چرا بايد مانع از مصادره به مطلوبِ فداكاري مردم شد؟
اسماعيل گراميمقدم
حضور هوشمندانه مردم در صحنههاي دفاع از كشور طي ۷۰ شب گذشته، بار ديگر نشان داد كه پيوند ميان ملت و نظام در لحظات بحراني، گسستناپذير است. با اين حال پرسش اساسي اين است كه چگونه ميتوان از اين «سرمايه اجتماعي» در برابر جريانهايي كه به دنبال سوءاستفاده، تندروي يا منافع حاصل از تحريم و جنگ هستند، محافظت كرد؟ به بهانه رخدادهاي اخير به نظرم لازم است ضمن بازخواني حماسه حضور مردم و تحليل نگاه منصفانه تحليلگراني چون عباس عبدي، بر ضرورت تبديل «قدرت ميداني» به «دستاورد ديپلماتيك» و صيانت از جايگاه نهادهاي تصميمساز در مسير خير و صلاح مملكت صحبت كرد. در تاريخ سياسي كشورها، لحظاتي وجود دارد كه فراتر از تحليلهاي مرسوم، اين «روح جمعي» يك ملت است كه سرنوشت را رقم ميزند. آنچه در ۷۰ شب اخير در میدانها و خيابانهاي ايران گذشت، تجلي عيني دلاوري، شهيدپروري و وطنپرستي ملتي بود كه در دفاع از كيان ايران و نظام سياسي خود، تمامقد ايستادند. اين حضور كه به تعبير رهبري فقيد، مبعوث شدنِ مردم براي دفاع از كشور در لحظات حساس است، حقيقتي است كه هيچ ناظر منصفي نميتواند آن را ناديده بگيرد. ايستادگي هوشمندانه مردم نه تنها نقشه دشمنان خارجي را نقش بر آب كرد، بلكه به رزمندگان و مدافعان امنيت اين مرز و بوم، جاني دوباره و اميدي مضاعف بخشيد. با اين حال، هر جا كه حماسهاي برپا ميشود، بيم آن ميرود كه جريانهاي «مصادرهگر» به دنبال بهرهبرداريهاي جناحي يا شخصي از آن باشند. در روزهاي اخير شاهد بوديم كه برخي تحليلهاي دلسوزانه مورد نقد يا سوءبرداشت قرار گرفت. به عنوان نمونه، نگاه آقاي عباس عبدي كه سالهاست ايشان را به عنوان تحليلگري منصف و واقعبين ميشناسيم، همواره بر ستايش از بخشهاي اصيل و وفادار مردم استوار بوده است. ايشان همواره جايگاه ويژهاي براي حضور به موقع ملت در راهپيماييها و مناسبتهاي ملي قائل بوده و هستند. اما آنچه در تحليلهاي ايشان و برخي ديگر از دلسوزان برجسته است، نه نقد «حضور مردم»، بلكه هشدار جدي نسبت به «سوءاستفاده» از اين تجمعات است.
تاريخ معاصر ما نشان داده است كه گاهي مردم با نيتي پاك و براي دفاع از آرماني خاص به صحنه ميآيند، اما دشمنان يا جريانهاي نفوذي سعي ميكنند جهت اين حركت را تغيير داده يا آن را به نفع خود مصادره كنند. هشدار نسبت به اين خطر، نه تنها تضعيف حضور مردم نيست، بلكه عين «صيانت» از مقصود اصلي ملت است. آقاي عبدي و تحليلگراني از اين دست، به دنبال آن هستند كه دستهاي ناپاكي كه ميخواهند از ايثار و فداكاري شبانه مردم براي خود كلاهي بدوزند، قطع كنند. آنها ميخواهند اجازه ندهند كه اين حضور دلسوزانه، دستمايه تندرويهايي شود كه در نهايت به ضرر منافع ملي تمام ميشود.
يك نكته كليدي در تحليل شرايط فعلي، رابطه ميان «مقاومت ميداني» و «ديپلماسي» است. در تمام تاريخ جنگها و منازعات بينالمللي، مقاومت جانانه يك ملت در برابر دشمن، زماني به ثمر مينشيند كه دستاوردهاي آن در «ميز مذاكره» نقد شود. جنگ به خودي خود هدف نيست، بلكه وسيلهاي است براي رسيدن به صلح، ثبات و تامين حقوق ملي. كساني كه تمايل دارند كشور همواره در وضعيت جنگي باقي بماند يا نانشان در تنور تحريمها و تنشها پخته ميشود، بزرگترين دشمنان اين حضور مردمي هستند. اين جريانها با هر نوع مذاكره يا توافقي كه منجر به دستاوردهاي بزرگ و شگفتبخش براي ملت شود، مخالفت ميكنند، چراكه حيات سياسي و اقتصادي آنها در گروي «تنش دايمي» است.
واقعيت اين است كه ايران كشوري با ساختارهاي بروكراتيك و سياسي ريشهدار است. ما در ماههاي اخير ديديم كه حتي در سختترين شرايط و با شهادت عاليترين مقامات اجرايي كشور، «آب از آب تكان نخورد». نظام اداري و سياسي كشور چنان به هم تنيده و مستحكم است كه تحت هدايت رهبري و با فعاليت قواي مختلف، شوراي عالي امنيت ملي و نيروهاي مسلح، مسير خود را با قدرت ادامه ميدهد. اين ثبات ساختاري نشاندهنده آن است كه تصميمات كلان مملكت، نه بر اساس هيجانات مقطعي، بلكه بر مبناي خير و صلاح ملي و محاسبات دقيق نهادي اتخاذ ميشود.
مردم ايران ثابت كردهاند كه بسيار هوشمندتر از آن هستند كه اجازه دهند هيچ جرياني از حضور آنها سوءاستفاده كند. آنها با آگاهي كامل از شرايط كشور و منطقه به صحنه آمدهاند و ميدانند كه هدف نهايي، صيانت از ايران است. نقد امثال آقاي عبدي به برخي جنبهها، در واقع هشداري است به مسوولان و نهادها تا مراقب باشند كه اين انرژي عظيم مردمي، توسط «كاسبان جنگ و تحريم» به انحراف كشيده نشود.
ضرورت حضور مردم مورد اتفاقنظر همه جناحهاي دلسوز است، اما نبايد اجازه داد صادقانه بودن اين حضور، توسط عدهاي به عنوان ابزاري براي كوبيدن رقيب يا به بنبست كشاندن مسيرهاي عقلاني اداره كشور به كار گرفته شود.
در نهايت بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه سرمايه حاصل از اين ۷۰ شب ايستادگي، بايد در خدمت تقويت قدرت ملي و بهبود وضعيت معيشتي و امنيتي مردم قرار گيرد. دولتمردان و نهادهاي تصميمگير موظفند با تكيه بر اين پشتوانه مردمي، بهترين تصميمات را در عرصههاي بينالمللي اتخاذ كنند تا ايثار مردم در خيابانها، به رفاه و امنيت پايدار در خانههايشان تبديل شود. راه صيانت از آرمانهاي ملت، از مسير عقلانيت، دوري از تندروي و بستن راههاي سوءاستفاده جريانهاي نفعطلب ميگذرد.