لزوم توجه به آموزشهاي پيشگيرانه دفاعي
شاهپور محمدي
قبلا نيز به اين موضوع در همين روزنامه پرداخته شده كه بعد از جنگ تحميلي 12روزه در سال گذشته، رسانه ملي بايد با همكاري نهادهاي ذيربطي چون ستاد بحران كشور، آتشنشاني، هلالاحمر، مركز اورژانس و... به آموزشهاي پيشگيرانه دفاعي از طريق شبكه هاي مختلف خود ميپرداخت، چون قابل پيشبيني بود كه كشورهاي متخاصم به بهانههاي مختلف، باز هم تجاوز و جنايت خود را ادامه دهند، چراكه منطق و دكترين نظامي و سياسي آنها بر مبناي كشتار، زور، فريب و جنايت استوار است. بعد از جنگ 12 روزه و با نگاه پيشگيرانه، مردم بايد آموزشهاي زمان بمباران را بهطور فراگير از صفحه تلويزيون مشاهده ميكردند . در مورد لزوم توليد اينگونه برنامههاي آموزشي، بارها از طريق مطبوعات به بحث و روشنگري پرداختيم و گفتيم كه اين رسانه نبايد در مورد چنين موارد مهمي تعلل داشته باشد تا اينكه جنگ سوم تحميلي آغاز شد و 40 روز طول كشيد و در همين مدت نيز مردم بدون آموزش اين پروتكلها بهطور فراگير، ايام جنگ را سپري كردند. در حالي كه جاي آن داشت كه هر شب در كنار اخبار جنگ و ديگر برنامهها، اين دستورالعملها نيز از قاب تلويزيون به مردم اطلاعرساني شوند. هماكنون نيز مديران رسانه ملي به اتفاق نهادهاي مرتبطي كه نام برده شدند، بايد مبنا را بر اين قرار دهند كه هر لحظه امكان جنگ چهارم تحميلي وجود دارد، بنابراين با تهيه برنامههاي آموزش محور دفاعي به اين آمادگيها بپردازند. رسانه ملي رسالت و وظايف مهم و سنگيني در اين زمينهها بر عهده دارد و براي اصحاب قلم و كنشگران فرهنگي كشور كماكان جاي سوال است كه چرا اين رسانه بهرغم تذكرات مكرر، در مورد آمادهسازي مردم در مقابل بحرانهاي احتمالي، اقدام موثري انجام نميدهد؟ بارها به اين موضوع تاكيد داشتهايم كه نهاد رسانه، بهرغم گرفتاريهاي اقتصادي كشور، براي فعاليتهاي رسانهاي خود، بودجههاي چشمگيري از دولت اخذ ميكند، اما چرا در مقابل اين حجم از اعتبار دريافتي، نبايد انتظارات بديهي و ساده مردم را در امر آموزشهاي زمان بحران برآورده كند؟ دليل آن چيست؟ آيا اين رسانه مشكل برنامهساز دارد؟ آيا اين رسانه مشكل نويسنده و پژوهشگر دارد؟ آيا مشكلات فني و تجهيزاتي در اين رسانه وجود دارد؟
و سوالات بسيار ديگر... اين نهاد رسانهاي بايد اولويتهاي زندگي مردم را به درستي تشخيص دهد. آموزش آمادگيهاي دفاعي زمان بمباران، آن هم براي كشوري كه در وضعيت آتشبس موقت قرار داشته و جنگ سختي را نيز بهطور غافلگيرانه پشت سر گذاشته، آيا يك نياز مهم ملي محسوب نميشود؟ چه دليلي بايد وجود داشته باشد كه مردم از آموزشهاي اوليه و حداقلي زمان بمباران محروم بمانند؟ مردم حق دارند بدانند در زمان حمله مجدد، چه كارها و دستورالعملهايي را و چگونه بايد رعايت كنند. چنين مواردي به دليل فراگير بودن حضور تلويزيون در خانهها، قطعا به عهده نهاد رسانه ملي است. در كنار اين پروتكلهاي مربوط به حفظ سلامتي، حتي مردم از برخي موارد امنيتي نيز شايد اطلاع چنداني نداشته باشند. شايد هنوز هم يك عده به درستي ندانند كه در زمان حملات هوايي نبايد از مناطق نظامي، اقتصادي، پالايشگاهي و مسكوني يا بيمارستاني و... عكس و تصوير گرفته و آنها را به شبكههاي تلويزيوني ديگر كشورها ارسال كنند و چنين موارد خطرناكي به معناي گرا دادن به دشمن است و چرا نبايد اينگونه هشدارها بهطور مداوم در قالب برنامههاي ويژه جنگ به مردم آموزش داده شوند؟ چرا رسانه هماكنون كه كشور در شرايط نسبي آرامش غيرجنگي قرار دارد به اين موارد نميپردازد؟ مگر جنگ تمام شده است؟ اصحاب قلم، اين خلأها و نقصانها را مكررا به رسانه ملي گوشزد ميكنند، اما چرا بهرغم اين همه تذكرات، اين هشدارهاي مهم جدي گرفته نميشوند، همواره جاي سوال است؟ رسانه ملي، محلي نيست كه بخواهد در بحث آموزش پروتكلهاي جنگ تعللي داشته باشد و اگر هم به هر دليلي كمكاري صورت گرفته، بايد سريعا اين خلأها پر شوند. اگر پناهگاههايي در سطح شهر براي زمان بحران و بمباران پيشبيني شدهاند، اين رسانه بايد در مورد محل و نحوه انتقال به آن مكانها در زمانهاي اضطرار مدام اطلاعرساني كند يا اينكه آژيرهاي خطر به چه نحوي در شرايط اضطرار، قرار است مردم را آگاه كنند! چه مدت زماني قبل از بمباران در اختيار مردم قرار دارد تا بتوانند به محلي امن پناه ببرند؟ و اصولا مكان امن در زمان بمباران كجاست و كدام بخش از منزل و محل كار و... است؟ در زمان حضور نيروهاي امدادگر و آتشنشان، وظايف مردم چيست؟ و بسياري قوانين حفاظتي و پيشگيرانه ديگر...!! آمادهسازي براي شرايط بحران و اضطرار و تلاش براي حفظ سلامت جسمي و رواني افراد، جزو حقوق اجتماعي مردم محسوب ميشود و نيازمند اهتمام و كوششي مضاعف در اين زمينه است . اميدواريم اينگونه برنامههاي آموزشي را به سرعت از صفحه رسانه ملي شاهد باشيم.مستندساز و منتقد