نیره خادمی
«وقتی مدارس از فضای فیزیکی به فضای مجازی منتقل میشوند، آیا واقعا آموزش ادامه مییابد یا شکافی عمیق میان لایههای مختلف جامعه ایجاد میشود؟ وقتی برخی مدارس از هوش مصنوعی استفاده میکنند و برخی حتی از اینترنت محرومند چطور؟ در نشست روز یکشنبه پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چندین پرسش جدی از این جنس پرسشها مطرح شد و البته به این موضوع پرداخته شد که چطور هوش مصنوعی قادر به فتح جهان است و کشوری چون آمریکا سعی دارد بر آن تسلط پیدا کند. بحث بر سر شکاف دیجیتال بود و این که چگونه نابرابری در دسترسی به اینترنت، از یک مشکل کوچک تکنولوژیک به یک بحران گسترده فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است؛ شکافی که فراتر از آموزش، آرامش اجتماعی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
باز تولید بیکاری فردا با محرومیت دیجیتال امروز
محمدرضا عاطفی، ريیس هیاتمدیره گروه مشاوره هوش مصنوعی ناب در این نشست با اشاره به بازتولید و تشدید نابرابری اجتماعی به واسطه نابرابری دیجیتال تاکید کرد که این شکافها از آموزش و از مساله کوچکی مانند اینترنت شروع شده و به بحرانهای شناختی، اجتماعی و فرهنگی و شکافهایی ختم میشود که در دیماه گذشته شاهد نمونهای از آن بودیم. او معتقد است که حذف کلاسهای حضوری لزوما به معنای آموزش آنلاین نیست اگر چه بررسیها نشان میدهد از زمان کرونا تا همین حالا سوییچ کردن از آموزش حضوری به مجازی، در بسیاری موارد به معنای حذف کامل آموزش بوده است چرا که دسترسی به اینترنت و زیرساختهای آن هنوز در بسیاری از نقاط میسر نشده است.« البته ما در دوران کرونا شاهد تحول بزرگی در این زمینه بودیم و بعد هم با سرعت خیلی کمی بخشی از خلا پر شد ولی همچنان شکافهایی وجود دارد. این در حالی است که دانش آموزانی که دسترسی پایدارتر و سریعتر به اینترنت دارند عملکرد آموزشی به مراتب بهتری در مهارتهای حل مساله و یادگیری دارند.» به گفته او امروز کیفیت اینترنت بخشی از کیفیت آموزشی است و در آینده دیگر جزئی جدایی ناپذیر از آموزش خواهد شد. « در بسیاری از کشورها مدارس ممتاز از هوش مصنوعی استفاده میکنند اما مدارس محروم هنوز هم اینترنت پایدار ندارند که این موضوع به منشا خلق یک شکاف دیجیتال جدید در جوامع تبدیل خواهد شد. طبیعتا کشورهایی که زیرساخت دیجیتال ضعیفتری دارند احتمالا از تحول در این حوزه عقب میمانند. هوش مصنوعی میتواند بزرگترین ابزار عدالت آموزشی یا بزرگترین موتور نابرابری آینده باشد. بسیاری از مشاغل آینده به مهارت دیجیتال وابسته است و محرومیت دیجیتال امروز بیکاری فردا را باز تولید میکند یعنی مجموعهای از نیروی انسانی خواهیم داشت که توانایی کافی برای تطبیق با نیازهای بازار کار را ندارد موضوعی که میتواند باعث دوگانگی و شکاف اقتصادی در جامعه ما شود. در آینده تفاوت اصلی میان افراد صرفا سطح تحصیلات نخواهد بود. اگر بازتعریفی از سواد داشته باشیم؛ حالا باید بگوییم باید سواد هوش مصنوعی وجود داشته باشد. جامعه ما روی گسلهای نابرابری شناختی قرار دارد حالا فکر کنید که با استفاده از این شکاف دیجیتالی آن را تشدید کنیم.»
حرفهایی که بعد از جنگ باید جدی گرفته شود
در حال حاضر که در شرایط جنگی هستیم و طبیعتا شرایط جنگی الزامات خاص خود را دارد و اگر فکر کنیم که در شرایط جنگی همان حرفهای شرایط نرمال مطرح خواهد شد، احتمالا به بیراهه میرویم بنابراین همانطور که استاد دانشگاه هم میگوید؛ طرح چنین مسائلی به این معناست که به محض پایان جنگ، نیازمندیها در این زمینه در نظر گرفته تا بخشی از شکافها پر شود.«زمانی داشتن کلاس، آموزش، معلم و کتاب خوب یا برای بچههای کنکوری دسترسی به کتابهای کمکآموزشی مهم بود و برای کسانی که در شهرها یا روستاها امکان دسترسی کمتری داشتند شکاف آموزشی محسوب میشد. این شکاف به کمک تحول دیجیتال تا حد زیادی پر شد ولی حالا با شرایط خاص ایران شکاف بزرگتری ایجاد و تشدید شده است چرا که مثلا با این تورم یک لپتاپ بالای ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد. در حالی که مثلا در هند یا ترکیه و امارات به کمک شرکتهای بزرگ فناوری تبلت به صورت رایگان در مدارس توزیع شد تا شکاف را تا حدی پر کند اما دسترسی ما طبیعتا به خاطر شرایط تحریمی کمتر است ولی باید در این زمینه ایدههای خلاقانه و نوآورانهای را در پیش بگیریم. از سوی دیگر شکاف آموزشی ناشی از تفاوت دسترسی هم ایجاد میشود به عنوان مثال دانشآموزی که در تهران هست امکان خریدن وی پی ان دارد و اما این دسترسی برای کسی که در روستا است وجود ندارد. اینترنت دیگر امکان رفاهی نیست و بخشی از زیرساخت عدالت آموزشی است. البته اینها را میشنویم اما هنوز جزیی از ساختار حکمرانی ما نشده است. اینترنت به عنوان حق دسترسی به دانش باید در اختیار همه دانشآموزان کشور در دور افتادهترین نقاط قرار گیرد.»
فردي كه هوشمصنوعي دارد ، قدرت را در اختيار دارد
پیش از این، موضوع گردش اطلاعات در جهان مهم بود، میگفتند اطلاعات طلاست و هر فردی که اطلاعات جهان را در اختیار داشته باشد، قدرت را در اختیار دارد اما حالا میگویند کسی که هوش مصنوعی را در اختیار دارد، قدرت جهان را در اختیار دارد. چنانچه در هفتههای گذشته نیز چندین نشریه اروپایی از جمله روزنامههای لوتان، لوفیگارو و لوموند مباحثی از این دست را با محوریت آمریکا و چین مطرح کردند. عاطفی هم به همین موضوع تاکید دارد:«مثلا امریکا و آقای ترامپ ۶۰درصد دنیا را از دسترسی به جیپییوهای سری اچ ۲۰۰ به بالا محروم کرده است به این دلیل که زیرساخت مهمی برای هوش مصنوعی هستند.جنگی که الان در حال وقوع است فقط جنگ فیزیکی یا نظامی نیست و بخشی از موضوع، جنگهای بزرگی است که در حوزه هوشمصنوعی در حال انجام است. متاسفانه چندین علل از جمله انواع تحریمها و تبعیضها در این زمینه باعث عقبماندگی ما میشود.»او از دانشجویانی نام برد که حدود سه دهه قبل، مرتبا به دنبال توصیهنامه برای دانشگاههای امریکا و کانادا بودند در حالی که با گذر زمان و به تدریج، مقصد دانشجویان بعدی به دانشگاههای استرالیا و اروپا و کشورهایی با کیفیت بسیار پایینتر تنزل یافت:«در آن زمان دانشجویان از نظر دانشی قوی بودند که میتوانستند برای دانشگاههای خوب اقدام کند اما بعید میدانم دانشجویان حال حاضر- فارغ از بحثهای مرتبط با تحریم- توان ورود به آن دانشگاهها را داشته باشند.»
میترسم از روزی که این جایگاه را به امارات بدهیم
عضو هیاتعلمی دانشگاه آزاد تهران جنوب معتقد است که بحث شکاف و به ویژه در حوزه هوش مصنوعی موضوعی بسیار جدی است که حکمرانان باید به آن توجه کنند چرا که دیگر مربوط به آینده خیلی دور نیست.«ما زمانی سهمی در بخشی از فناوریها در حوزه آی تی هر چند کوچک داشتیم باید خیلی مراقبت کنیم چون جهان اول و دوم که در گذشته بر اساس اقتصاد بود الان با این نگاه به دو گروه جهان تولید کننده ایآی و جهان مصرف کننده ایآی تقسیم می شود. ما توانایی ورود به باشگاه تولیدکنندگان هوش مصنوعی را از نظر منابع انسانی داریم ولی در غیاب زیرساختهای هوش مصنوعی اساسا امکان ورود به این بازی را نخواهیم داشت. من از روزی میترسم که این جایگاه را به کشوری چون امارات بدهیم و امیدوارم آن روز را نبینیم که مثلا امارات یا عربستان به واسطه سرمایهگذاری و دسترسی به این زیرساختها بچههای ما را بر بزنند و آنها بشوند مقصد جهان اولیهای واسط. در دنیای امروز نظم جدیدی در حال شکلگیری است و اگر خوب بازی نکنیم در آن نقشی نخواهیم داشت. نابرابری در دسترسی به مدلهای زبانی برای دانش آموزان نقش تعیین کنندهای را دارد.
پیشنهادهایی برای کاهش نابرابری
شبنم ودادتقی، معلم و مدرس مدرسه تلویزیونی ایران و دانشگاه فرهنگیان البته در این نشست بیشتر به بحثهای مرتبط با کیفیت یادگیری تاکید کرد تا اینکه صرفا به دسترسی به اینترنت بپردازد چرا که به اعتقاد او، اساسا دانشآموزان هزینه اینترنت پرداخت میکنند، اما به دلیل محدودیت دسترسی، امکان جستوجو و استفاده کامل از منابع علمی برای آنان فراهم نیست. شبنم ودادتقی میگوید که آموزش ترکیبی مجازی و حضوری باید بهصورت علمی و نظاممند در ساختار آموزشی کشور تثبیت شود.«سالها تلاش برای ورود آموزش ترکیبی به نظام آموزشی با مقاومتهایی همراه بوده است، در مقاطعی بهصورت محدود و در برخی مدارس خاص این مدل اجرا شد، اما نگرانی از ایجاد شکاف و نابرابری آموزشی باعث شد توسعه آن با احتیاط پیش برود. البته با شیوع کرونا آموزش مجازی بهطور گسترده مطرح شد اگر چه در ابتدا بسیاری از معلمان به دلیل نداشتن آموزش کافی در این حوزه با چالشهای جدی روبهرو شدند و خساراتی در فرآیند یاددهی و یادگیری ایجاد شد.پس از دوران کرونا انتظار میرفت نظام آموزشی در فضایی فعالیت کند که ضرورت تأکید مجدد بر آموزش مجازی مطرح نباشد، اما همچنان جابهجایی میان آموزش سنتی و مجازی بدون برنامهریزی تخصصی ادامه دارد.دانشآموزان امروز کارآفرینان و معلمان آینده هستند و دانشآموزی که فرصت تعامل، پژوهش و جستوجوی علمی نداشته باشد، نمیتواند مهارتهای قرن بیستویکم را کسب کند.» شبنم ودادتقی در ادامه به تاثیر اینترنت در کیفیت یادگیری پرداخت:«در برخی مدارس که از پلتفرمهای داخلی و زیرساختهای مناسب استفاده شده، روند یادگیری بهبود یافته است، در حالی که در مدارسی که این امکانات فراهم نشده، کیفیت آموزش با چالش مواجه بوده است.آموزش یک فرآیند پیوسته است و نقطهای نیست؛ تولید محتوا، ارائه آن به دانشآموز و امکان تعامل و اشتراکگذاری میان دانشآموزان، سه بخش اصلی این چرخه هستند و نبود هر یک از این مؤلفهها، فرآیند یادگیری را ناقص میکند بنابراین نظام آموزشی باید به سمت «تابآوری آموزشی» حرکت کند.» او برای کاهش این نابرابری، پیشنهاد کرد که امکان جستوجوی امن باید برای دانشآموزان فراهم شود، مدارس به سرورهای محلی مجهز شوند و محتوای آموزشی بومی و معتبر بارگذاری شود تا سایر مدارس نیز به آن دسترسی داشته باشند. «فراهمسازی دسترسی هدفمند به برخی سایتهای مورد تأیید آموزش و پرورش میتواند به کاهش شکاف دیجیتال کمک کند بنابراین با تمرکز بر تقویت زیرساختها و ارتقای کیفیت آموزش، میتوان مسیر عدالت آموزشی و تابآوری نظام یادگیری را هموارتر کرد.»
تغییر مفهوم بازماندگی از تحصیل
مرتضی هادیان، عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان تهران، کارشناس دیگری بود که تفاوتهای آموزشی میان مدارس شهری، روستایی، عشایری و همچنین مدارس خاص مانند سمپاد، زمینهساز نابرابریهای اجتماعی و آموزشی را مطرح کرد و گفت:«این تفاوتهای بستر اجتماعی و جغرافیایی میتواند منجر به نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی، از جمله اینترنت شود. در نظام نوین آموزشی ظرفیتهایی وجود دارد که میتواند در جهت کاهش این نابرابریها به کار گرفته شود و بسیاری از نابرابریها از طریق اصلاح شیوههای آموزشی و بازتعریف مفاهیم یادگیری قابل کاهش است.» از نظر او نیز لپتاپ باید به عنوان بخشی از لوازم آموزشی دانشآموزان در نظر گرفته شود و اینترنت نیز بهعنوان یک وسیله آموزشی تعریف شود و بهصورت عادلانه در اختیار دانشآموزان قرار گیرد. هادیان در ادامه با پیش کشیدن بحث بازماندگان از تحصیل تعریف جدیدی از آن با توجه به تغییرات جهانی و انقلاب دیجیتال ارائه کرد که بر اساس آن بسیاری، حتی معلم یا استاد دانشگاه هم میتواند جزیی از آن باشد.« در نظام سنتی افراد به دلیل نداشتن مهارت خواندن و نوشتن از آموزش جا میماندند و در نظام نوین نیز افرادی ممکن است به دلیل نداشتن مهارتهای دیجیتال یا دسترسی مناسب، از فرآیند یادگیری عقب بمانند و حتی ممکن است دانشآموزان از نظر مهارتی در برخی حوزهها از معلمان خود نیز پیشرفتهتر باشند و این موضوع ضرورت بازتعریف نقشها در آموزش را نشان میدهد.»
ایدههای نوآورانه به جای کپیکاری
داود مسعودی، مدیر اندیشکده حکمرانی هوشمند اما در نشست تخصصی اینترنت و آموزش به موضوع مهمی اشاره کرد که البته شاید عنوان کردن صاف و صادقانهاش به مذاق بسیاری خوش نیاید، اینکه به جای ایدههای نوآورانه مدام از دیگر کشورها الگوبرداری میشود آن هم در شرایطی که ایران سالها قبل مبدا و منشا بسیاری از علوم بوده است. «وابستگی به فناوریهای خارجی و تمرکز بر مصرفگرایی دیجیتال میتواند مانع توسعه شود. باید به جای تکیه بر الگوهای وارداتی، مسیر نوآوری داخلی را تقویت و دانش موجود را بهروز کنیم.برای پیشرفت در حوزههایی مانند اینترنت و هوش مصنوعی باید به سمت نوآوری، تولید دانش و همافزایی میان حوزه آموزش و فناوری حرکت کرد.» او به تجربه تاریخی انقلاب صنعتی در جهان اشاره کرد و اینکه ایران تا قبل از آن، در حوزههاي مختلف اگرچه در رده اول نبود ولی در رده ترازهای اول قرار داشت.«بعد از انقلاب صنعتی در بسیاری از حوزهها عقب ماندیم و امروز تلاش میکنیم که مثلا بخشی از آن را جبران کنیم. این تجربه نشان میدهد که بیتوجهی به تحولات فناورانه میتواند موجب از دست رفتن مزیتهای رقابتی شود.» مسعودی همچنین به هدررفت برخی منابع مالی و تسهیلات در حوزه فناوری اشاره کرد آن هم در شرایطی که کشور نیازمند تمرکز جدی بر توسعه زیرساختهای فناورانه است.«اگر در حوزه فناوری به زیرساختهای پایدار دست نیابیم، فاصله با جهان بیشتر خواهد شد. در حال حاضر بخش عمده فعالیتهای دیجیتال کشور در سطح پورتال و وبسایت باقی مانده است، در بسیاری از حوزههای پیشرفته مانند موتورهای جستوجو، پلتفرمهای نوآورانه و فناوریهای نوین، بیشتر مصرفکننده هستیم تا تولیدکننده. سرعت تحولات فناوری در عصر حاضر بالا است و فناوریهای جدید با چرخههای کوتاهتری نسبت به گذشته ظهور میکنند، اگر برنامهریزی هدفمند وجود داشته باشد، امکان پیشرفت سریع فراهم است.» به گفته مدیر اندیشکده حکمرانی هوشمند وابستگی فناورانه به کشورهایی مانند آمریکا یکی مشکلات و مسایل اصلی پیش روی ایران است و توسعه داخلی میتواند این وابستگی را کاهش دهد. » مدیر اندیشکده حکمرانی هوشمند «آموزش و هوش مصنوعی» را از دو منظر قابل بررسی دانست:« نخست بهعنوان ابزار که از بستر اینترنت و پلتفرمها بهره میگیرد و دوم بهعنوان موضوعی آموزشی که نیازمند تربیت نیروی متخصص است. برای بهرهگیری مؤثر از فناوریهای نوین باید آموزش آنها در نظام آموزشی تقویت شود آن هم در شرایطی که یکی از چالشهای موجود، ضعف در تولید محتوای آموزشی متناسب با نیازهای جدید است که باید برای رفع آن برنامهریزی جدی انجام شود.»
در نهایت، آنچه از نشست پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برمیآید، یک ضرورت اجتنابناپذیر است: نظام آموزشی ایران با تغییر پارادایمهای جهانی روبهروست. از تعریف لپتاپ و اینترنت به عنوان «لوازم ضروری آموزشی» گرفته تا گذار از«مصرفگرایی دیجیتال» به «تولید دانش»، همگی نشان میدهند که اگر زیرساختهای عادلانه و مسیرهای نوآورانه فراهم نشود، شکاف دیجیتال نه تنها آموزش را مختل میکند، بلکه لایههای جدیدی از نابرابری را در بدنه جامعه خلق خواهد کرد که جبران آنها در آینده بسیار دشوار خواهد بود.