عيسي اميدوار از آخرين جهانگردان ايران
غلامحیدر ابراهيمباي سلامي
عيسي اميدوار از آخرين جهانگردان معروف ايران در نيمه دوم نهمين دهه از زندگي پر بار خويش با كولهباري گرانبها از تجربههاي سفرهاي شور و شيرين به دور دنيا مسافر آسمان شد تا به جاي قصههاي شيرين قبايل ايماق هيماليا و رقصهاي آتشين سرخپوستان آمازون كه در دهه 30 شمسي گزارشي انسانشناختي بر پايه ارتباط عاطفه و دوستي از آنها ارايه كرده بود اكنون زندگي انسان مدرن در دنياي پر آشوب صنعتي و زوال اخلاق و مهرباني را براي فرشتگان ملول از رويدادهاي تلخ رفته بر زمين روايت كند. نام برادران اميدوار بر تارك جهانگردان ايران و جهان ميدرخشد «عيسي»و «عبدالله» اميدوار در دهه 30 شمسي از شرق به غرب جهان سفر كردند و در مقابل ماژلان و ماركوپولو كه از غرب به شرق آمده بودند اين دو برادر با همتي بلند پاي در راه سفرهاي طولاني از شرق نهادند و از خراسان و مرزهاي افغانستان گذر كردند تا با عبور از سرزمين عجايب هندوستان با سيري در آفاق طبيعت و واكاوي انفس ديگر مردمان از كوهها، دشتها و درياها بگذرند و با چشماني جستوجوگر محيط اجتماعي قبايل سرخپوست و جنگلهاي آمازون را دريابند و همه را به بهترين وجه ممكن روايت كنند كه ما بدانيم در كدام جهان زندگي ميكنيم. سفر برادران اميدوار در فرآيند جهانگردي و گردشگري ايران مهم بود و مهمتر از آن روايت و گزارش هوشمندانه آن سفر براي مردم ايران و جهان است. برادران اميدوار با روايتهاي متبحرانه خويش از ابعاد مختلف سفر با استفاده از رسانهها و به ويژه مطبوعات و روزنامهها كه به عرصه عمومي گسترش مييافتند در حين سفر در قالب، ياداشتها، عكسهاي كم نظير، نشر كتاب و برپايي همايشهاي ويژه و ايجاد موزهاي زيبا و پرمعنا در كاخ سعدآباد تهران مردم ايران و جهان را در جريان سفر و در تجربه زيسته خويش مشاركت دادند و هوشمندانه گزارشي مردمشناسانه و برپايه آموزههاي سفر و انسانشناسي از آداب و رسوم جوامع مختلف براي ثبت در تاريخ مخابره نموده و به يادگار گذاشتهاند.
اميدواران از آخرين جهانگرداني بودند كه سفر را از تهران، نيشابور، توس، هرات و كابل آغاز ميكنند و با عبور از دهلي و آمازون، به پاريس برميگردند و شانزليزه زيبا، اتوال و كنكرد را با جايزه سيتروئن خويش به قصد مكه و مدينه در عربستان درمينوردند و با روايتهاي اصيل خويش جامعهپذيري فرهنگي، مدارا و تحمل، انسانيت و مهرباني با ديگران را به نسلهاي جديدتر آموزش ميدهند به همين دليل است كه در قاموس گردشگري ايران اين دو برادر جهانگرد در رويكردي انسانشناختي مرجعيت علمي و فرهنگي پيدا كردهاند.
با اندكي تامل در مييابيم كه سفر برادران اميدوار به منزله «پايان عصر جهانگردي» و «آغاز دوره گردشگري» است. در تحليل مفهومي جهانگردي متفاوت از گردشگري است اولي به دوره سنتي «سفر» و دومي به «گردش» در جامعه مدرن مربوط ميشود. جهانگردي بر فرآيند ميهماني و ميزباني منظم و از پيش محاسبه شده همانند گردشگري استوار نيست و به گونه معمول ميزبان براي وقوع آن به صورت جدي مقصدي را آماده و تعيين نكرده است. حتي اگر در حين سفر جهانگرد از وسايط مدرن همانند ماشين و دوربين عكاسي نيز استفاده شده است. جنس و جريان سفر جهانگرد متعلق به جهان سنتي است. در مقابل گردشگري يك فرآيند نو و يك صنعت پيچيده است و در قالب يك جريان فرهنگي و اقتصادي برنامهريزي شده متعلق به جامعه مدرن تعريف ميشود و اكنون با گذر بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون نفر از مرزهاي بينالمللي و با رويكردهاي اقتصادي و تجاري داخلي و خارجي صنعت گردشگري كاركردهاي گستردهاي كه در نظام اجتماعي و محيط زيست جوامع دارد و جايگاه بزرگترين پديده اجتماعي در جامعه مدرن را به خود اختصاص داده است، اكنون كه در دوره دشوار آتشبس ناشي از تجاوزي بيرحمانه به ايران و تحمل آثار شوم جنگ چهل روزه هستيم يادآوري ميشود كه در ديپلماسي عمومي نيز ديپلماسي گردشگري و صلح جايگاه ويژهاي دارد و گسترش فرآيند ميهماني و ميزباني و توسعه صنعت گردشگري از منابع مهم براي كسب قدرت نرم و كاهش تنشها و فروكش جنگهاي خانمانسوز محسوب ميشود. هرچند موجب تاسف است در ايران كه سابقه تمدني بينظيري دارد و يك كشور موزه است و شهرموزههاي كم نظير در آن همانند شيراز، تهران، اصفهان، مشهد، تبريز، اهواز، كرمانشاه و همدان نمايانگر فرهنگ و تمدني باشكوه است با تسلط رويكردهاي عاميانه و رواج تحليلهاي سطحي گردشگري همپاي ديگر نقاط دنيا رشد نكرده و توسعه نيافته است.
برادران اميدوار همانگونه كه در حين سفر خود به دور دنيا و گزارش پربها و علمي آن سفر به جهانگردي ايران و جهان اعتبار بخشيدند از ستونهاي استوار گردشگري ايران و بيترديد بخشي از ميراث زنده بشري بودند كه اميد است نسل جوان ما با مراجعه به كتابها و آثار وزين آنها و بازديد كاوشگرانه از موزه كوچك اما كم نظير «برادران اميدوار» در كاخ سعدآباد تهران الگوهاي سفر و گردش برپايه انسانيت، مدارا و مهرباني را تجربه كنند. روحشان شاد باد.
رييس بنياد توسعه گردشگري پايدار