صادرات نفت از خليج‌فارس را خواهد گرفت.


در تمامي اين دوران‌ها، رويكرد آيت‌الله علي خامنه‌اي، رهبر شهيد انقلاب اسلامي، در قبال تنگه هرمز، يك خط‌مشي ثابت را دنبال كرده است: تنگه هرمز نه براي جنگ‌افروزي، بلكه به عنوان ابزاري قدرتمند براي بازدارندگي در برابر هرگونه تجاوز نظامي يا جنگ اقتصادي عليه ايران است.بيانات ايشان مشخصا اين پيام را ابلاغ مي‌كرد كه بستن تنگه هرمز يك اقدام خودسرانه نيست، بلكه پاسخي متناسب و قاطع به شرايطي است كه منافع حياتي و حق مشروع ايران (مانند فروش نفت) به‌طور جدي تهديد شود يا مورد تجاوز قرار گيرد كما اينكه بارها بر توسعه و تقويت نيروي دريايي سپاه پاسداران با قابليت‌هاي جنگ نامتقارن (قايق‌هاي تندرو، مين‌گذاري، موشك‌هاي ساحل به دريا) براي ايجاد هزينه‌هاي غيرقابل قبول براي هر متجاوزي تاكيد داشتند.بنابراين رهبر شهيد انقلاب با تاكيد بر «حفظ حق حاكميت ايران» تاكيد داشتند كه ايران حق خود را براي كنترل و نظارت بر آب‌هاي سرزميني خود و تضمين امنيت كشتيراني در چارچوب قوانين بين‌المللي، اما با اولويت‌بندي امنيت ملي خود، محفوظ مي‌داند.اين راهبرد هم در رويكردهاي رسانه‌اي و هم در اظهارات چهره‌هاي مختلف در جمهوري اسلامي ملموس و مشهود بود. تكرار اين جمله كه «اگر نتوانيم بفروشيم، كسي هم نخواهد توانست» ناشي از جوهر اصلي استراتژي ايران در قبال تنگه هرمز بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون