• 1405 جمعه 3 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6317 -
  • 1405 شنبه 19 ارديبهشت

ديپلماسي در فضاي ابهام و چالش‌هاي امنيتي

ابراهيم متقي

كنش تهاجمي امريكا و اسراييل عليه ايران و در دوران دونالد ترامپ به گونه‌اي ساماندهي شده كه نشانه‌هايي از «مهار راهبردي»، «فرسايش تاكتيكي»، «جنگ پيشدستانه» و «چرخش‌هاي ديپلماتيك» را با يكديگر پيوند مي‌دهد. جنگ عليه ايران شكل جديدي از منازعه راهبردي و رقابت‌هاي تاكتيكي در محيط منطقه‌اي را منعكس ساخته است. در روند جنگ عليه ايران طيف گسترده‌اي از بازيگران درگير معادله رقابت‌هاي سياسي و امنيتي شده و اين امر نشان مي‌دهد كه هرگونه منازعه در فضاي «ژئوپليتيك تهديد» مي‌تواند چالش‌هايي را در ارتباط با ايران و ساير كشورهاي منطقه‌اي به وجود آورد. 
1-  ابهام امنيتي و كنش تهاجمي امريكا در فضاي ديپلماسي اسلام‌آباد 2- در شرايطي كه امريكا از سازوكار كنش تهاجمي عليه منابع و تاسيسات ايراني بهره گرفته، ابتكار عمل رهبران سياسي و نظامي پاكستان براي صلح‌سازي ستودني است. ويژگي‌هاي فضاي موجود در روابط ايران، امريكا، اسراييل و كشورهاي منطقه‌اي به گونه‌اي است كه وزير امور خارجه جمهوري اسلامي به اين موضوع اشاره دارد كه «هرگاه يك راه‌حل ديپلماتيك پيشنهاد مي‌شود، امريكا دست به يك ماجراجويي نظامي بي‌ملاحظه مي‌زند». بيان چنين رويكردي به مفهوم آن است كه جنگ و صلح در فضاي منطقه‌اي جنوب غرب آسيا به گونه‌اي در هم ‌تنيده شده كه امكان رهايي فراگير از آن در كوتاه‌مدت كاري دشوار به نظر مي‌رسد.  موضوع نقض آتش‌بس از سوي امريكا، واقعيت‌هايي از فضاي آشوبزده منطقه‌اي و عدم ابتكار عمل بازيگران براي صلح‌سازي را منعكس مي‌سازد. نشانه‌هاي چنين اقدام بحران‌‌سازي را مي‌توان در تحرك يگان‌هاي نظامي و عملياتي ايالات‌متحده در تاريخ 7 مه ‌2026 دانست. در اين فرآيند، بخش‌هايي از نيروي نظامي «فرماندهي مركزي امريكا» موسوم به «سنتكام»، عملياتي را عليه دو فروند نفتكش متعلق به جمهوري اسلامي در مدار جغرافيايي بندر جاسك و تنگه هرمز به انجام رسانده كه براساس بند چهارم ماده 2 منشور ملل متحد و قطعنامه شماره 3314 مجمع عمومي سازمان ملل، به عنوان عملي تجاوزكارانه محسوب مي‌شود. 

واقعيت‌هاي محيط پيراموني در حوزه تنگه هرمز، درياي عمان و اقيانوس هند نشان مي‌دهد كه دونالد ترامپ درصدد بهره‌گيري از «سياست آتش‌‌بياري معركه» بوده و در چنين شرايطي ايران ناچار خواهد بود تا از سازوكارهاي كنش متقابل براي مهار و مديريت بحران استفاده نمايد. دونالد ترامپ همواره تلاش داشته تا سطح تعارض در محيط منطقه‌اي خليج‌فارس را گسترش داده و زمينه رويارويي فراگير كشورهاي منطقه‌اي عليه ايران را به وجود آورد، درحالي كه ضرورت‌هاي راهبردي ايران و تمامي‌‌ كشورهاي منطقه‌اي ايجاب مي‌كند كه مانع اجراي سياست‌ها و اقداماتي شوند كه چالش‌هاي امنيتي محيط منطقه‌اي منجر به ستيزش‌هاي پرمخاطره عليه آنان گرديده و اين امر ماهيت و جهت‌گيري جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. 
2-  ديپلماسي ترامپ مبتني بر سياست تهديد - در شرايطي كه بحران منطقه‌اي خليج‌فارس در حال افزايش بود، شبكه خبري «اي‌بي‌سي» به نقل از سفير واشنگتن در شوراي امنيت سازمان ملل به اين موضوع اشاره داشت كه «ونس» معاون رييس‌جمهور ايالات‌متحده، رياست هيات امريكايي در دوره دوم مذاكرات را در اسلام‌آباد عهده‌دار خواهد بود. روند موجود بيانگر آن است كه پاكستان توانست رايزني چندجانبه، موفق و موثري بين ايران، كشورهاي عربي منطقه‌اي خليج‌فارس و ايالات‌متحده براي صلح‌سازي و گذار از چالش‌هاي امنيتي به انجام رساند.  دونالد ترامپ نيز با انتشار توييتي ديگر به اين موضوع اشاره دارد كه تيم امريكايي شنبه شب 9 مه ‌2026 
درصدد هستند تا به يك توافق منصفانه و معقول با ايران نايل شوند. توضيح آنكه هرگاه ترامپ از توافق منصفانه صحبت به عمل مي‌آورد، به مفهوم آن است كه جمهوري اسلامي مي‌بايست انتظارات امريكا درباره موضوعات مورد توافق را بپذيرد. بيان چنين رويكردي به مفهوم آن است كه سياست قدرت بخشي از ضرورت‌هاي كنش ديپلماتيك بوده و طبعا بازيگري كه از قدرت بيشتري برخوردار است، مي‌بايست به منافع و مطلوبيت‌هاي موثرتري نايل شود. 
رويكرد دونالد ترامپ درباره معامله منصفانه و معقول در شرايطي مطرح مي‌شود كه نشانه‌هايي از تهديد عليه زيرساخت‌هاي اقتصادي و ارتباطي ايران نيز به عنوان چاشني مذاكرات مطرح شده است. واقعيت آن است كه ترامپ حتي در آستانه مذاكرات دور دوم اسلام‌آباد، از ادبيات و سياست تهديد بهره مي‌گيرد. ترامپ درصدد است تا شاخص‌هاي قدرت نظامي و امنيتي خود را محور اصلي كنش تاكتيكي عليه ايران تلقي نموده و از اين طريق جمهوري اسلامي را وادار به پذيرش برخي از فشارهاي سياسي و راهبردي امريكا نمايد.  سياست تهديد دونالد ترامپ عليه ايران در فضاي جنگ، ديپلماسي و بيان رسانه‌اي ادامه داشته است. چنين رويكردي به مفهوم آن است كه اولا سياست امريكا در برخورد با ايران ماهيت تهاجمي پردامنه دارد. ثانيا جنگ عليه ايران در كوتاه‌مدت كنترل و مهار نمي‌شود. ثالثا ايران تلاش مي‌نمايد تا پاسخ متقابل را از طريق سازوكارهاي «جنگ نامتقارن» طراحي و در دستور كار قرار دهد. هر يك از نشانه‌هاي ياد شده، بخشي از واقعيت‌هاي كنش تاكتيكي رقابت‌آميز ايران و امريكا در آستانه دور دوم مذاكرات اسلام‌آباد را منعكس مي‌سازد. عبور از چنين شرايطي صرفا از طريق معادله قدرت به موازات حسن نيت و كنش سازنده همكاري‌جويانه حاصل مي‌شود. 
3-  انعطاف‌پذيري راهبردي ايران در جنگ و صلح-  يكي از ويژگي‌هاي اصلي كنش ايران را مي‌توان تحرك عملياتي و آمادگي سياسي براي كنش ديپلماتيك دانست. واقعيت‌هاي صحنه ميداني بيانگر آن است كه ايران در تمامي مراحل تاريخي كه جنگ عليه ساخت اجتماعي، اقتصادي، صنعتي و راهبردي جمهوري اسلامي شكل گرفته، تلاش داشته تا اولا از سازوكارهاي مربوط به اقدام متقابل بهره‌مند شود. ثانيا شرايط لازم براي عملياتي‌سازي كنش نامتقارن را در دستور كار قرار دهد. هرگونه كنش نامتقارن مبتني بر سياست دفاعي پر ريسك براي كاهش هزينه‌هاي راهبردي كشور در دور دوم اقدامات نظامي و عملياتي امريكا خواهد بود.  اگرچه دونالد ترامپ همواره به اين موضوع اشاره داشته جنگ عليه جمهوري اسلامي را در جهت ارتقاي سطح آزادي اجتماعي، بهينه‌سازي موقعيت اقتصادي و آينده بهتر جامعه ايراني به انجام رسانده، اما واقعيت‌هاي موجود بيانگر آن است كه جنگ زيرساخت‌هاي قدرت ارتباطي، اقتصادي و راهبردي ايران را تحت‌تاثير قرار داده و اين امر به منزله افزايش تهديدات اجتماعي و اقتصادي عليه جامعه ايراني خواهد بود. دونالد ترامپ عموما از «ديپلماسي اجبار» و «سياست تهديد» براي به حداقل رساندن ضريب مقاومت ايران بهره گرفته و در نتيجه تلاش داشته تا عمليات رواني را به موازات كنش تهاجمي عليه موجوديت اجتماعي، اقتصادي و ساختاري ايران به‌كار گيرد.  برخي كارشناسان ايراني خارج از كشور، ادبيات سياسي واقع‌گرايانه را در دستور كار قرار داده و استدلال نموده‌اند كه رسانه‌هاي بين‌المللي درصدد ايجاد آشوب‌ ذهني و رواني در ايران بوده و طبيعي است كه اين امر چالش‌هاي ساخت قدرت ايران براي دفاع از موجوديت خود در برابر سياست تهاجمي امريكا و اسراييل را افزايش خواهد داد. مقابله در برابر سياست تهاجمي امريكا به عنوان يك قدرت بزرگ جهاني از اين جهت اهميت دارد كه ميزان اثربخشي كنش نظامي و اقدامات پر حجم تهاجمي امريكا عليه كشوري كه با كسري قابليت‌هاي اقتصادي و نظامي روبه‌رو مي‌باشد، بسيار محدود بوده است. روندهاي گذشته بيانگر اين واقعيت است كه اولا جمهوري اسلامي به اين موضوع اشاره داشت كه اگر جنگ عليه ايران شكل گيرد، به صورت اجتناب‌ناپذير تصاعد پيدا كرده و چالش‌هاي امنيتي جديدي را براي تمامي كشورها به وجود مي‌آورد. ثانيا در روند ادامه جنگ، ايران از ابزارهاي متنوعي براي كنترل و مديريت تهديدات استفاده خواهد كرد. ثالثا هرگونه منازعه و كنش رقابتي مي‌تواند زمينه تصاعد بحران و گسترش جنگ به حوزه‌هاي پيراموني را اجتناب‌ناپذير سازد. 
نتيجه - جنگ و صلح در خاورميانه به عنوان واقعيت اجتناب‌ناپذير «منطقه آشوب‌زده» محسوب مي‌شود. مداخله امريكا و گسترش يگان‌هاي عملياتي آن كشور در كشورهاي منطقه‌اي نه تنها ضريب امنيت ملي واحدهاي سياسي منطقه‌اي را افزايش نداده بلكه در روند جنگ و گسترش بحران، امنيت ملي و راهبردي بسياري از كشورهاي منطقه‌اي به ميزان قابل‌توجهي كاهش پيدا كرده است. در چنين شرايطي پاكستان راهبرد دقيق و سازنده را در دستور كار قرار داده است. «عاصم منير» رييس سرويس اطلاعاتي ارتش پاكستان در روند تهاجم نظامي امريكا و اسراييل عليه ايران از سياست كنش متوازن و الگوهاي معطوف به حل و فصل چالش‌ها بهره گرفته و اين امر ضريب صلح‌سازي در محيط منطقه‌‌اي را ارتقا و افزايش داده است. اگرچه جمهوري اسلامي در روند دو جنگ اخير امريكا و اسراييل با نشانه‌هايي از تحريك و آسيب‌پذيري راهبردي روبه‌رو شده است، اما پتانسيل مجموعه‌هاي دفاعي جمهوري اسلامي و اراده ناشي از فرهنگ سياسي و كنش مبتني بر مقاومت، زمينه شكل‌گيري اقدامات متقابل را به وجود آورد. در اين شرايط ايران محور اصلي تفكر نظامي و راهبردي خود را در مقابله با تهديدات سامان بخشيده و تلاش داشته تا از سازوكارهاي كنش متقابل با رويكرد نامتقارن استفاده نمايد. ايران در هر دوره از اقدامات نظامي و عملياتي امريكا و اسراييل درصدد برآمد تا اراده معطوف به مقاومت خود را به آزمون گذارد، در روند جنگ هيچ‌گونه اقدام پيشدستانه‌اي را به انجام نرساند و نشان داد كه در محيط پرمخاطره خاورميانه و جنوب غرب آسيا تلاش خواهد داشت تا قابليت‌هاي تاكتيكي خود را در جهت مقابله با تهديدات مورد استفاده قرار دهد. هدف كنش تاكتيكي ايران در مقابله با اقدامات ايالات‌متحده معطوف به نشانه‌هايي از موازنه تهديد و كنش متقابل امنيتي بوده است. اگرچه قابليت‌هاي ايران و امريكا در روند جنگ متقارن با يكديگر همگون و متوازن نمي‌باشد، اما ايران كسري قابليت نظامي خود را از طريق ابتكار عمل، ريسك‌پذيري، كنش متقابل و متنوع‌سازي صحنه درگيري جبران نمود.  ايران همچنين اميدوار است تا مذاكرات 9 و 10 مه ‌2026 را با حسن‌نيت و تلاش براي تحقق سازوكارهاي مربوط به «ديپلماسي سازنده» پيگيري نمايد. در نگرش ايراني، جنگ و صلح براساس معادله مقاومت معنا پيدا مي‌كند. به همان‌گونه‌اي كه ايران آمادگي لازم براي كنش تاكتيكي متوازن و مناسب را در صحنه نبرد داشته است، در روند ديپلماسي نيز تلاش مي‌كند تا زمينه ايجاد صلح سازنده از طريق كنش همكاري‌جويانه و مشاركت مبتني بر حسن‌نيت ديپلماتيك را فراهم سازد. ابتكار عمل ديپلماتيك ايران به گونه‌اي است كه قادر خواهد بود تا زمينه لازم براي انسجام‌بخشي ساختار داخلي جهت عبور از تهديدات را به وجود آورد. تحقق اين امر به عنوان زمينه‌اي براي مديريت بحران، صلح‌سازي، انسجام داخلي و بهينه‌سازي معادله قدرت در فضاي آينده منطقه‌اي محسوب مي‌شود. در فرآيند صلح‌سازي منطقه‌اي، پاكستان تلاش قابل‌توجهي به انجام رسانده و ايران نيز وقوف همه‌جانبه‌اي نسبت به شرايط سياسي و الگوي كنش ارتباطي پاكستان با كشورهاي منطقه‌اي دارد، به همين دليل است كه از ابتكار عمل و حسن‌نيت پاكستان براي صلح‌سازي استقبال به عمل مي‌آورد. ايران اميدوار است كه ابتكار عمل پاكستان در مذاكرات مرحله دوم اسلام‌آباد به ثبات منطقه‌اي و همكاري موثر كشورها به دور از سياست آتش‌بياري معركه دونالد ترامپ منجر شود.
استاد دانشگاه تهران

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون